ادیب

نقاش خوبی نبودی

ولی

خوب منو رنگ کردی

------------------------

خسته از تکرار بی پایان درد

خسته از این زندگی در انتظار مرگ

-------------------------

سینه ام قبرستان آرزوهاست

چه زیباست که در آرزویم خاک میشوم

-------------------------

میگم بهترین دوست کتاب؟

ولی من میگم

کتابی خوبه!!! که اسم دوست توش باشه

-------------------------

شدم همرنگ جماعت

اما رسوا شدم!!!

-------------------------

آهای تو

تو که آشنایی...

خیای وقته برایم غریب شدی

-------------------------

آخر این قصه

" یکی بود کی نبود"

معلوم نشد کی بود کی نبود؟

ولی یکی بود

که تو بودن و نبودنت همیشه بود

کی میدونه اون کی بود؟

--------------------------

همه چیز زیباست...

وقتی دروغی نباشد!!!

-------------------------

همیشه اولش عشق

همیشه آخرش سکس؟؟؟

-------------------------

دیگران کاشتند و ما خوردیم

ما خوردیم تموم شد.

دیگری نیست که بکاریم برای آینده

-------------------------

مردانگی به مذکر بودن نیست؟

زنان هم قول مردانه می دهند

مرد یعنی قــــــــــــــــــولش

-------------------------

همیشه کوچک باش تا بزرگ شوی

یا

بزرگی باش که کوچک نشود

-------------------------

گاهی صبر کردن یعنی شکست

فرصت ها دیر می آیند و زود میروند.

------------------------

از تمام ئنیا آرزوی یکی را داشتم

آن یکی هم دوتا شد

------------------------

عاشق شدم

اشتباه کردم

عاشق شدی

بازم من اشتباه کردم

------------------------

دلم را شکستی سرم را نشکن

تا بیاد بیاوردم خاطراتت را

--------------------------

در انتظار کسی هستم

که خود منتظر کسی دیگریست

-------------------------

اعتماد کم کم درست میشه

ولی یکباره میره

-------------------------

آهای آدما 

من دیگر از شکستنن نمی ترسم

-------------------------

خسته ام

از این همه حقیقت؟؟؟

حقیقتی که همه می دانند دروغ است

ولی باز باورش دارند

------------------------

یادم نمیاد

آخرین باری که شکست خوردم

کی بود؟ با کی بود؟

-----------------------------------( ادیب) -------------------------------

کپی با ذکر نام نویسنده حلال است.

نقاش

...

حکایت عجیبی است نازنینم

دستی که گندم را کـــــــــــــــــــــــــــــــــاشت !!!

همان دستی بود که داس را برداشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ...



نترس

دستم را بگیر

نترس!!!

تنهایی واگیر ندارد.

فقط کمی دلت تنگ میشود از این دنیا.‌‌..

جوجومی

هههههههههههههههههههههههههههههههه

عید قربان

عید قربان

بیشتر مردم ایران، آرزویی ندارند. آنها می‌خواهند هر مشکلی را با پول حل کنند و هر چیزی را با سرمایه‌گذاری مستقیم مالی به دست بیاورند. آنها حتی اگر سلامتی یکی از اعضای خانواده‌شان را ��ی‌خواهند، با خدا و بزرگان معامله مالی می‌کنند: «اگر شفا پیدا کند، 500 تومن می‌گذارم کنار…». تعریف خیلی از آنها از «نذر کردن»، ارائه پیشنهاد مالی به آسمان است. کسی نذر نمی‌کند که اگر مشکلش حل شد، بعد از آن تا جایی که می‌تواند دروغ‌گویی یا غیبت کردن را کنار بگذارد. آنها برای ادای نذر خود گوسفند می‌کشند و گوشت آن را میان چند خانواده پولدارتر از خودشان تقسیم می‌کنند و کله‌پاچه‌اش را هم صبح نخستین روز تعطیل با خوشحالی و سنگک تازه میل می‌کنند.

بیایم به جای قربانی درختی بکاریم...

...

کارت پستال درخواستی - کارت پستال سفارشی - طراحــان

....

فصل خوبی ها تمام شد

بوی نامردی ها میرسد اکنون

 

تنهاتر از تنها

؟؟

بخاطر من آمــــــــــدی

بخاطر دیگری  رفـــــتی؟؟

این وبلاگ مسدود شد.هههههههه 

سال نو مبارک

سلام

سال نو مباااااااااااااااااااارک

تعجب کردی!

الان که یک ماه از سال جدید گذشته؟

اخه از قدیم گفتن:

سال آدم بدبخت سیزده ماهه

امروز روز عید منه

۱/۲/۱۳۹۲

سفره خاااااالی

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد کهنه قالی میخرم

دسته دوم،جنس عالی میخرم

کاسه،ظرف سفالی میخرم

گر نداری کوزه خاااااااالی میخرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه هست نان در سفره نیست

ای خدا شکرت،ولی این زندگیست

بوی نان تازه هوشش را برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خااااااااالی میخرید

 

قوی سفید

تو پنداری همان قوی سفیدی

که در دریای روحم آرمیدی

برانی تا به دریا باز گردی

نمی دانی که با دریا چه کردی

تو آن قوی سفیدی لیک آن دریا کویر است

پشیمانی ولی بسیار دیر است

 

گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهی

تاوان شیر بودن قفس است

اما شغالان در شهر

آزاد میگردند و ادعای

گرگــــــــــــــــــــــــــــــی می کنند.

گـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاهی

تاوان شیر بودن قفس است

اما شغالان در شهر

آزاد میگردند و ادعای

گرگــــــــــــــــــــــــــــــی می کنند.

بیاد مادر

دو بوسه

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :

می خورم به سلامتی 2 بوسه !!

بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!

گفت :

اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده ميزنه و بچه نمی فهمه !

 

دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش ميزنه و مادرش متوجه نمیشه ....

بیاد مادر

دو بوسه ...!!!

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :

می خورم به سلامتی 2 بوسه !!

بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!

گفت :

اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده ميزنه و بچه نمی فهمه !

 

دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش ميزنه و مادرش متوجه نمیشه ....

Happy Valentines

....؟

کسانی که اعمال صالح دارند مثل برق ار پل صراط می گذرنند....... شرکت برق

ای کسانی که ایمان آورده اید اگر به جای ایمان سیمان آورده بودین بهتر بود.......شرکت سیمان

انسان ها نزد خدا برابرند.........ترازوی محک

همه چیز از آب درست شد.........شرکت آب و فاضلاب

راستی پراید شد ۲۰ میلیون تف بر شرف............ شرکت ایران خوردو

 

 

چرا نمیشه کامنت بزاری.

....

نگاره: ‏‎I lOvE yOu
.
.
ALL STAR‎‏

ی شاهکار از دود

...

دستم را بالا می برم
و آسمان را پایین می کشم
می خواهم بزرگی زمین را نشان آسمان دهم
تا بداند " گمشده ی من "
نه در اغوش او ... که در همین خاک بی انتهاست !
آنقدر از دلتنگی هایم برایش ... خواهم گفت
تا : سرخ شود ... تا نم نم بگرید
آن وقت رهایش می کنم
و
می دانم
کسی هرگز نخواهد دانست
غم_ آن غروب_ بارانی
همه از دلتنگی های من بود ...........!

تخت جمشید

شکوه تخت جمشید