اگرامربفرماید عشق

هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق

هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق!

 

قایقی در طلب موج به دریا پیوست

باید از مرگ نترسید، اگر باید عشق

 

عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم

شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشق

 

شمع روشن شد و پروانه در آتش گل کرد

می توان سوخت اگر امر بفرماید عشق

 

پیله ی رنج من ابریشم پیراهن شد

شمع حق داشت! به پروانه نمی آید عشق!

 باسلام 

میلادمولای متقیان حضرت علی علیه السلام 

الگوی مردانگی وشرافت وپارسایی 

روزپدر

وروز معلم واستاد 

گرامی باد.

 

 

روز مرد

 باسلام 

میلادمولای متقیان حضرت علی علیه السلام 

الگوی مردانگی وشرافت وپارسایی 

روزپدر

وروز معلم واستاد 

گرامی باد.

 

 

یکی از زیباترین  مثنوی های سیاسی اجتماعی پروین  اعتصامی

 

 

 

شنیدستم یکی چوپان نادان

بخفتی وقت گشت گوسفندان

در آن همسایگی، گرگی سیه کار

شدی همواره زان خفتن، خبردار

گرامی وقت را، فرصت شمردی

گهی از گله کشتی، گاه بردی

دراز آن خواب و عمر گله کوتاه

ز خون هر روز، رنگین آن چراگاه

ز پا افتادی، از زخم و گزندی

زمانی بره‌ای، گه گوسفندی

بغفلت رفت زینسان روزگاری

نشد در کار، تدبیر و شماری

شبان را دیو خواب افکنده در دام

بدام افتند مستان، کام ناکام

ز آغل گله را تا دشت بردی

بچنگ حیلهٔ گرگش سپردی

نه آگه بود از رسم شبانی

نه میدانست شرط پاسبانی

چو عمری گرگ بد دل، گله راند

دگر زان گله، چوپان را چه ماند

چو گرگ از گله هر شام و سحر کاست

شبان از خواب بی هنگام برخاست

بکردار عسس، کوشید یک چند

فکند آن دزد را، یکروز در بند

چنانش کوفت سخت و سخت بر بست

که پشت و گردن و پهلوش بشکست

بوقت کار، باید کرد تدبیر

چه تدبیری، چو وقت کار شد دیر

بگفت، ای تیره روز آزمندی

تو گرگ بس شبان و گوسفندی

بدینسان داد پاسخ، گرگ نالان

نه چوپانی تو، نام تست چوپان

نشاید وقت بیداری غنودن

شبان بودن، ز گرگ آگه نبودن

شبانی باید، ای مسکین، شبان را

توان شب نخفتن، پاسبان را

نه هر کو گله‌ای راند، شبان است

نه هر کو چشم دارد، پاسبان است

تو، عیب کار خویش از خود نهفتی

بهنگام چرای گله، خفتی

شدی پست، این نه آئین بزرگی است

ندانستی که کار گرگ، گرگی است

تو خفتی، کار از آن گردید دشوار

نشاید کرد با یکدست، ده کار

چرا امروز پشت من شکستی

کجا بود آن زمان این چوبدستی

شبانان نیستند از گرگ، ایمن

تو وارون بخت، ایمن بودی از من

نخسبد هیچ صاحب خانه آرام

چو در نامحکم و کوته بود بام

شبانان، آنقدر پرسند و پویند

که تا گمگشته‌ای را، باز جویند

من از تدبیر و رای خانمانسوز

در آغلها بسی شب کرده‌ام روز

چه غم گر شد مرا هنگام مردن

پس از صد گوسفند و بره خوردن

مرا چنگال، روزی خون بسی ریخت

به گردنها و شریانها در آویخت

بعمری شد ز خون آشامیم رنگ

بطرف مرغزاران، سبزه و سنگ

بسی گوساله را پهلو فشردم

بسی بزغاله را از گله بردم

اگر صد سال در زنجیر مانم

نخستین روز آزادی، همانم

شبان فارغ از گرگ بداندیش

بود فرجام، گرگ گلهٔ خویش

کنون دیگر نه وقت انتقام است

که کار گله و چوپان، تمام است

حضرت زهرا

 

 

⬅پاسخ به چهار شُبهه مهم وهابیت علیه شهادت حضرت زهرا(سلام الله)

 

✅شبهه اول؛ حدیث «فاطمة بضعة منی» در مذمت حضرت علی(علیه السلام) از پیامبر صادر شده است!

 

✅شبهه دوم؛ افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله).

 

✅شبهه سوم؛ چرا علی(علیه السلام) نرفت درب منزل را باز کند؟

 

✅شبهه چهارم؛ اصلاً خانه‌‌های مدینه درب نداشتند؟!

 

⬅شبهه اول؛ شأن صدور حدیث «فاطمة بضعة منی»

وهابی‌‌ها شبهه‌‌ای ساخته‌‌اند مبنی بر اینکه حدیث «فاطمة بضعة منی» در مذمت حضرت علی(علیه السلام) از پیامبر صادر شده است!

توضیح: در کتاب «صحیح بخاری» حدیث ۳۱۱۰ آمده است که پیامبر(صلی الله علیه واله) فرمودند: «فاطمة بضعة منی» یعنی: «فاطمه پاره تن من است». سپس به نقل از «مسور بن مخرمه» حدیثی جعلی نوشته است که: علی(علیه السلام) می‎‌‌خواست «جُوِیریه» دختر ابوجهل را خواستگاری کند و به اصطلاح عامیانه بر سر حضرت زهرا(سلام الله) هوو بیاورد که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) این سخن را فرموده‌‌‎اند و منظورشان این بود که: یا علی اگر بخواهی با دختر ابوجهل ازدواج کنی باید دختر مرا طلاق بدهی!!!

✅اما پاسخ این شبهه:

اولاً) طبق شهادت علمای رجال ـ مثل «ابن حجر» در جلد ۶ کتاب «العصابة»، ص ۹۴ ـ «مسور بن مخرمه» در سال دوم هجرت تازه به دنیا آمده بود. بنابراین ـ همانگونه که «ابوعلم» از علمای بزرگ دانشگاه الازهر نیز در ص ۱۷۰ کتاب «فاطمة الزهراء» نوشته است ـ روایت جعلی خواستگاری علی(علیه السلام) از جویریه در سال دوم هجرت بوده است. پس در آن زمان یا «مسور» متولد نشده بود یا در قنداق بوده است!

ثانیاً) «جُوِیریة» تا سال هشتم هجرت کافر بود و ازدواج با کافر حرام است.

ثالثاً) این دختر تا زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) ـ سال دهم هجرت ـ اصلا به مدینه نیامد تا این اتفاقات رخ دهد.

 

✅شبهه دوم؛ افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله)

علمای وهابی جدیداً سخن مضحکی بر زبان می‌‌آورند که:شهادت حضرت زهرا(سلام الله) از سال ۱۳۷۴ شمسی به تقویم ها اضافه شده است و تا قبل از آن این مسأله وجود نداشته است.

⬅اما پاسخ این شبهه:

اولاً) «ابن تیمیه» رهبر وهابی‎ها ـ یا بهتر است بگوییم خدا و پیغمبر وهابی‎ها(!) ـ در کتاب جلد ۴ کتاب «منهاج السنة» ص ۲۲۰ نوشته است که: «کبس بیت فاطمه(سلام الله)» یعنی: «عوامل خلیفه وقت به زور وارد خانه فاطمه(سلام الله) شدند».

ثانیاً) «جوینی» استاد «ذهبی»، در کتاب «فرائد السمطین» آورده است که پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) فرموده‌‌اند: بعد از من می‎بینم که دخترم «مغمومة مغصوبة مقتولة» خواهد شد.

ثالثاً) «مرحوم کلینی» از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: مادرمان فاطمه زهرا(سلام الله) شهیده است.

رابعاً) «شهرستانی» در جلد اول کتاب «الملل والنحل» ص ۶۷ از «نظّام» نقل می‌‌کند که خلیفه دوم با لگد به شکم حضرت زهرا(سلام الله) زد و جنین او را سقط کرد.

خامساً) موضوع بالا را «ابن حجر» در «میزان الاعتدال» و «لسان المیزان» نیز نوشته است.

 

✅شبهه سوم؛ چرا علی(علیه السلام) نرفت درب منزل را باز کند؟

شبهه دیگری مطرح می‌‌کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علی(علیه السلام) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(سلام الله) درب منزل را باز کرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غیرت مردان خصوصا مردان عرب است.

⬅پاسخ:

اولاً) «ابن عساکر» در جلد ۴۲ کتاب «تاریخ دمشق» ص ۴۷۰ آورده است که:

پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) در خانه نشسته بود که در زدند و ایشان به ام سلمه گفتند: «یا أم السلمة قومی فافتحی له» یعنی: «ای أم سلمه! برخیز و در را باز کن».

ثانیاً) در جلد ۴۴ همین کتاب صفحه ۳۵ آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دقّ الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(سلام الله) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

ثالثاً) در جلد اول کتاب «احتجاج طبرسی» ص ۲۹۲ آمده است که: روزی پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) در خانه نشسته بودند که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در زدند و پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) به عایشه فرمود که: «افتحی له الباب» یعنی: «در را برای او(علی علیه السلام) باز کن». حال آیا علمای وهابی غیرتمندتر از پیامبرند؟!

رابعاً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنة» نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(سلام الله) شدند.

خامساً) قرآن کریم در آیه ۲۷ سوره نور می‎‌‌فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستأنسوا» یعنی بدون اجازه به خانه کسی وارد نشوید.

و در جای دیگر می‎فرماید: «یا أیها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی إلا أن یؤذن لکم».

از سوی دیگر «سیوطی» در جلد ۵ کتاب «الدر المنثور» ص ۵۰ نوشته است که: «خانه زهرا خانه نبوت است». بنابراین حضرت زهرا(سلام الله) و مولا علی(علیه السلام) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎‌‌کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

 

✅شبهه چهارم؛ اصلاً خانه های مدینه درب نداشتند؟!

شبهه دیگری مطرح می‌‌کنند که: اصلاً خانه‌‌های آن زمان مدینه درب نداشتند و فقط یک پرده یا حصیر در منزل بود! آنها این شبهه را طرح کردند تا جریان پشت درب ماندن حضرت زهرا(سلام الله) تکذیب شود.

⬅اما پاسخ:

اولاً) قرآن کریم در سوره نور می‎فرماید: «ولا عَلَی أَنفُسِکُمْ أَن تَأْکُلُوا مِن بُیُوتِکُم أَو بُیُوتِ آبَائِکُم أَو بُیُوتِ أُمَّهَاتِکُم أَو بُیُوتِ إِخوَانِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخَوَاتِکُم أَو بُیُوتِ أَعمامِکُم أَوْ بُیُوتِ عَمَّاتِکُم أَوْ بُیُوتِ أَخوالِکُم أَوْ بُیُوتِ خَالاتِکُمْ أَوْمَا مَلَکتُم مَّفَاتِحَهُ أَو صَدِیقِکُم لَیسَ عَلَیْکُم جُنَاحٌ أَن تَأْکُلُوا جَمِیعًا أَوْ أَشْتَاتًا» یعنی «شما در بعضی خانه ها ـ مانند خانه عمو، دایی، عمه، خاله و همچنین کسانی که مفتاح و کلید منزل خود را به شما می‎‌‌دهند ـ می‌‌توانید بدون اجازه غذا بخورید». حال اگر خانه، در و قفل نداشته باشد کلید معنا دارد؟ آیا روی حصیر و پرده کلید می‎زدند؟ یا اینکه نعوذ بالله قرآن در این موضوع اشتباه کرده است؟! باید گفت که طراحان این شبهات متاسفانه با قرآن هم آشنا نیستند.

ثانیاً) در کتاب «صحیح مسلم» ـ که معتبرترین کتاب اهل سنت پس از قرآن است ـ در جلد ۶ صفحه ۱۰۵ حدیث ۵۱۳۶ آمده است که پیغمبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) دستور داده بودند که: «شب‎ها درها را ببندید». آیا حصیر و پرده را می‎بندند؟! آیا به پرده می‌‌گویند در؟!

ثالثاً) «بخاری» در جلد اول کتاب «الادب المفرد» صفحه ۲۷۲ نوشته است که: «روای می‌‌گوید سوال کردم که: درِ خانه عایشه دو لنگه بوده یا یک لنگه؟ و از چه جنسی بود؟ پاسخ می‎گیرد که: یک لنگه و از جنس چوب درخت ساج بوده است». حال چطور خانه عایشه در داشته آن هم از نوع درخت ساج؛ ولی خانه حضرت زهرا(سلام الله) که دختر پیغمبر و با آن همه اوصاف بوده در نداشته است؟!

برای دفاع از حریم ولایت، این گونه جان فشانی نمود؛ آیا ما شیعیان حاضریم با پخش این دفاعیه ها از ایشان دفاع کنیم؟؟

 

🍁🍁🍁🍁🍁🍁

غذای سالم

 

 

قالَ الحسن عليه السلام : عَجِبْتُ لِمَنْ يُفَكِّرُ فى مَاءكُولِهِ كَيْفَ لايُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَيَجْنِبُ بَطْنَهُ ما يُؤْذيهِ، وَيُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما يُرْديهِ.

ترجمه : فرمود: تعجّب مى كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذيه جسم و بدن هست ولى درباره تغذيه معنوى روحى خود نمى انديشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى مى كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد - هر چه و هر مطلب و برنامه اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده مى كند.

فضیلت عالم

قالَ الاِمامُ الْباقِرُ(عليه السلام): عالِمٌ يُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعينَ اَلف عابِد؛

 

دانشمندي كه از علمش سود برند،از هفتاد هزار عابد بهتر است.

                                                                                (بحارالانوار،ج75)

آرزو

پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟

 

 

 

 

پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید؟

سیمای پیامبر اعظم در قرآن

 

 

ویژگی‏های خاص پیامبر (ص)

 

الف) عقلانیت

 

در سوره مبارکه قلم خداوند به دو جنبه از جنبه‏های شخصیتی و ظرفیت بالای وجودی حضرت رسول اکرم (ص) اشاره کرده است.«ما انت بنعمة ربک بمجنون(1)» خداوند در این آیه و سوگند یاد کرده است که ای پیامبر تو به خاطر نعمتی که خداوند به تو ارزانی داشته، مجنون نیستی. البته سیاق این آیه دلالت بر این دارد که این نعمت، نعمت نبوت است. در حقیقت در این آیه، خداوند هرگونه اختلال روانی و عقلی را از ایشان دفع می‏کند زیرا اگر دفع نکند، بر نبوت هم دلالت نخواهد داشت و هدایت الهی که لازمه‏ی نظام بشریت است، پا نمی‏گیرد. اگرچه بعضی از مفسران اشاره به این مطلب دارند که مراد از نعمت در آیه فوق، فصاحت بیان، عقل کامل و سیرت مرضیه و برائت آن جناب از هر عیب و اتصافش به هر صفت پسندیده است. (2)

پس ای رسول ما، آنان که به تو نسبت ناروای جنون را می‏دهند، کوردلانی هستند که این همه نعمت الهی را درباره تو نمی‏نگرند، همانند نعمت عقل و درایت سرشار، نعمت امانت و صدق، نعمت علم و دانش آشکار و نبوت و مقام عصمت. (3)

 

ب) خلق عظیم

 

از دیگر ابعاد شخصیتی ایشان که در سوره مبارکه قلم به آن اشاره شده است داشتن فضایل اخلاقی والا و پربار است. اخلاق عالی پیامبر اکرم (ص)، امواج انقلاب مقدس اسلام را نخست در جامعه عرب و سپس در جهان پدید آورد؟ و در سایه این رستاخیز عظیم معنوی، پراکندگی به یگانگی، بیکارگی به تلاش و خودخواهی به دوستی تبدیل شد؟ و در این میان، انسان‏هایی تربیت شدند که همیشه نمونه‏های بارز اخلاقی بوده و هستند. «و انک لعلی خلق عظیم» (4)

یکی از اهداف والای رسالت پیامبران الهی، پژوهش فضایل اخلاقی است تا انسان در مسیر کمال که علت غایی آفرینش است قرار گیرد؟ و پیامبر عظیم‏الشان با اشاره به فلسفه بعثت خویش در حدیث معروف«انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق» بدان تصریح فرموده‏اند. تعلیمات اخلاقی پیامبران و رفتار ایشان بهترین وسیله است تا بشر را به زندگی ایده‏آل برسانند و به فلاح و رستگاری نزدیک‏تر کنند.

هر چه علم و صنعت و فن‏آوری به پیش می‏رود نیاز بشر به اخلاق بیشتر می‏شود. بالا رفتن آمار جرایم، جنایات، فساد، تباهکاری و ... روشنگر همین حقیقت است و تنها عامل مهار روح سرکش انسان و غرایز عصیانگر او، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می‏گیرد.

البته اگر چه اخلاق و تعلیمات آن برای همه ضروری است، اما برای رهبر جامعه این ضرورت بیشتر احساس می‏شود؛ زیرا اولاً خود باید نمونه‏ای از صفات برجسته انسانی باشد تا در دیگران اثر کند؛ ثانیاً، مسئوولیت هدایت جامعه به قدری سنگین است که انسان بدون داشتن اخلاق کامل، نمی‏تواند آن را تحمل کند.


(صفحه 15)

 

سیره مبارکه رسول اکرم (ص) سراسر نور و هدایت و تعلیم و تربیت بود. راویان درباره اخلاق او گفته‏اند:«خلق رسول‏الله القرآن» (5)

گرچه پیامبر اکرم (ص) مربی کل افراد بشر است، اما میزان بهره‏مندی ازاین کانون نور و هدایت، یکسان نیست. علی (ع) نخستین شاگرد مکتب اسلام در خصوص تاثیر تربیت رسول اکرم (ص) در شکل‏گیری شخصیت اخلاقی خود، می‏فرمایند:«من از پیامبر (ص) به طور کامل پیروی می‏کردم و هر روز برای من از اخلاق خود نشانه‏ای بر پا می‏داشت و مرا به پیروی آن فرمان می‏داد.» (6)

البته، لازم به ذکر است که مفسران، تعبیرات خاصی برای واژه‏های «خلق عظیم» داشته‏اند که به دلیل اهمیت موضوع به شرح ذیل به آن اشاره می‏شود.

الف- ای پیامبر تو بر دین بزرگی هستی که اسلام است. (7)

ب- عده‏ای هم گفته‏اند که تو متخلق به اخلاق اسلام و بر طبع بزرگی هستی و حقیقت اخلاق آن است که انسان نفس و باطن خود را آراسته کند. (8)

ج- ابوعلی جبایی گوید:«خلق عظیم صبر بر حق و بخشش وسیع و تدبیر امور بر مقتضای عقل است.» (9)

د- عایشه، خلق عظیم را در اخلاق پیامبر(ص)، تضمن 10آیه اول سوره موءمنون، بیان می‏کند.(10)

5- خلق عظیم، اجتماع مکارم اخلاق است، که آن حضرت فرموده‏اند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(11)

علامه طباطبایی در «المیزان»، اشاره خاص دیگری را نیز بیان کرده‏اند و آن این که اگر چه این آیه اشاره به سجایای اخلاقی عظیم رسول گرانقدر(ص) دارد و به حسن خلق آن حضرت برمی‏گردد، اما با درنظر گرفتن سیاق آیات به اخلاق اجتماعی ایشان نیز نظر دارد (اخلاق معاشرت). پس از نظر ایشان مراد از خلق عظیم دین اسلام نیست، بلکه در حقیقت دین اسلام مشتمل بر کمال هر خلق پسندیده است که رسول خدا(ص) دارای آن بوده که البته در احسن الحدیث نیز بر این نظر تکیه شده است.(12)

با همه نظرات مطرح شده، شاید یکی از دلایل اصلی پیروزی پیامبر(ص) در عرصه‏های مختلف، قدرت جاذبه اخلاقی ایشان بود که دشمنان سرسخت را تحت تأثیر قرارمی‏داد. از مجموع روایات به خوبی استفاده می‏شود که حسن خلق، کلید بهشت، وسیله جلب رضایت خدا، نشانه قدرت ایمان و همتراز عبادت‏های شبانه و روزانه است.(13)

مرحوم فیض در کتاب «محجة‏البیضاء» روایت کرده که رسول خدا(ص) به درگاه خداوند متعال بسیار تضرع و زاری می‏نمود و همیشه از خدا می‏خواست که او را به آداب خوب و اخلاق نیک زینت دهد، پس در دعای خود می‏گفت: «خدایا اخلاق مرا نیکو گردان و نیز می‏گفت خدایا، از اخلاق بد دورم ساز.»(14)

در زمینه مباحث گذشته، از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «ان الله عزوجل ادب نبیه علی محبته» فقال: «انک لعلی خلق عظیم»(15) ثم فوض الیه فقال عزوجل «ما اتاکم الرسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا»(16) و قال عزوجل (من یطع الرسول فقه اطاع الله»(17)

خداوند پیامبر(ص) را بر محور محبت خود، ادب کرد. به گونه‏ای که محب یا محبوب خدا باشد و دیگران را براساس محبت الهی به خداوند دعوت کند. پس معلوم می‏شود که محور محبت خدای سبحان، اخلاق عظیم است و هر کس متخلق به خلق عظیم بود، محبت خداست.(18)

 

ج- رحمت برای جهانیان

 

«و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین)»19

در این آیه شریفه، قلمرو رسالت پیامبر(ص) مشخص شده است. به زبان دیگر، می‏توان گفت که ای پیامبر(ص) تو برای تمام جوامع بشری در پهنه زمین و در سینه زمان تا روز قیامت مبعوث شدی و هیچ عصری از حیطه رسالت و قلمرو بعثت تو مستثنی نیست.(20)

از سوی دیگر، آیه اشاره به این دارد که پیامبر(ص) محور رحمت خاصه است. زیرا تو ای پیامبر(ص) رحمت خاصه‏ای، زیرا ره‏آورد تو هدایت و سعادت است. «والله یختص برحمته من یشاء»(21) اگر چه در قرآن بعضی از مصادیق رحمت خاص ذکر شده است؛ همانند باران(22)، قرآن(23) و... اما رحمت خاص بودن پیامبر(ص) بدین معنا نیست که ایشان برای بعضی رحمت هستند و برای بعضی نیستند. بلکه منظور قلب‏های تاریکی است که از رحمت وجودی پیامبر(ص) بهره‏مند نمی‏شوند. (مانند عدم بهره‏گیری سنگ خارا و زمین شوره‏زار را از باران). که برای استفاده از رحمت خاصه، چاره‏ای جز پیروی از محور رحمت خاص نداریم.

 

شئون رحمت‏آمیز پیامبر(ص)

 

1) نرمش در برابر مخالفان

 

از دیدگاه قرآن، شاخص‏ترین ویژگی اخلاقی آن حضرت، اخلاق زیبا و برخورد شفقت‏آمیز آن حضرت با دیگران بود. او با داشتن این خصلت دل‏های بسیاری را به خود شیفته کرد. نرمی دل رسول اکرم(ص) را در این آیه می‏توان دید که «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضوا من حولک (24)...».

رحمت الهی شامل حال پیامبر(ص) شد که بتواند نسبت به امت اسلامی مهربان باشد.این آیه اشاره به یکی از صفات خاص رهبری دارد و آن این که هر رهبری برای هدایت مردمش، نیاز به نرمخویی دارد بخصوص نرمخویی در برابر کسانی که تخلفی از آنان سرزده و بعداً پشیمان شده‏اند که اگر این صفات نبود، مسلماً رهبر در برنامه‏ریزی خود با شکست مواجه می‏شد.

حضرت علی(ع) درباره اخلاق آن حضرت و نرمخویی ایشان، می‏فرمایند:«پیامبر(ص) سخاوتمندترین مردم و شجاعترین آنها و راستگوترین آنها و وفادارترین نسبت به وعده و نرمترین از نظر خوی و کریم‏ترین مردم در برخورد و معاشرت بود....»(26)

 

2- حریص در ایمان آوردن و هدایت مردم:(27)

 

پیامبر(ص)، رهبری است که اگر به سختی گرفتار شوید برایش سنگین است و نسبت به ایمان شما آزمند. پیامبری برای شما آمده که از جانتان برخاسته، انحراف شما برای او سخت است. باحرص و شوق کوشش می‏کند تا شما موءمن شوید، او مظهر رأفت و رحمت خدا برای مومنان است.«لقد جاءکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنتم علیکم بالموءمنین روءف رحیم»(28) پس شاکر حق باشید که از آیینه رسالت و نبوت رسول اکرم(ص) رحمت خاصه نصیبتان شده‏است.


(صفحه 16)

 

در یکی دیگر از آیات الهی، ای پیامبر(ص) گویاداری از شدت اندوه جان می‏سپاری«فلعلک باخع نفسک علی آثارهم ان لم یومنوا بهذالحدیث اسفا» (29) تو برای هدایتشان تلاش کردی، باید هم کوشش کنی، اما چرا از غصه خود را هلاک می‏کنی؟

همچنین در آیه شریفه «فلا تذهب نفسک علیهم حسرات»(30) نیز براین مسأله تکیه شده که چیزی نباشد که جانت بر اثر حسرت بی‏ایمانی آنها از دست برود. خدا می‏داند که این افراد چه می‏کنند!

 

3) مانع نزول عذاب الهی:

 

ای پیامبر(ص) آن قدر مجلای رحمت خاصه هستی که با بودن تو، عذاب همگانی که به حیات تبهکاران خاتمه می‏دهد، نمی‏آید. «و ما کان‏الله لیعذبهم و انت فیهم...»(31)

ابن‏عباس می‏گوید:پیامبر(ص)، پیامبر رحمت است برای خوب و بد و موءمن و کافر، برای مومن در دنیا و آخرت و رحمت است برای کافر در همین دنیا. در حقیقت بعثت پیامبر(ص) رحمتی برای همه اهل جهان است. (32)

بنابراین، پیامبراکرم(ص) بخشایشی برای همه عالمیان است. زیرا ای پیامبر آنچه را که به آن مبعوث شدی سبب هدایت وسعادت ایشان وموجب صلاح و معاش و معاد ایشان می‏شود و همچنین برای کافران رحمتی است که ایشان را از عذاب‏هایی که بر امم پیشین وارد آمده، امنیت می‏دهد. (33)

در «الدر المنثور» آمده، که بیهقی در کتاب «دلائل» از ابی هریره روایت کرده که گفت: رسول خدا(ص) فرمود: من رحمتی هستم که خدا بر بشر هدیه کرده‏است.«انا رحمة مهداه» (34) که رسول خدا(ص) از جبرییل پرسید که آیا ازاین رحمت چیزی به تو رسیده، گفت: آری من از عاقبت کار خود می‏ترسیدم پس به میمنت تو، امنیت یافتم و خداوند مرا ستود.(35) «ذی قوه عند ذی العرش مکین.»(36)

به عبارت دیگر، رحمت‏بودن وجود پیامبر(ص) برای همه جهانیان، جنبه مقتضی و فاعلیت فاعل را دارد و مسلماً فعلیت نتیجه، بستگی به قابلیت هم دارد. به هرحال، در دنیای امروزکه فساد و تباهی و ظلم و جنایت و خیانت، هزارگونه نابسامانی آفریده است، مفهوم رحمة‏للعالمین پیامبر گرانقدر (ص) از هر زمانی آشکارتر است. چه رحمتی بالاتر که برنامه‏ای آورده که عمل به آن نقطه پایانی است بر همه این ناکامی‏ها. آری دستوراتش،اخلاقش، برنامه‏اش همه رحمت است و تداوم این رحمت، سرانجامش حکومت صالحان با ایمان بر تمام معموره زمین خواهدبود.(37)

از امیرموءمنان علی(ع) روایت شده که در خدمت پیامبر(ص) از جایی عبور می‏کردیم به هیچ درخت و سنگی نمی‏رسیدیم، جز آن که به آن حضرت سلام می‏کردند. (38)

 

د- اسوه جهانیان

 

«لقد کان لکم فی رسول‏الله اسوة حسنه لمن کان یرجوالله والیوم الاخر و ذکرالله کثیرا»(39)

یکی دیگر از خطابهای آیات شریفه قرآن، معمولا به جامعه اهل ایمان است. و اینکه مقتضای

در حقیقت وجود محمد(ص) نوبت و رسالت مهر خورد و دفتر رسالت به وجودش پیچیده شده و خاتمه پیدا کرده است. در آیه کریمه «و ما محمدالارسول...»(46) خداوند جایگاه ویژه پیامبر(ص) را رسالت ایشان می‏داند و این حقیقت را به مردم می‏آموزد که اسلام دین فردپرستی نیست و اهداف ایشان از خودشان برتر است.

درباره آیه 40 سوره احزاب روایتی از جابربن‏عبدالله انصاری به نقل از پیامبر اکرم(ص) آمده که فرموده‏اند:«مثال من در میان پیامبران، مانند مردی است که خانه‏ای را آباد کرده و آن را تکمیل و نیکو نموده مگرجای یک خشتی که بازگذاشته که هرکس داخل آن خانه می‏شود و به آن نگاه می‏کند، می‏گوید:چه اندازه زیبا است مگر جای این خشت و سپس فرمودند، من آن خشت هستم و با من پیامبران خدا پایان یافتند.»(47)

لازم به ذکر است، مقصود از خاتمیت هم تأخر و هم خاتمیت زمانی و هم خاتمیت رتبی در قوس صعود است. پس همان طور که رسول اکرم(ص) در قوس نزول سرسلسه انسان‏های کامل است چون «اول ما خلق‏الله» است؛ در قوس صعود هم، اوج و قله غایی رسالت است، زیرا او خاتم انبیاء است. از این جمله نه تنها استفاده می‏شود که پیامبر اکرم(ص) واجد همه مزایای مشترک و مزایای فرد فرد انبیا و بعضی از خصایص ویژه است که انبیای قبلی فاقد آن بوده‏اند، بلکه نکته دیگری هم استفاده می‏شود که تا روز


(صفحه 17)

 

 

 

قیامت، احدی بهتر از پیامبر(ص) نخواهد آمد زیرا او کامل است و هرچند میلیون‏ها سال بگذرد کامل‏تر از او نخواهد آمد. تو ای پیامبر(ص) بر بینش همه انبیاء سیطره داری و گواهی می‏دهی. تو نه تنها شهید هستی بلکه شهید انبیاء و امت‏های آنان هستی.(48) «فکیف اذا جئنا من کل امه بشهید و جئنا بک علی هولاء شهیدا»(49)،

 

پیامبر گرامی ما مظهر محبت کامله حق است و خداوند او را در قرآن محور محبت قرار داد که «ان کنتم تحبون‏الله فاتبعونی یحببکم‏الله...»(50) کسی که پیامبر را دوست می‏دارد می‏کوشد که مثل او متخلق به اخلاق الهی شود و اطاعت از او، انسان را محبوب خدا می‏کند. زیرا «من یطع‏الله والرسول فاولئک مع‏الذین انعم‏الله علیهم من‏النبیین و الصدیقین والشهداء والصالحین و حسن اولئک رفیقا»(51)

 

 

 

نتیجه:

 

 

 

مقام شامخ رسالت را باید خود قرآن کریم که کلام خداست و خود رسول اعظم(ص) و یا ولی خدا، که به منزله جان رسول اکرم(ص) است؛ تشریح کند و کلام دیگران، گویای مقام رسا و بلند رسالت نخواهد بود. رسالت همان نعمتی است که خداوند آن را بر موءمنان منت نهاد تا به اندازه درجه وجودی خود، از این نعمت بیکران بهره ببرند. «لقد من الله علی الموءمنین اذبعث فیهم رسولاً منهم...»(52) کار رسول خدا این بود که آیات الهی را برای مردم به ویژه موءمنان تلاوت کند، آنان را تزکیه و نمو دهد تا از جهان مادی بریده و به ملکوت راه یابند. خداوند او را فرستاده تا او را شاهد و بشیر و نذیر و دعوت کننده به الله و سراج منیر معرفی نماید.(53) پس تو ای رسول به پیروانت بگو که این قرآن همان صراط مستقیمی است که خود رسول اکرم(ص) در بستر آن است.(54)

 

پس پیامبر(ص) طبیب دوار است که برای طبابت روحی افراد به سراغ آنها می‏رود.(55)

 

امید است که با نسخه شفای او یعنی قرآن کریم به خلق و خوی الهی‏اش متمسک و بهره‏مند شودیم.

 

 

 

بامحبت شاید  /  باخشونت هرگز

تقديم به تمامي معلمان واقعي

 

 

 

با محبت شاید، با خشونت هرگز

 

سخت آشفته و غمگین بودم…

به خودم می گفتم:

 

 

یک ایران حماسه و شور و شعور


ادامه نوشته

هوا بس ناجوانمردانه  سرد  است


طول و عرض جغرافیایی چیست ؟


ادامه نوشته

جزوه متون اسلامی


ادامه نوشته

آواز تیشه

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده صید و صیاد رفته باشد
آه از دمی که تنها بادا به او چو لاله
در خون نشسته و او از یاد رفته باشد
خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا
صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد

آواز تیشه امشب از بیستون نیامد

گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از حزین است امروز کوه و صحرا

مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

 

یک اربعین برای تو حیران شدم حسین



یک اربعین برای تو حیران شدم حسین

مانند گیسوی تو پریشان شدم حسین

با چند قطره اشک دل من سبک نشد

ابری شدم به پای تو باران شدم حسین

زلفی اگر که ماند برای تو پیر شد

در اول بهار زمستان شدم حسین

کوفه به کوفه کوچه به کوچه گذر گذر

قاری شدی مفسر قرآن شدم حسین

دیدی چگونه آخر عمری دلم شکست

دیدی چگونه پاره گریبان شدم حسین

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

ای سایه بلند سرم ای برادرم!

آیینه ی ترک ترک در برابرم

بالم شکسته است و پرم پر نمی زند

اما هنوز مثل همیشه کبوترم

من قول داده ام که بگیرم سر تو را

از دست نیزه ها و برایت بیاورم

حالا سری برای تو آورده ام ولی

خاکستری و خاکی و ای خاک بر سرم!

بگذار اول سخن و شکوه ام تو را

ای ماه زینب از نگرانی درآورم

هر چند کوچه کوچه تماشا شدم ولی

راحت بخواب دست نخورده است معجرم

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

هم پیرهن که ماند برایم بدن نداشت

هم که تن تو روی زمین پیرهن نداشت

ای بی کفن برادرم ای بوریا نشین!

این چادرم لیاقت خلعت شدن نداشت؟

آن گونه ای که من وسط خیمه سوختم

پروانه هم دل و جگر سوختن نداشت

گل های باغت از همه رنگی گرفته اند

یعنی کسی نبود که دست بزن نداشت

مردی نبود اگر یل ام البنین که بود

هرگز کسی نگاه جسارت به من نداشت

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

هر چند در مسیر سرت ازدحام بود

اما درست مثل همیشه امام بود

بی تو سوار ناقه ی عریان شدم حسین!

من که به روی چشم علمدار جام بود

یادم نمی رود سر بالا نشین تو

بازیچه ی نگاه اهالی شام بود

در حرف های مرد و زن پشت بام ها

چیزی اگر نبود فقط احترام بود

با دست سنگ صورت تو خط خطی شده

از بس که آفتاب تو نزدیک بام شد

تو رفتی کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

دستی که چوب زد لب قرآنی تو را

زیر سوال برد مسلمانی تو را

بالای تخت رفتی و دستم نمی رسید

تا که رفو کنم سر پیشانی تو را

می خواستند پیش همه کوچکت کنند

اما خدات خواست سلیمانی تو را

ای کاش ما برادر و خواهر نمی شدیم

حیران نبودم این همه حیرانی تو را

این سر، شکسته هست ولی سرشکسته نیست

یعنی کسی ندید پشیمانی تو را

تو رفتی و کنار خودم گریه می کنم

دارم سر مزار خودم گریه می کنم

 

یلدا


آیت الله جوادی آملی در کتابی - که چاپ بالایش در این سالها، نشانگر فرهنگ غنی اسلامی مردم کشورمان و علاقه آنها به سبک زندگی اسلامی بوده است- درباره شب یلدا نیز سخن به میان آورده است. در این کتاب ارزشمند و پر فروش کشور درباره شب یلدا اینگونه آمده است:

"این واژه ، سریانی و به معنای «میلاد» است و چون شب یلدا را با تولد حضرت مسیح (ص) تطبیق می کردند آن را به این نام خواندند.
چون ایرانیان این شب را شب تولد (میترا) مهر می دانستند آن را با تلفظ سریانی اش پذیرفتند و در واقع یلدا را با (noel)  اروپایی که در 25 دسامبر تثبیت شده، معادل است، بنابراین نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله ایرانی است.(دهخدا)
 
از سنت های شب یلدا ،شب نشینی و دید و بازدید و صله رحم است، چنان که بهره گیری علمی از فرصت آن با طرح مسایل علمی و تاریخی ، خواندن اشعار به ویژه شعر حافظ و تفال به اشعار حافظ و ... سنت دیگر آن است. مناسب است مومنان در چنین فرصت هایی با زوایای زندگی و سیره معصومان (ع) در جهت رشد و کمال علمی و معنوی آشنا شوند."
لازم به ذکر است کتاب مفاتیح الحیات، کتابی غنی است که پر فروش شدن آن در این سالهای اخیر خشم رسانه های غربی را در پی داشته است و با تبلیغات گشترده سعی در بی ارزش نشان دادن محتوا و نویسنده آن بر آمده اند که همین امر مهر تأییدی بر محتوا و موفقیت آن در خانواده های مذهبی ایرانی بوده است.


انتظار

ضاقت الارض ومنعت السماء

آسمان بخیل شده


زمین تنگ شده

زمان و زمین مقهور رب العالمین است

و انسان  مقهور طبیعت

چون امام عالم و خلیفه الهی  در پس پرده غیبت است

و اولیاء الهی اشک در دیده ندبه انتظارمی خوانند

الهم عجل لولیک الفرج

زمستان است

...

که سرما سخت سوزان است

نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

...

هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

..

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست، مرگی نیست

صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

..

فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا ! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است

...

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

درختان اسکلتهای بلور آجین

زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

..

زمستان است.

حقوق یعنی این


ادامه نوشته

ماندالا مردی از تبار بزرگان



وقتی مردان بزرگی همچمن امام خمینی- ماهاتما گاند - نلسون ماندالاو..را می بینیم
دید گاه انسان به زندگی متفاوت می شود
اهداف متفاوت می شود
و درمی یابیم که بزرگی و عظمت به روح و فکر انسانهاست
نه چیز دیگر

آپارتاید و ماندلا




واژه انگلیسی آپارتاید یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می‌کند و در اصل عبارتست از سیاست تبعیضی که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می‌کنند.

از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن‌ها به اقامت در محلات و استان‌های خاص، محروم کردن آن‌ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می‌شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نبود. کنگرهٔ ملی آفریقا با درخواست ایجاد جامعهٔ آزاد چندقومی، جنگی علیه نظام آپارتاید به راه انداخت. طرفداران لغو آپارتاید، تظاهرات آرامی در شپرویل و تسوتو به راه انداختند، که با مقاومت مخالفان روبه‌رو شد. راهپیمایان سیاه‌پوست شلاق زده شدند، و حتی در مارس ۱۹۷۰، بیش از ۷۰ آفریقایی کشته شدند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوتن از مخالفان اصلی آپارتاید،استیوبایکو و نلسون ماندلابودند.  استیوبایکو به حکومت سیاهان اعتقاد داشت، در حالی که ماندلا به حقوقی مساوی برای تمامی اهالی آفریقای جنوبی معتقد بود. در سال ۱۹۶۲، ماندلا دستگیر شد و پس از محاکمه به  حبس ابد محکوم گردید. در سال ۱۹۹۰، ماندلا در سن ۷۲ سالگی آزاد شد و مبارزه برای حقوق انسانی اهالی آفریقای جنوبی را از سر گرفت. سرانجام اف دیلیودکلرک   رییس جمهور آفریقای جنوبی با او وارد مذاکره شد. یک سال بعد، کنگره ملّی آفریقای جنوبی پیروز شد و ماندلا به ریاست جمهوری رسید و رژیم آپارتاید برای همیشه در آفریقای جنوبی و همچنین در دیگر نقاط جهان لغو گردید.

به امید روزی که رژیم غاصب و نژادپرست اسراییل و حکومت نژادی بحرین هم منحل گردد انشاالله

در بحرین 70درصد شیعه هستند ولی حاکمیت پادشاهی وهابی


اندر فواید جنگ داخلی

یک سازمان حقوق بشری اعلام کرد تا کنون حدود 126 هزار نفر که یک سوم آنان غیرنظامیان هستند در جریان جنگ داخلی سوریه کشته شده اند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، دیده بان حقوق بشر سوریه شمار تلفات جنگ داخلی سوریه از آغاز تا کنون را 125 هزار و 835 نفر اعلام کرد. بر این اساس یک سوم قربانیان جنگ شورشیان مسلح با نیروهای دولتی را غیرنظامیان تشکیل می دهند.

این گروه نزدیک به مخالفان دولت سوریه با ارائه این آمار به سازمان ملل خواستار پایان جنگ داخلی سوریه شدند که حدود دو نیم سال از آغاز آن می گذرد.

دیده بان حقوق بشر سوریه که دفترش در لندن است مدعی است آمارهای خود را از طریق شبکه ای از اعضای خود در سراسر سوریه جمع آوری کرده است. طبق این گزارش در این مدت 6 هزار و 627 کودک جان خود را از دست داده اند.

همچنین از میان کشته شدگان جنگ داخلی سوریه 27 هزار و 746 نفر از شورشیان مسلح هستند که بیش از 6 هزار نفر از آنان افرادی هستند که از کشورهای دیگر برای جنگ با دولت سوریه به این کشور رفته اند.

گفتنی است به تازگی آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد با انتشار گزارشی٬ وضعیت کودکان پناهنده سوری را مصیبت بار خواند و نسبت به آسیب های روحی و روانی این کودکان هشدار داده است.

تولدم

سحرگه رهروي در سر  زميني

همي گفت اين معما با قريني

كه اي صوفي شراب آنگه شود صاف

كه در كوزه بماند اربعيني

-----------------------------------------------------------

یک سال هم اضافه شد  دارم به آستانه اربعین حیاتم نزدیکتر می شوم

گام به گام تا خط پایان

امروز تولدم بود

زندگی باید کرد

------------------------------------

چشمها را بايد شست

جور ديگر بايد ديد

چترها را بايد بست

زير باران بايد رفت
---------------------------------

فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد

 با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
واژه ها را باید شست
---------------------------------------------------------------------
"هر کجا هستم باشم، آسمان مال من است
پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است
چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند، قارچ های غربت؟...



لبیک یاحسین

آیت الله علامه جوادیآملی:

شما (اساتید و فرهیختگان) کاری کردید که مردم دیگر شعار "یا حسین غریب مادر" نگفته و به جای آن "لبیک یا حسین(ع)" بگویند و در محرم امسال دیده شد که در شهرهای کوچک و بزرگ این شعار به لبیک یا حسین(ع) تبدیل شد و این کار بزرگ را شما انجام دادید.

هنگامی که مذاکره کنندگان هسته ای می‌گویند گزینه نهایی روی میز است ما نیز می‌گوییم "لبیک یا حسین" روی میز است

و این فخر است و نباید آن را از دست داد.

امریکا دو جنگ جهانی را آغاز کرد و در پی آن نزدیک به 70 میلیون نفر کشته شدند و ما 72 قربانی در کربلا دادیم که کل جهان را فرا گرفته است و هنگامی که لبیک یا حسین(ع) می‌گوییم یعنی 72 قربانی داده‌ایم که جهان را فراگرفته است. 

 

 کلیسا ابتدا تفتیش می‌کرد و در حال حاضر قرآن را می‌سوزاند و عمل آنها به این دلیل است که آن‌ها بی عقل کار کرده و خودشان را خاکستر کرده‌اند.

زمستان در پاییز

طبیعت  پاییز ی جنگل سنگده

سال یاد تاسیس دانشگاجهانی علوم آل محمد

صدمین سال تاسیس حوزه علمیه قم گرامی باد

حوزه علميه قم در سال 1301 توسط آيت ا... حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي تاسيس شد و به خواست خدا چنان برکت و عظمتي يافت که طي مدت کوتاهي کانون اسلام خواهي و مبارزه عليه استعمار و استکبار و استبداد و باعث احياي مجدد قرآن و مکتب اسلام گرديد

باتاسیس حوزه علمیه قم مرحله تازه اي در تاريخ پرشکوه شيعه رقم زد   

 حوزه علميه اي که  عالمان و اندیشمندان  بزرگی را گرد حرم اهل بیت علیهم السلام جمع کرد به نحوي که قم را تبدیل کرد به  مرکز علوم اسلامی دنیا  


اما در اینجا از همایش و بزرگداشت و زرق و برق و بریز و بپاش برای همچون روزی هیچ خبری نیستکه نیست!!!

علامه محمدتقی جعفری و..


ادامه نوشته

دلهاي سوخته


ادامه نوشته