اگر مشاور ارتباطات رئیس جمهور بودم!
اگر مشاور ارتباطات رئیس جمهور بودم!
محمد مهدی فتوره چی
امروز یکی از دانشجویانم که کتاب روانشناسی ارتباطات و اقناع( تالیف کلود شبرول و میرونا رادو) ما را خوانده بود با مهم خواندن فرصت حضور و خطابه رئیس جمهورمان در سازمان ملل در این شرایط جنگی و نامتعین و حساس گفت: « اگر از شما استاد ارتباطات و آشنا به فنون اقناع درخواست میشد تا متن خطابه دکتر پزشکیان را مینگاشتید به چه نکات و مواردی اشاره می کردید تا ضمن بیان واقعیت، بدون شعارهای معمول و حساس برانگیز و با اشاره به اصول و وقوانین حقوق بشر، روئسای جمهور کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار داده و موجبات تامل و تحسین و تشویق آنان می شدید»؟ طرح این سئوال مهم و نگرانی از نامناسب بودن متن خطابه ایشان که این روزها دغدغهی اهل قلم و نظر و آحاد مردم مبعوث است انگیزه ای شد برای نگاشتن متنی که «اگر مشاور ارتباطات رئیس جمهورمان می بودم» به ایشان پیشنهاد می دادم.
جناب رئیس مجمع عمومی
جناب دبیرکل
عالیجنابان رؤسای محترم دولتها و حکومتها،
و نمایندگان محترم ملتهای جهان،
من امروز از تهران به نیویورک آمدهام؛ اما در این لحظه، صدای من فقط صدای دولت ایران نیست؛ صدای مادرانی است که فرزندان خود را از دست دادهاند؛ صدای کودکانی است که دیگر به مدرسه بازنخواهند گشت؛ صدای بیمارانی است که بیمارستان را امنترین نقطه زندگی خود میدانستند؛ و صدای خانوادههایی است که قرار بود جشن بگیرند، اما جنگ، شادی آنان را به سوگ تبدیل کرد.
من امروز از شما نمیخواهم فقط به سخنان من گوش دهید؛ از شما میخواهم با این سئوال سالن اجلاس را ترک کنید که: آیا جان انسانها در جهان امروز واقعاً در همه جا ارزش یکسانی دارد؟اگر پاسخ ما «آری» است، باید آن را در عمل ثابت کنیم.
امروزجهان در برابر یک آزمون تاریخی است
سازمان ملل متحد پس از دو جنگ جهانی شکل گرفت تا یک اصل را به جهان بگوید: اختلاف میان دولتها نباید به نابودی ملتها منجر شود؛ اما امروز این اصل با یک آزمون بزرگ روبهروست. گزارشها و اسناد سازمان ملل درباره حملات اخیر در ایران، از جمله حمله به مدرسهای در میناب، نگرانیهای جدی درباره رعایت حقوق بینالملل بشردوستانه و حمایت از غیرنظامیان، کودکان و مراکز آموزشی نزد افکار عمومی و وجدان های بیدار ملل جهان مطرح کرده است. در گزارش ارتباطات ویژه دفتر حقوق بشر سازمان ملل نیز درباره حمله ۲۸ فوریه به مدرسه دخترانه در میناب و کشته شدن دستکم ۱۶۸ دانش آموز، که تقریباً همه آنان کودکان دختر و پسر معصوم بودهاند، نگرانیهای جدی مطرح شده است. این آمار را برای تحریک احساسات شما بیان نمیکنم؛ آن را بیان میکنم تا بگویم: اگر حقوق بینالملل برای چنین لحظاتی وضع نشده است، پس برای کدام زمان وضع شده است؟
کودکان، خط قرمز انسانیت
اجازه دهید درباره یک اصل، صریح باشیم؛ ممکن است دولتها با یکدیگر اختلاف داشته باشند؛ ممکن است منافع ملی با یکدیگر تعارض پیدا کنند؛ ممکن است کشورهایی حتی وارد جنگ شوند؛ اما کودکان مان نباید طرف جنگ ها باشند؛ مدرسه نباید هدف جنگ باشد؛ بیمارستان نباید هدف جنگ باشد؛ خانه مردم نباید هدف جنگ باشد؛ و غیرنظامیها نباید هزینه تصمیمات سیاسی و نظامی دولتها را بپردازند. این اصل، ایرانی و آمریکایی و اسرائیلی و اروپایی ندارد؛ این اصل، انسانی است.
خطاب به دولتهای جهان
عالیجنابان
من از شما نمیخواهم روایت ایران را بدون بررسی بپذیرید؛ اتفاقاً درخواست من برعکس است: تحقیق کنید؛ مستندات را بررسی کنید؛ محل حملات را بررسی کنید؛ نحوه شهادت قربانیان را بررسی کنید؛ تصاویر و اسناد را بررسی کنید و اجازه دهید حقیقت، و نه قدرت سیاسی دولتها، داوری کند. اگر ایران خطا کرده است، ایران نیز باید پاسخگو باشد؛ اگر آمریکا خطا کرده است، رئیس جمهورش باید پاسخگو باشد؛ اگر اسرائیل خطا کرده است، سرانش باید پاسخگو باشد. حقوق بینالملل نباید پاسپورت داشته باشد. قانونی که فقط نسبت به ضعیفان اجرا شود، قانون نیست؛ و مصونیتی که فقط برای قدرتمندان باشد، عدالت نیست.
خطاب به مردم آمریکا و اسرائیل
من همچنین میخواهم یک تفاوت مهم را در این فرصت روشن کنم؛ ما میان ملتها و دولتها تفاوت قائل هستیم؛ مردم آمریکا دشمن مردم ایران نیستند؛ مردم اسرائیل نیز دشمن مردم ایران نیستند؛ اختلاف ما با سیاستها و اقدامات دولتهاست؛ ما نمیخواهیم نفرت میان ملتها ایجاد شود؛ برعکس، معتقدیم اگر دولتها نتوانند اختلافات خود را حل کنند، ملتها نباید قربانی آن اختلافات شوند. ما به جای نفرت، گفتوگو میخواهیم؛ به جای انتقام، عدالت میخواهیم؛ و به جای جنگ، امنیت متقابل میخواهیم.
پرسشی از سازمان ملل
اما امروز یک پرسش جدی نیز از خود این سازمان دارم؛ اگر یک کشور قدرتمند بتواند بدون پاسخگویی از مرزهای کشور دیگری عبور کند، اگر غیرنظامیان کشته شوند، اگر زیرساختهای حیاتی نابود شود، و اگر اجرای قانون تابع ملاحظات سیاسی شود، آنگاه مردم جهان از خود خواهند پرسید: سازمان ملل برای چه کسی است؟ برای قدرتمندان؟ یا برای «ما ملتها»؟ من یادآوری میکنم که سازمان ملل در آغاز همین نشست بر مفهوم «ما ملتها» تأکید کرده است؛ نه «ما قدرتمندان» و نه «ما پیروزشدگان»! بنابراین مسئله امروز فقط ایران نیست؛ مسئله اعتبار در حال مخدوش شدت این سازمان مرجع است.
سه درخواست ایران
جمهوری اسلامی ایران از جامعه جهانی سه اقدام روشن میخواهد:
اول: تحقیق مستقل، بیطرفانه و شفاف درباره حملات علیه غیرنظامیان در ایران و سایر نقاط منطقه؛
دوم: اجرای یکسان حقوق بینالملل درباره همه دولتها، بدون توجه به قدرت سیاسی، اقتصادی یا نظامی آنان؛
سوم: بازگشت فوری اختلافات به مسیر دیپلماسی و ایجاد سازوکاری مؤثر برای جلوگیری از تکرار حملات علیه غیرنظامیان.
ما نمیخواهیم شورای امنیت فقط پس از وقوع فاجعه جلسه تشکیل دهد؛ ما میخواهیم پیش از آنکه فاجعه اتفاق بیفتد، دیپلماسی عمل کند؛ صلحی که امنیت همه را تضمین کند؛ صلح برای ایران به معنای تسلیم نیست؛ صلح برای آمریکا هم به معنای تسلیم نیست؛ و صلح برای اسرائیل هم به معنای تسلیم نیست. صلح واقعی زمانی شکل میگیرد که امنیت یک ملت، تهدیدی علیه امنیت ملت دیگر نباشد. هیچ ملتی با ناامن کردن ملت دیگر برای همیشه امن نخواهد شد و هیچ دولتی با نابودی زیرساختهای یک کشور نمیتواند نفرت و ناامنی را برای همیشه از میان ببرد؛ امنیت مشترک، تنها امنیت پایدار است.
یک پیشنهاد به جهان
من امروز پیشنهادی فراتر از محکومیت دارم؛ بیایید یک توافق جهانی درباره حفاظت از غیرنظامیان در جنگ ایجاد کنیم؛ توافقی که در آن هیچ دولت قدرتمندی نتواند به دلیل قدرت خود از پاسخگویی فرار کند.
بیایید سازوکارهای حقیقتیابی مستقل را تقویت کنیم؛ بیایید حمایت از کودکان، مدارس و بیمارستانها را از بازیهای سیاسی جدا کنیم؛ و بیایید یک اصل ساده را بپذیریم: کودک ایرانی همان اندازه حق زندگی دارد که کودک آمریکایی، اسرائیلی، فلسطینی، اوکراینی یا هر کودک دیگری در جهان. اگر بر سر این اصل انسانی و اخلاقی توافق نداریم، مشکل فقط جنگ نیست؛ مشکل، تعریف ما از انسان است.
عالیجنابان،
من امروز میتوانستم از قدرت مقاومت و ایستادگی کم نظیر کشورم سخن بگویم؛ میتوانستم از توانایی تحسین برانگیز مقاومت مردم ایران سخن بگویم؛ میتوانستم از خسارتهایی که ایران متحمل شده است سخن بگویم؛ اما ترجیح میدهم از چیزی سخن بگویم که از همه اینها مهمتر است: از آینده؛ آیندهای که در آن کودکان ایرانی، اسرائیلی، فلسطینی، یمنی و لبنانی به جای آموختن صدای بمب، صدای مدرسه را بشنوند؛ آیندهای که در آن اختلاف دولتها با مذاکره حل شود؛ نه با موشک و بمب؛ آیندهای که در آن هیچ مادری مجبور نباشد برای اثبات بیگناهی فرزندش، عکس او را به جهان نشان دهد؛ و آیندهای که در آن هیچ کشوری به خود اجازه ندهد بگوید: «چون قدرتمندترم، پس حق با من است.» حق با قانون است؛ حق با انسان صلح جو است و اگر سازمان ملل نتواند از این دو دفاع کند، اعتماد مردم جهان به این سازمان به شدت آسیب خواهد دید!
اما هنوز فرصت داریم؛ فرصت داریم که به جای قدرت، قانون را انتخاب کنیم؛ و به جای انتقام، عدالت را؛ به جای جنگ، گفتوگوی سازنده را و به جای «من در برابر تو»، دوباره بگوییم: ما ملتها، برای صلح، برای عدالت، برای کرامت انسان؛ و برای کودکانی که حق دارند به فردایی عاری از خشونت و جنگ و تجاوز بیندیشند.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته.
این وبلاگ را به منظور انتشار آخرین اطلاعات علمی وپژوهشی, چکیده مقاله, یادداشت ونقد شخصی در حوزه ارتباطات اجتماعی، مدیریت اطلاعات و فرهنگ راه اندازی کردم. پژوهشگر مسائل اجتماعی و ارتباطات و مدرس دانشگاه هستم. تحصیلات خود را در اکول دکترای دانشگاه پل ورلن فرانسه در رشته ارتباطات و اطلاعات به پایان رساندم. موضوع رساله ام گونه شناسی مقایسه ای استفاده ها و رفتار های اعتیاد آمیز کاربران اینترنت ایرانی و فرانسوی بوده است. در حال حاضر مدیر افتخاری گروه فناوری های نوین و فرهنگ موسسه مطالعات و تحقیقات دانشگاه تهران می باشم.