تقدیر از رییس جمهور احمدی نژاد

هشتمین سالگرد حماسه‌ی سوم تیر، مصادف شده است با نیمه شعبان؛ سوم تیر 1384 بود که محمود احمدی نژاد با رویکرد و گفتمان عدالت و معنویت به عنوان رییس جمهور کشور انتخاب شد. حامیان احمدی‌نژاد معتقدند او در طول این سال ها توانست ثروت کشور را تا حد زیادی بین محرومان و اقشار آسیب‌پذیر جامعه توزیع کند؛ اتفاقی که به اعتقاد انها نه تنها در دولت‌های قبلی رخ نداد بلکه در آن دوران، با ایجاد فاصله طبقاتی، وضعیت اقتصادی و جایگاه اجتماعی اقشار محروم و آسیب‌پذیر تنزل یافت.
حامیان محمود احمدی‌نژاد با در نظر گرفتن بیانات رهبر انقلاب، او را فردی می‌دانند که انقلاب اسلامی را در مسیر و ریل اصلی و صحیح خود قرار داد. هرچند عده‌ای دیگر، با طرح کردن عبارت "جریان انحرافی" تعبیر دیگری از دولت محمود احمدی‌نژاد داشتند.

حال، علاقمندان و حامیان گفتمان عدالت و معنویت در نظر دارند سوم تیر امسال که مصادف شده است با نیمه شعبان، در کنار خداحافظی نمادین از رییس دولت‌های نهم و دهم، در همایشی از خدمات او تقدیر و تجلیل کنند.

زمان و مکان
به گفته دست اندرکاران، حضور محمود احمدی‌نژاد و غلامحسین الهام در همایش سوم تیر امسال قطعی شده است.
این همایش عصر دوشنبه سوم تیرماه برگزار خواهد شد.
(این خبر در حال تکمیل است.)

مکان: میدان هفت تیر، ابتدای خیابان شهید مفتح، مجتمع سیدالشهدا
زمان: دوشنبه سوم تیر، ساعت 15:30

خداحافظی با دکتر احمدی نژاد

 

 

کلیپ تصویری خداحافظی با دکتر احمدی نژاد


  آنگاه که عالم از ستم سیر شود/ دانای جوان ز بی کسی پیر شود

از کعبه برون شود لوای توحید/ آوای نگار من جهانگیر شود‬


لیست انتخاباتی زنده باد بهار

ایمان بیاوریم به آغاز فصل زرد- در وصف پایان دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد


ایمان بیاوریم به آغاز فصل زرد

 

ایمان بیاوریم به آغاز فصل زرد
 
این آتشین شبانه ی پرسوز و پر ز درد

هرگز ندید قصه ی مردی که عاشق است

آن نازنین نگار که اکنون نشسته فرد

نقاش عاشقانه ترین قصه را کشید

شاید نداشت او مداد جز مداد زرد

نقشش همیشه نقش جدایی و عاشقیست

این دردمندِ عاشقِ بی کینه - خسته مرد

این قلب عاشقانه به پیری کند سلام

گویا که دیده بر موی او نشسته گرد

فال ورق گرفت او به امید روشنی

اما حقیقت او شد بازان تخته نرد

هر گز کسی ندید که با این دل غمین

این چرخ و روزگار چه پستی نکرد و کرد



شاعر : سید محمدرضا علوی زاده

عکس: اختتامیه مسابقات بین المللی قرآن کریم 

اکنش کفش ملی به اظهارات حسن روحانی: در دولت اطلاحات تعطیل شدیم؛ در دولت احمدی نژاد، بازگشایی

به گزارش شبکه اطلاع رساني دانا، در اين جوابيه آمده است: در ارتباط با واگذاری کارخانه کفش ملی که در مناظره تلویزیونی مورخ ۱۰/۰۳/۹۲ بیان فرموده اید باستحضار میرساند که کارخانجات کفش ملی واقع در کیلومتر ۱۸ بزرگراه فتح ( جاده قدیم کرج ) در طی سالهای ۸۲ و ۸۳ ( در دولت اصلاحات ) عملاً تعطیل و سپس قسمت عمده از زمینهای محل کارخانه به شرکت سایپا انتقال و نهایتاً در اواخر سال ۸۳ شرکت کفش ملی به عنوان بخشی از دیون دولت به صندوق بازنشستگی کشوری واگذار میگردد .


اما در دولت نهم و دهم با آنکه کارخانجات تعطیل شده بود، صندوق بازنشستگی کشوری بعنوان سهامدار اصلی این شرکت، مبادرت به ادامه فعالیت آن از طریق قرارداد با بیش از ۱۱۰ تولیدکننده داخلی و عرضه کفشهای تولیدی آنها در ۲۵۰ فروشگاه می نماید و بدینوسیله ضمن حمایت از محصولات تولید کنندگان داخلی موجبات اشتغال در این صنعت را فراهم نموده است.

خوشبختانه فروش و سود شرکت در طی ۸ سال اخیر مرتباً در مقایسه با سال ماقبل خود افزایش چشمگیر داشته است بطوریکه پیش بینی می شود فروش شرکت در طی سال ۹۲ به بیش از ۱۱۰۰ میلیارد ریال برسد.


خسته نباشی مرد

خسته نباشی مرد

سخت است حرفت را نفهمند

سخت است حرفت را نفهمند
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند
حالا میفهمم که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را نفهمیده اند که هیچ،اشتباهی هم فهمیده اند.
دکتر علی شریعتی

پ.ن: حالا می فهمم چرا از آمدن مشایی انقدر ترس داشتند، این برنامه ها کاندیدا ها رو که می بینم نمیدونم بخندم یا گریه کنم!

اگر ندیده اید حتما ببینید

اگر ندیده اید حمتا سایت احمدی نژاد بدون روتوش را ببنید

 

 

نسخه دوم

از همین الان دلم برای روزهای ریاست جمهوری احمدی نژاد تنگ شده است...

 

 

نقدی بر”ذوشهادتین” خواندن علامه مصباح و حجت دانستن نظر انتخاباتی ایشان

این مطلب از سایت جنبش عدالت خواه دانشجویی  اتخاذ شده است، لذا همه ی آن نظر بنده نیست، ولی کلیت آن را قبول دارم:

روح الله مطهری- این روزها در سردی  انتخابات هر چند افراد گاه و بیگاه دم از امام می‌زنند اما حقیقتا جای خالی خطی با مولفه‌های اصیل امام خمینی احساس می‌شود. خطی که امام را نه تکه‌تکه و در جهت مرام و منافع خود تفسیر کند که اعتقادش به امام جامع و مانع بوده و الگوی مورد نظر وی را پذیرفته و در جهت پیاده کردن آن قدم بردارد. در این مجال فرصت تبیین مولفه‌های خط امام نیست ولی این نباید مانع شود که جلوی برخی برداشت‌های نادرست و سوء استفاده‌ها از نام امام را بگیریم.

از همین جهت برخی برداشت‌های و سوء استفاده‌ها و حرکت‌های خلافی که با استفاده از نام امام توجیه و به خورد جامعه داده می‌شوند در ادامه می‌آید:

آیا امام تعبیر ذوشهادتین را برای کسی به کار برده‌است؟ آیا این تعبیر برای کسی حجت می‌شود؟

مدتی است سایت رجانیوز و جبهه پایداری در تلاشند تا نظر آیت الله مصباح را پیرامون اصلاح بودن شخصی با برخی استدلاها (که بررسی آن استدلالها را به موقعی دیگر میگذاریم) حجت شرعی معرفی کنند. در این میان ملاحضه می‌شود برای موجه کردن حرکت خود و به نوعی استناد آن به حضرت امام خمینی(ره) از تعبیراتی نظیر ذوشهادتین -که ادعا میکنند از سمت امام برای آیت الله مصباح به کار گرفته شده است- استفاده برند. برای مثال در نامه‌ای که در سایت رجانیوز منتشر گردید تعدادی از نخگبان خوزستانی در نامه خود به آیت الله مصباح اینگونه نوشتند «ذوشهادتین بودن شما، به تعبیر حضرت امام(قدس سره) برای ما حجت است»

دو نکته را پیرامون جمله فوق که صرفا نمودی است از تلاش جبهه پایداری برای تقلیدی کردن انتخاب اصلح تبدیل عرصه انتخابات به مرید و مرادبازی، باید متذکر شد.( + )

نکته اول پیرامون ذوشهادتین خوانده شدن آیت الله مصباح از سمت حضرت امام خمینی می‌باشد. امام در انتهای وصیت‌نامه خویش خطاب به آیندگان متذکر می‌شوند که “اکنون که من حاضرم، بعض نسبتهای بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود مورد تصدیق نیست، مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم”

اگر افراد جبهه پایداری و سایت رجانیوز حقیقتا و نه از سر اضطرار و برای جمع کردن حامی حرف از امام نمی‌زنند خوب است که به این نکته از وصیت نامه توجه بیشتر نمایند و یک خاطره را اینگونه به امام نسبت ندهند.

اما نکته دوم که جا دارد بدان اشاره شود بحث حجت بودن نظر آیت الله مصباح برای رأی دادن به یک کاندیداست.

امام پیرامون درست بودن امر مشورت اینگونه می‌فرمایند “در تعیین رئیس جمهور و وکلای مجلس، با طبقه تحصیلکرده متعهد و روشنفکر با اطلاع از مجاری امور و غیروابسته به کشورهای قدرتمند استثمارگر و اشتهار به تقوا و تعهد به اسلام و جمهوری اسلامی مشورت کرده و با علما و روحانیون باتقوا و متعهد به جمهوری اسلامی نیز مشورت نموده و توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه ای باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشنیان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمی توانند بفهمند”

و در جای دیگر نیز تذکر می‌دهند که ” مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افرادی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند. البته مشورت در کارها از دستورات اسلامی است و مردم با متعهدین و معتمدین خویش مشورت می نمایند. و افراد و گروه ها و روحانیون در حد تذکرات قبلی در حوزه خود می توانند کاندیدا معرفی نمایند؛ ولی هیچ کس نباید توقع داشته باشد که دیگران اظهارنظر و اظهار وجود نکنند.”

امام در جایی دیگر نسبت به برخی برداشتها پیرامون حق دخالت در سیاست و انحصار آن در مجتهدین می‌فرمایند “از قرارى که من شنیده ام در دانشگاه بعضى از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست حق مجتهدین است. تا حالا مى گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند… حالا عکسش را دارند مى گویند…. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین مى کند، یعنى آحاد ملت سرنوشت زندگى شان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است. این اینطور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند. این معنى دارد که مثلا یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک صد تا مجتهد در جاهاى دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار، این یک توطئه اى است که مى خواهند همان طورى که در صدها سال توطئه شان این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد…. این شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است دانشگاهیها بدانند این را که همان طورى که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت بکند، یک دانشجوى جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند…. این یک توطئه اى است براى این که شما جوانها را مایوس کنند بیدار باشید، توجه کنید، اینها با توطئه هایشان مى خواهند کار را انجام بدهند…. حالا مى گویند که سیاست حق مجتهدین است یعنى در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت کنند، باقى شان بروند سراغ کارشان. یعنى مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعى نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت بکنند، این از آن توطئه سابق بدتر است براى ایران، براى این که آن یک عده از علما را کنار مى گذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادى کنار گذاشته مى شوند، این تمام ملت را مى خواهد کنار بگذارد ”

با توجه به عبارات فوق می‌توان اینگونه دریافت که امام هر چند مشکلی با اصل مشورت با علما، متعهدین و معتمدین نداشتند و حتی به این امر توصیه میکردند اما عرصه انتخاب و حق دخالت در سیاست که مهمترین بروزش در عرصه انتخابات است را در انحصار مجتهدین یا سایر اشخاص و گروهها نمی‌پنداشتند.

با توجه به اینکه سخنان فوق در زمان تأسیس جمهوری اسلامی و ایام انتخابات بوده است و نه زمان دیکتاتوری شاه، و به نیز با عنایت به دغدغه منعکس شده در سخنان فوق میتوان این نکته را دریافت که امام دغدغه تحمیل یک کاندیدا به مردم و تعیین «قیم» برای مردم در عرصه انتخابات (عرصه اعمال حق مردم) در ساختار کنونی انتخابات را داشته است. تحمیلی که میتواند با ابزارهای مختلف رسانه، ثروت و حتی استدلالها و «حجت‌سازی»های به ظاهر شرعی جلوه نماید و عرصه انتخابات را از عرصه اعمال حق مردم به مرید و مرادبازی تغییر داده و فرصت رشد و بلوغ سیاسی را نیز علاوه بر حقشان از آنها بگیرد.


 

سخنانی از امام درباره شورای نگهبان که گفته نمی شود

قبل نوشت: به هیچ عنوان دوست نداشتم این مطلب را بنویسم، دوست نداشتم از سایتی که این مطلب را کار کرده، مطلبی در وبلاگم بزنم، ولی به مکالمه امروز بنده با یکی از دوستان توجه کنید:

اون: آقا شما به تایید صلاحیت ها اعتراض داری؟

من: بله!

اون: پس شما "مفسد"ی! (به استناد جمله معروف حضرت امام که این روزها بارها و بارها از صدا وسیما پخش شد)

من: خیلی ممنون!!!!

اما مطلب:

سخنانی از امام درباره شورای نگهبان که گفته نمی شود

این روزها جملاتی از حضرت امام(ره) در مسائل و موضوعات مختلف مستمسک قرار می گیرد که اگر به دور از سیاست بازی ها و در متن صحیفه(با توجه به زمان، مکان، مخاطب و شأن بیان آن) و بدون تحریف و تفسیر به رأی قرائت شود، به یقین راهگشا خواهد بود. از جمله این جملات، جملاتی کوتاه و تقطیع شده در مقام اطاعت از قانون و تشخیص شورای نگهبان قانون اساسی است که بنا به موضوع روز (انتخابات) مورد توجه قرار گرفته و چه بسا همانها هم خیلی زود فراموش شوند. البته بیان اینگونه این سخنان امام توسط افراد ناآشنا به امام و اندیشه امام(ره) و همچنین افراد سودجو، نشان از کوتاهی ما در تبیین خط امام و محکمات آن دارد. بر همین اساس لازم است برخی جملات حضرت امام درباره شورای نگهبان را که کمتر مورد توجه قرار گرفته، بازنشر دهیم تا همگان، از عام و خاص از آن بهره مند شوند. جملاتی که امام درباره لزوم قانون گرایی در جامعه، حتی برای کسانی که مفسر و ناظر بر قانون هستند، فرموده اند.

پیام به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام:

«تذکری پدرانه به اعضای عزیز شورای نگهبان می‌دهم که خودشان قبل از این گیرها، مصلحت نظام را در نظر بگیرند، چرا که یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پرآشوب کنونی نقش زمان و مکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریها است. حکومتْ فلسفه عملی‌ برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می‌کند. و این بحثهای طلبگی مدارس، که در چهارچوب تئوریهاست، نه تنها قابل حل نیست، که ما را به بن بستهایی می‌کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می‌گردد. شما در عین اینکه باید تمام توان خودتان را بگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد – و خدا آن روز را نیاورد – باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام در پیچ و خمهای اقتصادی، نظامی، اجتماعی و سیاسی، متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد.» [۱]

سخنرانی در جمع فقها و حقوق دانان شورای نگهبان قانون اساسی:

«آنچه مهم است این است که ما می خواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلاً اشتباه کرده باشیم باید صریحاً بگوییم اشتباه نموده‌ایم… فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید این‌طور باشند که اگر در مسئله‌ای اشتباه کردند صریحاً بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم. پیش از انقلاب من خیال می‌کردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون می‌روند کارهای خودشان را انجام می‌دهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زده‌ام درست نبوده است، آمدم صریحاً اعلام کردم من اشتباه کرده‌ام. این برای این است که ما می خواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام باید روی همان حرف باقی بمانم…» [۲]

سخنرانی در جمع فقها و حقوقدانان شورای نگهبان:

«من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده‌ام هست که باید قوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست. برخورد شما باید به صورتی باشد که در آینده هم به این شورا صدمه نخورد. شما نباید فقط به فکر حالا باشید و بگویید آینده هرچه شد، باشد. شیاطین بتدریج کار می‌کنند. امریکا برای پنجاه سال آینده خود نقشه دارد. شما باید طوری فکر کنید که این شورا برای همیشه محفوظ بماند. رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و دولت ایستاده‌اید. اینکه شما یکی و مجلس یکی، شما یکی و دولت یکی، ضرر می‌زند. شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا دخالت می‌کنید. صحبتهای شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی خودتان عمل می‌کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونی وقوف کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف.» [۳]

نامه به اعضای شورای نگهبان:

«با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلبشان برای پیروی اسلام می‌تپد. گاهی دیده می‌شود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد می‌شوند که موجب وهن شورای نگهبان است. فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که مورد درگیری هست، وارد شوند. از باب مثال در شان شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانی نسبت کمونیستی داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم، ولی این را که معترفند که گفته‌اند: می‌گویند آقای سلامتی کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان است، آن هم به مسلمانی که نماینده‌ی مردم تهران است، شرعاً چه صورتی دارد.

مادامی که شما اینگونه عمل می‌کنید، باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.

آیا شخصی که می‌آید نزد فقهای شورای نگهبان و می‌گوید: اگر گناهی هم کرده‌ام توبه می‌کنم، راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل می‌کند؟ بحث بر سر خوبی و بدی نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفی نشوند.

شما نگویید آنها به ما بد می‌گویند و ما با این صحبتها جواب آنها را می‌دهیم. آنها که به شما بد می‌گویند، پست مقدس شورای نگهبان را ندارند. شما در مکانی نشسته‌اید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه‌ایها همه چیزتان را نابود کرده‌اند. من به شما آقایان علاقه‌مندم ولی لازم می‌دانم گاهی که مسئله‌ای را می‌بینم تذکر دهم….» [۴]


[۱]- اختیارات «مجمع تشخیص مصلحت نظام» و تذکر به شورای نگهبان، ۸ دی ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۲۱۷)

[۲]- هدف اصلی، حاکمیت اسلام، ۲۰ آذر ۱۳۶۲ (صحیفه امام، جلد ۱۸، صفحات ۲۴۱ تا ۲۴۴)

[۳]- حدود وظایف شورای نگهبان، ۱۱ شهریور ۱۳۶۳ (صحیفه امام، جلد ۱۹، صفحات ۴۲ تا ۴۵)

[۴]- عدم ورود فقهای شورای نگهبان در مسائلی که موجب وهن است‌، احتمالاً خرداد ۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۶۱۲)

منبع:

http://mobareze.ir/news/2600.html

احمدی نژاد- جلیلی


مسلما در بین کاندیداهای موجود اصلح دکتر سعید جلیلی است

پ ن: دوستان احمدی نژادی دقت کنند، سعید جلیلی جزو افرادی است که احمدی نژاد آنها را کشف کرد و عملا احمدی نژادی محسوب می شوند، ضمن اینکه ایشون هیچ گاه به مبحث جریان موهوم انحرافی نپرداخته اند و اصولا در سطوح بالاتری کار می کنند، همچنین یک شخصیت مستقل بدون وابستگی حزبی دارند.

احراز صلاحیت

مشایی و هاشمی رد صلاحیت شدند! دو هفته قبل که ثبت نام کاندیداتوری ریاست جمهوری آغاز شده بود، دانشگاه تهران( حداقل دانشکده فنی) هیجان خاصی در مورد انتخابات نداشت، کلا بجز بچه های بسیج بحث انتخابات زیاد رایج نبود! اما فردای روز آخر ثبت نام که جلیلی، مشایی و هاشمی ثبت نام کردند، فضای دانشگاه کلا عوض شد، انتخابات شد جزو بحث های روزانه همه! همان روز من موقع نهار، در سلف دانشجویی یک دور چرخیدم، نصف میزها، داشتند در مورد انتخابات و خصوصا مشایی و هاشمی صحبت می کردند... من حقوق دان نیستم که بخواهم عملکرد شورای نگهبان را زیر سوال ببرم، ولی حداقل با این کاندیدا های احراز صلاحیت شده، انتخاباتی که میتونست، با مشارکت بالای 80% یک حماسه را رقم بزند، به یک انتخابات معمولی تبدیل شد! یعنی زمانی که ما پس از انتخابات سال 88 به یک همچین مشارکت بالایی نیاز داشتیم، بازهم انتخابات با در صد مشارکت حدود 65 درصد (بمقدار همان انتخابات های معمولی بجز سال 76 و یا 88) تبدیل خواهد شد. با این وضعیت من به جلیلی رای خواهم داد.

یک سوال

چند روز است که دارم به این فکر می کنم که اگر دادگاه کهریزک به تبرئه مرتضوی حکم کنه، شاکیان خصوصا آقای روح الامینی چه واکنشی خواهند داشت؟ من احساس خوبی ندارم...