لذت دیـدن ایـن تصاویـر را از دسـت ندهیـد

ادامه نوشته


"همه آمدند و رفتند؛ اما تو نيامدي كه مبادا بماني"

صدا کن

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیبی ست

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد

وخاصیت عشق این است

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقربکهای فواره در صفحه ی ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

مرا گرم کن

(و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

وباران تندی گرفت

وسردم شد آن وقت در پشت یک سنگ

اجاق شقایق مرا گرم کرد)

اگر کاشف معدن صبح آمد صدا کن مرا

ومن در طلوع گل یاسی از پشت انگشتهای تو بیدار خواهم سد

وآن وقت

حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم وافتاد

حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم وتر شد

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند

در آن گیرو داری که چرخ زره پوش از رویای کودک گذر داشت

قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه هحساس آسایشی بست

و آن وقت من مثل ایمانی از تابش استواگرم

تورا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید

یک فنجان عشق

من به سیبی خشنودم

و به بوییدن یک بوته بابونه 

 من به یک اینه یک بستگی پک قناعت دارم 

 من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد

و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف می کند

من صدای پر بلدرچین را می شناسم

رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را

خوب می دانم ریواس کجا می روید 

 سار کی می اید کبک کی می خواند باز کی می میرد

ماه در خواب بیابان چیست 

 مرگ در ساقه خواهش

 و تمشک لذت زیر دندان هم آغوشی

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق 

 زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود

زندگی جذبه دستی است که می چیند

زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است

زندگی بعد درخت است به چشم حشره

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است 

 زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست

خبر رفتن موشک به فضا

لمس تنهایی ماه

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

زندگی شستن یک بشقاب است 

 زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است

زندگی مجذور اینه است

 زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست

هر کجا هستم باشم 

 آسمان مال من است 

 پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است 

 چه اهمیت دارد

گاه اگر می رویند

قارچ های غربت ؟

 من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست 

 و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست 

 گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست

واژه باید خود باد ‚ واژه باید خود باران باشد

چترها را باید بست 

 زیر باران باید رفت

فکر را خاطره را زیر باران باید برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید برد

عشق را زیر باران باید جست 

 زیر باران باید با زن خوابید

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت

 زندگی تر شدن پی در پی

زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است

رخت ها را بکنیم

آب در یک قدمی است

روشنی را بچشیم 

جهنم

خدایا..!!


کاش اعتراف کنی


جهنمی در کار نیست


برای ما همین روزهای برزخی زمینی کافیست!


دنیا به ما نیامد


سرگذشتمان چنین بود ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد...!!!

روزگار


معشـــــوقه ای پیداکرده ام به نام روزگار


این روزهـــــا سخت مرا درآغـــــوش خویش به بازی گرفـــــته است...


مهربان !


!مهربان

آنقدر شاعرم امشب که فقط ،

سایه مهرتورا کم دارم

باتو هستم

ای سراپا احساس

خون تو در رگ من هم جاریست ،

جنس ما جنس بلد بودن کانون گل است

نازنین

زندگی جای هدر دادن فرصتها نیست ،

ما مطهر شده ایم ،

پیش رو راه رسیدن به خداست



مهربان

سبد معذرتم را بپذیر ؛

کودکی هستم شوخ خانه ام در ته بن بست فراموشی یک زوج قدیمی مانده

خانه دل اما ، جای بکریست هنوز ،

پر سبزینه و ریحان و غزل ،

پر تکرار گیاهان نمو ،

پر ابیات ملون شده در خمره عشق ،

پر انوار خدا.

داخل خانه دل ؛

جای جمعیت هرجائی نیست کل دارائی من تازگی دلکده است

من به دل راز رسیدن دارم ،

من به دل ثروت هنگفت عدالت دارم ،

خوب می فهمم اگر در باران ،

چتر خود را به کسی بخشیدم؛

توشه رفتنم از لطف خدا آکنده ست

خوب میدانم اگر جای توپیشم خالیست ؛

حکمتی در کارست



مهربان

سبد معذرتم را بپذیرکار کودک این است ؛

اولش حرف زند ، به تامل بنشیند بعدش

آنقدر شاعرم امشب که فقط ؛

بیستون کم دارم ،

تیشه عاقبتم را بدهید

آنقدر ساده سخن میگویم ؛

که اگر یکنفر از کوچه دل درگذرد ،

دل و دلداده روی هم بیند



مهربان

ساعت الآن دقیقا خواب است

- و من و پهنه کاغذ بیدار

روی تو در نظرم نقش نخست ،

و خدا شاهد دیوانگی بنده بازیگوشش

و خود او می داند ؛

که دلم آنقدر آغشته به توست ؛

که اگر از صف فردوس برین ،

طیفی اندازه صد نور میسر سازد

من به آن طیف نبخشم ، دانه ای از مویت



مهربان

بازهم ،

سبد معذرتم را بپذیر

آنقدر شاعرم ازتو که نمیدانم کی ،

واژه ات راهی شعرم شده است

لحظه ای گوش بکن ،

یک موذن مست است

آنقدر خوب اذان میگوید ،

گوئی او عکس خدا را دیده

خوش بحالش اما ؛

طرح زیبای خدا را گاهی ،

می توان در پس سیمای عزیزی جوئید



مهربان

دیر زمانی ست که من این مسئله را فهمیدم ؛



مهربان

آنقدر شاعرم امشب که زمین ،

در پی زمزمه ام مست شده ست

سر ببالین مدارینه کرات نهاده ست و باز

گوشهایش به من آویزانند

آنقدر شاعرم امشب که دلم ،

از پس سینه برون آمده باز

او نگاهش به من است

من نگاهم به قدم رنجه تو

آنقدر شاعرم امشب که فقط ،

روح روحانی تو حال مرا می فهمد



مهربان

عاشقی ؛ بارش احساس به روی ذهن است

عاشقی ؛ لمس خدا با چشم است

عاشقی ؛ مظهر نو بودن دل ، در حیات ازلیست

ومن امشب از عشق ، بخود می پیچم

بعد از امشب شاید ،

نقش اعجاز تو را طرح زنم



مهربان

ترکه فرضی تنبیه من آماده نشد ؟

یا مرا چوب تادب بنواز ؛

یا بیا و سبد معذرتم را بپذیر



مهربان

لذت صبح مجدد اینجاست ،

میروم تا با آب ، غسل آزاده شدن باب کنم

دیگر آن جمله سهراب مرا حسرت نیست ؛

" کعبه ام مثل نسیم ،

میرود باغ به باغ ،

میرود شهر به شهر

ثروتی بیش به من داده خدا



مهربان

از سر کودکی من بگذر ،

باید آرام به سجاده تعظیم روم ،

شعرم آخر شده ، انگار زمان وصل است

" به خدا می دهمت عاریه وار ،

آری عاشق شده بودم این بار

 

love


دوستت دارم عزيزترين

love

 

هر وقت نتوانستی کسی را فراموش کنی بدان هنوز تو در خاطرش هستی

خدايا


خدايا خيلي تنهام نمي خواي كمكم كنيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي!!!

مشكوكم

من به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟

بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند

همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد

من که در تردیدم تو چطور؟

نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت

گفته بود آن شاعر :

هر که خود تربیت خود نکند حیوان است

آدم آنست که او را پدر ومادر نیســـــــــت

من به آمار،به این جمــــــــــــــــــــــــــــع

و به این سطح  که گویند پر  از آدمهاست

مشکوکم   

نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت

من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

من که می گویم نیست

گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست

یا که رنجور و غریــــــــــــــــب

خسته ومانده ودر مانده براه

پای در بند و اســـــــــــــــــــیر

سرنگون مانده به چــــــــــاه

خسته وچشــــــــــــم به راه

تا که یک آدم از آنچا برسد

همه آن جا هستــــــــــند

هیچکس آن جا نیست 

وای از تنـــــــــــــــــــــــــها یی

همه آن جا هستـــــــــــــــند

هیج کس آنجا نیســـــــت

هیچکس با او نیســـــــــت

هیچکس هیچکـــــــــــــس

من به آمار زمین مشکوکم

من به آمار زمین مشکوک

چه عجب چیزی گفت

چه شکر حرفی زد

گفت:من تنهایم 

هیچکس اینجا نیست

گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود

من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم

 اندر این تنهایی

به خدا می شکنم به خدا می شکنم

من به آمار زمین شک دارم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟


قدرداني و تشكر


اين وبلاگ رو يكي از دوستان براي من تدارك ديده اند كه جا داره اينجا ازشون

 تشكر زياد كنم 

خيلي خيلي ازت ممنونم ميلاد!

maryam-khanoom.blogfa.com

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم

ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين،

مي رسد دست به سقف ملكوت.

ديده ام، سهره بهتر مي خواند.

گاه زخمي كه به پا داشته ام زير و بم هاي زمين را به من آموخته است.

گاه در بستر بيماري من، حجم گل چند برابر شده است.و فزون تر شده است ،

 قطر نارنج ، شعاع فانوس

 

و نترسيم از مرگ

 

مرگ پايان كبوتر نيست.

مرگ وارونه يك زنجره نيست.

مرگ در ذهن اقاقي جاري است.

مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.

مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.

مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.

مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند.

مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.

مرگ گاهي ريحان مي چيند.

مرگ گاهي ودكا مي نوشد.

گاه در سايه است به ما مي نگرد.

و همه مي دانيم ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است

 

در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپر هاي صدا مي شنويم.

 

پرده را برداريم :

بگذاريم كه احساس هوايي بخورد.

بگذاريم بلوغ ، زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند.

بگذاريم غريزه پي بازي برود

كفش ها را بكند، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد.

بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند.چيز بنويسد.به خيابان برود.

 

ساده باشيم.

ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت.

 

كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ،

 كار ما شايد اين است كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم.

پشت دانايي اردو بزنيم.

دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم.

صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم.

هيجان ها را پرواز دهيم.

روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم.آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي".

ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم.

بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم.

نام را باز ستانيم از ابر،از چنار، از پشه، از تابستان.روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم.

در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم.

 

كار ما شايد اين است

 كه ميان گل نيلوفر و

 قرن پي آواز حقيقت بدويم

 






گاهي بايد آرامش كسي را فرو ريخت ، تنها براي اينكه بفهمد تنها نيست!!

فريادها را همه ميشنوند هنر واقعي شنيدن صداي سکوت است.

 بيصدا به يادتم !

آه...


لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید
 
 بلای جان همراهم تو بودی

امید یک پيامک را ربودی؟

مگر با تو چه کردم بی مروت

که یک پیامک هم به ما نمیدی


شادی هایم هدیه به تو ، 

“ اندک بودنش را خرده مگیر” . . .

این تمام سهمم از روزگار است . . .

تنها دو نفر مانده بودیم

من اگر لبخند مي زدم،

یعنی نیمی از انسا نهای دنیا

خندیده بودند

تو اگر بغض مي کردی،

یعنی نیمی از انسا نهای دنیا

گریه کرده بودند

بلند شو

بلند شو و آخرین گلایول دنیا را بچین

تا نسل گل ها

در دستان دخترانه ات

منقرض شود


به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی؟


چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی ؟

چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟

کجای جاده بدبودم کجای قصه بد کردم؟ 

http://kakiiee.unblog.fr/files/2008/08/solitude.jpg

عشق پاك من


نزار تنها بمونم


                      منو تنها نزارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

خيلي وقته...


خيلي وقته خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده 


قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده 


بعد تو هيچ چيزي دوستداشتني نيست


كوه غصه از دلم رفتني نيست 


حرف عشق تو رو من با كي بگم 


همه حرفا كه آخه گفتني نيست 


خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده


 قلبم از دوري تو بدجوري دلتنگ شده ...




شكنجه گر                        .......... l o v e


 رو به تو سجده مي كنم دري به كعبه باز نيست

 بس كه طواف كردمت مرا به حج نياز نيست

 به هر طرف نظركنم نماز من نماز نيست 

مرا به بند مي كشي ازاين رهاترم كني 

زخم نمي زني به من كه مبتلا ترم كني

 از همه توبه مي كنم بلكه تو باورم كني 

قلب من از صداي تو چه عاشقانه دود شد

 تمام پرسه هاي من كنار تو سرود شد 

عذاب مي كشم ولي عذاب من گناه نيست 

وقتي شكنجه گر تويي شكنجه اشتباه نيست


HAPPY NEW YEARS


سال نو مبارك


خدا


گفتم :خدايا از همه دلگيرم...   گفت : حتي از من ؟ 

گفتم :خدايا دلم را ربودند...      گفت :‌پيش از من ؟

 گفتم : خدايا چقدر دوري...      گفت : تو يا من ؟

 گفتم : خدايا تنها ترينم...         گفت : پس من ؟ 

گفتم : خدايا كمك خواستم...    گفت : غير از من؟

 گفتم :خدايا دوستت دارم...      گفت : بيش از من ؟ 

گفتم : خدايا اينقدر نگو من...     گفت : من همان توام، تو همان من...!"



آســان تــر نـگاهــم کن !


 دلــــــــم ، تـــا عـشـق بیشــتـر نمــی دانـــد !!



معشوقه من


آفاق را گرديده ام 

                            بسيار كسان ديده ام

                                                          اما

                                                                تو چيز ديگري


   

واقعا زيبان



عکس های سه بعدی | تصاویر سه بعدی | عکس های حالب و زیبای سه بعدی | تصاویر سه بعدی | تصاویر خیالی | عکس های خیالی | عکس های زیبای سه بعدی برای طراحی | تصاویر زیبای سه بعدی برای طراحی | عکس های زیبای سه بعدی برای طراحی های دیجیتال | تصاویر زیبای سه بعدی برای طراحی های دیجیتال | تصاویر زیبا و دیدنی سه بعدی و خیالی | تصاویر زیبای خیالی و سه بعدی | عکس های خیالی و سه بعدی | تصاویر خیالی و سه بعدی | عکس های جالب و زیبای سه بعدی و خیالی



ادامه نوشته

اين پست واسه يه ديوونس به خودتون نگيرين عزيزان...


س ل م به همه دوستان عزيزم حالتون چطوره ؟؟؟

خيلي دلم واستون تنگ ميشه 

خوب بايد به عرضتون برسونم اونايي كه فكر ميكنن ما چيزيم خودشون هستن!

عيب از خودشونه به ما مي چسبونن از بس كه بي لياقت تشريف دارن

ما رو كه نمي بينن فقط خودشون انگار آدم هستن بقيه دگ بايد بميرن

هر بلايي كه سر ما مي يارن عيب نداره هر ضربه اي به ما مي زنن نبايد ناراحت بشيم

هر حرفي هم كه به من زدن خودشونن

ولي بايد اينو بدونن هر چقد پول بدي همونقدم آش مي گيري

پرويي هم حد داره نوبرشن والا

چپ و راست مي رن تهمت ، فريب ، نيرنگ

آره تو 

هر غلطي دلشون مي خواد ميكنن اسم خودشونو مي زارن مسلمون



تكرار


اي آدمك كوكي صبح شد كه بيدار شي

مثل همه عمرت تكرار شي و تكرار شي

صبح بعديت انگار نيست ، تو توي شب فردي

بين شب و روز تو انگار كه نيست فرقي 

شبهات مثل روزهاته ، روزات همگي تكرار

از دست همه سيري از دست خودت بيزار

پرواز واسه تو مرده تو اوج نمي گيري 

بردي همه رو از ياد ، از ياد همه ميري

تا فرصت هنوزم هست برگرد به خودت برگرد

نو شو كه اين تكرار از تو ، تو رو دورت كرد

بسه اگه تا امروز تكرار تو رو داد بر باد

فردا رو بساز از نو ، ديروز و ببر از ياد

تو لحظه تكراريت تنها خودتي يارت

حسرت شده يارت و اي كاش همه حرفهايت

با غصه نشو همدم سنت شكن خود باش

 آزاد ترين فردي ، وقتي كه نگي ، اي كاش


Image By Fotos.Blogfa.Com  






 بگذار تا شیطنت عشق چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید. هر چند‎ ‎انجا‎ جز رنج و پریشانی نباشد‎ ‎, اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن‎!