http://up.vbiran.ir/uploads/1576914242101432737_10.png

http://up.vbiran.ir/uploads/31024142429492721590_4.png

گاهی دلــت نــمیخواهــد
دیــروز را به یاد بــیاوری
انگــیزه ای بــرای فــردا هـم نــداری . . .!!!
و حال هــم که
گاهی فــقــط دلــت میخواهــد
زانوهایــت را تــنگ در آغوش بــگیری
وگوشــه ای از گوشــه تــرین گوشه ای که می شــناسی
بـنـشینی و فـقـط نــگاه کـنی . . .!!

دست زیرِ چانه نشسته ام در آستانه ی فصلی سرد که برای ما نه باران دارد نه برف ... که همه اش باد است و باد ...
مَنی که برای رفتنِ پاییز گریه میکنم , دیووانه ام لابد !!!

به بعضيا بايد بگم...

تو اين دوره زمونه كه تانك نيست!

زير چند نفر رفتي كه اينقدر فهميده شدي؟!!!

حـــالم بــه هـم ميــخوره از حـــــالم...

 

وقـــتي كــه همـه فكـــ ميكــنن شـادمو

فـقـط تــو خــلوت ميــپيچه صــداي نـــالم...

لبخندم را بریدم
قاب گرفتم
به صورتم آویختم !
حالا با خیال راحت
هر وقت دلم گرفت
"بغض" میکنم ...

هیچ کس متوجه نمی شود...
که برخی از افراد چه عذابی را تحمل می کنند ...
تا آرام و خونسرد به نظر بیایند...

خداوندا دلم یاد وطن کرده...نمیدانم وطن کی یاد من کرده...نمدانم پدر بود یا برادر...خیال دارم که مادر یاد من کرده...پدر خوب است و مادر نازنینه...برادر میوه ی روی زمینه...برادر پشت برادر زاده ام پشت...درخت بی برادر کی کند رشت؟؟؟

ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺳﺐ ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺑﻨﺰ ﺳﯿﺎﻩ !
ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺩﻭ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺣﺴﺎﺏ ﭘﺮ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺘﯽ ﺩﺭ ﻓﻼﻥ ﺟﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﻫﻢ ﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻗﺎﻣﺘﺶ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﺷﺪ
ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪ
ﮐﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺣﺮﻓﯽ ﺟز ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﻪ گل ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ
ﮐﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺟﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ
ﭼﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺩﺍﺭﺩ ... ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺎﺩﻭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﻗﯿﻤﺖ ﭘﯿﺸﮑﺶ ...

ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻥ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺖ ﻓﺮﺍﺗﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﺤﮑﻢ ...

ﺍﻣﻦ ﺍﺳﺖ ... ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ...

ﻣﺮﺩ ﻣﻦ ﻣﺮﺩ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ...

آرزو میکنم تو جیب لباست پول پیدا کنی،

آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشی ُ

هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی،

آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشی ُ بشنوی،
آرزو میکنم انقدر بخندی ُُ بخندی که از چشمات اشک بیاد،
آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یجا به مشامت بخوره،
آرزو میکنم همین روزا یه کتاب هدیه بگیری،

آرزو میکنم وقتی حواست نیست سرتو بیاری بالا ببینی یکی که دوسش داری

داره خیلی عمیق با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگاهت میکنه،

آرزو میکنم خنده یه نوازد ببنی،

آرزو میکنم یه چیزی که کوچیکه ولی فکر نمیکردی،

حالاحالاها داشته باشیش یا اتفاق بیوفته رو بدست بیاری

این آرزوها کوچیکن ولی خیلی لذت دارن . . .

من یک دخترم من دخترم!آنقدر زیبا که از دیدنم خسته نمی شوی من دخترم!آنقــدر مهربان که ندیده ای من دخترم!با چشمانـی زیبآ و براق من دخترم!اشک هایی دارم به اندازه ی دریا و حرف هایی دارم گاهی بزرگتر از آسمان من دخترم!به شکل ماه و گاهی زیباتر خالقم به نامم سوره نازل کرد من یک دخترم در تقویم روزی به نامم ثبت کردند... با تمام مردانگی هایت هیچگاه نمیتوانی بفهمی رنگ صورتی برایم یک دنیاست نمیتوانی بفهمی عشق به لاک قرمز را... گریه کردن بدون خجالت... نماز با چادر سفید... درک کردنش درتوانت نیست منم لیلای عشق و زلیخای انتظار...

گفتم: اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!

گفتم: یعنی چی؟

گفت: دارم میمیرم!

گفتم: دکتر دیگه ای ... خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد!

گفتم: خدا کریمِ، ان شالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایِ و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن. تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم!؟
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم؛ اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال من و کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارهای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد! با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن. آخه من رفتنی ام و اون ها انگار نه!
سرتون و درد نیارم من کار میکردم؛ اما حرص نداشتم. بین مردم بودم؛ اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
.
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم. گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم. مثل پیر مردها برای همه جوون ها آرزوی خوشبختی میکردم. خلاصه اینکه این ماجرا من و آدم خوب و مهربانی کرد
.

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
!

گفتم: بله، اونجور که یاد گرفتم و به نظرم میرسه آدم ها تا دم رفتن، خوب شدنشون واسه خدا عزیزِ


آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، داشت میرفت.

گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم! با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم
...

گفتم: پس چی!؟

گفت: فهمیدم مُردنی ام.رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟ گفتن: نه! گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند: نه! خلاصه حاجی ما رفتنی هستیم کی اش فرقی داره مگه؟

خدایا نتــــرس

دســـتت را بــه مــن بــده بیـــا پاییـــن

اینجــــا انــقدر هـا هــم وحشتنــــاک نیســــت

اگر هم باشد!

خود کرده را تدبیر نیست

به بعضی ها باید گفت هــــی‌ فـــلانــی نردبـــان هــوس را بـردار و از اینـجـا بــرو،

با ایــــــن‌ چــیــــزهــا قـــدت به عــــشــق نـمـی رسد !

عـــشـــق بـــال مـــی‌خــواهــد کـه تـــو نـــــــداری . . .


خیلی وقت است مرده ام...

دلــــــم می خواهد ببارم،کسی نپرسد

چرا؟. . . توچه میفهمی. . .

این روزها ادای زنده ها را در میاورم. . .

تظاهر به شادی می کنم ، حرف میزنم مثل همه . . .

امـــــــــــــــــــــــــــا. . .

بساط کرده ام و تمام نداشته هایم را به حراج گذاشته ام

بی انصـــــــــــــــــاف...

چانه نزن ... حسرت هایم به قیمت عـــــــمرم تمام شده.

خدایـــــــــــــــا

بی تـــــــــــــــــو ، خاکـــــــ بَر سَـــــــــــر دُنیــــــــــــــــــــا...

پاییز که شد


به جرم کم کاری اخراجش کردند...


رفتگری که عاشق شده بود...


برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد!!!


ان قد رفتید تو برف عکس انداختید گذاشتید فیسبوک برفم فیلتر شد
اسمون زرد میشه! نارنجی میشه! قرمز می شه! ولی برف نمی باره

تو برنامه ی ویتامین 3 علی ضیا از یارو می پرسه
چطوری با عروس آشنا شدی؟
یارو گفت
فامیلا زیاد تعریف کردن منم وسوسه شدم

وقتی که میمیری نمیفهمی که مردی، فقط تحملش برا دیگران سخته!

درست مث الان که بیشعوری!!

- - - - - - -

رفته بودم ختم بابای دوستم


رفتم جلوی دوستم تو مسجد بهش گفتم


خدا بیامرزتش،اومدم بگم مرگ حقه


گفتم حقش بود!!!


دوستم فهمید سوتی دادم گفت برو بشین نمیخواد به خودت فشار بیاری.

چقدر خوب می شد اگر یک بار ، فقط یک بار آسمان به زمین بیاید تا وقتی که اشک می ریزم نگویند مگر آسمان به زمین آمده ؟؟؟

سه زن در دنیا زیباترینند...

مادرم...

انعکاس تصویرش در آینه ...

و سایه اش....

همین و بس....

بــــــــــــــــــه بـــــــــعــــضـــــــــــی از دوســـــــتــــــآن....

قـــــــــهـــــــــوه ای خیـــــلـــــــــــی مـــــــیـــــــآد!

دختــــــــر آرومــــی هســـتــــمـــــاااا.....

ولـــــی بــــــــه مـــــــوقــــــــش خیـــــلـــی شیـــــــک و مجـــــلســـــی هــــــار میـــــشم!!!!!

غـــم از دســت دادن بعضــــیا غم نیـــست کـــه لامصـــب...

گـــود بـــای پـــارتی جعـــفره!!!

همـــه جعـــفریااااا:)

ديگر همانند گذشته دلتنگ ات نمي شوم


حتي ديگر گاه به گاه گريه هم نمي کنم


در تمام جملاتي که نام تو در آنها جاري ست ، چشمانم پُر نمي شود


تقويم روزهاي نيامدنت را هم دور انداخته ام


کمي خسته ام ، کمي شکسته


کمي هم نبودنت مرا تيره کرده است


اينکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز ياد نگرفته ام


تنها خوبم هايي روي زبانم چسبانده ام


مضطربم


فراموش کردن تو عليرغم اينکه ميليونها بار به حافظه ام سر مي زنم


و نمي توانم چهره ات را به خاطر بياورم ، من را مي ترساند

ديگر آمدنت را انتظار نمي کشم


حتي ديگر از خواسته ام براي آمدنت گذشته ام


اينکه از حال و روزت باخبر باشم ، ديگر برايم مهم نيست

بعضي وقتها به يادت مي افتم

با خود مي گويم : به من چه ؟


درد من براي من کافي ست

آيا به نبودنت عادت کرده ام ؟


از خيال بودنت گذشته ام ؟


مضطربم


يا اگر عاشق کسي ديگر شوم ؟


باور کن آن روز تا عمر دارم تو را نخواهم بخشيد

آدمیزاد خوشمزه ترین غذا را دو پرس بخوره سیر میشه!

نمـیدونم ایـن گُــه خوردنش چـه لذتی داره کـه بعضی ها

هـرچی میخورن سیر نمیشن !