چه حس خوبیه ....
شباموقع خواب عشقت سرشوبزاره رودستای مردونت....
باموهاش بازی کنی...
چشماشوببوسی...
اروم اروم توبغلت خوابش بگیره....ولی توهنوزبیداری...
دوست داری فقط نگاش کنی...همینطوریکه داری نگاش میکنی...
اشکات سرازیربشه...تودلت پیش خودت بگی....
نباشی .....میمیرم

کاش عشق ها واقعی بودن ، نه برای خوشگذرونی
که وقتی وابسته شدی ازت خسته بشن و ازت سرد بشن
کاش ...

هیچـی
قشنگ تر از این نیست که
صـبـح با چـشمـای خـوابـالـو بیــدار شـی
...
یهو بیبنـی ...
عشقت بالای سـرت نشستـه و
زل زده تو چـشـمات
!...
بعد
صدات کنـه، عشـقـم ؟!
صبــــحت بخیر

خدایا خسته ام... نه از خودم! از آن کسی که مرا غرق خودش کرد اما نجاتم نداد!

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 1:2 توسط ** دلقک دلخون **
|