کانال شعر "باران حرف"

همزمان با ولادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (س)
کانال شعر باران حرف شروع به کار کرد.

افتخار همراهی با شما شوق ما را دو چندان میکند

به دوستان خود اطلاع دهید.

کمتر کسانی هستند که این دعوت را دریافت میکنند.

لینک کانال👇👇


Baran-e-Harf | باران حرف
"شعر کفر کلمات است که درمی آید"

اینجا حروف از ته دل می بارند


https://telegram.me/Baraneharf

خدا به همراه ای خسته از شب

اما سفر نیست علاج این درد

 

راهی که رفتی رو به غروبه

رو به سحر نیست

شب زده برگرد


میشه ....


میشه نوازش ام کنی
وقتی گرفته حالم ؟

میشه بزارم پیش تو
چند روزی زندگیم رو ؟

میشه ببندی بالمو
آخه شکسته بالم

میشه بشینی پیشمو
یه کم تو رو ببینم ؟

میشه بمونی پیشمو
و تموم کنی خستگیمو .....

مادر

به بهانه ی روز مادر

شايد اولين کلمه اي که ياد گرفتم مامان بود اما ديگر هر چيز که بعد از آن ياد گرفتم به بزرگيِ مامان نشد ....
وقتي ميخواستم براي اولين بار از جاده ي شلوغ زندگي رد شوم اين تو بودي که دستان نگرانت را دور دستانِ کوچکم حلقه کردي و مراقبم بودي ....
آنروز که از نيش و کنايه پدر روحم زخمي شد آغوش بي چشمداشت تو بود که مرا آرام ميکرد
آنروزها که پدر سرش شلوغ بود تو بودي که نگران در راهروي مدرسه ام چشم ات دنبال من ميگشت تا با هم پيش ناظم برويم تا ببيني ادبي را که تو در خانه به من آموختي در بيرون هم دارم يا نه ، و هميشه سرافراز ميشدي ....
آنروز که مرا براي اولين بار به خريد فرستادي و من از يک کيلو ميوه اي که خريدم نيم کيلويش خراب بود دستان مهربانت را بر سرم کشيدي و گفتي ....
هنوز يادم نميرود وقتي تهديد ميکردي که شلوغ کاري هايم را به پدر ميگويي و وقتي پدر مي آمد من هميشه ميترسيدم که نکند مادر ....... ولي تو مهربان تر از آني بودي که چيزي بگويي ....
ازت دور بودم اما هر لحظه دلت با من بود
هنوز هم هوس آن نان لقمه هايي را دارم که گاهي فراموش ميکردم بگويم برايم درست کني ولي وقتي در مدرسه کوله پشتي ام را باز ميکردم ، يادم مي آمد که چقدر به يادم هستي ....
به ياد ندارم آن شب هايي را که يک لحظه آسايش من را به آسايش جان و تنت ترجيح ميدادي ...
به ياد ندارم آن لحظه هايي را که تمام دنيايت را ميدادي تا تمام دنيا ي من خنده باشدو بس ...
يادم نميرود روزهايي را که در مدرسه دعوا ميکردم و ميخاستم از تو پنهان کنم اما به محض ورود به خانه تو خود ميفهميدي ....
و فراموش نخواهم کرد تمام روزهايي را که شانه هايت حريم امن تنهايي من بود و ممنونم بابت تمام لحظاتي که گريه هايم را به خنده بدل کردي
امروز روزِ توست، اي مهربان‌ترين فرشته‌ي خدا بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصيف کنم

صبر و مهربانيت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟
آن زمان که خط خطي هاي بي‌قراري ام را با مهر و محبّتت پاک مي‌کردي و با صبر و بردباري کلمه‌ به کلمه ي زندگي را به من ديکته مي‌گفتي خوب به خاطرم مانده است و من باز فراموش مي‌کردم که
محبت تشديد دارد ....
کاش اين کلمات آنقدر فقير نبودند که زحماتت را ، حداقل جرعه اي از آنها ، را به تصوير بکشند ...
تا دنيا دنياست تو خوبي و خوبي شرمنده ات ...
اي اسطوره ي عشق ، اي بي نهايت خوبي ، اي سراپا همه آشتي ، اي فرشته ي خلقت ، اي خداي مهرباني

اي نازنينِ ديروز و امروز و هميشه ي من ...
دلَم درياست ؛ موّاج و طوفاني ، در ساحلَ ت بمان ، مادر

کمي کمتر از آنچه تو دوستم داري
دوستت دارم .....
و روزت تا پايان روزگار، مبارک .

کلمات : مصطفی شکراللهی

تو ....!

گیرم که تورا دوست دارم،


به تو چه؟


کلمات : گوته

در دلم


بهار آمد

و نیامدی،


اما پرستوها بذر تو را آوردند...

زمین جای مناسبی نبود،


در دلم کاشتمت!


کلمات : رضا کاظمی

چیزی کنار تو

اگر نمی توانم همیشه مال تو باشم،
اجازه بده گاهی، زمانی از آنِ تو باشم،
و اگر نمی توانم گاهی، زمانی از آنِ تو باشم
بگذار هر وقت که تو می‌گویی، کنار تو باشم!

اگر نمی‌توانم عشقِ راستینِ تو باشم،
بگذار، باعثِ سرگرمیِ تو باشم،

اگر نمی‌توانم دوستِ خوب و پاکِ تو باشم،
اجازه بده دوستِ پست و کثیفِ تو باشم،
اما مرا این‌گونه ترک مکن،

بگذار دست کم،
"چیــزی"
باشم!

کلمات : شل سیلور استاین

خدا

میخواهم


خدا بین مرگ من و ...

بوسه های تو گیج شود ...

 

کلمات : عباس معروفی

مثل تو

شریکم با تو در این درد،

منم مثل تو غم دارم،

منم محتاج لبخندم،


منم دستاتو کم دارم از این بازی طولانی،


منم مثل تو دل گیرم

منم با عشق درگیرم،

منم بی عشق میمیرم!ا


کلمات : ناشناس

خواب چشم های تو

لا لا لا لا

 گل پسته

نشی از این روزها خسته !


چقدر

 خوابی که میشینه تو چشم های تو

 خوشبخته ...


کلمات : مریم حیدرزاده

مرگ

اگـــر مرا دوســت نداشــته باشــی

دراز می‌کـــشم و می‌میــرم .


مـــرگ نه ســـفری بی‌بازگشـــت است

و نه ناگـــهان محــو شــدن !


مــرگ دوســـت نداشـتن توســت

درســت آن موقع که باید دوســـت بداری ...

 

 

کلمات : رسول یونان

بـــدهــکـــارِ تـــواَم ‌!

بـــدهــکـــارِ تـــواَم ‌!


بــدهکارِ

 بــوســه‌هــايــي کــه بــه دســـتــانــت نــخــواهـــم زد !


بـــدهـــکـارِ

 دوســتـــت دارم‌هـــايــي‌

کــه به تــو نــخــواهــم گــفــت ‌!


بــدهــکارِ

 لحــظــه‌هـاي نابــي کــه با تــو نــخــواهــم داشـــت‌ !


بـــدهــکـــارِ تـــواَم ‌ !

دوستت دارم ...

نـــوشــتــــم  ( دوســـتـــت دارم  ،


پــــرانـــتــز را نبـــســـتــم ،


بـــگـــذار ایـــن حــقیــقــت تـــا ابـــد جـــریـــان بــیــابــد ...


چــوبـی بــمـان ...

شــایـــد قــشـنگ تــرین دیـــالـــوگ دنــیــا آنـــجاســت که

 پـــدر ژپــتــو بــه پیــنوکــیــو گــفــت :


پیــنـوکــیــو ،


 چــوبـی بــمان


 آدم هــاسنــگی انــد ،

 دنیـــایــشــان قشــنـگ نیــســت ...

هـــمــراه یــا ...

رسيــدن،

چيــزي را درســت نمــي‌کنــد ؛

وقتــي قــرار نيســت پــابــه ‌پــايــم بيــايــي  . . .

 

کلمات: رضا کاظمي

اگر تو نبودی

اگـــر تـــو نبـــودی عشـــق نبـــود

همـــین طـــور

اصـــراری بـــرای زنـــدگـــی.


اگـــر تـــو نبــــودی

زمیـــــن یــــک زیـــر سیــــگاری گـــلی بـــود

جـــایــی

بـــرای خـــامـــوش کـــردن بـــی حوصـــلگــی هــا.


اگـــر تـــو نبـــودی

مــن کامـــلاً بیــکار بـــودم


هیـــچ کـــاری در ایـــن دنیــــا نـــدارم

جـــز دوســـت داشتــن تــــو  ...


کلمات : رسول یونان

نـــفــریــن

نــــه ، هـــرگـــز نــفــریــنــت نــمی کــنــم ،

فـــقـــط مــی خـــواهـــم

 آنـــقــدر ســـرو شـــوم

کــــه

 تـــو حـــتــی نــتـــوانـــی

 ســایـــه مـــرا در آغـــوشــت بـــگـــیـــری !


 

کلمات :  نسرین بهجتی

خــیالــت راحــت

 

خــیالــت راحــت

دوســـتـت دارم .


تـــو ، هــم


خیـــالم را ، راحـــت میـکـنـی؟


کلمات : ناشناس

فریب ...

بیا باز فریب بخوریم

تو فريب حرف هاي مرا و

من فريب نگاه تو را !

 

مگر زندگي چه مي خواهد به ما بدهد

که تو

از من چشم برداري

 و من 

 نگويم

 
که دوستت دارم

 

کلمات : شهاب مقربين

مـــیــل مـــانــدن

نـمــی خــوام بـــرام بــــمــیــری


  تــــو


 فــقــط بـــگــو

 نــمــیــری ...


کلمات : مریم حیدرزاده