روز بد

دلم نمی خواد تو این خونه دیگه زنده باشم ...

.

.

.

مری جان

سر رفته

خب حوصلم سر رفته چی کار کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا

لطفا قول ندهید اگر نمی توانید انجام دهید ...
لطفا ...
.
.
.
مُری جان

بی پولی

بی پولی هم بد دردی یه
 مُری جان دراوج بی پولی ...
بی پولیم را می کوبم تو سره خودم ...
.
.
.
مُری جان

مزخرف

دنیای مزخرف 
زندگی یه مزخرف 
دیگه چی می خوای ؟
.
.
.
مُری جان

باور

دوستت دارم ها را 
باور نکنید ...
.
.
.
مُری جان

نه هر مجردی تنهاست ، نه هر متاهلی عاشق ... 

لــعنت ...
...
.
.
.
مُری جان 

خواب

من بدونِ تو 
خوابم نمی برد
تو با وجودِ من 
و زندگی حاصل همین تضادهاست!
.
.
.
مُری جان

قهر

قهرم اما حرف که می زنیم.
.
.
.
مُری جان

یکی

یکی تو زندگیم هست که نیست
و من ...
.
.
.
مُری جان

انرژی

یک انرژی خاص لازم دارم که بتونم فراموشت کنم.
.
.
.
مُری جان

قبول

عقل یک چیز 
دل یک چیز دیگری می گوید 
کدام را قبول کنم 
قبول داری که سخت است.
.
.
.
مُری جان

فکر

چه فکر ها که می کردم
ولی نشد 
که نشد 
که نشد
.
.
.
مُری جان

آدم ها

دنیا از یک طرف آدم ها از طرف دیگر فشار می آورن
کم کم دارم پِرس می شوم لِه می شوم
دیگر ناهی برایم نمانده 
نابود شدم ...
.
.
.
مُری جان

ماهی

ماهی خشک شده یه روبه رویم را می گویم 
چنان لبخندی زده در هنگام مُردن و خشک شدن
که انگار که نه انگار می خواستند او را بُکشند.
.
.
.
مُری جان 

:)

چیپس و پفک می خوریم 
حالشو می بریم :)
.
.
.
مُری جان

آبــــی

رنگ آبی را دوست دارم 
زندگی آبی را دوست دارم 
آرامش داره 
دوست دارم اتاقم رنگ آبی باشد
پرده هاش آبی باشن
اصلا زندگی آبی شود 
ولی چه کنم که دیوار های اتاقه من پرده هاش سفیده
و زندگی من سیاه ...
.
.
.
مُری جان

گلوله

بنگ بنگ 
گلوله ای در مغز خودم فرو می کنم 
شاید بتوانم از این زندگی لعنتی رها شوم.
.
.
.
مُری جان

تموم

حس می کنم 
دارم تموم میشم
.
.
.
مُری جان

...

تحصیلات خوب ، کاره خوب و ...
همه ی اینا 
مساوی با مرگ.
.
.
.
مُری جان

قول

به هم قول داده بودیم
ولی من زیر قولمون زدم 
نه که نتونستم 
دلم هوای شد 
زیر قولم زدم .
.
.
.
مُری جان

خدایا

خدایا : بغل 
.
.
.
مُری جان

سکوت

نگاهش 
.
.
.
مُری جان 

پیر مرد

به صدای پای پیرمردی که راه می رود 
فکر می کنم که وقتی 
راه می رود انگار چند نفر 
دارند راه می روند 
ولی او یک نفر است.
.
.
.
مُری جان 

می خندم

می خندم 
مردم فکر می کنند خیلی خوشحال هستم 
نمی دانند در دلِ من چه خبرهِ 
شبم را با گریه صبح می کنم.
.
.
.
مُری جان 

انگشتانم

دلم برای انگشتانم می سوزد 
هر روز برای یکی از خراب کاری های من 
باید بریده شوند.
.
.
.
مُری جان

ما

ما یک عکس دو نفره به این دنیا بده کاریم .
.
.
.
مُری جان

می ترسم

تمامی نداری تو 
می ترسم 
می ترسم
این دنیا تمام شود و تو تمام نشوی 
.
.
.
مُری جان

چرا

چرا باید باهوش بود 
وقتی هر روز با ادم های عجیب و غریب باید سروکله بزنی.
.
.
.
مُری جان