نزدیک 6ماهی بود اینجا سر نزده بودم...
تو این چندوقت کلی اتفاق افتاد...
اتفاقای بد...خوب...حتی بعضی هاشو نمیدونم خوب بود یا بد..
به خاطر همین ندونستن ها دارم تاوان میدم..که بفهمم خوب بوده یا بد...
تابستونم خیلی خوب شروع شد...خوب هم موند... با کلی اتفاق هایی که اصن فکرشو نمیکردم پیش بیان...
ولی این آخراش خیلی بد بود...
این چند روز اخیر...کلی چیزا رو شد...چیزایی رو فهمیدم که ترجیح میدادم نفهمم...
کسایی رو که بهشون اعتماد داشتم از دستم رفتن...
وقت دارم بزرگ شم...
فک کنم..
بعد تصمیم بگیرم...
ولی هیچ کس نیست که بشه روش حساب کرد...به عقلش..معرفت و دوستی اش..
زندگی ام شده مثل رمان های ایرانی...
کاش آخرشم مثل مال اونا بشه..
همون قد شیرین و رویایی...
کاش 3ماهه دیگه که اومدم اینجا خوشحال باشم...
نتیجه شو نمیدونم...فقط آروم باشم...راضی باشم..
همه چی و سپردم به خدا...
فکرمو...آیندمو...
خودش میدونه چی برام بهترینه..
فقط به خودش توکل میکنم...
امیدوارم همه چی درست بشه... :)