پنج امتیاز . من و زهرا

.

.

.

▶ تقدیم به تو که بهتریني

.

 

+ شهر؟
- تهران، تو چی نوشتی؟
+ تبریز
- ده امتیاز بده
+ از دوست داشتنی‌ها؟
- تو !
+ ... پنج بده!

.

.

.

 

عشق جاودانه ما

فکرشم نکن


فکرشم نکن ، دوباره با خیالت عاشقم نکن

تو مال من نمیشی دلخوشم نکن،فکرشم نکن

منتظر نباش ، اگرچه غرق دل تو اشک و گریه هاش نمیذارم

بیاد به گوش تو صداش ، منتظر نباش


تموم سهم من ازت اتاق و خاطراتته 


تو واسم ، یه عکسی روی میز من

قراره با یه سایه زندگی کنم عزیز من

فکرشم نکن

فکرشم نکن ، دوباره مثل اون روزا

یه عالم حرفای دوتایی باشه بین ما دوتا

من بی تو، یه درد بی نهایتم

گمون کنم تا آسمون رسیده این شکایتم

فکرشم نکن



چه سکوتی!


چه سکوتی!

.........چه نگاهی!
................که پر از طوفان بود ، در دلم تفرقه بود
.......شوق پرواز و پریدن
...........ترس انجام و شکست ، من به پرهای قشنگم مغرور
......تو به آواز خوش ثانیه ها

..........دل بستی!


رو به روی من


زندگی من کنار این غریبه بی تو مثل روز روشنه

این غریبه بر خلاف تو تمام لحظه هاش کنــــارمنه

یه زندگی براش درست کنم که روز و شب حسودی کنی

روزی هزار دفعه تو آرزوی اینکه کاشکی بودی کنی

من ، کنار تو یه روز خوش نداشتم از ترس تو

این غریبه پای گریه هام میشینه بر عکس تو

هر عذابیم به من بده

از اینکه بامـــنه

کنار اون خوشــم

هرچی خاطرات با توئه کنار خوبیاش تو سینه میکشم


رو به روی من کسیه که دلش با منه و تمام زندگیش منم

رو به روت کسیه که توی وجودش میگردی دنبال عطر تنم

ولی هیچکی مثل من برات نمیشه

رفتم از کنار تو واسه همیشه

 

صورتش اندازه ی تو ماه نیست

اما قلبش مثل تو سیاه نیست

دور من هیچکی به سادگیش نیست

غیر من هیچکی تو زندگیش نیست

دیدن دوبارت آرزوم شده ،اما هرچی بود دیگه تموم شده


برای تو .....



شرابیه موهاش چشاش آبیه ، یه جا بین مستی و بی خوابیه

فقط زیر بارون قدم میزنه ، چقد زندگی رو بهم میزنه

یه کهنه شرابه که سی سالشه،بجز من یه میخونه دنبالشه

یه کهنه شرابه که این سالها گمون میکنم بهترین سالشه

مثه آخرین روز شهریوره همه ترسم اینه بره بگذره

دلم با نگاهش گلاویز شد چشاشو یه آن بست پاییز شد


حرمت نگه دار ....

حرمت نگه دار دلم ، گلم

که این اشک خون بهای عمر  رفته ی من است ....

داد خود را به بیداد گاه خود آورده ام ... همین 

نه ... نه ... به کفر من نترس ....

نترس کافر نمیشوم هرگز ... زیرا که به نمیدانم های خود ایمان دارم ....

انسان و بی تضاد !!!


بــی دلـیـل ...


انگار بی دلیل ، انگار خود به خود                    تا عاشقت شدم ، لحنت غریبه شد

گرمای عشق رفت ، از جمله سازیات             یه دفعه خوب شد ، دیوونه بازیات

عشقی که درد شد                                      سبزی که زرد شد

شامی که سرد شد                                     یعنی عوض شدی

پلکت که می پره ، تا صبح یکسره                خوابت نمی بره ، یعنی عوض شدی

حوای لعنتی ، اون سیب و یادته                   اون حال مستیه ، عجیب و یادته

دلت مسافره ، کفشاشو پاش کن                  گفتم عوض نشو ، گفتی تلاش کن

سیبی که چیدمو ، خوابی که دیدمو               موی سفیدمو ، یعنی عوض شدی

بغضی که می کُشه ، مردی که دلخوشه         آواره ی تو شه ، یعنی عوض شدی


فراموشـــــی ...


نمیدونــــــی تو این روزا                        چقدر از زندگـــی سیرم


دارم میــــــمیــرم از اینکه                        تو رفتـــــــــــی و نمیمیرم


نمیدونـــــــــی تو این روزا                        چقدر یاد تـــــــــــو میفتم


تـه دنیـــــــــــــام نزدیکـه                        نگاه کن کی بهـت گفتم


کجا بـاید برم بی تــــــــو                        تویــــــــی که قد دنیامی


که هرجـــــایی رو میـبینم                         نبینم پیش چشمامــــــی


بـــــــــــرم هرجای این دنیا                        شبم با بغــــــض دم سازه


آخه هرجـــا یه چیزی هست                        منو یاد تـــــــــــــــــــــو بندازه


نمیــــــــــــــــدونم تو این برزخ                        کی از این درد میــــــــــــمیرم


نمـــــــــــــیدونم چرا یک شب                        فراموشـــــــــــــــــــی نمیگیرم


منو اینجـــــــــــــــا بکش وقتی                        قراره تازه رویــــــــــــــــــــا شی


اگه تا آخر دنیــــــــــــــــــــــــــــا                        قراره تو دلم باشــــــــــــــــــــــی



با هم نبودیم ...

ما هیچ وقت با هم نبودیم...

اما کسی اینو نفهمید ...

این راز بین ما دو تا بود...

این خونه آرامش نداره ....

با اینکه که چیزی کم نداریم ...

.

من زخم میزدم قبوله...

اما تو هم مرهم نبودی ...

هر بار رفتی خواب بودم ...

هر بار برگشتم نبودی ...

گاهی دلم فریاد میخواد ...

گاهی دلم میخواد بد شم ...

گاهی دلم میخواد یک بار ...

از هرز این احساس رد شم ...


حقیقت پشت ابـــــرها ....

.

او سکوت کرد و من هنوز با بهت به او خیره بودم ...

.

او امروز صادقانه و بی ریا حرف میزد ... حس می کردم بین آسمان و زمین معلقم...

.

امروز بعد از این مدت که چون سالی بر من گذشت... دلم یخواست می خندیدم ....

.

.

.


اتـــــفـــاق  ...


یـــک عـــــــالمه اتفـاق دوره ام کرده اند ....

.

.

نـه مــــی افتند ...

.

.

نـه مــــی روند ...

.

.

فقــط مــــی رقصند ....

.

.


کــــنایته ...


هر چه هست از اندام بد و ناساز ماست

ور نه تشریف تو بر سر بالای کس کوتاه نیست

..

..

..

پسری سنگ به دیوار مدرسه کوبید و

کودکی هسته زرد آلو را روی سجاده بی رنگ تف میکرد 

..

..

..


ادامه نوشته

شــــــــــــب ......

شب .

.

.

لحظه ای برای خود بودن ....

لحظه دیدن ستاره ها ....

.

.

مــــــرض ...


عشق تنھا مرضے ست کہ بیمار از عذابش لذت مے برد.  . . . . .

.

.

.

.

افلاطون

با عرض پوزش و معذرت



با عرض پوزش و معذرت خدمت دوستان محترم....

به علت امتحان تا ماه بعد نمیتونم به نت بیام....

ممنون....



فراموش کن بين ما چي گذشت ...

من از زندگي تو هوات خستم

ازت خستم و باز وابستم

.

نگو ما کجائيم که شب بين ماست

خودم هم نميدونم اينجا کجاست

.

بيا با هواي دلم سر مکن

بهت راست ميگم تو باور نکن

.

از اين فاصله سهمم و کم نکن

بهت خيره ميشم نگاهم نکن

.

تو رنجيدي و دل ندادم بري

خودم رو فراموش کردم تو يادم بري

.

تو يادم بري زندگيم سرد شه

يه روز اين پسر بچم مرد شه

.

ولي هر شب از خواب من رد شدي

به هر راهي رفتم تو مقصد شدي

.

درست لحظه اي که ازت ميبرم

تحمل ندارم شکست ميخورم

.

نميشه تو اين خونه پنهون بشم

بهم سخت ميگيري آسون بشم

.

اگه پاي من جاده رو برنگشت

فراموش کن بين ما چي گذشت

.


حواست نيست ...

تو ميخندي ، حواست نيست ...

من ،‌ آروم ،‌ ميميرم ....

تو ميرقصي و من ...

عاشق شدن و ياد ميگيرم ...


چه جذابي ، چه گيرايي ...

چه بي منطق به چشمات ميشه عادت كرد ...

توي دستاي تو بايد ...

به سيگارم حسادت كرد ...


من و پك ميزني آروم ...

خرابم ميكني از سر ...

رژ لب روي ته سيگار ...

تن من زير خاكستر ...


تنم ميلرزه و ميري ،‌ حواست نيست ...

هوا و كام ميگيري ، حواست نيست ...

حواسم هست و ميميرم ،‌ حواست نيست ...

كنارت اوج ميگيرم ، حواست نيست ...





به دادم برس ...

يه ديوونه اينجا به عشق چشات غزل مينويسه ،‌ گرفتارته ...

يه احمق تو سرماي اين زمحريق پي فصل آغوشه ،‌تب دارته ...

يه شاعر كه آرامشش با تو بود ، نشسته جدايي و از بر كنه ...

ميگن خيلي وقته بريدي ازش ، نميخواد ، نميتونه ، باور كنه ...


كدوم گوري هستي ؟ به دادم برس ...

تو آغوش كي بال و پر ميزني ؟ 

به چشماي كي زل زدي ؟ بي شرف 

بزن ،‌ زندگيم و تبر ميزني ...


شب زجه هاي منه عاشقه ...

لبات رو كدوم لب ، تداعي شده ؟

تنت خو گرفته به دستاي كي ؟

كه آلوده ي اين جدايي شده ...


به دادم برس عمق اين نيمه شب ...

قد اتفاق تو كوتاه نيست ...

به دادم برس از جنون تا زمين ...

دو تا پنجره بيشتر راه نيست ...





دنياي ما ،‌ اندازه ي هم نيست ...

كپي برداري از عكس مجاز نيست ...


دنياي ما ،‌ اندازه ي هم نيست ...

من عاشق ،‌ بارون و گيتارم ...

من روزها ،‌ تا ظهر ميخوابم ...

من هر شب و ،‌ تا صبح بيدارم ...


دنياي ما ،‌ اندازه ي هم نيست ...

من خيلي وقت ها ،‌ ساكتم ،‌ سردم ...

وقتي كه ميرم  تو خودم شايد ...

پائيزه سال بعد ، برگردم ...


دنياي ما ،‌ اندازه ي هم نيـــــست ...

مي بوسمت اما‌ ، نميمونــــــم ...

تو دائم از ،‌‌ آينده ميپرســـــي ...

من حال فردامم ،‌ نميدونـــــم ...


تو فكر يه آغـــــوش محكم بـــــاش ...

آغوش اين ديوونه محكم نيـــــست ...

صد بار گفتم باز يادت رفت ...

دنياي ما ،‌ اندازه ي هم نيــــــــــــــــــــست ...



بـــاور نـــــدارم كه نيستــــــي ...

كپي برداري از عكس مجاز نيست ...





روزهای دور از تـــو را هرگز نخواهم شمرد!

تا همیشه بگویم
همین دیروز بود....

❤❤❤

فــکـــرم را پر کــرده...
فــکــر ایــنکه...
چــگــونــه بــه تـــو فــکــر نــکــنم...!

❤❤❤

روزگاری شده که باید تلسکوپ بدست بگیرم و در فاصله های نجومی

بدنبال دوست داشتن حقیقی باشیم...

❤❤❤

بـراي هيـــــــــــــــچـكـس...

كپي برداري از عكس مجاز نيست ...

فضاي اينترنت...

فضاي مجازي...

فضاي دروغ ...

فضاي آگاه سازي...

فضاي يادگيري زندگي...

فضاي شناخت آدم هاي مختلف...

.

اعتقاد دارم در كنار خيلي از بدي ها و خيلي از خوبي هاي وبلاگ...

ميشه آدم هاي مختلف رو شناخت و برداشت هاي مختلفي از شخصيت هاشون كرد...

خيلي ها فقط براي سرگرمي وبلاگ زدن و هيچ هدفي ندارن...

خيلي ها هم فقط براي اينكه بگن از دنياي امروزي عقب نيستن وبلاگ زدن...

خيلي ها هم عقده هاي درونيشون و با وبلاگ جبران ميكنن...

نميدونم ... ولي هر كسي براي هر چيزي كه وبلاگ زده زود هدف اصليش فراموشش ميشه...

همينكه وارد اين دنيا شي متوجه ميشيم كه با زندگي روزانه و كسل كننده اي كه داريم خيلي فرق داره...

به راحتي دوستاي مختلف پيدا ميكنيم....

هميشه منتظر نظراتشون ميشينيم...

از اينكه ميدونيم يكي به يادمونه خيلي خوشحال ميشيم...

ولي كافيه چند روز نتوني بهش سر بزني...

خيلي راحت فراموش ميشي ....

خيلي راحت با يكي ديگه سرگرم ميشه....

البته واقعيت مطلب هم همينه و نبايد دلخور شد ... ولي ....



زخم هاي تنهايي ...

كپي برداري از عكس مجاز نيست ...




روزهایی هست که احساس تنـــهایی به آدم دست میدهد..

آنـــــروزها سخت نیـــــازمند دستانت هســـــتم.. مثل الان ...

.

این همه درد...
غصه...
نداشتن...
حسرت...
بغض...
سرخوشانه می خندم ، شوخی میکنم و هیچکس نمی داند ؛

چقدر سخت است احساس خفگی کردن پشت این نقاب لعنتی!...

.

اينــــايي کــه با هــــدفــون تــــو گــوش ميــرن بــخــوابــن
ايــنا رويــايــي براشــون نمــونــده که قبــلِ خــواب بهــش فکــر کــنن
ايــنــا . . . تنهــــان ...!

.

روز گارم را سیاه کرده اند...!!میگویندشب است...!!

.

همیشه داشتنش واسم یه رویا بود
ولی الان هم که دارمش بازم برام شبیه یه رویاست
دوست داشتنش تلخ،فکر کردنش سخت، احساسش عذاب...

.

به سلامتی هر کی امشب تنهاست
میتونسته مثل طرفش امشب و با خیلیها باشه
اما قیمت و شخصیت و شعورش بالاتر از این بود که با هرکسی باشه...

.

چه زيبا پاييز...
برگ را از درخت,و تورا از من جدا كرد...
هوا سرد ميشود كم كم.
كاش كه برگردي... امــــا ... نـه ... برنــــگـــــــرد....

.

قدرت تنهایی را دست کم نگیرید  .... این روزها بر همه غلبه کرده



خـــاص خـــاص ...

كپي برداري از عكس مجاز نيست ...




هـــر وقت بی حواس لبتو گـاز گرفتـــــی

بدون یکــــی در حســرت بوسیدن لبـاته !

.

ببیــن ، هیچــی نگــــو ...فقـــط یــــــــــه

دقیقـــه بیـــا بشیــــن اینجــــا ، کنـــــارم

دلــــــــــــتنگـــــــــــــــــم ؛همیـــــن ... .

.

سکوت من ، فردای بلند دوست داشتن توست ،

دوست داشتن تو افسانه نیست. باورش کن . . .

.

.

براي يك مخاطب خـــــاص خــــــاص ...


هــــر وقت شد برگـــــرد


كپي برداري از عكس مجاز نيست ...


وقــــــــــتي ك تــــــــو نيســـتي دنيا بياد پيشــــم

يادت ك ميوفتــــم دلتنـــــــــــــــگ تــر ميشـــــم...


روزام بـــــــــــــــدون تــــــــــو ، مـــثل همن هـمــــه

هيچكي مثل تــــــــــو نيست ،‌شكــل غمن هـمـــــه 


دور و ورم پـــــــــــــــــــــره ‌،‌ از ايـن و اون ، ولــــــــــي 

جــــــــــات رو نمـــــيگيــــــــــرن ، خيلـــــي كمن همه


از تـــــو چه پنهون اين،‌دلشوره و غم درد ، دنيام و پر كرده

هـــــــــــــر وقــــت شد برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد


هـــــــــــــر وقت شد برگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد

تا خوب تر باشم ، تا تو بياي هستم ، از هم نميپاشـــم



پرواز خواهـــــم كـــرد اما با كدوم بـــال ؟

كپي برداري از عكس مجاز نيست...


صدا بزن مرا، مهم نيست به چه نامـى....
فقط “ميم” مالکيت را آخرش بگــــــــذار....
ميخواهم باور کنم…مــال تـو هستـــم....

.

.

کـــاش بودنها را قــــــــــــــــــدر بدانیــــــــم.....

به خـــــدا قسم نبودنها همین نزدیکیهاست ...

.

.

انسان ها عموما دو دسته اند :

تـــــــــــــــــــــــــــــــــو و بقـیـه..

.

.

نفس مصنوعی یعنـــــــــــــــــــــــــی :

تو نباشی و من به عکست خیره شوم ...


بـــــــراي يـــــــــــك مخــــــــاطـب خــــــــاص  

كپي برداري از عكس مجاز نيست...


عشق مثل نماز میمونه!!!

وقتی نیت کردی

دیگه نباید اطرافت رو نگاه کنی!!

.

.

ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم
غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم

.

.

ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام،باتو بودن ز همه دست کشیدن دارد.

.

.


بـــــــراي يـــــــــــك مخــــــــاطـب خــــــــاص ...

 

جــــبـــران...

كپي برداري از عكس مجاز نيست...


گفت جبران ميكنم...

گفتم كدام را ؟...

عمر رفته را ؟...

روح شكسته را ؟...

دل مرده اما تپنده را ؟...

يك دريا اشك را ؟ ...

.

حالا من هيچ ...

چگونه جواب اين تارهاي سفيد رو ميدي ؟...

.

نگاهي به سرم كرد و گفت : واااي !!!

خبر نداشتم چه پير شدي ؟...

گفتم جبران ميكني؟...

سرش رو انداخت پائين و گفت كدام را؟...

.

بعضي چيزها جبران نميشن....


ذات دورنـــي انسـان چه شـكلـــيه ؟

كپي برداري از عكس مجاز نيست...




من از بچگى بايد كارگردان مى شدم زيرا هر كسى به من ميرسد بازيگر است ...



حركت دور خط قرمز زندگي با دروغ هايي مثل پينو كيو....

كپي برداري از عكس مجاز نيست...


حركت دور خط قرمز زندگي با دروغ هايي مثل پينو كيو....

.

.

.

میخواهمتــــــــــــــــــــ…

ولــــی…
دوری…
خیلی خیلی دور...
نه دستم به دستانـــــــت میرسد

نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ ...