«مدیریت حقگرا، مدیریت واقعگرا»
صحبت بر سر دو نوع مدیریت است که از ابتدا با هم متفاوت و به نوعی معارض میباشند: «مدیریت حقگرا» و «مدیریت واقعگرا».
«واقعیت» چیزی است که در حال وقوع میباشد، صرف نظر از اینکه مورد رضایت خداوند باشد یا نه؛ مدیریت واقعگرا عبارتست از شناخت وضعیت موجود و تطبیق خود با آن برای بهرهمندی؛ در حال ماندن و نهایتاً اندکی جلوتر را دیدن. در مقابل، «حق» چیزی است که مورد رضایت خدا و از جانب اوست «قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ»؛ مدیریت حقگرا عبارت است از شناختن حق، ایمان به آن و سپس عزم و عمل برای رسیدن به آن؛ از حال و واقعیت بیرون آمدن و آیندهی مورد رضایت خدا را نگریستن و بر اساس آن رفتار کردن. به «واقعیتهای دنیا» دل نبستن و در پی «بایدهای الهی» بودن.
بارزترین نمودهای مدیریت حقگرا را میتوان در رفتار انبیاء و رسل و اهلبیت(ع) مشاهده نمود. رفتار انبیاء(ع) که در آیات قرآن از آن یاد میشود، مملو از حقخواهی و حقجویی است. اگر از منظری صحیح و الهی به تاریخ زندگی پربرکت مادیِ اهلبیت(ع) نگاه کنیم و از سر جهل ایشان را مقید به مکان و زمان ندانیم [که این ظلم بزرگی است، زیرا ایشان امامِ زمان و مکانند] میبینیم این حقگرایی در بالاترین درجات وجود دارد.
یک مثال قرآنی از مدیریت حقگرا را در حضرت موسی(ع) بنگریم. لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسىَ بِایاَتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ وَ ذَكِّرْهُم بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاَيَاتٍ لِّكلُِّ صَبَّارٍ شَكُور [ابراهیم- 5]
موسی(ع) با آیاتی ارسال شده، تا قومش را از ظلمات به سوی نور خارج کند و آنها را به ایامالله متذکر شود. امام باقر(ع) در حدیثی در خصالِ شیخ صدوق، ایامالله را اینگونه معرفی میکنند: «ايامالله عزّوجلّ ثلاثة: يوم يقوم القائم، و يوم الكرة، و يوم القيامة». موسی(ع) قومش را به سه یوم متذکر میشود. یکی از این ایام، یومالله ظهور است. موسی ع در فضای ظهور زندگی میکند و حداقل آنجا را هدف گرفته است. ایشان در آن روز و یا چند سال بعد و حتی2000 سال بعد نیز زندگی نمیکند. این نوع مدیریت را در همهی انبیا میتوان مشاهده نمود. شعیب(ع) به قومش میفرماید: «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظ» [هود – 86]
عموم کسانی که در مقابل انبیا و اهلبیت(ع) قرار داشتند و بسیاری از افرادی که به ظاهر از تابعین آنها بودند، جزو مدیران واقعگرا هستند. نصیحتهای برادرانهی! ابنعباس و محمدبنحنفیه در قبال امام حسین(ع) گویای این موضوع است. محمدبنحنفیه به امام(ع) میگوید: «به مكه برو اگر آنجا برايت امن بود اين همان است كه تو دوست دارى و من مىخواهم وگرنه به يمن برو كه آنان ياران جدّ و پدر تواند و آنان مهربانترين و بامحبتترين و مهماننوازترين و خردمندترين مردمند. اگر سرزمين يمن برايت امن ماند كه خوب وگرنه به شنزارها و شكاف كوهها رفته از شهرى به شهر ديگر كوچ كن تا ببينى كار اين مردم به كجا مىكشد و خدا ميان تو و اين قوم تبهكار داورى مىكند».
امام خمینی(ره) یک نمونهی بارز از مدیران حقگرا هستند. بیشتر رفتارهای این مرد خدا متفاوت با زمان خودش میباشد. نگاه او به قلّه بود و به متاع دو روز دنیا چشم ندوخته بود. ایشان چنین میفرماید: «ماييم و تحت عنايات خداى تبارك و تعالى و پرچم توحيد كه همان پرچم امام حسين(ع) است. وقتى اين اعلام را شما به دنيا كرديد و معلوم است پشت سر اين اعلام، دنيا بر ضد شما خواهند قيام كرد، از اول بايد توجه به اين معنا بكنيد كه ما هم همان طورى كه سيّدالشّهدا در مقابل آن همه جمعيت و آن همه اسلحهاى كه آنها داشتند، قيام كرد تا شهيد شد. ما هم همين طور، ما هم براى شهادت حاضريم». [صحيفه امام- ج17- ص 59]
نتیجهی مدیریت واقعگرا این است که بر اساس واقعیّات موجود، مدیران برای رسیدن به منفعتهای مادی حاضر به مصالحه با دشمنی میشوند که شمشیر را علیه اسلام ناب بیرون کشیده است و در نتیجه از دین، به جز ظاهر و پوستهای باقی نمیماند و افرادی که ظاهر مذهبی دارند، دزدان و شیطان صفتان را برای تکاثر و توسعه همراهی میکنند.
امام خمینی(ره) این دست پروردهی اهلبیت(ع) در نقطه مقابل این نگاه این گونه میفرمایند: «مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منّت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظهاى مسئولين را از وظيفهاى كه بر عهده دارند منصرف كند، خطرى بزرگ و خيانتى سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولى اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهانى اسلام است منصرف كند.» [صحيفه امام - ج21 - ص327]
متاسفانه در جمهوری اسلامی نیز اکثر مدیران واقعگرا بوده و هستند. مثلاً امام عزیز بارها در مورد رابطه با حُکّام سفاک سعودی که بزرگترین اخلالگران وحدت جهان اسلام هستند، هشدار دادند که ما از آلسعود و آمریکا نمیگذریم و برای مثال اینگونه فرمودند: «حكومت سعودى مطمئن باشد كه امريكا لكه ننگى بر دامنش نهاده است كه تا قيام قيامت هم با آب زمزم و كوثر پاك نمىشود و خونى كه از دل اقيانوس بزرگ ملت ما بر سرزمين حجاز جارى شده است، زمزم هدايتى براى تشنگان سياست ناب اسلام گرديده است كه ملتها و نسلهاى آينده از آن سيراب و ستمكاران در آن غرق و هلاك مىشوند و ما همه اين جنايتها را به حساب امريكا گذاشتهايم و به يارى خدا و در موقع مناسب به حساب آنان خواهيم رسيد و انتقام فرزندان ابراهيم را از «نمرود»ها و «شياطين» و «قارون»ها خواهيم گرفت. و مجدداً تأكيد مىكنم كه اينها بهاى گران حاكميت نه شرقى و نه غربى و استقلال و آزادى و اسلام خواهى ماست» [صحيفه امام- ج20- ص351]
در مقابل نوع مدیریت امام خمینی(ره)، مدیریت افرادی در جمهوری اسلامی وجود دارد که به راحتی با سعودیها رابطه برقرار کردند و با آنها مصالحه کردند. این افراد نه خائن هستند و نه منافق؛ لکن این رفتارشان ناشی از بینشی ضعیف بوده که حاکی از واقعگرا بودن ایشان و نداشتن عزم برای رسیدن به قلّههای حق است.
افرادی که در جمهوری اسلامی در زمان ریاست خودشان و اکنون دائما صحبت از تنش زدایی میکنند را نیز باید از مصادیق بارز این نوع مدیریت دانست. نگاهی که عزت ملی را زیر سوال میبرد و به کلی با اهداف انقلاب اسلامی در تعارض است. تنشزدایی از منظر آقایان یعنی سکوت در برابر ظلم و بیعدالتی موجود در جهان، برای به دست آوردن آنچه ایشان آن را آبرو و وجهه بینالمللی مینامند تا مبادا خدای نکرده دُوَلِ راقیه تصمیم بر تحریم روابط با ایران اسلامی! بگیرند.
رهبر معظم انقلاب در مقایسه این دو نوع مدیریت بارها صحبت کردهاند و ملت و مسئولین را برای رسیدن به آرمانها ترغیب و تشویق نمودهاند و به راستی ایشان را باید جزو حقگراترین مدیران دانست. برای مثال امسال در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی، فرمودند: «اگر شما ملت عزيز ما، شما جوانهاى خوشروحيه و پرتوان و عازم، در اين راهى كه داريد ميرويد، ايستادگى كنيد، شك نكنيد كه در زمان خود، در زمان متناسب، تمام آمال و آرزوها و داعيهها و شعارهاى ملت ايران نه فقط نسبت به خود اين كشور، بلكه نسبت به دنياى اسلام و امت اسلامى و جامعهى بشرى تحقق پيدا خواهد كرد. هر كارى دورهاى دارد، زمانى دارد؛ در زمان متناسب خود، اين آرزوها تحقق پيدا خواهد كرد. ملت ايران به آن نقطهاى كه مورد نظر اوست، به دنبال آن حركت كرده است، اهتمام ورزيده است، خواهد رسيد؛ راهش مقاومت كردن است. آن وقت چه اتفاقى مىافتد؟ مسير تاريخ دنيا تغيير پيدا خواهد كرد؛ مسير تاريخ عوض خواهد شد. امروز مسير تاريخ، مسير ظلم است؛ مسير سلطهگرى و سلطهپذيرى است؛ يك عده در دنيا سلطهگرند، يك عده در دنيا سلطهپذيرند. اگر حرف شما ملت ايران پيش رفت، اگر شما توانستيد پيروز شويد، به آن نقطهى موعود برسيد، آن وقت مسير تاريخ عوض خواهد شد؛ زمينهى ظهور ولىّامر و ولىّعصر (ارواحنا له الفداء) آماده خواهد شد؛ دنيا وارد يك مرحلهى جديدى خواهد شد. اين بسته به عزم امروز من و شماست، اين بسته به معرفت امروز من و شماست»


یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همی بابی انت و امی