لطـــ ــــفاً نَظـــ ــر خصـــوصـــ ــی نَــدیــ ن
پُروفــــ ــایــل فعّالــــ ــــه

لطـــ ــــفاً نَظـــ ــر خصـــوصـــ ــی نَــدیــ ن
پُروفــــ ــایــل فعّالــــ ــــه

+ناهار قرمه سبزی داریم.اصن میل ندارم...
+خیلی کِسِلَم امروز
+دلم شوکولات میخواد!


یه نیم ساعتی هس رسیدیم خونه از تئاتر.خیــــــلی خوب بود.له شدم از خنده!:خخخخ
امروز زنگید.هنوزم یه ذره...ولی خُب اوضاع خیلی بهتر شده.خدارو شکر<==خصوصی
خدایا منو ببخش...(یهو احساس گناهکار بودن بهم دست داد!)
راستی فردا تولد بهنام صفویه:)
واسه فردا برنامه ندارم:|نمیخوام تا لنگ ظهر بخوابم.
امروز من چِم بود؟پاچه زیاد گرفتم!!!<==اعتراف!
این روزا سخت میتونی آدمای دوروبرتو بشناسی.....
آهنگ ای جان خیلی به این روزا میخوره.بهنام صفوی این آهنگو واسه نیمه شعبان خونده بود.ایـــــ جان!حال و هواش عالیه...
دیگه همین دیگه!
(<==عاشقشم!)شب قراره بریم تئاتر.ایول!بی صبرانه منتظر کنسرتم!:خخخخ
+اوضاع هنوزم خوب نیست.هنوزم کینه هستش.نمیدونم آخرش چی میشه...
+حوصله ی زبانو ندارم.
+اجرای آرامش بهنام صفوی تو راه شب عــــــالی بود.
+هنوز نتونستیم یه راه برای سورپرایز کردن بهنام تو کنسرت پیداکنیم
+چرا این رنگی نوشتم؟!
+مامانم بازحالش خوب نیست.بعضی موقعا خواهربرادر از دشمن خونی اَم بدترن.
+فردا جبرانی موسیقی دارم.اَی بابا...
+میخوام دستبند بافت ببافم.تو مدرسه ها وخ نداشتم.عـــــاشــــقشــــــم
+واسه مرداد هیچ برنامه ای ندارم.
+شام نداریم،شــــــــام میــــخوام:دی
+امروز روز خوبی نبود،دیروز روز طولانی ایی بود...
خدایا،سپردمش دست تو.تو که شاهد همه چی بودی...
خلاصه اینکه خیلی خوبــــــهـ!
+فردا میریم دماوند.دلم تنگ شده![]()
+امروز اوّلین جلسه ترم جدید زبان خوب بود(البته از تیچرمون خوشم نمیاد)
اگه دختره دستاشو دور گردنت حلقه کنه و پیشونیشو بچسبونه به پیشونیت
اگه پسره دستاشو حلقه کنه دور کمرت تو رو محکم به خودش فشار بده
چند روز نبودم،اومدم آخه حسِّ نوشتن نبود.تا حالا تابستون خیلی خوب بوده.
امروز رفتم مدرسه واسه ثبت نام،همون تجرُبیو انتخاب کردم.بی شوووووووووور جُلبَکِ کثافت انضباطو بهم داده ۱۹.۵.(جلبک یکی از معاونامونه که در واقع هیچ کارَس ولی خیلی خودشو همه کاره میدونه!)حالم از ش به هم میخوره...
نه کلاس عکّاسیم شروع شده نه فتوشاپ(فتوشاپو به اصرار یکی از دوستام نوشتم)
۵شنبه کلاس زبانم شروع میشه.
دیروز رفتم شهرکتاب دوتا کتاب خریدم:عاشقانه های معاصر و نام کوچک عشق.خیلی دوسشون دارم،از این کتاب کوچولوهان.
من کنسرت موخوام...:دی
+چرا عکس آپلود نمیشه؟![]()
+نوشته ی بالا از وبلاگ.واقعاً هم قشنگ ترین حسِّ دنیاست.

من کنسرت میخوام،هنوز بلیت نَخَریدم.هنوز نمیدونم با کی میخوام برم:دی شاید خاله و داییم اَم بیان.آخه خیلیَم ارزون نیس.
ویولنمو خیلی دوس دارم|**
حالَم از کادر مدرسَم به هم میخوره![]()
و تو چه بی رحمانه نمیرقصی با نت دلتنگی هایم...
~~~
+نمیدونم چیجوری به ذهنم رسید...فقط رسید!حِیف که مخاطب خاص نداره...:(
+امروز اولین چلسه ویولنم بود...بعد از ۵ ســـــال...خیلی خوب بود
+معدلم شد ۱۸.۸۴.دیگه گِریَم نگرفت،دیگه بغض نکردم،فقط خدارو شکر کردم که میرم تجربی.برام مهم نیست.توی یکی از پستای قبلیم توضیح دادم...
+تـــــــابــــستــ ـــون!:دی
۲شنبه اس دادن گفتن ۳شنبه کارنامه میدن.منم که نبودم استرس گرفتم.حالا امروز مامانم زنگیده پرسیده امروز بیام بگیرم؟گفتن آره.رفته اونجا خیلی شیک بهش گفتن درِ اتاقی که کارنامه ها توشه قفله:|هیچی دیگه تا شنبه باید صَب کنم.اَی بابا.امروز کلاس ویولن داشتم ولی استادم زنگید گفت این هفتَرو شنبه بیاد.بهتر،آمادگی نداشتم واسه امروز آخه. زبانَم ۸ تیر شروع میشه.
تو سایت ۸۴۲۰۰ نوشته کنسرت بهنام صفوی ۲۷ و ۲۸ تیرِ.یعنی چی؟ما همه رو ۱۵ تیر حساب کرده بودیم.البته اون موقع اَم اشکالی نداره ولی خُب باید بیشتر صَبر کنیم دیگه.در ضمن مصاحبه ی بهنامو پخش کردن
خودِ بهنامَم نمیدونسته!حالا واسه دانلود میذارن تو سایت ولی من دوس داشتم خودم ببینم.بیخیال.
عربیو نسبتاً خوب دادم.بالای ۱۹ میشم.قرار بود امروز بشینم واسه فاینالم بخونم،تا الان هیچی نخوندم.
امروز رسماً سرکار بودم!تو سایت نوشته بود که بهنام صفوی امروز تو سیمای خانواده مصاحبه داره.منم به عنوان یه طرفدار(!)نشستم پای تلویزیون.تا ۱۲ صبر کردم نشون نداد:|یعنی چی.دو ساعت از وقت ارزشمندم رفت:):(
+یهــــو دلم خواست با صورتـــــی بنویسَـــم
+کی حوصــله درس داره....