ارزشهای تامل وادارنده "من مادر هستم" در قیاس با وادادگی های "یه حبه قند"
جواب یشنهادی فیلم " یه حبه قند" برای جلوگیری از پژمردگی بخش زیادی از افراد طبقات پایین جامعه-که مساله اصلی این نوشته است- این است که می توان به افراد این طبقه، پیشنهاد کرد که آنها هم به هر طریقی که شده موجبات پیشرفت و رفاه مادی را در خود فراهم نمایند که دست به دامان ثروتمندان و مرفهین جامعه شدن و منت شان را به جان و دل خریدن، بهترین و عاقلانه ترین کار ممکن است. از این روست که در یک کلام می توان گفت : فیلم"یه حبه قند" حکایت وادادگی ها و "تو کف ماندن" ها ست.
به نظر نگارنده، سینما پیچده تر از آن است که ادعای فهم و درک آنرا داشته باشم. نشناختن سینما و پیچیدگی آن باعث می شود جامعه شناسی که سخنانی 180 درجه بر خلاف نتایج فیلم "یه حبه قند " می گوید، همین فیلم را جهشی بزرگ و اعجازی در سینمای ایران ! می داند و صاحب معجزات نیز فقط پیامبرانند و یعنی ... ؟ !
در این زمانه که هرکس از هرجا بدون شناخت کامل در مورد سینما حرف می زند، نگارنده به هیچ عنوان ادعای فهم و درک سینما ندارد؛ برخلاف یکی از سیاسیون محترم که در برنامه هفت، مجری برنامه خطاب به او می گفته "حضرتعالی از افرادی هستید که مسلط به سینما" و از مجری اصرار و از آن محترم، انکار که "البته برای خودم قائل نیستم که تسلط به سینما دارم، اما می فهمم سینما رو، کار کردم، فیلم دیدم ... " و جالب تر آنکه در یکی دیگر از برنامه های هفت، فیلم سینمایی یوسف پیامبر(ع) را از دید خود بهترین فیلم معرفی می نماید !! (هرچند برای این محترم احترام قائلم اما حرفم چیز دیگری است)

جواب یشنهادی فیلم "من مادر هستم" برای جلوگیری از پژمردگی بخش زیادی از طبقات ضعیف جامعه که در حسرت زندگی مرفهین این است که : "فلا تعجبک اموالهم و لا اولادهم انما یرید ا... لیعذبهم بها فی الحیاه الدنیا... ؛ اموال و فرزندانشان ترا به شگفتی و حسرت واندارد که همانا خداوند میخواهد در زندگی همین دنیا بوسیله همین اموال و اولاد عذابشان کند ..." ( سوره توبه، آیه 55) و این گونه است که افراد طبقات پایین جامعه با دیدن این فیلم، نه تنها حسرت داشتن چنین زندگی را نمی خورند، بلکه به قدر و منزلت حرکت در مسیر درست و رعایت موازین الهی پی می برند.
منطق فیلم، بر اساس برهان خلف ساخته شده است. در این روش، برای اثبات درستی قضیه، ثابت می شود که نقیض یا خلاف آن قضیه، نادرست است. بنابراین هیچ ضرورتی برای اجرای این نظر که "جای یک خانواده اصیل و سالم در «من مادر هستم» خالی است" ایجاب نمی شود. زیرا با اثبات نادرستی خلاف قضیه، درستی قضیه به خودی خود اثبات می گردد.

همین مطلب در لینک زیر :

.jpg)










داستان هبوط آدم اين گونه پايان مي يابد كه توبه او بعد از تحمل رنجي فراوان و گريستن بسيار مقبول مي افتد و به بهشت مثالي كه حقيقت وجود خود اوست، رجعت مي يابد. اين دوران اكنون آغاز گشته، اگر چه آخرين دوران رنج هنوز در راه است.