من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ
*******
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی
*******
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد
*******

1. يه روز ديدن مجنون نشسته هي با دستش مي نويسه ليلي هي گريه مي کنه اشکش مياد اسم ليلي پاک ميشه، خاک ها مبدل به گل ميشه؛ گفتن چي کار مي کني؟ مگن ديوونه شدي؟ گفت: چون ميسر نيست ما را کام او/ عشق بازي مي کنيم با نام او
2. سخت است هنگام وداع ؛ آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است ، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد.
3. اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم
4. در دریای نیلفام خوابهای شیرین شب ، صدف های رنگین خیال را می کاوم ، شاید مروارید رویای تو را در آن یابم.
5. تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم/ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم/ تو چیستی که از هر موج تبسم تو/ بسان قایق سرگشته ی روی مردابم
6. بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد
تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار باشد که عشق در وجوت بماند، و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود که ذره ذره ی وجودت را بگیرد آنگاه عشق از وجوت سرریز شود باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد ای امید نا امیدی های من
7. دوست دارم هميشه از تو بنويسم بي انكه در جستجوي قافيه ها باشم بي انكه واژه ها را انتخاب كنم دوست دارم از تو بنويسم كه ميدانم هنوز دوستم داري و هر سپيده دم يك سبد مهرباني از تو دريافت ميكنم
8. چه انتظار عجيبي!! تو بين منتظران هم عزيز من چه غريبي عجيبتر كه چه آسان ، نبودنت شده عاد ت نه كوششي نه وفايي ؛ فقط نشسته و گوييم : خدا كند كه بيايي
9. نامه نوشتن یعنی عریان کردن خویشتن در برابر اشباح واین همان چیزی است که اشباح با ولع وآزمندی به انتظارش نشسته اند . بوسه های مکتوب به مقصد نمیرسند ! زیرا به مقصد نرسیده اشباح در میانه راه آنها را می نوشند.ای کاش این فاصله ها نبودند تا لبهایت را غرق بوسه میکردم
10. آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ، دریا گفت: این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید
11. بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق
12. دوست دارم شب را به غم سر کنم/ دفتری را از اشک چشمم تر کنم/ نام آن دفتر نهم دیوان عشق/ عشق را عنوان آن دفتر کنم
13. دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ/ دوستی تلفیق شعور من و توست/ دوستی رنگ قشنگی است به رنگ خدا/ دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب
14. خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی
15. چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی/ این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی/ اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو/ چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی
16. در سرزمین عاطفه هایم چون گل روئیدی و من باغبانی آموختم، اما کدام گل احساس باغبان را می فهمد؟ آیا هیچ گلی هست که باغبان را به اندازه ی یک قطره شبنم یا یک گلبرگ بشناسد و دوست بدارد؟
17. من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید
18. صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت
19. مرا این گونه باور کن: کمی تنها ، کمی بی کس، کمی از یادها رفته، خدا هم ترک ما کرده، خدا دیگر کجا رفته! نمی دانم مرا آیا گناهی هست؟ که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی هست؟ مرا این گونه باور کن
20. كلاغ و طوطي هر دو زشت و سياه آفريده شدند. طوطي اعتراض كرد و زيبا شد، كلاغ هم راضي به رضاي خدابود. اكنون طوطي در قفس است و كلاغ آزاد
21. خط پیشانی هر جمع خط تنهائیست، همه گلچین گل امروزند. در نگاه هر کس حسرت بی فردائی است. نقش هر خنده که بر روی لبی می شکفد نقشه ای شیطانی است. زیر لب زمزمه شادی مردم برخاست هر کجا مرد توانائی بر خاک نشست
22. عشق ان چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم وبیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم وهیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود
23. عشق آلوچه نيست که بهش نمک بزنی، دختر همسايه نيست که بهش چشمک بزنی، غذا نيست که بهش ناخونک بزنی، رفيق نيست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه، بايد جلوش زانو بزنی
24. شبي غمگين، شبي باراني و سرد مرا در غربت فردا رها کرد دلم در حسرت ديدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد به من مي گفت تنهايي غريب است ببين با غربتش با من چه ها کرد تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد او
25. هرگز شکستم را نفهميد اگر چه تا ته دنيا صدا داشت
26. يکي محبت ميکنه يکي ناز ميکنه! اوني که ناز ميکنه هميشه محبت ميبينه اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست
27. اي چراغ دل تاريكم از اين خانه مرو، آشناي تو منم بر در بيگانه مرو، شمع من باش و بمان نور ز تو اشك ز من، جانفشان تو منم در بر پروانه مرو، سوختي جان مرا آه مكن، اشك مريز، از بر عاشق دلداده غريبانه مرو
28. ديشب در قلبم زمين لرزه ای به وسعت ٨ ريشتر اتفاق افتاد آنقدر شديد که حتی انعکاس آن را در مغزم نيز احساس کردم تمام مويرگ ها ، سرخرگ ها و سياهرگ های من در هم تنيد درختان و ساختمان های قلبم فرو ريخت خون هم چو سيلی در بدنم جاری
29. گشت و هزاران بلاهای ديگر؛ اما تو چه ساده از همه اين حوادث گذشتی فقط به خاطر فقط به خاطر يک آبادی ديگر
30. اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد؛ بدون کار "خدا" بوده! و اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد؛ بدون کار "خدا" بوده! و اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خرد نشي؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده! و حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفه ات کرده؛ شک نکن تنها مرحمت "خداست" که؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آورده
31. آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره
32. كنارم بخواب و به دورم بتاب و از اين لب بنوش و چو تشنه كه آبو؛ گل آتشي تو حرارت منم من كه ديوانه بي قرارت منم من؛ بخواب آرام پيش من مني كه بي تو ميميرم لبت را بر لبم بگذار كه جان تازه مي گيرم؛ خدا دوست دارد لبي كه ببوسد نه آن لب كه از ترس دوزخ بپوسد؛ خدا دوست دارد من وتو بخنديم نه در جاهليت بپوسيم بگنديم
33. آمد رود به خانه آن همسري که او/ در بين همسران جهان، شهريار بود/ خالق سپرد اين زر کاملعيار را/ دست کسي که زرگر کاملعيار بود
34. اون چیه که از گل قشنگتر، از هوری قشنگتر، از دنیا با ارزش تر، از فرشته پاکتر؟ واقعا که! هنوز منو نشناختی؟
35. دکتر علي شريعتي: خدايا کفر نميگويم. پريشانم. چه ميخواهي تو از جانم؟! مرا بي آنکه خود بخواهم، اسير زندگي کردي. خداوندا تو مسئولي. خداوندا تو ميداني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است. چه رنجي ميکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است
36. هي فلاني مي داني؟ مي گويند رسم زندگي چنين است؛ مي آيند، مي مانند، عادت مي دهند ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟ مثل همه فلاني ها
37. وقتی از کسی که دوستش داری هیچ خبری نداری خوشحال باش چون حتما حالش خوب و همه چیز روبراهه که از یادش رفتی
38. اگه از ياد تو رفتم/ اگه رفتي تو زدستم/ اگه ياد ديگروني/ من هنوز عاشقت هستم/ با وجود اينكه گفتي/ ديگه قهري تا قيامت/ با تموم سادگي هام/ گفتم اما به سلامت/ شايد اين خوابه كه ديدم/ هر چه حرف از تو شنيدم/ قلب ناباور من گفت/ من به عشقم نرسيدم/ پيش از اين نگفته بودي/ غير من كسي رو داري/ توي گريه توي شادي/ سر رو شونه هاش بذاري/ تو رو مي بخشم و هرگز/ ديگه يادت نمي افتم/ برو زيباي عزيزم/ تو گروني من چه مفتم
39. صداي يک بوسه به بلنداي صداي گلوله ي توپ نيست، اما انعکاس آن مدت زيادي باقي خواهد ماند؛ پس عزيزم مي بوسمت تا صداي عشق من تا مدت ها در قلبت انعکاس داشته باشد.
40. حرفيو بزن که بتوني بنويسيش ، چيزيو بنويس که بتوني امضاش کني و چيزيو امضا کن که بتوني پاش وايسي؛ پس: دوستت دارم،**امضاء**
41. دوستيت: زلال؛ مرامت: عسل؛ ظاهرت: طلا؛ باطنت: برف؛ وجودت: نعمت؛ داشتنت: غنيمت؛ نديدنت: مصيبت
42. سالاري بخدا؛ همانطور که به زيبايي تو خيره شده ام، با خود مي انديشم، هرگز فرشته اي را ديده ام که در ارتفاعي چنين پايين پرواز کند؟
43. دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم.
44. به شانه ام مي زني که غم هايم را بتکاني؟ به چه دل خوش کردي؟ به تکاندن برف از شانه ي آدم برفي؟
45. هرکسي تو را دوست داره 4 تا مريضي مي گيره: 1- فراموشي 2... 3... 4... . 3تاي ديگه را فرموش کردم.
46. شما به علت داشتن مرام و حمل معرفت محکوم به حبس ابد در قلب من هستيد
47. هر وقت گلي رو بو کردي هرگز اون رو نگاهش نکن؛ چون اگه نگاهتو به خاطر بسپاره شوق دوباره ديدنت اون رو پرپر مي کنه
48. ميدوني بي نمک ترين آدم دنيا کيه ؟ تويي، آخه عسل که نمک نداره!
49. برو جلوي آينه، کيو ميبيني؟ خودتو؟ نه! اينکه ميبيني همه ي دنياي منه!
50. اينو بدون که اگه کسي وارد زندگيت شد و گذاشتو رفت، علاوه بر اينکه يه خاطره به جا مي ذاره مي تونه يه تجربه هم به جا بذاره. پس سعي کن خاطره هاي خوب و تجربه هاي
مفيد رو به خاطر بسپاري. دوست داشته باش تا دوستت داشته باشن
51. زندگي چيست؟ زندگي مانند اتوبوس شلوغي است که جايي براي نشستن نيست و وقتي خلوت مي شود و مي خواهي بشيني راننده داد مي زند پياده شويد آخر خط است.
52. به پايان فکر نکن، انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي کند؛ بگذار
پايان تو را غافلگير کند درست مانند آغاز
53. در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست، ولي در نماز پايان است . شايد اين بدين معناست که پايان نماز آغاز ديدار است.
54. زندگي تفسير سه کلمه است: خنديدن. بخشيدن. و فراموش کردن. پس بخندو ببخش و فراموش کن!
55. پرسيدم دوست بهتراست يا برادر؟ گفت: دوست برادري است که انسان مطابق ميل خود
انتخاب مي کند.
56. اگر مي خواهي ارزشت را نزد خدا بداني، نگاه کن ببين ارزش خدا نزد تو در وقت گناه
چه قدر است
57. از اينکه زندگيتان پايان مي يابد نترسيد. از اين بترسيد که زندگي را هيچ گاه آغازنکنيد.
58. آسمون براي گرفتن ماه تله نمي گذارد، آزادي ماه است که او را پايبند مي کند.
59. اگه براي يک اشتباه هزار دليل بياري ميشه هزار و يک اشتباه
60. هرگز مغرور نشو! برگ وقتي مي ريزه که فکر مي کنه طلاست
61. آنقدر از دوست داشتن در هراسيم که شايد اگر زماني هم عشق به سراغمان بيايد نتوانيم
آنرا بشناسيم (لئو بوسکاليا)
62. ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان که از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند.( برتراند راسل )
63. برگ سبز درخت، "معرفت کردگار"، و برگ زرد درخت، "معرفت روزگار" است. (دکتر سنگري)
64. هيچ دانه ي برفي در يک بهمن عظيم به تنهايي مسئول نيست. (ولتر)
65. پروانه ها گاهي فراموش مي کنند که زماني کرم بوده اند. (ضرب المثل سوئدي)
66. گلي که همه او را ببويند عطرش را از دست مي دهد. (ضرب المثل اسپانيايي)
67. چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند: سنگ پس از رها کردن! حرف پس از گفتن! موقعيت پس از پايان يافتن! و زمان پس از گذشتن!
68. کسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم/ براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم/ دلم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم/ تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم
69. تموم دنيا يه طرف؛ ذوق نکن، تو هم همون طرف!
70. امروز داشتم از جلو گلفروشي رد مي شدم ديدم قشنگترين گل دنيا نيست؛ نگران شدم اس ام اس دادم ببینم کجایی؟
71. لرزش صدات، برق نگات، تپش قلبت، نفسهاي تندت، همه اينا نشونه اينه که قلبت برای یکی حسابی می تپه
72. ميدوني چطوري میخوام بگم دوست دارم؟ پايين رو بخون! ميدوني چطوري میخوام بگم دوست دارم؟ بالا رو بخون! بالا بری پایین بیای دوست دارم
73. از فردا دخترهايي که مانتوي تنگ ، شلوار کوتاه ، موي بلند ، روي سياه ، ناخن دراز،
واهو واهو واه...
74. دلبرم چرا اس ام اس نمي دي؟ برنامه امشب سينماهاي تهران و شهرستان ها!
75. دلم را آهني کردم مبادا عاشقت گردد/ ندانستم تو اي ظالم دلي آهن ربا داري
76. دلا ديشب چه مي کردي تو در کوي حبيب من؟/ الهي خون شوي اي دل تو هم گشتي رقيب من!
77. نگاهي کردي و از خود نگرانم کردي/ نگران ، پيش نگاه دگرانم کردي/ من نظر باز نبودم ، تو به يک چشم زدن/ در چراگاه نظر، چشم چرانم کردي
78. يک روز رسد غمي به اندازه ي کوه/ يک روز رسد نشاط اندازه ي دشت/ افسانه ي زندگي چنين است عزيز/ در سايه ي کوه بايد از دشت گذشت!
79. عشق تو همچون افقي بي انتهاست/ قلب من خالي ز هر رنگ و رياست/ زندگي با آرزو ها روبروست/ با تو بودن از برايم آرزوست
80. اي عشق مدد کن که به سامان برسيم/ چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم/ يا من برسم به يار و يا يار به من/ يا هردو بميريم و به پايان برسيم
81. سال ها پرسيدم از خود کيستم؟/ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چيستم؟/ ديدمش امروز و دانستم کنون/ او به جز من ، من به جز او نيستم/ شب هاي دراز بي عبادت، چه کنم/ طبعم به گناه کرده عادت چه کنم/ گويند کريم است و گنه مي بخشد/ گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم
82. نمي دانم که دانستى دليل گريه هايم را/ نمي دانم که حس کردى حضورت درسکوتم را/ و مي دانم که ميدانى ز عاشق بودنت مستم/ وجود ساده ات بوده که من اينگونه دل بستم
83. نمي خواهم بجز من دوست دار ديگري باشي/ نمي خواهم براي لحظه اي حتي به فکر ديگري باشي/ نمي خواهم صفاي خنده ات را ديگري بيند/ نمي خواهم کسي نامش به لبهاي تو بنشيند/ نمي خواهم به غيرازمن بگيرد دست تودستي/ نمي خواهم کسي يارت شود در راه اين هست
84. مهم اين نيست که تو add ليست مسنجرم چند نفر add شدن. مهم اينه که تو قلبم فقط يک نفر add شده باشه که با هم on بشيم، باهم آرشيو زندگي رو دوره کنيم و با هم off بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورد دوستيمون رو جوري بسازيم که کسي نتونه هکمون کنه
85. چند ماهه توی قلبم خونه کردی و تا حالا کرایه خونه ندادی! اگه تا یک ماه دیگه با صاحب خونه ازدواج نکنی حکم تخلیه میگره واست
86. با یار هزار درد دل دارم من/ آری دل بی صبر خجل دارم من/ پس فرقت یار کی به سر خواهد شد؟/ ای همدم من بفهم! دل دارم من
87. خدا دوست دارد لبی که ببوسد. نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد
88. هیچوقت نگـفته اند که به زور باید لبخند زد؛ بعضـی وقتها باید تا نهـایت آرامش گریست؛ آن گـاه تبـسمی مهمـان لبــهایت می شود؛ کـه زیبـاتـر از رنگیـن کـمان بعد از بـاران است
89. موفق كسي است كه با لنگه كفشهايي كه به طرفش پرتاب ميشود مغازه كفش فروشي بزند
90. مي دوني مثل چي هستي ؟ مثل يک تصادف وحشتناک که کشته و مُرده زياد داري!
91. پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست، هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی
92. اي دل اندر بند زلفش از پريشاني منال، مرغ زيرک چون به دام افتد تحمل بايدش، ز شرم عشق خموشم کجاست گريه شوق
93. تا هستم اي رفيق نداني که کيستم. روزي سراغ وقت من آيي که نيستم
94. تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزه ، محکمتر می شه ، دله
95. آخرین درودهایم نثار آنانی باد که کاستی هایم را می دانند و باز دوستم می دارند !
96. هيچگاه آخرين نگاهت را فراموش نمي کنم نگاهي سرشار از عشق صميميت و محبت .امروز سالها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي ..صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را
97. بوس تنها تصادفيست که پليس نداره بغل تنها پارکينگيست که جريمه نداره پس مياي تو پارکينگ تصادف کنيم
98. اگر ديدي جووني ريش گذاشته/ بدون دوست دخترش تنهاش گذاشته
99. روزی زلپ یار ربودم بوسی/ گفت: هم بی ادبی هم لوسی/ گفتم که گناهم چیست کردم بوسی؟/ گفتا: لب و ول کردی و لپ می بوسی؟
100. A,B,C,D,E,F,G,H, _ ,J,K,L,M,N,O,P,Q,R,S,T,U,V,W,X,Y,Z
دنبال I نگرد ! چون فدای U شده !!