همان همیشگی

تو برای من همه کسی و هیچکسی برای من به تو مانند نشد ...

 دوستت دارم شاهینم 

عاشقانه دوستت دارم و دلتنگ روی ماهت و صدای مهربانت هستم ...... 

دعایم کن

شاهین جان 

همیشه دعایت در حقم به لطف خالقت مستجاب شد

ای بی خبر رفته ی باوفا

دعایم کن که سخت بیمارم از جان  ...

تمام ناتمام من، با تو تمام میشوم...

یارب ز شراب عشق سرمستم کن
وز عشق خودت نیست کن و هستم کن
از هرچه بجز عشق خودت تهی دستم کن
یکباره به بند عشق پا بستم کن

دستانم را میگیری و مرا می بری

من شانه به شانه ی تو که نه 

همشانه تو میشوم

وااای    برایم سنجاق سر خریده ایی؟!

موهای سفیدم به سنجاقهایی زیبای طلایی که خریده ایی می آید؟!! 

 

بالاترین دکمه ی پیراهنت را ببند مرد! لات و الوات یقه باز میکنن؛

.

.

.

در دلم می گویم: چشم من مات و دلم شیفته ی موی سر سینه ی توست

مردی از جنس تو و عشق تو، مردانگیش حتمی است..

الها..

هزاران بار تو را شکر برای داشتن مادرم..

که هنوز همسرم را بخواب می بیند و من هسرم را در چشمان خیس آلود او..

الها برای همیشه ی همیشه شکر تو را

نظریه

من نظری دارم:

می گویم اگر ابن سینا دردی به سینه داشت هیچگاه علت مرگش درد قلنج نبود،

من شبها با هق هق هایم قلنج هایم میشکند و زنده می مانم

در تو شب یلدایی بود که در من هرگز به صبحش نرسید..

.

.

( بااحترام تقدیم به روح صبور همسر عزیزتر از جانم شاهین جان )

شاهین

آنکه
خواب خوشم
از دیده
ربوده ست
تویی

مرا
ببر
آنجا
که
" بودنت "
تمام نمیشود ...

آشفته تر از
موی تو
این
حالِ دلِ ماست

تمام راه را
برای دیدن تو دویدم.
عطرت وزید
باقی مسیر را....

پرواز کردم

تو را می‌بینم وُ
میلم زیادت می‌شود هر دَم ... !

دختران شهر..!
به روستا فکر می کنند

دختران روستا..!
در آرزوی شهر می میرند

مردان کوچک..!
به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند

مردان بزرگ..!
در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند

کدام پل...!!
در کجای جهان...!
شکسته است؟

که هیچکس به خانه اش نمی رسد!