دوره سوم درسگفتارهای دکتر مولایی


مجمع فرهنگی دانشجویان افغانستان برگزار می  کند:

بررسی تاریخ معاصر افغانستان (حکومت حبیب الله خان و امان الله خان)

این دوره ها روزهای چهارشنبه در زمان و مکان مقررشده برگزار می شوند. به دلیل محدودیت ظرفیت کلاس، دوستان علاقمند جهت اشتراک در کلاس حتما با شماره ۰۹۳۹۲۵۲۶۵۷۳ تماس گرفته و جهت ثبت نام خود اقدام نمایند.

جلسه اول: چهارشنبه ۲۵ / ۱۱ / ۹۱ ـ ساعت ۴ الی ۶ عصر

مکان: خیابان انقلاب. خیابان وصال شیرازی. سر خیابان آذین. دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران. کلاس ۲۰۳

شهریه: ده هزار تومان

شکل های جدید خشونت بر علیه زنان

شکل های جدید خشونت بر علیه زنان
از گذشته دور، از همان دوران ابتدایی زندگی انسان، خشونت بر علیه زنان وجودداشته ، و امروزه شکل ان تغییر کرده است.
شاید در گذشته بسیار دور، خشونت خود را این گونه نشان میداد که زن را انسان نمیدانستند، او را مانند برده ها به کارهای شاق و طاقت فرسا وادار میکردند و در روزگاری نزدیکتر، در عصر طالبان خبرهایی از زنانی میشنیدیم که به بهانه های واهی به دست شوهرانشان مثله میشدند.
اما خشونت بر علیه زنان فقط در درون خانواده اعمال نمی شود. وقتی زن میخواهد از خانه بیرون برود و به تنهایی احساس راحتی نمیکند و حتما همراهی برمیگزیند، یعنی از خشونت جامعه ترس دارد.
امروزه دیگر دوره حبس کردن و کارکشیدن از زن و مورد ضرب و شتم قرار دادن گذشته. ما شاهد نوع جدیدی از خشونت هستیم. همانطور که سیاستها، فرهنگ ها و رسانه ها تغییر میکنند، نحوه رفتار جامعه با زن نیز تغییر میکند اما خشونت از بین نمیرود بلکه تغییر شکل میدهد.
وقتی زنی عکس خود را در فیس بوک قرار میدهد اولین چیزی که می خواهد بگوید این است:«من خود را همینطور که هستم قبول دارم، از خودم به خاطر زن بودنم شرمنده نیستم بلکه به وجود خود افتخار میکنم».
اما زمانی زن مورد خشونت قرار میگیرد که احیانا بازدیدکنندگان با نظرات خود بخواهند به او القا کنند که ظاهر مناسبی ندارد، آیا به این دلیل که ظاهر کسی از نظر دیگران مناسب نیست باید خود را مخفی کند؟ خود را نادیده بگیرد؟ از اجتماع گریزان باشد؟
اگر پاسخ به این سوالات منفی است، پس چه دلیلی دارد بیان شوند؟
زن که خود از این مسائل آگاه بوده و شرایط خود را همانطور که هست قبول دارد.
باری.....
در زمان و دوره ی حاضر خشونت تغییر شکل داده و خود را به نحو جدیدتری نشان می دهد.
زمانی که یک زن وارد فضای خلوت راهروی مترو می شود و میترسد.........
زمانی که در یک جلسه هم اندیشی، زنان سکوت میکنند و جرات ابراز عقاید خود را ندارند...................
در تمام ابعاد زندگی می توان چنین مثال هایی یافت....

عیدتون مبارک

سلام خوبي ؟
آلان كجايي ؟
راستي بهت تبرك ميكم واقعابايدخوشحال باشي نه؟
كاري كه توكردي واقعاشاهكاربود خيلي خيلي حرفه اي هستي هيج كي فكرشونميكردبتوني از زير تيغ فراركني توباعث افتخاربقيه كوسفنداني <عيدمبارك>

روابط

وقتی با مردم صمیمی میشی، به خودشون اجازه میدن که بهت گیر بدن و درباره هر کاری نظر بدن!!

انگار باید با کسی صمیمی نبود تا دخالتی وجود نداشته باشه!!

یا با کسانی که صمیمی هستی کم کم فاصله ایجاد کنی؟؟؟؟؟

شایعه مهاجرت به استرالیا

وحید نوری در صفحه فیس بوک خود نوشت:

همه چیز بعد از سفر آنتونيو گوترس رئيس كميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان به ایران شروع شد. این مقام سازمان ملل به تاریخ 25/6/91 با دعوت وزیر داخله ایران وارد تهران شد، وی در مدت اقامت دو روزه خود در ایران با رییس جمهوری ایران، دکتر احمدی نژاد، مصطفی نجار وزیر داخله ایران و ساير مقامات عالي جمهوري اسلامي ايران، دیدار و ملاقات کرد.

رئيس كميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان، در یکی از همین دیدارها بود که اعلان کرد، سازمان ملل طرحی را روی دست دارد که بر اساس آن شماری از مهاجران افغانستانی مقیم ایران به کشورهای ثالث (استرالیا، فنلاند و سویدن) منتقل می شوند. اگر چه این مقام سازمان ملل تاکید کرده بود که این سخن در حال حاضر فقط یک طرح است و برای نهایی شدن آن زمانی زیاد درکار است. (ممکن این زمان سالها طول بکشد) اما متاسفانه بعضی از افراد سودجوی افغانستانی و ایرانی این سخن مقام سازمان ملل را دست آویز قرار داده و از یک هفته به این سو با عنوان فرم ثبت نام کشور استرالیا بر چشم کم بین مهاجران درمانده افغانستانی خاک میزنند.

موضوع ثبت نام مهاجران افغانستانی مقیم ایران، برای مهاجرت به کشور استرالیا در کافی نت ها از اساس دروغ است. پیش از این خبر این کلاه برداری آشکار از تهران و شهر های دیگر را شنیده بودم و به دنبال مکانی بودم که با چشم خود ببینم و قضیه را بررسی کرده مطلبی بنویسم. بر همین اساس دیروز دوستی به من زنگ زد و گفت در میدان انقلاب تهران دفتری برای مهاجران افغانستانی فرم ثبت نام مهاجرت به استرالیا صادر می کند. سریع رفتم به میدان انقلاب ساختمان 310 طبقه 2 ، با تاسف تعداد زیادی از مهاجران را دیدم که سعی بر دریافت فرم دارند. از آنها پرسیدم که برای هر فرم چند می گیرد، گفتند: مبلغ 8000 تومان، در مقابل خانمی که پشت کامپیوتری نشسته بود و فرم ها را از سایت مورد نظرش پرینت می گرفت به آنها می داد. البته با یک رسید 8000 تومانی کاغذ معمولی بدون مهر و امضا.

دی شب از دوستی شنیدم که ازدحام مهاجران افغانستانی در مقابل سفارت استرالیا به حدی بوده که موتر ها به سختی از خیابان نزدیک به سفارت عبور می کردند. و همین فرم کذایی ثبت نام را بعضی از سودجویان در برابر دفتر سازمان ملل در تهران تا بیست هزار تومان هم به فروش رسانده اند. فرمی که سه برگ است و پول کوپی آن 300 تومان می شود.

امروز چهارم ماه میزان هم متاسفانه زمانی که به محل کارم می رفتم، در ضلع شمالی میدان انقلاب تهران در اولین کوچه سمت چپ خیابان کارگر شمالی، کافی نتی مشغول این کار بود و جمعیت بی خبر و نا آگاه مهاجران در صف دریافت فرم ثبت نام مهاجرت به استرالیا، اگرچه به آنها موضع را شرح دادم و گفتم به دیگران هم بگویند که این کار دروغ است. ولی آن ها از سر درماندگی به سخنان من تردید داشتند.

ساعت 9 در محل کارم بودم که دوستی از پاکدشت ورامین به من تلفن زد و گفت جمعیتی زیادی از مهاجرین برای ثبت نام استرالیا از این حاشیه شهر عازم تهران هستند، قضیه ثبت نام استرالیا چیست؟ به دوستم گفتم که قضیه کلاه برداری است، ولی بر شدت تاثر من از این همه بی خبری، نا آگاهی و سادگی هموطنان آواره ام افزوده شد.

دوستان فرهنگی، دوستان دارای سایت، وبلاگ و صفحات اجتماعی، این قضیه صد در صد که نه هزار در صد دروغ است. سفارت افغانستان می بایست که وارد ماجرا و آگاهی بخشی مردم شود، که نشده است. مسئولین سفارت در تهران خود را به بی خیالی و ناشنوایی عجیبی زده اند و خواب خوش مصئونیت دیپلوماتیکی شان را می بینند. لطفا شما دوستان فرهنگی به مردم اطلاع رسانی کنید که فریب این کلاه برداری آشکار را نخورند. این فرم ها را هر کسی که به انترنت آشنایی داشته باشد می تواند دریافت کند. جدای از آن این فرم برای مهاجران امثال ما نیست. شما فرض کنید مسئول سودجوی یک کافی نت در یک هفته تعداد هزار فرم با مبلغ 8 هزار تومان صادر کند، در نتیجه رقم بالای هشت میلیون تومان می شود. مبالغ بالا و پایینش بماند.
این درست است که مهاجران افغانستانی از این جا رانده و از آنجا مانده، اند. این درست است که سختی های زیادی را تحمل می کنند. این درست است که بسیاری از آنها از سر ناچاری و درماندگی به هر شاخه ای چنگ می اندازند. این درست است که آنها غافل و بیخبراند. اما این سبب نمی شود که ما شاهد ظلم آشکاری باشیم و لب فرو بندیم. وظیفه همه قلم به دستان است که در باره این موضوع روشن گری کنند. هرکسی به هر طریقی که می توانند

مدال برنز المپیک

خوشحالی خودمون رو از مدال برنز روح الله نیکپا نمیتونیم انکار کنیم براش ارزوی موفقیت های بیشتر رو داریم

اگر متجاوزان ایرانی بودند، واکنش مردم چیزی جز سکوت بود؟

 منبع:

http://www.parastoemohajer.com/refugee/tahlil/3681-agr-mtjavzan-aerane-bvdnd-vaknsh-mrdm-cheze-jz.html

ارسال شده توسط زینب غالبی

تیتر یک_کانون زنان ایرانی

خبرهای تجاوز دیگر مجال نمی دهند، نمی گذارند رد پای خبر قبلی پاک شود تا خبر تجاوز بعدی به گوشمان برسد.

حتی اگرتجاوزهای روحی و روانی را کنار بگذاریم، حتی اگر یادمان برود که خیلی از این تجاوزها گزارش نمیشود و یا چقدر تجاوز باید علنی شود تا خبرساز شود اما باز هم خبر های تجاوز امان را از آرامش مان گرفته است. هر روز خبرها نزدیک و نزدیک تر میشود آنقدر که ترس تمام وجودمان را میگیرد تا باور کنیم که هست.

در پی خبرهفته گذشته مبنی بر تجاوز و قتل یک دختر۱۸ساله در یزد، دختری که بعد از تجاوز توسط دو افغان وقتل، جسد مقتول در چاه خانه متجاوزان توسط پلیس یافت شده است و در ادامه خبر حمله مردم شهر یزد به خانه های افغانی …

اما بررسی بعد خبری این اتفاق که در رسانه ها پخش شده است تنها یک بعد از هزاران بعد وقوع یک جرم است. اینکه متجاوزان تابعیتشان افغانی بوده است! اینکه اقامت افغان ها قانونی بوده یا غیر قانونی! اینکه آیا افغان باید دیگر در ایران بمانند یا نه! اینکه چرا مردم یزد دست به حمله زده اند! چرا با وجود این همه مرجع قضایی بازهم خود مردم دست به اجرا زده اند! اینکه به جرم حمله کنندگان رسیدگی شود! اینکه چرا افغان ها در ایران جایگاه یک تبعه خارجی به معنی واقعی کلمه را ندارند؟!! اما چرا تنها نگاه ها به تابعیت متجاوزان کشیده شده است؟ چون وقوع یک جرم و بررسی آسیب ها و ریشه های آن تنها به یک بعد محدود نمیشود ولی چرا بعد سیاسی جرم پررنگ تر شده است!!

از یک منظر: طبق ماده۳قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۶۱ و ماده ۳ لایحه جدید قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۰ هرجرمی در خاک ایران اتفاق بیافتد، در صلاحیت دادگاه های ایران است لذا در این مورد دادگاه ها حتی از لحاظ حقوقی هم صلاحیت رسیدگی داشته اند (دادگاه ایران صالح چه در مورد ایرانی چه افغانی) وحمله گروهی و ضرب و جرح و به آتش کشیدن افراد (چه متهم به جرم یا غیر متهم) عنوان مجرمانه دیگری است که جدا ازاین پرونده قابلیت رسیدگی دارد.

از منظر دیگر باید بررسی شود چرا با وجود تمام مرجع های قضایی صالح در ایران بازهم مردم خودشان مجری قانون شده اند در حالی که چنین حقی طبق قانون برای افراد پیش بینی نشده است. حتی در مورد قصاص هم ولی دم نمی تواند قبل از رسیدگی های قضایی و طبق قانون خودش قصاص کند (رسیدگی به جرم در صلاحیت دادگاه و مجری آن دستگاه قضایی است) ولی چرا مردم به قدرت اجرای ضابطین دادگستری اعتماد نکرده اند؟!آن هم حمله به سایر افغان ها به غیر از مجرمین اصلی نه این است که مردم ما برخلاف قوانین و رویه دادگاه ها زیاد به اصل صلاحیت شخصی جرم واقف نیستند (آثارجرم تنها متوجه خود شخص مجرم است)

 

در حالی که می دانیم در طول قرون گذشته که در نبود قانون و دادگاه ها، رسیدگی ها شخصی و قومی- قبیله ای بود و آثار این رسیدگی های شخصی و نبود قانون چیزی جز برچیده شدن آرامش و امنیت و هویت یک انسان به معنی واقعی کلمه نبوده است پس چه می شود که دوباره رسیدگی های شخصی و انتقام جای قاضی و قانون را گرفته است!

گرچه انتقام زودتر آتش خشم و کینه را خاموش می کند اما آثار دراز مدت آن همان آثار سلب آزادی و امنیت و آسایش مردم است. یک روز حمله به افغان ها،روز دیگر حمله به ترک ها،روز دیگر سایر ادیان و … تا انجا که دیگر نظام قضایی بعد از این همه تلاش برچیده میشود و باز نظام قومی قبیله ای آغاز به کار می کند و رسیدگی ها بر طبق نظر و منش یک قوم است و تمام اصل های قانونی مثل اصل برائت،اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها،اصل صلاحیت شخصی،قبح عقاب بلابیان و … از میان می رود.

و از منظر دیگر بررسی وجود قوانین محدودیت کننده ای است که سایر کشورها برای ورود مهاجران برای کشورشان قرار داده اند هم برای ورود و هم برای ادامه زندگی. اما در کشورما چرا خبری از این قوانین مشخص نیست ؟ چرا کشورهای توسعه یافته این همه قانون و محدودیت برای پذیرش دارند اما کشور ما فیلتری برای مهمانانش ندارد؟در ابتدا درها را به راحتی به روی آنها باز می کند و بعد نه می تواند پاسخگوی نیازهای مهاجران باشد و نه قادر به برخورد درست وقضایی در صورت وقوع جرم است و گاه منجر به برافروخته شدن خشم انتقام در میان گروههایی از مردم می شود

اما بررسی ها اتفاق تنها به همین جا محدود شده است. حرفی ازخود مجنی علیه و دلیل وقوع این جرم برای بررسی ریشه های ان نشده است.حرفی ازخود این جرم صرف نظر از مجرم به میان نیامده است. حرفی از تجاوز به یک دختر ۱۸ساله به میان نمی آید،تجاوزی که صرف وقوع همان جرم تمام زندگی یک دختر را از میان میبرد حالا قتل که دیگر به کنار شاید انقدر گوشمان از این خبرها پر شده است که دیگر جرم تجاوز وقوعش عادی شده است،از کنار آن رد می شویم مانند خیلی از جرم های که زمانی وقوعش تمام مردم را میترساند اما حالا عادی شده است چون تکرارش بدون رسیدگی ادامه پیدا می کرد (اینکه آیا اگر متجاوزان ایرانی بودن مانند خیلی از تجاوزهای دیگر واکنش مردم چیزی جز سکوت بود؟)

هر روز از هرگوشه و کنار و هر بار به یک بهانه خبری از تجاوز به روح و جسم و تمام زندگی زندگی یک زن به گوشمان می رسد.. اما تمام می شود چون خبر ساده ای است که قرار است بار آشکار آثار ان را تنها خود آن فرد و خانواده اش به دوش بکشند اما در نهان آثار اصلی آن به تمام خانواده ها نفوذ می کند. جرم های که اگر آسیب های اجتماعی و ریشه های اجتماعی آن توسط روانشناسان و جامعه شناسان و جرم شناسان بررسی نشود و توسط حاکمیت اعمال نشوداین نهاد خانواده است که به سوی اضمحلال میرود.

ان هم نهاد خانواده که بزرگ ترین و مهم ترین نهاد اجتماعی جامعه را تشکیل می دهد.خانواده ای که قرار است هسته ی اصلی اجتماع در آنجا تشکیل شود اما روز به روزجای استحکام را پدیده ها مثل طلاق،خشونت خانگی،فساد و فحشا در روابط و جرمهای این چنینی گرفته است آنقدر که نتیجه آن از بین رفتن امنیت و آرامش خانواده ها از ورود فرزندانشان چه کوچک چه بزرگ به اجتماع است. اجتماعی که به این نیروها احتیاج دارد. کم وحشتی نیست که هر روز با بیرون گذاشتن پا به اجتماع دامن گیر اعضا جامعه میشه!و نتیجه آن اینکه روز به روز آزادی افراد محدود و محدودتر میشود.

مگرنه این است که هم متجاوز و هم شخص مورد تجاوز در یک جامعه و تحت یک حاکمیت قرار گرفته اند حاکمیتی که با قدرتش و تصمیماتش زندگی این دو گروه را اداره می کند!

افغانستان مهد آیین زرتشتی

ـ مهدی زاده کابلی

کشور افغانستان، که دارای فرهنگ و تمدن کهنسال، غنی و ریشه دار است، از قدیم الایام مهد اساطیر دینی و حماسه های میهنی بوده و محل پیدایش یا رشد و گسترش بسیاری از ادیان کهن، نظیر کیش های میترایی، زرتشتی، بودایی، مانوی، هندویی، شیوایی و اسلام می باشد. سرودهای مذهبی ویدی و اوستایی در این دیار پرورده و بالنده شده اند و نیز دین مقدس اسلام از همین خطه به نیم قارۀ هند راه یافته است.

به گفته دکتر حسین هدی، افغانستان شاید یگانه کشوری است که کهن ترین سند تاریخ موجودیتش، به صورت سند مذهبی متجلی شده است و این امر نشان می دهد که مردم این سرزمین هیچ گاه بدون اندیشه مذهبی نمی زیسته اند، کما این که متن های کتیبه ها و الواحی که در نتیجه حفاری های باستان شناسی به دست آمده، قدمت گرایش به مذهب را در این دیارِ کهنه تا چند هزار سال پیش می رساند.

قدیمی ترین سند تاریخی سرزمین افغانستان، سرودهای مقدس ویدی است که از لحاظ پیشینۀ تاریخی، مربوط به های ۱۷۰۰ تا …

(بقیه متن را در لینک زیر دانلود کنید)

http://m-fada.org/wp-content/uploads/2012/06/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA%DB%8C.pdf

نشست

فردا یه نشست دانشجویی تو دانشگاه تهران برگزار میشه از طرف فدا.

پایه این بریم؟

ویژگی افراد خلاق

آیا  افراد  خلاق  دارای  ویژگیهای   خاصی  هستند؟

        بررسی  نشان  می  دهد  كه هر  چند   افراد  خلاق  از  هوش  بالاتر  از  متوسط  برخوردار  هستند،اما  برای  اینكه  فرد  بسیار  خلاق  باشد  ضرورتا  نباید  نابغه  باشد(نیكولز 1972).افراد  خلاق  تازگی  و  بدیع  بودن   را  ترجیع   می  دهند،پیچیدگی  مسائل  توجه  آنان  را  جلب  می  كند و  به  قضاوتهای  مستقل  می  پردازند(بارون  هارنیگتون  1981 ). علاوه  بر  توانایی  تمام  كردن، كامل  كردن   و  یكی  كردن  افكار  گوناگون  در  این  افراد  بیش  از  دیگران  است .

        افراد  خلاق در  یكی  كردن  تفكر  كلامی با   تفكر  بصری (كرشنر ولجر1958)  و  تفكر  منطقی   و  تخیلی (سالتر  1980) سرآمدتر  از  افراد  غیر خلاق هستند.

        افراد  خلاق  بیشتر  به  وسیله  علایق  درونی   خود  نسبت به  كارهای  خلاق  برانگیخته می  شوند تا  عوامل بیرونی  نظیر شهرت ،پول یا  تایید دیگران.در  واقع ،وقتی  دلایل  بیرونی  باعث  انجام  كارهایی  می  شود  كه  ذاتا  جزو  كارهای  فكری  خلاق  به  حساب  می  آید،ممكن  است  شخص  انگیزه  خود  را  برای   انجام  آن  از  دست   بدهد.

علاوه  بر  موارد  فوق  افراد   خلاق  ویژگیهای   دیگری  نیز  دارند كه  آنها  را  از  سایر  افراد  متمایز  می  كند این  ویژگیها  عبارتند  از:

1-افراد  خلاق،  بخش  عمده ای  از  وقت  خود  را  صرف توجه  دقیق  به  اطراف  خود  می  كنند  و  از  این  طریق سوژه  های  جدیدی برای  فكر  كردن  پیدا  می  كنند.

2-افراد  خلاق  بسیار كنجكاو  بوده  و  به  طور  مستمر  در  جستجوی   موضوعات  پیچیده ،جدید  و ناشناخته  و  عجیب  هستند.به  همین   سبب  آنها  در  مقایسه  با  افرادی   كه  از  توانایی  خلاقیت  كمتری  برخوردار  هستند،سوالات  بیشتر  و  پیچیده  تری   را  مطرح  می  كنند.این  ویژگی  را  به  سادگی  در  بچه  ها  می  توان  تشخیص  داد.

3-حل  مشكلات  و  مسائل  توسط  افراد خلاق  از  اصالت  خاصی  برخوردار است.

4-افراد  خلاق  انعطاف  پذیر  هستند  و در  ارائه  راه  حل  و  اندیشه  بكر  و  بدیع  آمادگی  بسیار  دارند(گلیفورد 1959)  آنها  با  استفاده  از  این  ویژگی ،توانایی  تعقیب  و  دستیابی   به  راه  حل  مشكل  را  از  راه  های   مختلف  دارا  هستند.

5-افراد  خلاق  به  استقلال  و  ناهمنوایی  تمایل  دارند  و  در  مواردی  كه  دستورهایی  بر  خلاف  میل  و یا  اعتقادات  خود  دریافت  كنند  به  سرپیچی  از  آنها  تمایل  نشان  می  دهند  به  این  سبب  اعمال  مدیریت  در  مورد  افراد  خلاق  بسیار  دشوار  است (كانجرو پیترسن 1984)  آنها  اگرچه  به  دستور  گرفتن  از  دیگران  اعتقاد  ندارند، نیاز  مبرم  به  مورد پذیرش واقع  شدن  دارند، زیرا این  احساس برای  آنها آرامش  خاطر دلپذیری را  ایجاد  می  كند. ضمنا  آگاهی به  این  مطلب  كه  اندیشه هایشان  مورد  قبول واقع  شده ،اتكاء به  نفس  زایدالوصف  در  آنان  ایجاد  می كند.

6-افراد  خلاق ، مسائل  پیچیده  را  به  مسائل  ساده  ترجیح می  دهند  و  با  علاقمندی   بسیار  برای  یافتن  راه  حل  می  كوشند.

7-بر  اساس  نظریه  وایت (1969)  افراد  خلاق   علی  رغم  استنباط  دیگران ، بسیار  فعال  نبوده،با  مقایسه   با  دیگران  از  هوش  و  ذكاوت  خارق  العاده نیز  برخوردارنیستند.هوش  یكی  از  پیش  نیاز  های  خلاقیت  است   و  پایین  بودن  درجه  هوشی  فرد   معمولا  به  پایین   قرار  گرفتن ویژگی  خلاقیت  منجر می  شود ،اما  هوش  سرشار  نیز  دلالت   بر  خلاق  بودن  شخص  نمی  كند.كرتاگنبرگ(1972)  بر  این  عقیده  است  كه  افراد  دارای   هوش  پایین  عموما  از  نظر  خلاقیت   نیز  ناتوانند  و  خلاقیت   در  افراد  دارای   هوش كمی  بالاتر  از  میانگین  بیشتر  مشاهده  شده  است .در  این  مورد گرتزل(1962)  معتقد  است  كه  اشخاص  باهوش  و ذكاوت خوب  در  مدارج  تحصیلی ،بسیار  خوب  عمل  می كنند ولی  شاهد  كیفی  كه  دلالت  بر  خلاقیت  آنها  بكند  بسیار  كم  است.به  طور  خلاصه  پژوهشگران به  یك  رابطه  یا  همبستگی نسبتا  كم  بین  هوش و  خلاقیت  دست  یافته  اند(آناستاری و  شیفر 1971،گتزل و  جكسن،1962).

8-مسائل  و  وضعیت  هایی را  می  بیند  كه  قبلا  مورد  توجه   قرار  نگرفته است  و  فكرهای  بكری  را  ارائه می  دهد.اصولا یك  فرد  خلاق بی  تفاوت  از  كنار مسائل  نمی گذرد و  محیط  پیرامون  را  همیشه  با  دقت  مورد  توجه  قرار  می  دهد.

9-ایده  ها  و  تجربیات حاصل  از منابع  گوناگون  را  به  هم  ربط  می  دهد  و  آنها  را بر  مبنای  مزیتشان مورد  بررسی  قرار  می  دهد.چراكه  ارائه  فكر مشكل  نیست   بلكه  ارائه  فكر  و  ایده  های  سودآور،مفید،باصرفه  و...  مشكل  خواهد  بود.

10-معمولا  چندین  شق (بدیل)  برای  هر  موضوع  معین  دارند،به  عبارتی سلاست  فكر  دارند.یكی  از  مهمترین  ویژگی  افراد  خلاق  داشتن  سلاست  فكر  است به  طوری  كه  همزمان در  مورد یك  مساله  چندین  فكر  و  راه  حل  را  داشته  باشد.

11-نسبت  به  پیش  فرضهای  قبلی  تردید  می  كنند  و  محدود  به  رسم  و  عادت  نمی  شوند.از  طرف  دیگر  تداوم  حیات  سازمانها  به  بازسازی  آنها  بستگی  دارد،بازسازی   سازمانها  از  طریق هماهنگ كردن اهداف  با  وضعیت  روز  و  اصلاح  و  بهبود  روشها ی حصول این  اهداف  انجام  می  شود ،بدون  بازسازی ،سازمان  نمی  تواند دوام  زیادی   بیاورد و  بازسازی   هم جز از  طریق  نوآوری  كه  خود  ثمره  خلاقیت  است ،میسر نیست.بنابراین  سازمان ها  برای  ادامه  حیات  و  بقای  خود به  بازسازی   از  طریق  خلاقیت   نیازمندند،خلاقیت  در  سازمان كار نیروهای  خلاق  است  این  نیروهای  خلاق  در  تمام  سازمانها به  وفور  یافت  می شوند. هنر  مدیر  موفق  در  این  سازمان  شناسایی  و  از وجود آنها  برای   بهبود  و  بازسازی  سازمان استفاده  نماید ،ویژگیهایی كه  در  این  مقاله  به  آنها  اشاره  شد  می  تواند  راهگشای  بسیاری  از  مدیران  باشد چه  بسا بعضی  از  این  ویژگیها  در  نگاه  اول  به  عنوان  یك  ضعف  ممكن  است  به  حساب بیاید.مدیران  امروزی  ما  باید به  این  نكته  توجه  داشته  باشند كه  موانعی  برای  بروز  خلاقیت  وجود  دارد  كه  بحث  مفصلی  را  می  طلبد  و  پرداختن  به  آنها خارج  از  این  مقاله  است   اما  مهمترین  آنها  عبارتند  از :

1-عدم  اعتماد به  نفس ،

2-ترس  از  انتقاد  و  شكست

3-تمایل  به  همرنگی  و  همگونی 

4-عدم  تمركز ذهنی و...

      باید  این  نكته  را  قبول  كنیم  كه  همگی  ما  عادت زده ایم  بنابراین  مدیریت  سازمان  باید  همیشه  از  بروز  ایده  ها  و  فكر  های  جدید  استقبال  نماید  و  افراد  خلاق  را  تشویق  كند.برای  اینكه   خلاقیت  به  وقوع  بپیوندد، باید  چنان  نگرشی وجود  داشته  باشد  تا  از پیشنهادهایی  كه  مبتنی   بر  تغییر  شرایط موجودند،استقبال  كند،یك  نگاه  سرد  یا  بهت  زده   رئیس  به  زیردستی   كه  پیشنهادی   ارائه  كرده  است  به  وی  می  فهماند  كه  دیگر از  این  نوع  پیشنهادها  ندهد.جدای  از  اینكه  نظر مدیریت  و  زبان  و  ظاهر   درباره  خلاقیت  چیست ؟  -طرفداری  می  كند یا  مخالفت-ملاك  اصلی   برای  پیشنهاد  دهنده ،آن  چیزی  است  كه  مدیر در  عمل  انجام  می  دهد،نه  سخن  او. متاسفانه  در  نظام  اداری  ما كم  نیستند مدیرانی  كه  خود  را  عقل  كل  می  دانند و  كارمندان  را  افرادی  كه  مجبورند   دستورات   غیر  منطقی  آنها  را  اجرا كنند.

منبع: http://mrwalt.irananimators.ir/