ميدونم ....
ميدونم بي دغدغه و دلشوره داري
روزارو سپري ميكني و شدي بي خيال من
ميگي امثال من دوروبرت خيلي زيادن ها
ميدونم بي دغدغه و دلشوره داري
روزارو سپري ميكني و شدي بي خيال من
ميگي امثال من دوروبرت خيلي زيادن ها
..
زندگی سخت است تو آسان بگیر
زندگی درد است تو درمان بگیر
زندگی مار است تو جانش بگیر
زندگی جام است تو کامش بگیر . . .
..
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ اوﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﺰارﺗﺎ ﺧﺎﻃــــــــــــــــﺮﺧﻮاﻩ دارن
وﻟﯽ دﻟﺸﻮن ﮔﯿﺮِ ﯾﻪ ﺑــــــــــــــــــــــــﯽ ﻣﻌﺮﻓﺘﻪ . . .
..
نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم
نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت
من باشم و آن کسی که من می خواهم . . .
..
زندگی شبیه شعریست
قافیه هایش با من ، ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !
.
.
.
گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد
چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . . .
.
.
.
انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند
نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !
.
.
.
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…
.
.
.
دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . . .
.
.
.
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود
از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .
.
.
.
دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد / آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .
.
.
.
لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . .
..
آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم
آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .
..
گاهــــــــی
ﺣﺘـﮯ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ
ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ
ﻧـﮕﺎﻩ ﮐـﻨـــﻢ ،
ﮐﻪ ﺑـﺒـﯿـﻨـﻢ
ﺟـﺎﻡ ﺧﺎﻟﯿـﻪ ، ﯾﺎ ﻧـﻪ !؟
“دوست دارم”
تکیه کلام تو بود…
من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!
روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند…
و نمره ی من باز صفر می شود …
هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام ….!!!!
تا تموم خاطراتم تلخم از زهنم پاك بشه.....
خوشگلم سعي كن به گذشتت فكر نكني....
ولي نه همه كه مثل من نستند...
دوست دارم ....
درست كوچيكه ولي تموم زنديگمه .........
اومد و گفت ما بشيم بهتره
دلمو بهش سپردم ..
همه چي خوب بود ....
تا اين كه يه روز سر قرار نيومد...
يه روز كه داشتم دنبالش ميگشتم
يه تنهاي ديگه مثل خودم ديدم...
گفتم چرا تنهايي ؟
گفت بازم نيمومده....
يه دفه با خوشحالي گفت اومد...
وقتي برگشتم ... اونو ديدم
دنياي لعنتي......
دعا كن نفهمه كي يا چي رو دوست داري...