گر نبودیم
گر نبودیم ، سزاوار قصه های عشق
ان ناسزای قصه منم ، حقا سزا تویی
قبل از مرگــــم
کاش می دانستم
پس از مرگــــم،اولین قطره اشک بر چشمان چه کسی جاری خواهد شد و
آخــــرین سیاهپوشی که مرا فراموش خواهد کــــرد چه کسی است ؟
تا قبل از مرگــــم جانم را فدایش کنم...
حکمت...
ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند!
تلاطم های زندگی حکمتی از خداوند است...
پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه دریای دوروبرمان...
پدر...
این روزها روزهای دیوانگیست..
روزهای دلتنگی..
روزهای بی پدری..
دلم برای آغوش پر مهرش تنگ شده..
رفتی… به همین سادگی. ما ماندیم و حجم بزرگی از ماتم های تلنبار شده در دل.
ما ماندیم و همه آن حسرت هایی که تنها با یک در آغوش کشیدن می ریخت.
پـــروردگارم
تــو را می خوانم آن زمان که دیگر پاسخی نمی شنوم ...
و با تـــو می مانم آن زمان که دیگـــری نمانده...
پس یاری ام کن تا آن زمان که پاسخ هم می شنوم باز تنها تـــو را بخوانم و در آن هنگام
که دیگـــران با من می مانند من همچنان با تو بمانم ...
برگرد
پشیمونم که تورو عذاب دادم
خوبی هاتو با بدی جواب دادم
تو نجابت کردی و چیزی نگفتی
هر جا که دسته گلی به اب دادم
اگه از منو نگاهم ناامیدی
تو که از دلم بجز سردی ندیدی
حالا که درگیر حس التماسم
بگو باز جواب احساسمو میدی
یه بی قرارم <بی تو>
اروم ندارم <بی تو>
تو روزگارم <بی تو>
کم میارم <بی تو>
من سوتوکورم <برگرد>
ازتو که دورم <برگرد>
واسه غرورم . سنگ صبورم
دلخوشی
خط خطی هایی است
که بر لوح سادگی ام می نگارم
شاید به این خیالم
که تو
گاهی
فقط گاهی
می آیی و
میخوانی
و در دل می گویی:
"او هنوز هم دوستم دارد"

به خاطر تو