کذب محض !

بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش برخی از رسانه های غیر رسمی و تعدادی از رسانه های اصلاح طلب، درصدد تخریب چهره روحانی محبوب و انقلابی، حجت الاسلام و المسلمین حاج اقای پناهیان برآمدند و برای این منظور حتی از پخش اخبار کذب و غیر مستند نیز دریغ نداشتند.

اخیرا نیز به دلیل بازخورد وسیع سخنرانی ایشان به مناسبت ایام فاطمیه  در بیت رهبری پیرامون فرهنگِ سیاسی و انتقاد از برخی از مسیولین کشور ، عده ای متوسل به این شایعات کذب شدند و در مجامع عمومی سعی در پخش این شایعات نمودند .

 

جمله منسوب به حاج اقای پناهیان هیچ منبع معتبری نداشته  به همین دلیل ، قصد و هدف از منسوب کردن این جمله به ایشان جای تامل دارد ! همچنین انتشار آن برای اولین بار بدون هیچ سند و ماخذ معتبر و قابل استناد توسط رسانه " فرارو " که از حامیان اصلاحات نیز میباشد اهمیت این پرسش را دوچندان میکند ! هرچند جواب روشن است ولی برای روشن تر شدن قضیه برای افرادی که در بطن ماجرا نیستند بر این سوال تاکید میکنیم که چرا و با چه قصد و هدفی ، آن هم نزدیک مناسب های مهم سیاسی مانند انتخابات ریاست جمهوری ، برخی از رسانه ها حتی به اذعان خود انها ، سهوا و نه از روی عمد (!) ، بیشتر از پیش به این شایعات دامن میزنند ! غیر از این است که با این کار سعی در تخریب چهره های تاثیر گذار و انقلابی برای دستیابی به اهداف خود را دارند؟! فتامل ...

حق جو و حق طلب باشیم

 

با التماس (شهادت)



هم قد گلوله توپ بود
گفتم: چه جوری اومدی اینجا؟
گفت: با التماس!
گفتم:چه جوری گلوله رو بلند می‌کنی میاری؟
گفت: با التماس!
به شوخی گفتم،می‌دونی آدم چه جوری شهید میشه؟
لبخندی زد و گفت: با التماس!
تکه‌های بدنش رو که جمع می‌کردم، فهمیدم چقدر التماس کرده....


التماس دعای شهادت + صلوات

 

با چادرم شوخی داریم

 

با چادرم شوخی داریم امروز پایش را از عمد گرفت به پایم!

 خوردم زمین...

 وسط سنگریزه‌ای دستم را خراشید... 

غمگین روی صندلی افتاده. دلخور است، از دست خودش.

 دارم می‌برم آبی بپاشم به سر و رویش،

 بخنـدد! بخندیم! با چادرم رفیقم...

التماس دعای شهادت

 

ما رهبر داریم...

عراقی‌ها گشته بودند، پیدایش کرده بودند.

آورده بودند جلوی دوربین برای مصاحبه.

قد و قواره‌اش ، صورت بدون مویش ، صدای بچه‌گانه‌اش ،  همه چیز جور بود .
پرسیدند: «کی تو را به زور فرستاده جبهه ؟»

گفت: «نمی‌آوردنم. به زور آمدم، با گریه و التماس.»

گفتند: «اگر صدام آزادت کنه چی کار می‌کنی؟»

گفت: «ما رهبر داریم هر چی رهبرمون بگه.»

فقط همین دو تا سوال را پرسیده بودند که یک نفر گفت:« کات »


 

خون دلها خورده ایم !!

 

ما خون دلها  خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این نبود !

من آنروز یک عشق داشتم ؛ پیروزی یا شهادت ، بعضی ها امروز  هر ساعت ،

عاشق و معشوق  آدم های غریبه می شوند  و به سادگی دل می دهند و دل ربایی می کنند!

 من آنروز از گل و لای و خاک سنگرها  بر لباسهای ساده ام  لذت می بردم

و بعضی ها امروز از شلوارهای لی  خاک نما و پاره پوره خارجی !

 من آنروز در جبهه زیر آفتاب داغ ، چفیه بر سر می انداختم تا نسوزم ،

بعضی ها امروز رو سری از سر انداخته اند که موی سر به نامحرم نشان داده

و بسوزند ودیگران راهم بسوزانند !

 من در شب قبل از عملیات بر دستانم  حنا می زدم  تا در جشن پیروزی  یا شهادت شرکت کنم ،

بعضی ها امروز  بر چهره شان  هفت قلم مواد آرایشی خارجی می زنند  تا به نامحرم بگویند : من   های  کلاسم ،  نگاهم کنید !

من آنروز در وصیت نامه ام می نوشتم :

خواهرم حجاب تو بر علیه دشمن از خون من موثر تر است ،

بعضی ها امروز حتی در پروفایل شان می نویسند :

همیشه به روز هستم ، دوره و زمانه  عوض شده 

و عشق من مد گرایی و تقلید از غربی هاست !چادر را تجربه نکرده ام ، قدیمی است !

من آنروز در بیسیم از بچه های پشتیبان می خواستم از طرفم برای دشمن نخود

و آجر و سنگ ( آتش) بفرستند ،  بعضی ها امروز به هر ناشناسی می گویند :

برایم  شارژ بفرست !

 من آنروز مشامم از بوی  دود و باروت پر بود و برای رسیدن به هدفم ،

از آن لذت می بردم ، بعضی ها امروز از بوی الکل در انواع ادکلن های خارجی !

من آنروز خشاب و اسلحه ام را برای نابودی دشمن در بغل گرفته بودم

و بعضی ها امروز سگ های نجس تزیینی گران قیمت را !

من آنروز در جبهه ، اوقات فراغتم را در چاله هایی ، قرآن و دعا می خواندم ،

اسغفار می کردم و لذت می بردم ،  بعضی ها امروز در چت رو م ها 

به دنبال عشق ناشناس و گمشده ساعتها به بطالت ، پرسه می زنند و روم عوض می کنند !

 من آنروز در هنگام عملیات ، در گوشی  بیسیم ، یا زهرا(س) و یا حسین(ع)  می گفتم

و بعضی ها امروز در گوشی خود ،از نفس ، عشق ، ناز و فدایت شوم به نامحرم و ناشناس!

 

 من آنروز در خط ، یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن احساس غرور ،

زیبایی و عزت کرده و شکر خدا می گفتم ،  بعضی ها امروز لباس های رنگارنگ خارجی

و صورتی تزیین شده اما  خود انگاره ای زشت 

که هیچگاه با تغییر مد ،از خودشان راضی نمی شوند !

من آنروز با ذکر استغفرالله وقت می گذراندم و بعضی ها امروز 

با دگمه های بیجان موبایل برای اس ام اس های عاشقانه جدید  و

یا کلیدهای کیبورد برای ارسال پیام های عمومی دعوت

به دوستی با نامحرمان در چت روم ها !

 من آنروز  باد گیرم را تا روی  دست و پا می کشیدم  تا شیمیایی نشوم

و برای دفاع توان داشته باشم،  بعضی ها امروز  شلوار و مانتوی کوتاه

را انتخاب کرده اند که رهگذران را هم آلوده کنند !

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم

، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد باطل به نامحرم

، بر خود حرام کرده اند!

نه !  این قرارمان نبود !  ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ،

رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم  و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی !

رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،

رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم  مراعات کن ! 

بر گرد و اندکی بیاندیش  ؛  ... ما خون دلها  خورده ایم !

 

 

رضایت خالق

◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘
◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘
 
در این هوای گرم تابستانه، چه زیبا دینداری می کنند بانوان چادری.
در این فصل گرم که که همواره با بی کفایتی مسئولین،
خیابان ها عرصه جولان عده ای بی حیا با لباس های!
 زننده  می شود چه زیبا درس دینداری و استقامت می دهند بانوان چادری
 و تعبیر می کنند ( فَاستَقِم كَما أُمِرتَ )  را.


˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥

و چه زیبا گفت شهید رمضانعلی شیرازی  که :

خواهرم این را بدان حجاب تو  کوبنده تر از خون من است.

و چه زیبا عمل می کنند بانوان چادری به وصیت شهدا.


˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥
امام حسین (ع) :رستگـار نمی شوند مـردمـى
 که خشنـودى مخلـوق را
 در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.


 چادری ها، رضایت خالق را بر رضایت مخلوق برگزیده اند ...



التماس دعا +دعا برای فرج امام عصر(عج)

 

کاش کمی شرمنده میشدیم

 

سلام برادر شهیدم! نامت چه بود؟ یادم رفته است.

سلام مرا هم به حضرت روح‌الله برسان!

برادر شهید من، خدا هنوز زنده است؟

برادر! امروز دیگر بر سر خواهرم چادری نیست تا که از خون سرخ تو سیاه تر باشد!

سیدالشهدا را می‌شناسی؟ من مایکل جکسون را می‌شناسم، و هاکلبری فین را!

در این دوره زمانه، حرف از بازنگری در دین خدا زده میشود، برای خدا هم نسخه می‌پیچند!

برادر! خدا آیا حواسش نبود چه میگوید؟ اینجا گرگ و میش است!

البت نه به خاطر اینکه خورشید هنوز سایه ­ی گرمش را بر سرمان نگسترانیده است،

بل به خاطر شبیه بودن ذاتی گرگ ها و میش ها!

هم گرگ ها لباس میش پوشیده‌اند و هم میش ها تابلوی من گرگ هستم بر گردنشان آویخته!

برادر شهیدم!

بسیار دوستت میدارم اما از من مخواه. مخواه که مانند تو بیاندیشم و در اندیشه شهادت باشم.

برادر اینجا آزادی اندیشه است!

راستی در ملک خدا هم آزادی هست؟

خب پس نمیفهمی چه میگویم، این آزادی که میگویم خیلی چیز خفنی ست!

گرگ و میش میکند همه جا را، حتی بهشت را! برادر شهیدم! راستی نامت چه بود؟

یادم رفته است ………

پیروزیم ، چون همیشه در صحنه ایم

 
______________________________________________________________
اینجا ایران است
سرزمین دلیران است
______________________________________________________________

قدرت و توانایی کشورها به زرادخانه های اتمی و موشک های بالستیک و قاره پیما نیست ، بلکه به ایمان ، صلابت و پایداری مردمانی است که خون خود را در سخترین شرایط پای آرمانهای مقدس الهی خود فدا می کنند قدرتمند ترین گزینه ی ایران اسلامی ایمان و شهامت الهی است که در وجود مردمان پاک این دیار وجود دارد.
 

 

˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥

یاوه گویان امریکایی بدانند که اینجا ایران است

˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥




 

 

مصاحبه ای با امام جماعت مسجد محلمون (حاج آقا رضایی)

با نام و یاد خدا

و سلامی گرم به همه دوستداران و ارادتمندان امام رضا علیه السلام.

هم اکنون مصاحبه ای را با حاج آقا رضائی ، امام جماعت مسجد محله ترتیب داده ایم .

ضمن عرض سلام و ادب خدمت حاج آقا و تبریک به مناسبت دهه کرامت.

مطالعه ی این مصاحبه خالی از لطف نیست.

با توجه به اینکه در آستانه رسیدن به ولادت ملکوتی حضرت رضا(علیه السلام) هستیم،
 
تصمیم گرفتیم با شما مصاحبه ای را جهت آشنایی بیشتر

با امام رضا(علیه السلام) داشته باشیم


~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

:: ادامه ::

 

با خدا باش و پادشاهی کن

˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥

 وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ 

  و کسی که بر خدا توکل کند او برایش کافی است

˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥
 
.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.

با خدا باش و پادشاهی کن
 بی خدا باش و هر چه خواهی کن


همه مشکلات ما از این آب میخوره ، که با خدا نیستیم.

.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.=.

امام على عليه ‏السلام :

 

مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه‏ِ ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الأَْسْبابِ؛

هر كس به خدا توكل كند، دشواریها براى او آسان مى‏ شود و اسباب برايش فراهم میگردد.

 

˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥

 

 

چادر دست و پاگیره ؟؟؟



نمیدانم دست یا پــا ، ولی میگفت گیــر است

شاید هم هر دو را می گفت!
حالا مـــاندم كدامشان گیــر تر بود؟
آن چیزی كه پایش بود یا این چیزی كه سرم بود؟
!به هر حال احساس میكردم كه پـــایِ او بیشتــر گیـــر است
 تا پــا و دستـــِ من !

البتــه از شما چه پنـــهان، چـــادرم هم گیـــر هست!
چشمــ‌ های هرزه در تارو پودش گیـــر میكند!


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=


همین چادری ها
یه روزایی میرفتن زیر گلوله و ترکش،
همین چادری ها
حالا چادر جلوی دست و پا رو می گیره؟!!!


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=




بعضی ها خودشون رو محکوم کرده اند به فاصله از زمین
 و باید حتما یه 7-8 سانتی از زمین فاصله داشته باشند!!!!
راه رفتن رو پنجه!
چه ریاضتی!

چـــــــادر دست و پاگیره ؟
 یا کفـــش تـَق تـَقی بعضیااا ؟؟


اینه جواب خون شهدا ؟؟
( شرمنده امام زمان (عج) )


=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 
خواهر من

در میان نگاه پر مهر امام زمان (عج)

و نگاه شهوت آلود پسران ،

کدام را میخواهی؟؟؟



=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=




یادمان باشد که ما خـــون داده ایم

یک بیابان مرد مجنـــــــون داده ایم

.

( با بدحجابی شرمنده شهدا نشویم !!! )

 

آیا ما برادر شیطانیم ؟

◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘

               آیا ما برادر شیطانیم ؟                

◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘ ◘

 

 

إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ ...  [الإسراء :  27 ]

اسرافکاران، برادران شیاطینند؛ ...

به راستی چرا ما ایرانیان که ادعای مذهبی بودن داریم ، اینقدر اهل اسرافیم

مثلا :

چرا مصرف آب ، در کشور ما ، 2 برابر میانگین جهانی است ؟!

چرا مصرف برق  ، در کشور ما ، 3 برابر میانگین جهانی است ؟!

چرا مصرف گاز ، در کشور ما ، 3 برابر میانگین جهانی است ؟!

چرا استفاده از تلفن ، در کشور ما ، 4 برابر میانگین جهانی است ؟!

چرا مصرف بنزین ، در کشور ما ، 6 برابر میانگین جهانی است ؟!

چرا مصرف نان ، در کشور ما ، 6 برابر میانگین جهانی است ؟!    

[منبع و اینفوگرافیک این آمار اینجا ]

داستانک 1:

روزی خواستم عینک امام را به ایشان بدهم، دیدم مقداری گرد و غبار روی شیشه های آن نشسته است. یک برگ دستمال کاغذی برداشتم و عینک را تمیز کردم و به امام دادم. ایشان عینک را به چشم زدند .

 بی توجه، قصد داشتم آن دستمال را مچاله کرده و دور بیاندازم که امام گفتند: «آقای انصاری! اگر شما برای آن دستمال، مورد مصرف ندارید، به من بدهید. این دستمال هنوز جای مصرف دارد»

منبع : زندگی به سبک روح الله صفحه 30

 

داستانک 2 :

یک بار که خدمت امام بودیم، از من خواستند پاکت دارویشان را به ایشان بدهم.داخل پاکت دارویی بود که باید به پایشان می مالیدند.شاید کسی باور نکند، بعد از مصرف دارو، امام یک دستمال کاغذی را به چهار تکه تقسیم کردند و با یک قسمت از آن چربی پایشان را پاک کردند و سه قسمت دیگر را داخل پاکت گذاشتند تا برای دفعات بعد بتوانند از آن استفاده کنند.

راوی: خانم فریده مصطفوی (دختر امام ) منبع: نشریه امتداد - صفحه:40

 

شهید پازوکی

 

داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت

رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته

حسیـــن......حسیـــن......حســـین

طوریکه انگشتش زخم شده !

ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟

گفت:

چون میسر نیست من را کام او، عشق بازی میکنم با نام او .

 

 

(خاطره ای از شهید پازوکی)

 



  شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

وای بر تو ای اشرف مخلوقات!

وقتی كودك بودم

نصیحتم می كردند:

"دخترم حسادت كار بدی ست

زشت است

در شان تو نیست"

بزرگ شدم و حسادت هایی دیدم

بسیار مضحــك!

مردم می گویند:

"ما آزادی نداریم

در قفسیم

آزاد نیستیم"


می گویند:"برهنگی آزادی ست"

برهنگی را می خواهید؟

برهنگی كه مختص حیوانات است!

پس شما آزادی حیوانی را می خواهید؟

این گونه!؟

موی دم اسبی

كاكل خروسی

چكمه ی سم گاوی

كلیپس كوهان شتری

چشمان گربه ای

لباس پوست پلنگی

لباس خفاشی

فر گوسفندی


وای بر تو ای اشرف مخلوقات
كه به جماعت حیوانات حسادت می كنی.




.
از نشانه های آخرالزمان در کلام رسول الله صلی الله علیه و آله.
فرمود:

آری به خدا سوگند در آن روزهاست که کارهای زشت خوب و کارهای زشت وانمود می شوند
خیانتکار امین و امین خیانتکار می شود زنان، موی سر خود را مانند کوهان شتر زینت دهند...


یعنی عین کوهان شتر درست می کنن سرشون رو!!!!

( اللهم عجل لولیک الفرج )



 

 

گزارش اردو (قم - جمکران) (( جمکران(1) ))

امروز 2شنبه ، ساعت 12 ظهر ...

میخواهیم با جمعی از بچه ها که حدود 40 نفر هستیم

از طرف کانون مهدویت ماهشهر برویم قم زیارت اخت الرضا علیهماالسلام .

شور و اشتیاق عجیبی دارم...

آخه بار اولمه دارم میرم زیارت حضرت محصومه(س) .

خیلی خوشحالم که بعد از 17 سال بالاخره این توفیق نصیبم شد.

از خانه خارج شدم و به سمت گردان عاشورا که

حرکت کاروان از آنجا بود راه افتادم ...

تو راه با خودم فکر میکردم که به زیارت چه کسی دارم میرم ؟!

با خودم گفتم که داری میری زیارت شخصی بزرگ،خواهر امام هشتممون

آقا امام رضا علیهماالسلام ..

پس ادب را در حرکت مراعات کن ...

رسیدیم به گردان ... عده ای از بچه ها آن جا منتظر اتوبوس بودند..

منم رفتم و سلام کردم و نشستم...

بچه ها داشتند  درباره زیارت و خاطراتشون از سفر زیارتی قبلی به قم رو

واسه هم دیگه تعریف میکردن...

خیلی ها مثله من که اولین بارشون بود که قرار بود برن زیارت ،

وقتی این حرفا رو میشنیدیم خیلی حسرت میخوردیم ...

لحظاتی گذشت ، بالاخره اتوبوس هم اومد و ما هم سوار شدیم و راه افتادیم سمت جمکران..

توی اتوبوس  حال و هوای بعضی از بچه ها برای من خیلی جالب بود...

دلشون خیلی هوای حرم حضرت رو کرده بود...خیلی !

بعد از مدتی تو اتوبوس به ما چند بیت شعر که برای امام زمان (عج)

سروده شده بود را دادند و گفتن این شعر رو حفظ کنید.

شعر جالبی بود و قرار شد این شعر رو در مسجد جمکران دسته جمعی

برای آقا امام زمان (عج) بخوانیم ...

تا خود جمکران این شعر رو با بچه ها تمرین میکردیم...

طرفای 8 صبح بود که رسیدیم جمکران .

محل اسکان ما به مسجد جمکران خیلی نزدیک بود .

قرار شد که ما مدتی استراحت کنیم و بعد آماده بشیم و دسته جمعی برویم مسجد جمکران.

بچه ها رفتند اتاق هایشان تا استراحت کنند . . .

شب شد ...

آماده شدیم که دسته جمعی با بچه ها برویم مسجد جمکران.

سه شنبه طرفای ساعت9شب بود، رفتیم جمکران...

عجب حس و حالی داشت... نگاه اول به گنبد.

خیلی با صفا بود.

عجب چشم اندازی،

تو دل تاریکی های شب، چراغ سبز گلدسته ها

گنبد آبی و . . .

تماشاش هم لذت عجیبی داشت !!!

بچه ها اون شب حال و هوای عجیبی داشتن...

جلوی ورودی صحن مسجد به آقا امام زمان(عج) عرض ادب و

احترام و ارادت کردیم و وارد صحن شدیم .

نماز تهیت و نماز آقا امام زمان (عج) که یکی از به یادماندنی ترین نماز های

عمرم بود  رو با بچه ها خواندیم ،

بعدش هم ، دعای توســــل ،...توی صحن مسجد جمکران..

عجب شور و حالی داشت . . .

حال و هوای مردم هم خیلی جالب بود .

با تمام وجود و از ته دل دعا میکردن و اشک میریختن...

اون شب، شبی به یادماندنی بود،

حس و حال معنوی عجیبی داشتیم ...

ای کـــاش اون حس و حــــال همیشگـــی بود...ولی حیف!

دعـ ـای توســل هم تمام شد و ما برگشتیم .

توی راه برگشت به خوابگاه هم شعری رو که تو اتوبوس تمرین کرده بودیم خوندیم ...

قسمتی از شعر به این صورت بود :

یـا صــاحــــب الـزمـــان (عـــج)

جز در خانـه ی تو در نزنم جای دگر       نروم از سر کـوی تو به مــأوای دگر

من که بیمار غم هجـر تو ام میدانم       جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر

ساعت طرفای 2 نصفه شب بود که شعر رو خوندیم و برگشتیم خوابگاه و استراحت کردیم.

خیلی خوش گذشت

دعاگوی همه دوستان هم بودیم.

.

.

.

(ادامه دارد)

دل نوشته ای برای حضرت معصومه (س)

سلام خانم جان

من همون زائر غریبم که بار اول دارم به خونت میام .

دیگه بارم رو بستم و ان شاءالله امروز(دوشنبه) ظهر دارم میام پیش شما ...

خانم جان، میخوام بیام زیارت شما

من فقط از سر شوق زیارت شماست که الان دست به قلم شدمو دارم می نویسم.

خانم جان ، میدونی که چند ساله دلم داره پرپر میزنه که بیام زیارتتون ؟

اما هربار یه مشکلی برام پیش اومده . . .

سال گذشته به خودم قول دادم که دیگه حتما  بیام زیارت شما ...

اما باز هم کارم گره خورد و این توفیق نصیبم نشد .

و هم چنان در حسرت ، اکنون 17 سال از عمرم گذشته و هنوز ضریحتون رو ندیدم..

                                   اگـــر پروانـــه بودم می پریـــدم

                                                      همین حالا حضـــورت می رسیدم

                                         ولـــی پروانه نیســـتم، پرندارم

                                                     دلــم تنگ اســت ولی چــاره ندارم

بی بی جان، دیگه طاقت ندارم.

دلم گرفته، از این همه گناه خسته شدم ؛  توبه ،  توبه ،  توبه . . .

میخوام بیام پیش  شما توبه کنم و همه گناهانم رو اونجا بذارم و برگردم به شهرم . . .

امسال که دیگه خیلی دلم هوایی شده بود، متوسل شدم به برادر شماآقا امام رضا(ع).

از آقا خواستم که زیارت حرم شما رو نصیبم کنه .

قربون آقا برم ، هنوز چند روزی نگذشته بود که یکی از دوستام به من زنگ زد و گفت :

فلانی، ما داریم میریم قم زیارت حضرت معصومه(س) ،

اسم شما هم تو لیسته ... میای بریم ؟


  اون لحظه باورم نمیشد چیزی رو که میشنیدم

نفسم به سختی بالا میومد

از شدت خوشحالی بغضم گرفت و چند ثانیه بعد گریه اَمونم نداد . . .

لحظاتی بهتم زده بود و تو این فکر بودم که چرا زود تر از امام رضا این رو نخواسته بودم

گریم بند نمیومد ، به خودم اومدم دیدم صورتم خیسه خیسه . . .

حس خوبی داشتم و مدام با خودم می گفتم : خدایا شکرت...


از جوار دخت بی بی فاطمه / می‌شوم نائب زیارة از همه


من یک پسرم...

یهدی للحق

...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...


من یک پسرم.

نه سایه ای از شیطان بلکه یک دمی از وجود خدا...

من پسری هستم ک موهایش را فشن نکرده  و زیر  ابرو  بر نداشته

و لباس تنگ و کوتاه نپوشیده و در کوچه و خیابان ب دنبال هرزگی نرفته است و روزانه

ب خاطر چهره و تفکرات مذهبی اش بارها و بارها و بارها طعنه و کنایه و فحش میشنود...

من پسری هستم ک تنها دلخوشی اش نوشتن دلنوشته هایی از جنس دردش هست

 ک ب بهانه های مختلف در زیر مطالبش مینویسد...

مینویسد و همه میخوانند و نمیفهمند ک درد نوشت هستند نه دلنوشت...

آری...من یک پسرم...

اگر محکم هستم شکننده هم هستم.

اگر قوی هستم ضعیفم هستم...

اگر درک میکنم،احتیاج ب درک شدن هم دارم...

آری...من یک پسرم...

سنگ نیستم...

قلب دارم...

احساس دارم...

منطق دارم...

درد دارم...

اما تمامشان پشت چهره مردانه ام پنهان شده است و فقط برای اندک افرادی نمایان میشود...

 

...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...:::...

با هم بخندیم :) به هم نخندیم :(

یه روز یه ترکه...،

یه روز یه ترکه میره جنگ میشه فرمانده ؛داداشش شهید میشه!با بیسیم بهش میگن لااقل جنازه داداشت و برگردون عقب!میگه اینا همشون داداشای من هستن ، کدومشونو بیارم ؟
( به یاد حمید و مهدی باکری )



یه روز یه ترکه...،

اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان...؛خیلی شجاع بود، خیلی نترس.. ؛یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد، فداکاری کرد، برای ایران، برای من و تو برای اینکه ما یه روزی تو این مملکت با آسایش زندگی کنیم.



یه روز یه رشتیه...،

اسمش میرزا کوچک خان بود ،میرزا کوچک خان جنگلی ؛برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلقه تلاش کرد ،برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه ؛اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد.




یه روز یه قزوینه...،

اسمش علامه دهخدا بود از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بوده و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاده است.




یه روز یه لره...،

اسمش کریم خان زند بود ساده زیست ،نیك سیرت و عدالت پرور بود و تا ممكن می شد از شدت عمل احتراز می كرد.






یه روز ما همه با هم بودیم...،

ترک و رشتی و لر و اصفهانی و تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند

و قفل دوستی ما رو شکستند ...؛

حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم ،به همدیگه می خندیم،؟!!!

و اینجوری شادیم !!!!...؛

این از فرهنگ ایرونی به دور است.

آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی هستند پس...

با هم بخندیم :)

به هم نخندیم :(


 

.

.

.

.

.

امام سجاد (ع) :

گناهانى كه باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از:

ستم كردن شخص از روى آگاهى،

تجاوز به حقوق مردم،

و دست انداختن و مسخره كردن آنان.


خنده ی دیگران به چه قیمتی ؟؟؟!!!


بی حجابی یعنی با کلاسی ؟؟؟!!!


بی حجابی یعنی باکلاسی؟؟!!!

 پس ما در داشتن
داریم کلاس با حیوونا رقابت میکنیم؟

بی حجابی یعنی تمدن؟!

پس حیوونا از ما متمدن تر هستن؟

جهت اطلاع اونی که گفت : بی حجابی یعنی آزادی

بی حجابی عین اسارته

اونقدر اسیر هوس و چشم بیمار و خواسته ی کثیف این و اون بشی

که خودتو و ارزش خودتو فراموش کنی!

اونقدر اسیر میشی که تا خودتو مترسک نکنی پاتو از خونه بیرون نمیذاری

باز جهت اطلاع اونی که گفت : مهم اینه که دل پاک باشه!

—————

از کوزه همان برون تراود که در اوست!

اللهم اجعلنا من انصار المهدی (امام زمان)

دانشگاه انتظاربعد از 1100 سال همچنان دانشجو میپذیرد...

متاسفانه این دانشگاه هنوز 313 فارق التحصیل نداشته است!

این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون بعمل می آورد!


مدارک لازم جهت ثبت نام:

1- نماز اول وقت

2- ولایت مداری

3-دایم الوضو بودن

4- برگه تسویه حساب حق الناس

5- قلبی آکنده از یاد خدا

6- اخلاق نیکو

7- چشم پاک

8- داشتن کسب حلال

9- راه ندادن دجال (ماهواره) به خانه

10- مبارزه با ظلم

.

.

.

* به امید قبولی در این دانشگاه*