مراسم دهه دوم صفر
مراسم دهه دوم صفر حسینیه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها)
بهارستان / نرسیده به پل چوبی / خیابان فخرآباد/کوچه ۱۷
از دوشنبه ۴/۱۰/۱۳۹۱ بمدت ۱۰ شب
با سخنرانی حجج اسلام
سید حسین مومنی
و
سید عبدالحمید شهاب
و مداحی :
حاج سعید حدادیان
و
کربلایی محمد حسین حدادیان

برگهای سرخ و نیلی و سیاه (قسمت اول)
آری محرم آمده ....

سلام بر ماه عشق ....
ای نینوا کاروان عاشورا را دریاب.
ای محمل ناموس آل ا.. را حافظ باش.
ای فرات ای علقمه سقا را یاور باش.
ای وادی طف رحمی به دل زینب.
ای خاک کربلا مدارا کن با پاهای رقیه ...
الامان الغوث يابن العسكري

الامان ، الغوث یابن العسگری
خسته ام از توبه های سَرسَری از هوای نفس و از دیو و پری
دوستـــانِ دشـمـنـم در یـاوری مــادرانِ بـدتـر از نـامـــادری
باید امشب رفت راه دیگـری
الامان الغوث یابن العسگری
***
عده ای خوابند، پس بیدار کو؟ عده ای مست اند، پس هوشیار کو؟
پـس زبـان مـیـثـم تـمّــار کو؟ در شبـــــ روشـنـگری عـمـار کـــو؟
قهـرمانِ غرقِ غربت رهبری
الامان الغوث یابن العسگری
***
کـاش مـولایـم علـی تنــها نبـود ایـن جوابـــ روضـه هـای مـا نبـود
ایـن جوابــــ ظهـر عـاشـورا نبـود ایـن جوابـــ حضرت زهــرا(س) نبـود
فوت و فن های فرار از روسری
الامـان الغـوث یابن العسگـری
***
خـوش خیالان خوب رندی می کنند جـای مـردی، مرد رندی می کنند
گلــه گلــه گــاو بــنــدی می کنند گاو صندوق، چشم بندی می کنند
گم شده اسناد با جادوگری
الامان الغوث یابن العسگـری
***
عـده ای بـا یـاد قُـدقُـد آس و پاس عده ای از جوجه خواران در تراس
الغرض جمع است مردم را حـواس اخـتـلاس و اخـتلاس و اخـتلاس
چشم ما باشد به روز داوری
الامان الغوث یابن العسگری
***
مال مردم مال بابات است؟ نه وقـف خــرج انتـخـابـات اســت؟ نه
جرم تو لازم به اثبات است؟ نه این همان مسئول محتاط است؟ نه
کـوس آقایی زند هر نوکـری
الامان الغوث یابن العسگری
***
دور از جـــان هــمـــه افــراد دزد داد بر مردم به کوچه یاد دزد
در شلوغی می زند هی داد دزد چــوب را بــردار تا فـریـاد دزد
لاجـرم آید به گوشِ هر کری
الامان الغوث یابن العسگری
***
جنگ با ما کار هر دژخیم نیست چاره دژخیم ها تعظیم نیست
درد مـردم از غـم تحریم نیست در دل اهـل عبادت بیم نیست
آه از این فتنه ها و خود سری
الامان الغـوث یابن العسگـری
***
مجـلـس اهـل دعـا پـر رونـق است هق هق اهل بکا چون حق حق است
صلح و جنگ این ولایت مطلق است اهـل بـاطـل نـوبـت جـاء الحـق است
می دهد این ذکر ما را برتری
الامان الغوث یابن العسگـری
***
از منافق هرچه می افتد نقاب مـی شود پـر رو تـر و حاضـر جواب
با دم از حـق بشر با آب و تاب کشتن شهری مسلمان شد ثواب
سوخت جان شیعه در ناباوری
الامـان الغتوث یابن العسگـری
***
آه از اینگونه کشتار، آه آه آه از این جانسوز اخبار، آه آه
آه از اوضـاع میانمـار، آه آه پس کجایی ای علمدار، آه آه
ای که امـت را امـیـد آخـری
الامان الغوث یابن العسگری
***
حق نمی گردد فنا در زیر سُم نیست آیا بدتر از بمب اتم؟
کشتـن یک شهر در اخبـار گُم ایـهـا الـمـذمـل ، قُـم، قُـم
تا که با شمشیر فریاد آوری
الامان الغوث یابن العسگری
***
مـا دعـا کـردیـم و آنـهـا بـرده اند نوحه خوان ما، سینه زنها برده اند
بی کفـن ها بی کفن ها برده اند مـردهـا تنـها نـه ، زن هـا بـرده اند
ای شهادت باز از ما می بری
الامان الغوث یابن العسگری
***
یک طرف از دست خود جان برلبم یک طرف بالا نرفته یا ربـم
یک طـرف از هـجـر در تـاب و تبـم یک طـرف یـاد مزار زینـبـم
با مزار عمه ات کین گستری
الامان الغوث یابن العسگری
***
شیعه مولا جان چنین بی کس نبود روزی ما دست خار و خس نبود
در کـبــوتـر خـانـه هـا کـرکـس نبـود قبر زهرا بود مخفی، بس نبود؟
حیدری کن حیدری کن حیدری
الامـان الغـوث یابـن العسگـری
***
خوب شد این باب آخر وا نشد قبـر زهـرا مـادرت پیـدا نشد
چـون بقیـع بازیچه اعداء نشد یا که ویران مثل سامرا نشد
ای که فـکـر انـتـقام مـادری
الامان الغوث یابن العسگری
مهماني خدا
ماه رمضان شد، می و میخانه بر افتاد****** عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
افطار به مي كرد برم پير خرابات
گفتم كه تورا روزه به برگ و ثمر افتاد
با باده وضو گير كه در مذهب رندان
در حضرت حق اين عملت بارور افتاد
السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه
مبادا که ماه رمضان نزد شما مانند دیگر ماهها باشد؛
زیرا که این ماه نزد خداوند نسبت به سایر ماهها از حرمت و
ليله الرغائب
"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.
اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه - در صورت امكان و بلا مانع بودن - روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد میگوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت میپرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیدهام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیدهام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیدهام. آن زیباروی پاسخ میدهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمدهام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.
" التماس دعا"



با دوست دعای وال من والاه است
با خصم خروش عاد من عاداه است
زین دو تو بگو کدام را هست سزا؟
دستی که ز دامن علی کوتاه است
مراسم دهه دوم صفر


بمناسبت فرا رسیدن اربعین سرور و سالار شهیدان
حضرت ابا عبدالله الحسین و یاران باوفایش (دهه دوم صفر)
هیئت فاطمة الزهرا برگزار می نماید :
چهارشنبه ۱۴ / ۱۰ / ۹۰ لغایت جمعه ۲۳/۱۰/۹۰ همراه با نماز مغرب و عشاء
خیابان بهارستان – نرسیده به پل چوبی – خیابان فخرآباد – کوچه 17 – حسینیه فاطمة الزهرا
سخنرانان :
حجت الاسلام والمسلمین سید حسین مومــنی
حجت الاسلام والمسلمین سید عبدالحمید شهاب
مداحان :
حاج سعید حدادیان /حاج محمد نوروزی / حاج حسین سازور/
حاج محمد رضا طاهری / حاج حسـن خلج / حاج محمود کریمی/
حاج حیدر توکل / حاج سیدمهدی میرداماد / حاج مهدی سلحشــور/
حاج سیدمجیدبنی فاطمه / حاج حسین سیب سرخی / حاج عبدالرضاهلالی/
کربلائی جواد مقدم / کربلائی روح الله بهمنی / کربلائی محمد حسین حدادیان/

یــــــــــــــــــــــــــا زینــــــــــــــــــــــــب مدد
.jpg)
انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
ما چه مى كرديم؟! ما چه مى كرديم، اگر اينها نبودند؟!... دلباخته هاى حقيقى، سرباخته هايند. انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانيد!
بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟ بچه هاى كربلا دارند مى آيند: بچه هاى اشك و آتش، بچه هاى غيرت و غربت و بى قرارى، بچه هاى تخريب و انفجار، بچه هاى تهاجم و تنهايى، بچه هاى يقين و يقين و يقين، بچه هاي يكشبه ى صدساله، بچه هاى بزرگوار!....
بچه هاى مرگ، دارند براي ما "زندگى" مى آورند. مرگ، كه نه!... اينها، بچه هاى "بى مرگى" اند:بچه هاى شهادت، بچه هاى مقاومت...
شهيدان را بر شانه ها نشانده اند. "فاتحان" را هميشه بر"شانه" مى نشانند! بوى مرگ فاصله نمى شناسد... بوى كربلا، بوى جبهه، بوى انقلاب، بوى امام، بوى بسيج، بوى اشك و تنهائى... همه در هم آميخته، و "يكدست"، بر كبريا در آويخته! كبوتران پرواز خبر از هواى تازه مى دهند.
...و دنيا مى ماند در اين همه حيرت، كه يك آبادى، اين همه طاقت و جسارت را از كجا مى آورد، كه مى تواند"قيامت" را ـ يكسره ـ بر دوش كشد!
بسم الله روضه خون اومد ماه جنون
باز جمعیم دور هم چند خط روضه بخون
بسم الله سینه زن بازم سینه بزن
تو ماه غربت ارباب بی کفن
ذکر عالمین(حسین) 4
غرق شور و شین(حسین) 4
فبک للحسین (حسین)4
بخون ای اکبر ناظم از علی اکبر و قاسم
از روضه شش ماهه از قمر بنی هاشم
سقای دشت کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل
بسم الله دم بگیر پاشو پرچم بگیر
با ذکر یا حسین هوش از عالم بگیر
بسم الله محتشم بنویس از درد و غم
شعری با جوهر اشک اهل حرم
مجلس عزاست (حرم) 4
روضه ها بپاست (حرم) 4
روضه خون خداست (حرم)4
ذکر عالمین (حسین) 4
غرق شور شین (حسین)4
فبک للحسین (حسین)4
ماه روضه اربابه دل فاطمه بی تابه
از تو آسمون چشما داره می باره خونابه
کرببلا غوغا شده واویلا واویلا
صاحب عزا زهرا شده واویلا واویلا
در خیمه قحط آبه واویلا واویلا
روز مرگ ربابه واویلا واویلا
بسم الله آسمون از غم شو واژگون
وای از حال حسین وای داغ جوون
بسم الله نوکرا حیّ علی العزا
امشب روضه بریم گودال قتله گاه
ظالم از جفا (نزن)4
پیش چشم ما (نزن)4
بس کن از قفا (نزن)4
ذکر عالمین (حسین)4
غرق شور و شین (حسین)
فبک للحسین (حسین)
ذوالجنان به حرم برگرد
کردی خون جگرم برگرد
بشنو گریه ی این دختر
دیگه با پدرم برگرد
ای کشته دشت بلا حسین جان حسین جان
گشته سرت از تن جدا حسین جان حسین جان
دانلود سبک

حلالم کنید و خداحافظ !
حلالم کنید و خدا حافظ

سرقافله عاشورائیان حج ناتمام خود را برای اداء قربانی در سرزمین موعود رها کرد و در جستجوی قربانگاه است که بارها از زبان جد و پدر خود درباره آن شنیده بود و اینکه بقاء اسلام به قیام او بسته است و دین محمد جز با کشته شدن حسین دوام نخواهد داشت ... در خون حسین و یارانش چه معجزه ای نهفته بود که شریعت پیامبر خاتم بسته به سرخی آن شده جای سخن دارد ... با شما این قافله را همراهی خواهیم کرد ... یا لثارات الحسین (ع). در آستانه محرم حسین. ارباب رخصت داد تا به پایبوسی بروم و نائب الزیاره شما دوستان باشم.
دارم میرم به کربلا....بشم کبوتر حرم ...
..... منم به آرزوم رسیدم ....
..ُُُُحلال کنیدُُُُ..
و خداحافظ
یاحق
..
.
محمد حسین حدادیان
ایام مسلمیه
سلام 
با فرارسیدن ایام شهادت حضرت مسلم بن عقیل (علیه السلام) شمیم روح بخش محرم به مشام می رسد.سفیر عشق به شهر کوفه پای گذاشت تا مژده آمدن مولای عاشقان را به کوفیان بدهد.اما افسوس که نمی دانست تار وپود بافت وجودی این مردم ازبی وفایی است .مسلم را در مقابل دوزخیان روی زمین تنها گذاشتند واومظلومانه ولی سرفرازجان خویش را برسر پیمانی که با مظهر ولایت زمان حسین (علیه السلام)داشت گذاشت .اورا شهید کردند وبدن بدون سرش را ازبالای دارالعماره کوفه بر زمین انداختند.در آخرین لحظات ذره ذره وجود او فریاد می زد که: کوفه میا حسین جان کوفه وفا ندارد...
مراسم ایام مسلمیه / ۱۸ تا ۲۲ آبان
خیابان ۱۷ شهریور ـ خیابان گوته - کوچه شهید جعفری - حسینیه عشاق الحسین
با سخنرانی حجت الاسلام سید عبدالحمید شهاب و مداحی حقیر
* توضیح : عبارت معروف "الله الله حسین وین بسیوف قطعین" از زبان عقیله بنی هاشم حضرت زینب سلام الله علیها در عاشور است و به معنای : "خدایا... ای خدا... حسین کجاست.... به زیر شمشیرها ...بدنش قطعه قطعه شده" می باشد.
** اگر بدلیل مشغله زیاد و وقت کم نمیتوانم پاسخگوی لطف شما عزیزان باشم عذر خواهی میکنم
ادب ...
... به داد زهیر رسید ...
... و عباس (علیه السلام) را به مقامی بلند و والا رسانید ...
آدمی از جراحت خود اغلب نفرت نیابد، اما چون بر دیگری دُمَلی بیند اگر [او] دست به چیزی رساند آن چیز را نتواند خورد و نفرتش می آید. هم چنین اخلاق بد چون کثافات و دُمَل است؛ چون در تو است از آن نمی رنجی و چون در دیگری بینی برنجی و نفرت می کنی و چنان که تو از او می رمی و نفرت می کنی او را نیز معذور دار که از تو برَمَد و نفرت کند.
آن است که گویند: ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان. و حکمت این همان محبّت نفس است که شخصْ بس که خود را دوست می دارد از عیوب خود غافل می شود که فرموده اند: حُبُّ الشَیِ ء یُعْمِی وَ یُصِمّ یعنی دوست داشتن چیزی [از دیدن و گفتن حقیقت] کور و لال می کند؛ و اگر نفس خود را دشمن دارد همه معایبش را روشن می بیند. پس باید شخص نفسانیت خود را قوّت ندهد که پرده چشم بصیرت او باشد.
شخص عاقل باید از دیده و شنیده خود عبرت گیرد و به هر کاری که آغاز می کند پایان و عاقبت آن را به چشم بصیرتْ دیده، میزان عمل و رفتار خود را از روی بینایی و دانایی برداشته، نتایجی که از آن متولد خواهد شد به روی چشم آرد، پس از آن اقدام کند. سعدی گوید: لقمان را گفتند: حکمت از که آموختی گفت: از نابینایان که تا جایی نبینند پای ننهند. اگر آدمی در هر کار و کردار از بدوِ اقدام به آن تا آخر نتایج مترتّبه آن را تصور کند کمتر ندامت می کشد. «عاقل آن است که اندیشه کند پایان را» کورکورانه راه رفتن و پایان عمل را ملاحظه ننمودن در عاقبت کار باعث حدوث مخاطرات بزرگ و خواری ها و شرمندگی ها و ناراحتی ها خواهد بود.
از قیمتی ترین سرمایه ها و میراثهای حیات آدمی «ادب» است،
حتی بالاتر از ثروت و سرمایه است (ادب مرد، به ز دولت اوست).
در بر خورد ها چیزی به زیبایی و جذابیت ادب نمی رسد. باید آن را آموخت، به كار بست تا روابطی سالم و احترام آمیز و پایدار میان افراد، حاكم شود. اما همین واژه متداول و مشهور، گاهی تعریفی ناشناخته و حدّ و مرزی مبهم دارد. ازاین رو مناسب است كه بر مفهوم و جایگاه و شرایط آن، تأملی مجدد داشته باشیم و بدانیم كه به راستی «ادب چیست؟»
ادب چیست؟
این صفت كه سر مایه ارزشمند رفتاری انسان و رسالت پدر و مادر و مربی است بر چه پایه هایی استوار است؟ آیا یك خصلت درونی است؟ آیا رفتاری اجتماعی است یا حالتی روحی؟ رمز اینكه انسان ازافراد مؤدب، خوشش می آید چیست؟
وقتی سخن از«ادب» به میان می آید، نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بیگانه) در نظر می آید. این رفتار كه از تربیت شایسته نشأت می گیرد، به نحوه سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، در خواست، سؤال، جواب و ... مربوط می شود.
ادب، هنری آموختنی است. می توان گفت:«ادب، تربیت شایسته است»، خواه مربی، پدر و مادر باشد، یا استاد و مربی.

در آینه کربلا و تابلوی عاشورا ادب انسانهای کامل و متکامل، از امام و مأموم به صورت تمام عیار ترسیم و تصویر شده است. عاشورا در حقیقت، فرهنگستان ادب ولایی و توحیدی و ادبستان رحمانی و روحانی است و معلم و مربی، آن انسان کامل و امام زمان عاشورا؛ یعنی حسین بن علی علیه السلام و شاگردان ایشان از بنی هاشم (عباس بن علی علیه السلام ، قاسم بن الحسن علیه السلام ، علی اکبر، زینب کبری علیهاالسلام و...) و غیر بنی هاشم (حرّ بن یزید ریاحی، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر، اُمّ وهب، جُون و...) بوده اند. هر کدام از آنان در مرتبه وجودی خود، ادب در برابر ولیّ الله و حجة الله، ادب در برابر خدای متعال و ادب حضور عنداللّهی را مراعات کرده و حیات طیّبه و زندگی پایدار پاک را با واژه ادب تفسیر کردند. ناگفته نماند از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» آن سوی جبهه عاشورا؛ یعنی کاروان یزیدی جز حدّنشناسی و بی ادبی در مقابل «ولیّ خدا» و شریعت الهی، ظهور دیگری نداشت. پس ادب سرمایه کمال و سعادت انسانی و بحران فیض الهی و مَجْلای عنایت و بارقه ربوبی است که عده ای از عاشوراییان را به دیدار خدا کشاند. در این نوشتار، از ادب، نقش ادب در بیداری، بینایی و گذر از خود به خدا و نیل به فیض لقای رب از رهگذر دیدار امام و ولیّ خدا سخن رفته است.
دب، حدّشناسی، قملرودانی و نگاهداشت جایگاه و حد خویشتن است که بر معرفت نفس و معرفت ربّ استوار می باشد؛ چه این که ادب انسانِ خودآگاهِ خداآگاه؛ ادب مع الله، ادب عندالله و حریم نگاهداشتن و شریعت محوری در فکر، قول و عمل است.
عاشورا وجوه فراوانی دارد و تنها یک حادثه جزئی و پدیده محدود به زمان، زمین و زمینه های خاص نیست بلکه به دلیل ماهیت و هویت فراگیر، جاودانه و قدسی و در عین حال الهی انسانی، همه مرزهای مادی و آفاق محدودنگریها را در نوردید. عاشورا ظهور انسان کامل و مُکَمِّل و تجلّی سلوک عقلی در بالاترین مراتبش و سلوک قلبی و باطنی در عمیق ترین وجه آن است که چگونه سالکان مجذوب و مجذوبان سالک پروانه وار گرد شمع وجود مُراد و پیر طریق خویش طواف می کنند تا در شعله های شهودزایش به مقام محو و فنا تا مقام صحو و بقا نایل آیند. عاشورا تصویری کامل از عشق، شور، شیدا و سلوک رحمانی است که رابطه عارفانه و پیوند عاشقانه مرید و مراد و شاگرد و استاد را به عرصه وجود آورده و سرمشق و الگویی از کمال گرایی و جمال پرستی و شهد شهودخواهی گشته است تا به همه عشّاق کمال و جمال، پیام «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها» را با «عشق از اول سرکش و خونی بود» نشان دهد که عقل در مسلخ عشق قربانی گردد و دیوانه خال لب دوست شود؛(5) در پرتو عشق و جذبات و جلواتش شکوفا شده و شکفته گردد و شناخت عقلی، به شهود عقلی تبدیل شود. عاشورا ادب آموز جبرئیل عقل در همرأیی و همراهی پیامبر عشق گشته است تا روشن نماید:
|
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی |
عشق داند که در این دایره سرگردانند |

باز هم جشن تولد امام موعود و موجود و ما بی بهره از او ....
نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجستهاى است که در این روز زمین را با قدوم خویش متبرک ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادى اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار است.
در روایاتى که از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده فضیلت هاى بسیارى براى عبادت و راز نیاز در شب و روز خجسته نیمه شعبان بر شمرده شده است و این خود تمثیل زیبایى است از این موضوع که براى رسیدن به صبح وصال موعود باید شب وصل با خدا را پشت سرگذاشت، و تا زمانى که منتظر، عمر خویش را در طریق کسب صلاح طى نکند نمىتواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.
با توجه به اهمیت فراوانى که در روایات به شب نیمه شعبان داده شده و حتى آن را هم پایه شب قدر شمردهاند، در این مجال برخى از روایت هایى را که در بیان مقام و منزلت این شب روحانى وارد شدهاند مورد بررسى قرار مىدهیم. باشد تا خداوند ما را به عظمت این شب مقدس واقف گرداند و توفیق بهره بردارى از برکات آن را عطا فرماید:
از پیامبر گرامى اسلام صلىالله علیه و آله، در زمینه موضوع محل بحث روایت هاى بسیارى نقل شده که یکى از آنها به این شرح است:
« شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیدهاى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمد! پس مرا از جایم بلند کرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن! امشب درهاى آسمان گشوده مىشوند، درهاى رحمت باز مىگردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیکى و بخشایش نیز گشوده مىشوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم هاى چارپایان - بندگانش را از آتش جهنم- آزاد مىکند. امشب خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزی هاى یک سال را تقسیم مىکند و همه آنچه را که در طول سال واقع مىشود نازل مىسازد. اى محمد! هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او ( تکبیر)، راز و نیاز با او ( دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحبی (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مىدهد، خواهد بخشید ... » (1)

![]()
صــدف دیـن خـدا را دُر یـکدانه توئی
قدمی رنجه نما صاحب این خانه توئی
دگر بار نیمه شعبان، خجسته میلاد مولایمان فرارسیده و باز دستهای خالی و چشم امیدمان به آستان پر مهر و عطوفت آن یار مهربان است.
مشاعره امام خمینی و امام خامنه ای (به بهانه ارتحال امام امت )
غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است.

غزل امام خمینی(ره)
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم
غزل مقام معظم رهبری
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی
راز زیارت کربلا و وجوب آن ...
براى زيارت هيچ امامى، به اندازه زيارت حضرت حسین بن علی علیه السلام در ( كربلا ) تاكيد نشده است.
حتى براى زيارت رسول خدا(ص) هم آن همه سفارش و دستور نيست.
گاهى در روايات،زيارت ( كربلا )، از زيارت ( كعبه ) هم برتر و بالاتر به حساب آمده است و براى زيارت سيدالشهدا، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است، بايد راز قضيه را فهميد.
لحن و بيانىكه در احاديث مربوط به زيارت سيدالشهدا(ع) به كار رفته است، بسيار جدى و آميخته با تاءكيدات فراوان است.
ضرورتزيارت را در هر حال و همواره مطرح مىكند، آن را براى يك شيعه و پيرو امام، در حد يك ( فريضه ) مىشمارد، ترك آن را بسيار ناپسند مىداند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمىآورد و به رسميت نمىشناسد.
ازانبوه روايات گوناگون، به چند نمونه اشاره مىكنيم:
كى به زيارت قبر حسين رفتهاى ؟
ابان - مدتى است طولانى كه به زيارتش نرفتهام.
امام - سبحانالله...تو از بزرگان و روساى شيعههستىودر عين حال، حسين(ع) را رها كرده و به زيارتش نمىروى؟...(1)
امام باقر(ع) از يكى از شيعيان پرسيد:فاصله ميان شما و حسين (ع) چه قدر است؟
- بيستو شش فرسخ (يا:شانزده فرسخ) - آيا به زيارت قبرش مىرويد؟
- نه!- چهقدر جفا كرديد!...(2) زيارت حسين رفتن، يك تكليف مكتبى براى شيعه او و پيرو مكتب عاشورا است.
بدون پيوند باآن مرقد و مزار، ( شيعه بودن ) داراى خلل است.اين مطلبى است كه خود ائمه دين فرمودهاند.
امام صادق(ع؟فرمود:
هر كس به زيارتحسين(ع) نرود تا بميرد، در حاليكه خود را هم شيعه ما بداند، هرگز او شيعه ما نيست.و اگر از اهل بهشت هم باشد، او مهمان بهشتيان است:
( من لم ياءت قبرالحسين(ع) و هم يزعم انه لنا شيعه حتى يموت، فليس هولنا بشيعه و ا ن كان من اهل الجنه فهو ضيفان اهل الجنه )(3) امام صادق(ع) در جاى ديگر فرمود:
كسى كهتوانايى زيارت حسين را داشته باشد ولى زيارت نكند، نسبت به پيامبر اسلام و ائمه ( عاق ) شده است.(4) و نيز، آن حضرت فرموده است:
زيارتحسين بن على(ع)، بر هر كسى كه ( حسين ) را از سوى خداوند، (امام) مىداند لازم و واجب است:
( زياره الحسينبن على واجبه على كل من يقر للحسين بالاءمامه من ا للهعزوجل.)(5) و اينكه:هر كه تا هنگام مرگ، به زيارت حسين(ع) نرود، دينو ايمانش نقصان دارد.(6)
امام باقر(ع) فرموده است شيعيان ما را به زيارت قبر حسين بن على دستور بدهيد.چرا كه زيارت او، بر هر مومنى كه به ( امامت الهى ) حسين(ع)، اقرار دارد، فريضه است.(7) و در سخنى ديگر فرموده است:شيعيان ما را دستور دهيد تا حسين(ع) را زيارت كنند.همانا زيارت او عمر را زياد، رزق را افزون، و بديها را دفع مىكند و زيارت او، بر هر مومين كه به امامت او از سوى خداوند اعتقاد دارد واجب است.(8) گويا بين اعتقاد به امامت و رهبرى، با رفتن به زيارت، ملازمهاست و زيارت عمل به تعهد و وفاى كامل به پيمانى است كه بين هر امام و پيروان او برقرار است.
حرم امام حسین در ۹۰ سال قبل
پاورقى :
1 - كاملالزيارات، ص 331، سفينه البحار، ج !ص 565، بحار الانوار، ج (بيروتى) ص7.
2 - كم بينكمو بين الحسين؟قلت:ست و عشرون فرسخا.قال له:او ما تاءتونه؟قلت:لا قال:ما اجفا كم!...(وسائل الشيعه، ج 10 ص 337 و 338، حديث 16 و 20، بحار الانوار، ج 98 ص 5).
3 -وسائل الشيعه، ج 10 ص 336، حديث 11 بحار الاءنوار، ج 98 ص 4.
4 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 333، حديث 2.
5 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 346 حديث 5.
6 - ...كان منتقصالدين، منتقص الايمان.(بحار الانوار ، ج 98 (بيروتى) ص 4).
7 - مروا شيعتنابزياره قبر الحسين بن ع لى، فان اتيانه مفترض على كل مومن يقر للحسين بالامامه من الله.(كامل الزيارت، ص 121، بحار الانوار، ج 98 ص 1،3 و 4).
8 - وسائل الشيعه، ج 10 ص 321، حديث 8 و ص 345 حديث 1 و 5.
؟؟.... عریضه .... !!
خداوند متعال جهان خلقت را با هدف آفریده و در این میان انسان را به عنوان اشرف مخلوقات خویش برگزیده و بار امانت الهی را بر دوش او نهاده است.خداوند انسان را دارای اختیار و اراده قرار داده و راه رشد و تکامل را پیش روی او گشوده است،تا با حرکت در مسیر استکمالی خویش که همان قرب الهی است،به هدف آفرینش نزدیکتر شود.
با کاروان اربعین

آنچه از من خواستی با کاروان آوردهام
یک گلستان گل به رسم ارمغان آوردهام
از در و دیوار عالم فتنه میبارید و من
بیپناهان را بدین دارالامان آوردهام
اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست
کاروان را تا بدینجا با فغان آوردهام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم
یک جهان درد و غم و سوز نهان آوردهام
قصه ویرانه شام ار نپرسی خوشتر است
چون از آن گلزار، پیغام خزان آوردهام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود
از برایت دامنی اشک روان آوردهام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم
یک نیستان ناله و آه و فغان آوردهام
تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو
در کف خود از برایت نقد جان آوردهام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد
گوشهای از درد دل را بر زبان آوردهام
شعر:استاد محمدعلی مجاهدی (پروانه)

بیا زلال شویم ..... "اینبار کمی جلوتر از زمان آپ کردم شاید خودم هم زودتر..."
باید با تو بگویم، از تنگی سینه ام تا فراخنای روشن عرفه، از تاریکی درون تا روشنی ممتدِ امروز.
باید با تو بگویم، باید بندگی ام را اشک بریزم.
تو آن سایه مهربانی بر سر جهان که هیچ شریکی برایش نیست، جزء و کل از توست.
خداوندا! رخسار روز، رنگ باخته است؛ اما در سینه من هنوز یاد تو می درخشد. مرا محکم بدار در راهی که شایسته بندگی توست. ای زندگی بخش! این گونه که خورشید در سمتِ دیگر جهان فرو می ریزد، مرا در این سوی دنیا بال گرفتن و پریدن بیاموز در هوای زلال معرفت.
مرا از نو بخوان به بزرگی این لحظات که به لحنی تازه تر صدایت کرده ام «اللهم انی ارغب الیک».
زبان به ثنای الهی گشوده است؛ ایستاده با دست هایی شکوهمندتر از دعا:
اَلْحَمْدُللّه ِ الّذی لَیْسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ وَ لِالَعطائِهِ مانِعٌ وَ لا کَصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ وَ هُوَ الْجَوادُ الْواسِعَ... .
صحرای عرفات است و فوج فرشتگان که نوای امام حسین علیه السلام را همراهی می کنند.
چه باشکوه است این نیایش عارفانه! شکوه اشک است و صدایی که تا عمق آسمان پیش می رود. پروردگارا! من با تمام رغبت، تو را می خوانم و شهادت می دهم به آفریدگاری ات، که تو آفریدگار منی... .
عرفات است و دعا؛ عرفات است و حسین؛ عاشقی که جان مشتاقش، چنین به گفت وگوی خدا نشسته است: «اَلَّهُمَّ اجْعَلْنی اَخْشاکَ کَاَنّی اَراکَ...»

روز عرفات است. این سو، دست های پراجابت حسین علیه السلام است که آسمان را مجذوب خود ساخته است. این سو، حسین علیه السلام است که اشک های بلورین اش، غوغا در دل عرش افکنده است. این سو، میهمانان زیارت بیت الله اند و عرفاتیان نیاز و نیایش دیگر سوی، شهر کوفه است و نامردمانی عهدشکن و میهمان کُش! روز عرفات است. آن سوی این لحظات عارفانه، کوفه است و فرزند عقیل.
تنهای تنها!
مسلم است و لحظات شیرین فنای فی اللّه . مسلم است و دلواپسی آمدن حسین علیه السلام . مسلم است و عروج از بام دارالاماره.
عاکفان کوی یار، با تمام نیاز، در عرفات جمع شده اند تا با نوای آسمانی اَنْتَ الَّذی مَنَنْتَ؛ اَنْتَ الَّذی اَنْعَمْتَ، اَنْتَ الَّذی اَحْسَنْتَ، هم نوا شوند؛ هم نوا با ابا عبداللّه ، هم نوا با سالار شهیدان!
روز عرفه ؛ روز سوگند به عظمت لایزالی خداوند. روز توسل به مقام ربوبیت حضرت حق (جل جلاله). روزی است که باید برای تکامل باورها، باید برای قبول شدن در امتحان حج، خویشتن را با نیایش آزمود، با نیایش محک زد و برای رسیدن به مراتب بالای معرفت، چون حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام شهادت را برگزید، یا همچون حضرت امام حسین علیه السلام آماده سفر شهادت شد.
روز عرفه ؛ روز رسیدن به آمال و آرزوهای متعالی، رسیدن به غایت آمال عارفین، رسیدن به هم جواری با عرش الهی، رسیدن به خدا! رسیدن به «اَنَا یا اِلهی الْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبی، فَاغْفِرْ هالِی...»
این من هستم که خطاکارم! این من هستم که غفلت ورزیدم! این من هستم که عهد شکستم! این من هستم که اقرار می کنم به گناهانم؛ اقرار می کنم به تمام نعمت هایی که از آنها برخوردارم ساخته ای؛ پس درگذر از گناهانم، ای خدایی که از گناه بندگانت هیچ زیان به تو نمی رسد و از طاعتشان هم بی نیازی!
روز عرفه، روز استغفار است؛ روز توسل، روز یادآوری عجز خویش و توانایی خداوند، روز تسبیح، روز ذکر، روز خواندن «لا اِللّه اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی کُنْتُ مِنَ المُوَحِّدینَ» است.
روز عرفه، روز رسیدن است؛ رسیدن به تمام آرزوهای زیبا!

بیا زلال شویم .... شفاف ... پاک .... زلال شویم
متولد شویم ...دوباره ...
میهمانی الهی
.bmp)
مستعد سفر شهر خدا كرد مرا
از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا
نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پله از سلسله ديو دعا كرد مرا
فيض روحالقدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا
من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا
در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا
دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا
زين دعاهاست كه با اين همه بيبرگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا
هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

ادرکنی یا صاحب الزمان
اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد
چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است
قطار عمر که در انتظار مي گذرد
به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد
کسي که آمدني بود و هست، مي آيد
بدين اميد، زمستان، بهار، مي گذرد
نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد
به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم
دو باره زيستنم زين قرار مي گذرد
همان حکايت خضر است و چشمه ظلمات
شبي که از بَرِ شب زنده دار مي گذرد
شبت هميشه شب قدر باد و، روزت خوش
که با تو روز من و روزگار مي گذرد
| می باره بارون شادی م ح ح | Play | Download | |
| یابن الزهرا العجل بقیة الله م ح ح | Play | Download | |
| یه طاق نصرت بزنید كه دلبر از راه اومده م ح ح | Play | Download | |
| بیا بیا ای گل نرگس م ح ح | Play | Download | |
| یكی از عالم بالا صدا می زنه بیا م ح ح | Play | Download |
یا زهرا
فضايل حضرت فاطمه (س ) در منابع اهل سنت
عبدالناصر زرزادوست

درباره فضايل و عظمت بزرگ بانوي اسلام و يگانه دختر باقي مانده از رسول خاتم (ص ) حضرت صديقه اطهر فاطمه زهرا(س ) چه در منابع شيعي و چه در منابع اهل سنت به فراواني سخن گفته شده است . به قدري فضايل آن حضرت زياد است كه جاي كوچكترين ترديد و يا انكاري وجود ندارد. به ذكر برخي از فضايل بي شمار آن حضرت كه در منابع اهل سنت موجود است اشاره مي كنيم .
آيه تطهير و حديث كسا
خداوند بزرگ و سبحان در قرآن مجيد , اهل بيت پيامبر(ص ) را مطهر خوانده است :
انما يريدالله ليذهب عنك الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا(1 )
« خداوند مي خواهد كه پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. »
مراد از اهل بيت كه در اين آيه ذكر شده است چه كساني هستند
پاسخ اين پرسش را در روايات اهل سنت مي جوييم .
واقدي در كتاب اسباب التزيل مي نويسد كه آيه تطهير درباره پنج نفر نازل شد. اين پنج نفر عبارتند از : پيامبراسلام (ص ) , علي (ع ) , فاطمه (س ) حسن (ع ) وحسين (ع )(2 )
ابن حجر در كتاب الاصابه في تمييزالصحابه مي نويسد :
ام سلمه گفت : در خانه من اين آيه تطهير نازل شد. رسول خدا(ص ) فاطمه , علي , حسن وحسين (عليهم السلام ) در اين خانه بودند. پيامبر(ص ) فرمود : هولا اهل بيتي , اين عده اهل بيت من هستند.
بقیه در ادامه مطلب
چهارشنبه سوری !!!!

چهارشنبه سوري از منظر مراجع عظام تقليد:
سوال: خريد و فروش ترقه و انجام چهارشنبه سوري و سيزده بدر به اعتقاد نحسي 13 و احياي مظاهر شان چگونه است؟ متأسفانه اين اعمال مورد تشويق قرار گرفته است؟
حضرت آيت الله العظمی خامنه اي: چهارشنبه سوري و سيزده به در مبناي عقلايي ندارد. (مجموعه استفتائات)
حضرت آيت الله العظمی فاضل لنكراني: در فرض مزبور كه داراي خطرات جاني و مالي است و موجب اذيت و آزار ديگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جايز نيست.
حضرت آيت الله العظمی بهجت: اين كارها مشروعيت ندارد.
حضرت آيت الله العظمی تبريزي: هيچ يك از اين امور رجحان شرعي ندارد و تشويق مردم به اين مورد تشويق به دنيا و غافل كردن از آخرت است و اين كه تصور مي كنند اين امور مردم را به حفظ وطن و عزت وامي دارد تصوري باطل است، آنچه مردم را به عزت مي رساند و به حفظ وطن وامي دارد ايمان است و بس.
حضرت آيت الله العظمی صافي گلپايگاني: اشكال دارد.
حضرت آيت الله العظمی سيستاني: اموري كه به جامعه ضرر مي زند و موجب ايذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خريد و فروش آن جايز نيست.
حضرت آيت الله العظمی مكارم شيرازي: اين كارها شايسته مسلمان نيست
مناجات
مناجات از كلمه نجوا به معني اهسته و ارام صحبت كردن است ....
ان كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند
به هنگام مناجات به كف دستهاي خود بنگريد
سر خود را بالا نگيريد
روي دو زانو مؤدب بنشينيد
گناهان خود را بياد بياوريد
مهمتر از همه ببينيد كه خداي مهربان گناهان در خلوت ما را بر ملا نكرده و گناهان در جلوت ما را از خاطر مردم برده است و اگر غير از اين بود از شدت شرم بي آبروئي لحظه ائي نميتوانستيم در ميان خلق بمانيم
یا علی

السلام عليک يا علي بن ابيطالب يا اميرالمومنين
محراب مسجد کوفه را بگو ديگر به انتظار نايستد و از شوق حضور دوست بر خود نلرزد. کوچههاي خاکي کوفه را بگو ديگر خويش را مهيا نکنند تا قدوم آسماني او را در خود بپذيرند. کودکان يتيم چشم انتظار کوفه؛ پيرزنان و پيرمردان مشتاق و بيوه زنان دردمند را بگو ديگر به انتظار او ننشينند تا بيايد و دست نوازش بر زخمهاي دلشان بکشد ... که او ديگر نخواهد آمد تا مرهم دلهاي خنجر خوردهاشان باشد.
آسمان کوفه را بگو به سپيده صبح پيوند خورد که علي ديگر در محراب مسجد، عشق را تفسير کرد. مرغابيها را بگو بال در بال هم، سر در آغوش هم بنهيد و تا هميشه تاريخ در فراق او بسوزيد که دست عشق بر سرهايتان کشيد و رفت تا زلال جاري حق را دريابد. مسمار در را بگو که او خواهد رفت چرا که او عطر آسماني ياس را از شامگاه قبل به جان دريافته بود و روحش رفته بود پيش از آنکه جسمش رفته باشد.
آري او خواهد رفت و زمين خاکي و آسمان پر ستاره شبهاي کوفه ديگر هرگز مناجات عاشقانه او را نخواهد شنيد که بر زمزمه ملکوتيان سبقت گرفته و ترجمان عشق خواهد بود بر زندگي خاک نشينان آن صداي افلاکي!
زين پس ديگر آواي ملکوتي «مولاي يا مولاي» علي در مسجد کوفه قامت محراب را از شوق خم نخواهد کرد، ديگر چاه نامه دردمند علي را نخواهد شنيد و سنگ صبور کلام پر درد علي نخواهد بود که زين پس علي سکون خويش در کنار سنگ صبوري يافته است که بارها و بارها از پياش سلام فرستاد! زين پس نخلهاي آشنا صداي قدمهاي علي را نخواهند شنيد که از پي پخش بذر عاشقي در ميانشان حرکت کند، اين نخلها که قامت بر افراشتهشان را و سرهاي به سوي درگاه دوست بلند کرده شان را از علي آموخته بودند.
ديگر زمينيان و خاکيان نجواي ملکوتيش را نخواهند شنيد و ذرات عالم امکان براي هميشه زمان در حسرت شنيدن طنين خوشالحان مناجاتش خواهند ماند!
الا لعنة الله علي القوم الظالمين
بر خود لازم میدانم از عزیزان و دوستانی که حقیر را مورد لطف خویش قرار میدهند تشکر نمایم و از اینکه گاها بدلیل کمی وقت و گرفتاری نمیتوانم جواب الطافشان را بدهم پوزش میطلبم. و از همه عزیزان التماس دعا دارم.
ضیافه ا...



یا صاحب الزمان ...


خواستم بپرم اما پر پرواز مرا دل بسته است
آسمان نيز از اين زيستن ما خسته است
مي روم من به همانجا كه از آن آمده ام
خاك عشقي كه گل زندگي از آن رسته است
تا به كي دلخوش نيرنگ و دورنگي بودن
قلب ها يكسره با مكر وريا پيوسته است
كاش مي آمدي و حال مرا مي ديدي...
سنگ اين سنگدلان آينه را بشكسته است
مي زند با نوك انگشت بر اين شيشه دل
انكه آواي اذانش به سر گلدسته است
هاي! « جاويد » دگر رخت سفر را بربند
اين جهان هم دگر از غيبت جانان خسته است
با تشکر و قدردانی از شاعر این ابیات با تخلص جاوید






باکی ندارم چون تب و تابم حسین است.