دوستانت چقدر با نمکند!!!
زخمهایم به طعنه میگویند!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 11:11 توسط موسی
|
عشق
از استادی پرسیدند ایا قلبی که شکسته باز
هم میتواند عاشق شود؟
استاد گفت : بله
پرسیدند ایا شما از لیوان شکسته اب خورده اید؟
استاد جواب داد: ایا شما به خاطر لیوان شکسته
از اب خوردن دست کشیده اید؟
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 22:2 توسط موسی
|
بودن تو...
چه خوب است که هستی...
وقتی که هستی ورود هر غریبه ای به
این سرای پر از تو ممنوع میشود.......
واین برای بیتابی من تاب است...
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:10 توسط موسی
|
دلتنگی
دلت که گرفته باشد با صدای ترانه که هیچ
باصدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:31 توسط موسی
|
ساقی
دل و عقل و دین و هوشم همه را به باد دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:21 توسط موسی
|
بعضیها
گاهی فکر کردن به بعضیها ناخوداگاه لبخندی روی
لبانت مینشاند.
چقدر زیباست این لبخندها و چه دوست داشتنی
هستند این بعضیها
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 19:2 توسط موسی
|
طناب
مقداری طناب درخانه هست
میای طناب بازی؟
یا گره اش بزنم به سقف؟
+ نوشته شده در جمعه دهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:5 توسط موسی
|
دلدادگی
دلت را به کسی نسپار...
این روز ها برخی از سپرده ات هم بهره میخواهند...
بهره ای به قیمت تنهایی...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 0:26 توسط موسی
|
غزل
برای بهترین دختر دنیا پری
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو
غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو
دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد
سبز باشی و دلت خانه پاییز مباد
+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 23:24 توسط موسی
|