vaaaaaaaaaaaaaaaaaaay

vay ke emshab cheghad mastaqaaam bekhodaaaa to masttiii mimiram barat vali vaghti hosham mordei bish nistaaaam

صیاد

نمیدونم آخر این صیاد بی رحم به دام کی اسیر میشه!!!

مرا ببخش

مرا ببخش اگر حرف دلم را صادقانه به زبان آوردم و باعث رنجش تو شدم....بزار به حساب اون شبایی که از فکرت خواب نداشتم(ندارم) چیزه زیادی نمیشه....

سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسضضضضضضضضضضضضضضضصثثثیییییییییییییییییییییبسش

بببببببصضثصیسشیییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسسششششششششزززززززززززززسشصثصضیسشیسیصث

حالم خوب نیست دوباره خوشحالم!

سیگار و من

امروز به یادت دوباره بعد از آخرین پیکم سیگاری روشن کردم...

و به رقص دودش که مانند تو دلفریب.وبه سوختنش به مانند من بعد از تو...

نگاه میکردم...

ولی در آن چیزی جز تباهی ندیدم که شاید به مانند عاقبت من بعد از رسیدن به تو بود.

شاعر که نمیشه گفت نویسنده:خودم

.

.

اینم از یه جای دیگه

(گفتی دهانم بوی شیر میدهد..رفتی..!!!حالا بوی سیگار،بوی مشروب،برگرد.)

 

سال نو.

*داستان زیبای عمو نوروز*

یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوة تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست به سمت دروازه شهر می آمد.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته ی عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست. چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می رفت به هوا.

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر, لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند ، بعضی ها متعقدند اگر این دو همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند.

امید وارم سالی پر از برکت و شادی رو در پیش داشته باشید.

*سال نو همگی مبارک*

سال نو

سلام خدمت دوستان عزیز.

و تبریکات فراوان البته پیشاپیش جهت همونی که همه میدونن یعنی عید نوروز بعله دوستان گوشت کیلویی ۳۰هزار مرغ کیلویی ۴۳۵۰ بعله بنزین لیتری ۷۰۰تومن تخم مرغ کیلویی نمیدونم فک کنم ۴۰۰۰ بعله میوه بهترین نوع کیلویی ۲۰۰۰-۵۰۰۰ حالا کاری نداریم چیو کجا بعد کی گفته گرونیه؟کی گفته ها؟

یه کارگر وقتی ماهی ۳۸۰ تومن حقوق داره میره شلوار میخره واسه بچش ۷۰هزار تازه اگه ارزون گیرش بیاد بعد کی میاد میگه گرونیه تا من دهنشو سرویس کنم؟یه تی شرت وقتی شده ۴۸ هزار شما حساب کن اون کارگره چندتا میتونه بخره بعله درشته حدود ۸ تا و نصفی فک میکنم میدونی یعنی چی؟؟؟یعنی خیلی زیاااد پس نیا بگو گرونیه آفرین ۱۳کیلو گوشت میدن با این پول.

دوستان زیاد برید عید دیدنی که خونه موندن اصلا جایز نیست چون به یه جاهایی ممکنه فشار بیاره!

ببخشید قیمت آجیل دستم نبود وگرنه اونم میدادم خدمتتون که دیگه دم از گرونیو اینا نزنید.

راستی فیلترم شدم دیگه به ...!

just for fun :X

کاملا بی دلیل just for fun :X بخاطر یکی از دوستان فقط میخندیم :))))))))

میدونید بزرگترین آرزوی قزوینیه چی بوده؟؟کو..ن رضا زاده :)))) (چه بی ادب!)

لره ۵شنبه شب به زنش میگه:حالا که بچه خوابه بیا مثل تهرانیا س..کس کنیم میرن زیره پتو پاشون میخوره به سر بچه.بچه داد میزنه نکشیمون بچه تهرون :))))))))))))) (چقدر من خنک شدم) :)))))))

گرک و میش

چه بازی زیباییست بازی گرگ با میشی که در دامش اسیر شده میش با اینکه میداند تلف میشود دست و پا میزند برای گریختن از چنگ گرگ سنگدل...

بعضی وقتا به عقرب حسودی میکنم میگم زیره باره ننگ نمیره خودشو میزنه و تموووم...

 

 

بی تو...

دوستت دارم آنچنان که در بدو تولد سینه های مادرم را...

تو بت منی آنچنان که در طفولیت پدرم بود...

بی تو نمیتوانم آنچنان که در نوجوانی بی دوستانم...

بی تو افسرده میشوم آنچنان که در جوانی بی قرصهای رنگارنگ افسردگی...

بی تو بی هدف ادامه خواهم داد آنچنان که وقتی به تو دل دادم بی تو...

بی تو در خود فرو میروم آنچنان که از بی توجهی فرزندانم در میان سالی...

و بی تو خواهم مرد آنچنان که در کهن سالی نه از ایست قلبی...از زخمهای کوچک و بزرگی که یادگار عشقهای کودکانه در جوانیست...

شاعر:خودم

زندگی

بعضی وقتا چقدر زندگی تکراریو یک نواخت میشه دلم میخواد از خودم فرار کنم

جای همگی خالی

سلام.

چه خبرا بابا پس نظر بدید تا بنویسم داستانمو بزارم روی وبلاگ اینطوری که من امیدی واسه نوشتن ندارم!

این ۲ روزم جای همگی خالی رفته بودیم چم کاکا یه روستاس اطراف سامان حدود ۲۰ کیلومتر بالا تر از سامان جای همگی خالی حسابی خوش گذروندیم مجردی.

پاییزی

باز غروب بود باز پاییز، انگارهمه امدنها  صبحی از بهار است و رفتنها غروبی از پاییز  

کاغذی بردار و برایم بنویس ، ان غروب که  

،   روی گرداندی از من شرم بود یا نفرت   

 دور شدنت یادم هست ،گامهایت پر شتاب  اما سست و لرزان  

بنویس لحظه ایستادنت، تردید بود ، یا خستگی دویدن   

تو برایم بنویس رفتن چه حالی داشت

من مینویسم  بی تو ماندن چه حالی دارد

شاعر:خودم

سلامی دوباره

سلام...سلامی به سردیه آغوش او سلام...سلامی به سردیه دستانش ...

ببخشید که نمیتونم سلام گرمی بهتون بدم امیدی توی وجودم نیست که باهاش گرم بشم حس انجام کاریو نداشتم ولی گفتم بزار بنویسم تا سبک بشم...

ای کاش آدما انقدر راحت با احساس هم بازی نمیکردن" ای کاش آدما بهم دروغ نمیگفتن"ای کاش آدما حرف دلشون با چیزی که به زبون میارن یکسان بود"ای کاش آدما رسم بازی کردن رو بلد نبودن...اصلا ای کاش آدمی توی این دنیا پیدا میشد!

 خدایا تصویر هست صدا چی میرسه؟؟ولی بازم شکر عاشقشم!

این نیز بگذرد و فردایی دگر آید.

این مثلا آدما پشت هم میانو میرن همم میگن دوست دارم نمیدونم انقدر بی ارزش شده این کلمه؟چطوری میتونن بدون احساس مسئولیت این کلمه مقدسو به زبون بیارن ولی دیگه گوشم پره از این کلمات خودمم شدم یکی مثل اونا به همه میگم ...!منم جزو همون مثلا آدما شدم مثل خودشون شدم بازی میکنم رسم بازی کردنو یاد گرفتم از خیلیاشون بهتر بازی میکنم زمونه ببین چطوری آدمو عوض میکنه؟شدم یه گرگ!

میگن تا آخر عمر نسبت به کسی که به خودت علاقه مندش کنی مسئولی!راست میگن؟

میگم گرگی که به من شیر دهد میش من است غریبه اگر وفا کند خویش من است!(چه ربطی داشت)

بگذریم همش بد گفتم ولی درد دل که با شماها میکنم(اصلا نمیدونم کسی میخونه اینارو یا نه!)
بی تو مهتاب شبی از آن کوچه گذشتم...

گفتا ز این عشق هزر کن چندی بر این جوی....

حس شعر نیست....

فعلا با اجازه همگی................

جدید×××

یه داستان جدید دارم مینویسم دوستان اگه با نظرات همراهیم کنید بزارم روی وبلاگ

تو ترکم

تو ترکم برو قال نکن اعصاب ندارم اااااا

دیگه کم چی بشه هفته ای۱بار اونام دور همی ایی خدا شکرت حال دادی بم...

تابستون کوتاه

جدا تابستون کوتاه بود نه؟؟؟

حس میکنیم س.ک.س.ی شدیم اوووم روی موجای مکزیکوییم لم دادیم روی شنای ساحل دریارو میبینم تو اون چشای زاغت میگم اوووم لا لا برم قربون اووون پاها ..........همه چی عالیه ولی اگه بزاره پلیس........متنفرم از ته دل من از اول مهر........میخوام مست شم بکنم خدارو نگاه انقد بکشم تا ششارو ب.گ.ا.م چون من هیدنم....... اوووی بچه محصلا دیگه باید زود لالا کنیدا مدرسه شروع شده ولی قصه نخورید این نیز بگذرد. راستی اینو میخونید حرص نخورید چون حرص خوردن نداره(خودم بچه محصلم ولی از نوع دانشجوش) (کی حال داره بره دانشگااااااااه)راستی این چند وقتی که نبودم جای همه خالی رفته بودم هواخوری(شمال) یه ۲هفته شد " نشد؟

شرمنده

شرمنده بنا به دلایلی نمیتونم ادامه داستان روی وبلاگ بزارم از اولم کارم اشتباه بود.

روم نمیشه دیگه بیام آپ کنم بازم شرمندتونم.

ولی قول میدم با  یه داستان عالی تا چند وقت دیگه برسم خدمتتون.

فعلا همینطوری معمولی آپ میکنم فعلا بای بای.

آب آتشین

پرکن پیاله را کین آب آتشین دیریست ره به حال خرابم نمیبرد  ....   این جامها که در پی هم میشود تهی ..دریای آتشست که ریزم به کام خویش   ......  گرداب می رباید و آبم نمی برد  ......  پرکن پیاله را ....

کاش توام

کاش توام حال مرا داشتی سینه ای از کینه جدا داشتی...

مستیممممممم درده مرا دیگه دواااا نمیکنه....

به کوی می فروشان تن فروشان را راه نیست...

ساقی ساقی ای ساقی باز مستمو دیوونه...

سلامتی اونیایی که دوسشون داریم نمیدونن ... سلامتی اونایی که دوسمون دارن نمیدونیم

سلامتی تلخیه پیک اول و شیرینیه پیک آخر.

سلامتیه اونایی که عشقشونو به پول میفروشن!!!!

 

 

راستی

راستی تولدم که ۲۱ مرداد بود مبارک.

مثل هر سال خودم بودم با دردای تموم نشدنیم.

ولی خوشحالم که هنوز اونقدر زنده هستم که معنیه دردو بفهمم.

ولی ناراحتم که چرا به جای این همه درد یکم دلگرمی و خوشی نباشه و نیست!