نفس های آخر یک چشمه شیرین بهشتی


آخرین دقایق ماه رجب می گذرد که برای من بهترین ماه سال است


که همواره زیباترین خاطراتم در آن رقم خورده

حتی در میان دوستان فضای مجازی به این عشق مشهور شده ام تا جایی که

در اولین روزش
همه سراغ از من می گیرند .

هنوز لذت نماز صبحی که بعد از آن برای چند نفری که به نماز جماعت می آیند

دعای یام ارجوه لکل خیر را شرح دادم در جانم مانده است

یاد سال های قبل می افتم .

شبکه قرآن سی و یکمین مسابقات بین المللی قرآن را پخش می کند

که در آن استاد پورزرگری ابتهال می خواند

خاب الوافدون علی غیرک ...

یار برای افطارمان آش پخته است و من مثل همه سال ها هنوز نمی دانم که بعد از اینکه

سی شب و روز محاسنم را به دست گرفتم و گفتم : حرم شیبتی علی النار

جایگاهم آتش است یا بهشت .

و اینگونه زیباترین و پاکترین رجب عمرم تمام شد

خداحافظ تا سال بعد

 

 

سخنرانی یا دعا


دعا می تواند یک سخنرانی کامل باشد . برای یادآوری نکته های مهمی درباره

اهمیت بین الطلوعین

یا امام غائب از نظر و اینکه اگر توجهش نباشد چه خواهد شد و ...

اینکه روزی در دست خداست و ما هیچ کاره ایم

شکر نعمت ها

شعار سال

اوضاع سوریه

کوچک نشمردن گناهان صغیره

اهمین نماز اول وقت و حضور قلب در آن

خطر صهیونیست و و وهابیت جاهل وحشی

جایگاه ولایت مطلقه فقیه

و ....

این کاریست که این روزها بعد از نماز جماعت صبح در مسجد محله انجام می دهم .

به خاطر اینکه فضا برای سخنرانی مهیا نیست .

شاید قبول افتد ....

---------------------------------------------------------------------
پیوست :

1- و باز هم دعا ..

2- و دعای امشب ...

3- دعاهایم

 

 


 


شاید بفهمم پسر فاطمه چه کشید ....


1-برای سپری کردن تعطیلات اول سال 87 همراه پدر و مادر عزیز برای زیارت

رفته بودیم مشهد .همراه همسفران راهی محل اسکان شدیم .

جلوی محل اسکان وقتی مادر ما می خواست از ماشین پیاده شود نمی دانم

چه شد که به نحو بسیار شدیدی زمین خورد  تا جایی تا آخر سفر درد پا امانش

را بریده بود.خیلی دلم به حالش سوخت به خصوص اینکه مردان نامحرم

همسفرمان متوجه زمین خوردنش شدند .

2- بغض عجیبی داشتم وقتی برای اولین بار دیدم به خاطر درد زانوهایش نشسته

نماز می خواند .

خیلی سخت است . خیلی ...




بر مشامم می رسد ..


وقتی ساکشان را برداشته بودم . بازش کردم و دلم را یواشکی انداختم داخلش

تا با خود ببرند .

آنها هم شدند مسافر کربلا ...

کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم ....



--------------------------------------------------------------------------

پیوست :

1- نمی دانم چرا نوشتنم نمی آید .....

2- دیروز صبح پدر و مادر یار هم راهی کربلا شدند و حالا من ماندم

و یار که کربلایی نشده ایم ..



خرید ، اجاره ، قرض ، کدام ؟


 

خدا گاه  می گوید جان ومالت را به قیمت خوب می خرم 

من یشری نفسه ....

گاه می گوید به من اجاره بده

لهم اجرهم عند ربهم ....

و گاه می گوید قرض بده اگر اجاره را نتوانستی

من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا ...