این وبلاگ خاموش شد
در طول مدت کوتاهی که از مدیریت ایشان می گذرد، اقدامات عجیب وی در دور زدن ضوابط و تشریفات معاملات دولتی باعث ایجاد شائبه های جدی در خصوص سوء استفاده های کلان مالی شده است که به بخشی از آنها اشاره می شود:
1. بقایی در اولین تصمیم مدیریتی خود از محل اعتبارات سازمان اقدام به خرید پنج دستگاه خودروی لوکس خارجی با ارزشی بالغ بر سه میلیارد ریال بنام بعضی اشخاص حقیقی!!! می نماید. خرید خودرو با منابع دولتی آنهم بنام افراد مورد دلخواه مدیر عامل امری است بی سابقه و مصداق بارز تصرف در اموال دولتی محسوب می شود. تصویر بخشی از چکهایی که برای خرید این خودروها صادر شده بشرح ذیل می باشد:
دانشگاه خوبی می روم که خیلی خوب است.آنقدر خوب که زبان من توان چرخیدن در برای وصفش نتواند!
فقط کمی بدی دارد...
یک جایی را با دو دوربین می پایند.اما جاهای خیلی زیادی است که ...!
خوب دانشجو نیاز به مکان هم دارد ! مکانی دنج(جایامنوامانوخالیازاغیار, جایخلوت) و راحت برای درس خواند!!!!!!فقط همین.
میز مطالعه ای بس زیبا برای خواندن روزنامه های هفته ی قبل هم در سالن قرار دادند.می گویم یک کتاب خانه با چندتا میز و چراخ مطالعه مثل فیلم خارجی ها هم بگذارند خوب تر میشود.ما غرب زده (قرب زده !) نیستیم فقط خواستیم نظر داده باشیم.
پ : آن ساختمان های بی کاربرد پشت ساختمان اصلی را نیز اگر مایل باشند من برای این کار پیشنهاد می کنم.
م.ن:می گفتی.
دیگر چه بگویم؟ همین ها را بخوانند.کمی هم حرکت کنند.
م.ک.م : آن جاهای خالی که سمت شمال غربی دانشگاه است را سالن ورزسی ساخته کنند خیلی خوش به حالمان می شود.
ممنون
مسئولین دانشگاه است .
دانشگاه کوچک ما به دلیل نوپا بودن دچار نقص های زیادی است و اگر ما نکاتی را بیان میکنیم
و به کسی میگوییم بالای چشمان شما ابروییست کمانی هدفمان فقط حل مشکلات است
و با هیچکس مشکلی نداشته و نداریم .
امروز میخواهم درباره ی قسمت کوچکی از دانشگاه با مسئولین صحبت کنم که کمتر به آن توجه
شده که البته من اعتقاد دارم توجه به این بخش لازم است .
بوفه کوچک دانشگاه کوچک ما همیشه از ابتدای تاسیس دانشگاه تا آنجا که من دیده ام و شنیده ام
دچار مشکل فضا برای نشستن دانشجویان بوده .
سوال ما از مسئولین دانشگاه این است که آیا نمیتوان فضای بهتری برای بوفه در نظر گرفت یا اصلا
فضایی ایجاد کرد ؟ ما هر موقع در مورد کاستی ها و نقص ها سوال کردیم پاسخ مسئولین کمبود
بودجه بوده و دیگر هیچ ...
آیا این پاسخ قانع کننده است ؟
آقای دکتر غیبی عزیز دانشجو پاسخ میخواهد . آن هم پاسخی قانع کننده ...
در ادامه مطلب چند تصویر مربوط به بوفه ۳ در ۴ دانشگاه برای یادآوری آمده
با تشکر
موج ارس
گزارش تصویری مختصری از این فعالیت ها تقدیم حضور همدانشگاهی های عزیزم میکنم :
برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
یک سری فعالیت مثبت در دانشگاه انجام شده توسط مسئولین محترم که قابل تقدیره
امیدواریم این فعالیت های مثبت در همه زمینه ها مخصوصا زمینه های علمی که هدف
اصلی دانشگاه میباشد بیشتر دیده شود .
راهکار برای بالا بردن سطح علمی :
الف )جذب اساتید مجرب و آگاه در تمامی رشته ها و دروسی که در دانشگاه ما تدریس میشود .
ب ) نظارت بیشتر مسئول آموزش بر نحوه ی برگزاری کلاس های درس .
از دوستان عزیزم یه خواهش دارم یکی اینکه با ثبت نظراتشون هم ما رو کمک کنن و
اینکه به تمام دوستان دانشجو این وبلاگ رو برسونین تا همه بخونن و بدونن و نظر بدن .
با تشکر
راستی اینجا دانشگاه است :

اینم بزارین به حساب شوخی دانشجویی
تازه رسیده بودیم دانشگاه که او آمد!آمد پیشم و گفت که شعری در وصف معلم از دنیای بی کران اینترنت یافت نمایم.گشتیم و گشتیم و در آخر با 2 فروند شعر یافت شده پیشش رفتیم.اما او گفت خودش شعری دارد که کمی هم خندانی است(من با چشمانی بسیار باز و نگاهی پر از معنی).
قبول کردیم که دوباره چیزهایی گفت!حرفهایی که من را تا مرز سکته برد و برگرداند.
قرار بر آن شد که من آن شعر را قراعت نمایم برای همه.چندین بار خواندمش .آن هم با لهنی زیبا و خندانی...!پ.ن2:هیچی!
پ.ن3:شما که آخر جلسه موقع رفتن پذیرایی می کنید.خوب هر کس که از سالن خارج می شود پزیرایی شود.شاید بهتر باشد
قدیما وقتی ناصر خان مسئول امور شکم دانشگاه بود کمتر کسی پیدا میشد که گشنه بمونه تو دانشگاه
یا اصلا بیاد بگه به من غذا نرسید . یادش بخیر ...
یادمه یه روز وقتی تو ساختمون قبلی دانشگاه بودیم آقای آقاپور البته اگه اسمشونو اشتباه نگم اومده
بودن برای پاسخگوئی به مشکلات دانشگاه و دانشجو من ازشون پرسیدم که آیا اساتید عزیز و کارمندان
حق دارند از ژتون دانشجوها استفاده کنن ؟ ایشون پاسخ دادن (نه) ...
در کل هدفم از نوشتن این مطلب این بود که بگم که مسئول فعلی امور شکم دانشجوییییی توان
اداره ی سازمان بزرگ امور شکمی دانشگاه نورانی از پیام رو نداره .
رونوشت :
برای آقای دکتر غیبی ریاست محترم دانشگاه پیام نور جلفا
آقای ایاسه .
با تشکر نفیر
کلی خواندیم و دست زدیم و جیغ و داد و هوار هم که ایضا.کمی هم رقص و قرتی بازی داشتیم.اما خداییش آنجا که رسیدیم سوار بر شخصیت شدیم و کلی سنگین رنگین شدیم.(آیکن چشمک)
غذایشان که چه بگویم فخط مسموم نشدیم خدا را شکر.برنامه شان هم آنخدر خوب و سطح بالا بود که ما نتوانستیم بار علمی و معنوی آن را به دوش بکشیم.اما خواهرانی که مستفیض شده بودند شنیدم که وعده ی چادر را به همراهان خود می دادند(آیکن سوت زدن و کوچه ی علی چپ) از اول تا کمی مانده به آخر هم که ما سرپا بودیم و پاهایمان خیلی درد گرفت.البت خیلی هم که نه! ما ورزشکار هستیم.اما اگر نبودیم که درد می گرفت!
در کل دانشگاهشان فقر فرهنگی داشت و ما تشخیص دادیم که آنجا را ترک کنیم بسی نیکتر باشد.دوباره زدیم به جاده و...
مطلب کمی مربوط(م.ک.م):ودراقطار آفاق مستفیض تر و بمیامن آن محاسن اعراق قواعد دولتش هر دم اکید تر است و بسطت ولایتش هر روز عریضتر.
پ.ن:در برگشت آنهایی که خوابشان می آمد یک باره قرشان آمد...
پ.ن۲:این همه هزینه می کنند که بگویند چادر سرت کن.خوب یه جایزه ای چیزی در نظر بگیرند خیلی بهتر است که.
دخترک خیال می کند که کیست!؟وقتی از رو به رو می آید نرسیده به ما از سنگ فرش می پرد به خاکی که چه!مثلا از کنار ما رد نشود!
واقعا بهمان بر خورد!ما که تا به حال به کسی چپ هم نگاه نکرده ایم!آن هم با این تیپ خوبمان که در روایات آمده است دختر کش هم می باشد!
می گویم از دانشگاه بدم می آید.هی شما بگویید چرا!؟
آنقدر محیط دانشگاه پر شده است از فساد یا انسانهای با افکار فاسد که دیگر جایی برای حتی یک قدم از پاکی نمانده است.این حلقه ی کوچک نمادی است از همه ی شهر از همه ی کشور از همه ی دنیا شاید...
ستاره ها را که می شمارم یک دو سه و....
آسمانی را میبینم که هیچ ستاره ای ندارد پرواز را شروع می کنم
به تکه سنگی بر می خورم که هیچ نشانی از عشق ندارد اما با رعدی از نور می شکافد و در شعله خود
ققنوس زمان می شود .
نویسنده : میهمان
می گم شهریمو درار.میگه بشین الان.یه خانومیم قبله من اونجا بود.از قرار معلوم ایشونم مثل من نشستن بهشون پیشنهاد شده بود.
من در هاله ای از سکوت در حال شنیدن اجباری مکالمه ی مسئول(-) و دخترک(+)!قابل توجه دانشجویان عزیز:
انجمن ادبی دانشگاه(شهریار) با هدف ارج نهادن به شعر و ادب و پیشرفت ادبی دانشجویان در زمینه شعرو ادبیات در سال جدید شروع به فعالیت می کند.علاقه مندان می توانند برای عضویت در انجمن به آقایان فروغی . باوندپور و حسین خانی مراجعه نمایند.
مدارک مورد نیاز:
نمونه کار(شعر.داستان.متن ادبی و ...)برنامه زمان کلاسها
روزی نو
لحظه هایی نو از جنس بهار.از جنس زندگی برای زیستن با نگاهی نو...راه همیشه دشوار نیست.زندگی همیشه بی بار نیست و درختان بی برگ همیشه عریان نخواهند ماند.
بهار در راه است.برای من.برای تو.برای ما.و زمین دوباره خواهد جوشید.سبزها رو به آسمان پرواز خواهند کرد و طبیعت برای آنهایی که باهمند زیبا خواهد شد.
بهار خواهد آمد.خواه زمستان عزم سفر داشته باشد خواه نه!بهار چون بادی گرم بر گونه هایمان خواهد خزید.زندگی برای آنها که چون من تنهایند.در بهار هیچ ارمغانی نخواهد آورد.زمستان در وجود ما لانه کرده است.
اما باز من با تمام تنهای ام به بهار می اندیشم...آنهایی که باهم در افق طلوع بهار را می نگرید...
باهم قدم در زمین جان گرفته می گذارید...
بهارتان مبارک
َA07s e v e n
در فكر اين بودم كه اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض كنم، نماز مومنان قضا خواهد شد و اگر با همين وضع به مسجد بروم كه نميتوانم نماز را اقامه كنم كه خانم جواني رسيد و مرا كه در آن حالت ديد با لبخند شيطنت آميزي پرسيد:
حاج آقا چرااینقدر تو خودتون فرو رفتين؟!!
به خدا دلمان پر است.در پس نگاهمان فکری آتش گرفته و در مسیر خاکستر شدن است...
الهی بارانی برای ذهن بیمارم می خواهم...
درود
پ.گ : فی مکان جایی ست برای سخنان دانشجویان پیام نور.نه اجبارن جایی برای سخنانی در باب دانشگاه پیام نور...
ما نیز به خودمان اجازه ای دادیم تا اندر اتفاقات اخیر سخنانی بگوییم.
بزرگ کسانی که امر خطیر مملکت داری را به دوش می کشند چندیست سخن از شگفتی هایی می زنند که قرار است بر سر رعیت بیاید.می گویند:ما به شما جیره ای می بخشیم(از جیب خودمان) سپس همان را از شما می ستانیم و در این بده و بگیرها ما کاری می کنیم که شما سود ببرید.راست هم می گویند حداقل ما هم سود نبریم عده ای که جیب ما را می زدند اکنون دستشان کوتاهتر می شود!!!!
لیک جایی از این جا ما لنگی می بینیم!در این بده و بگیرهاست که سکه های هنگفتی را عده ای چند به جیب می زنند.(اندکی فکر کنید خود درخواهید یافت که من چه می گویم)
و دیگر آن که خانه ای بر فرض مثال ۵ نفر است.نفری ۸۱هزار تومان که می کند۴۰۵هزار تومان.و خانه ای ۲نفر(طفلکی ها تازه وصلت نموده اند)که حساب آنها نیز می شود۱۶۲هزار تومان.حال زمانی که فیش های برق.گاز.تلفن و ... آمد برای هر ۲ خانه به یک اندازه حساب می شود.آیا شما اگر در اتاقی ۵ نفر بنشینند چراغ های بیشتری را روشن خواهید کرد؟؟؟؟
حکایتکی که گفتیم مثالی بود و بس که به ذهن مشوش این مفلوک رسید..همین
بدرود
َA07
درود
چندی بسیار بود که سخنانی چنگ بر گلویم می انداختند.شور بر سخن راندن داشتم لیک توانی بر جانم نمانده است.توانم را بد گمانان.بد اندیشان.زورگویان و چندی دیگر از یاران دیرینه ی قلم رانان جان زبانم ربوده بودند.
تا اینکه گذرمان بر این ملک رسید.پیش خود گفتیم:بس جای خوبیست اینجا.نیک است اگر ما نیز ساکن شویم زین مکان.گاهی آزادانه فریاد زنیم و گاهی از سر شوق خطی بنگاریم.باشد که فریادمان گوشی را مهمان و خطمان چشمی را...
گاهی تصویری زیبا و گاهی نازیبا را از آنچه خویش در این فلک به چشم دیده ایم را بر کسانی دگر نیز به تفسیر بیان کنیم...
اینها که گفتیم دلیل بود و برهان بر آمدنم.
زین پس از نیکی ها خواهیم گفت.شاید گاهی نیز گوشه چشمی بر پلیدی ها و ظلمت ها داشتیم.
امید داریم هم پایمان باشید.
بدرود
دوستان عزیز اگرچه همه ی شما کم و بیش شاهد بی نظمی های این مراسم بودید و
دیدید که آقای غیبی نتوانست یا بهتر بگویم نخواست که این مراسم به بهترین نحو برگذار
شود ... من برای یادآوری نکاتی را مرور میکنم .
از انتصاب دوست عزیزم ناصر انصاری به عنوان مسئول برگذاری این مراسم گرفته تا ...
به هر حال این مراسم به بدترین نوع ممکن برگذار شد و گذشت اما آیا بهتر نبود جناب
آقای دکتر غیبی عزیز کمی بیشتر به این موضوع اهمیت داده و برگذاری مراسم روز دانشجو
را که میتوان گفت یکی از معدود دلخوشی های ما دانشجویان است را به شخص یا اشخاصی
وارد تر می سپردند ؟ تا کی ؟ دوستان باید به خدمتتان برسانم که هیچ گونه هماهنگی بین
اتاق فرمان و مجری برنامه وجود نداشت ... حتی وقتی مهدی غفارلو دوست عزیزم شروع به
خواندن کرد کیفیت پخش صدا در پایین ترین حد ممکن بود و چه گویم که ناگفتنم بهتر است ...
آقای غیبی برخیز و به داد این جماعت رس تا معرفت اهل وفا را بینی ...
این نقطه چین ها که میبینید نشان از آن است که زبان عاجز از بیان بعضی شرایط است و ...
امید است سال بعد در سالگرد روز دانشجو مراسمی مناسب با مقام دانشجو برگزار شود .
با تشکر (نفیر)
من دوباره به جمع نویسندگان این وبلاگ بازگشتم که تلاش کنم در حد توانم از مشکلات و
مسائل دانشگاه و حتی خارج از دانشگاه پرده بردارم و شاید برای حل این مسائل قدمی .
در این مدت که نبودم درگیر زندگی شخصی خود بودم و شاید اگر در نزدیکی محل کارم
کافی نتی افتتاح نمیشد حالا حالا ها نمی توانستم بازگردم .
باید به خدمتتان برسانم من مطالب نویسندگان دیگر وبلاگ را مرور کردم فقط یک جواب دارم
برای مشکلاتی که بیان شده ( که نباید انتظار داشت تمامی مشکلات نظام آموزشی ما
ناگهان برطرف شود چرا که این انتظاری است نابجا با توجه به شرایط کشور عزیزمان ایران )
تلاش خواهم نمود در پست های آتی گزارشی تحلیلی از مشکلات دانشگاه داشته باشم .
موفق باشید ( نفیر )
این وبلاگ رو بخاطر مطرح کردن مشکلات دانشگاهمون باز کردیم ولی دوستان این مشکلات بهانه شده که وظیفه ی اصلیمون رو که بسط تفکر و روشن اندیشی در جهت پیشرفت خودمون و کشورمون هست رو فراموش کنیم.مشکل اساسی داشگاه ما نفهمیدن هدف از تحصیل است.کشیدن بحث به اینکه تعداد کلاسهامون کمه یا استادهامون سواد ندارن ویا از این قبیل حرفها مانع از این شده که به وظیفه اصلی خودمون فکر کنیم.
مطرح کردن این مشکلات خوبه ولی نباید فرع جای اصل بنشیند.
با امید به اینکه همه اصل رو در اولویت قرار بدن
سکوتم را نکن باور من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم
در مطلب قبلی اینجانب عده ای دچار سوء تفاهم شده بودند ... که دراین پست میخواهم
به رفع سوء تفاهم ها بپردازم .
در مورد ازدواج منظور من به هیچ وجه این نبود که هدف از ازدواج رفع نیاز های جنسی است
بلکه من معتقدم نیاز جنسی یک بعد از ابعاد گسترده ی این سنت الهی است که راه درست
رفع این نیاز ازدواج است .
و اما در مورد مشکلات بعداز ازدواج که در بخش نظرات توسط یکی از دوستان به آن اشاره شده
بود باید بگم که ما در این دنیا تا آخرین لحظه ی عمرمون با انواع مشکلات کوچک و بزرگ مواجه
خواهیم شد و باید بدونیم تنها راه رسیدن به سعادت و خوشبختی حل مشکلات از راه درست آن
است .
و اما راه درست آن چیست ؟؟؟
راه درست زندگی کردن همان دین است که اگر به آن عمل کنیم به موفقیت و آرامش خواهیم رسید .
از این بحث که بگذریم من میبینم که دوستان روشنفکری در لائیک بودن و بی دینی میبینن چرا
که کشور های غربی رو پیشرفته و ایران اسلامی مارو عقب مونده میدونن و علت عقب افتادگی ما رو
دین .
باید خدمت این عزیزان بگم که آیا در کشور های توسعه یافته اثری از فساد نیست ؟
آیا در این کشورها چیزی به نام ارزش های اخلاقی وجود داره ؟
اما جواب : در پاسخ سوال باید بگم آزادی جنسی فساد رو هر روز در این کشور ها افزایش میده
و پایه های اجتماع که خانواده ها هستن رو از هم پاشیده .
در پاسخ سوال دوم باید بگم که در جامعه ای که خانواده از هم بپاشه ارزش های اخلاقی هم
وجود نخواهد داشت چرا که این خانواده است که آموزه های اخلاقی رو در شخصیت اعضای
خانواده تثبیت میکنه .
امیدوارم با این پاسخ ها تونسته باشم کمکی به دوستان عزیزم کرده باشم .
در بخش ادامه ی مطلب چهل حدیث در باره ی ازدواج جمع آوری شده که
دوستان با مراجعه به این بخش میتونن از این احادیث استفاده کنن .
عزیزان دانشجو من مدتی نبودم میبینم که دوستان گرد و خاک راه انداختن و حسابی حرفاشونو
حالا غلط یا درست نوشتن . خب من صداقانه بگم با این طرز فکر شما در مورد دین کاملا مخالفم
و همچنین طرز فکرتون در مورد روابط دختر و پسر رو محکوم میکنم .
در مورد دین باید بگم که دین هیچ تضادی با روشنفکری نداره بلکه راه درست روشنفکریه و فکر
انسان رو به سوی سعادت و پیشرفت سوق میده .
و اما در مورد روابط دختر و پسر بهترین راه واسه جلوگیری از این افسردگی و رفع نیازهای انسانی
ازدواج هستش ... خب شاید بعضیا بگن ما با کدوم امکانات بیایم ازدواج کنیم ... جواب من اینه
واسه رسیدن به هر هدفی تو زندگی باید هزینه ای داد البته من قبول دارم که یک سری مشکلات
داریم که مربوط به اوضاع کشور میشه و زندگی مارو تحت تاثیر قرار میده ولی خب به نظر من
همه چی بستگی به تلاش خودمون داره .
پیشنهاد میکنم به تمام دوستان تمام تلاششونو برای تشکیل زندگی بکنن .
برای قدم گذاشتن به مسیر واقعی زندگی باید جنگید با مشکلات .
دلیل فسادی هم که تو جامعه ی ما وجود داره بالا رفتن سن ازدواج هست .
التماس دعا
بازم شروع شد ، چی؟
یه ترمه دیگه!
اما یه چی میخوام بگم که نظرات شما هم برام مهمه و میخوام از آقای غیبی بخوام نظرات و بخونن ؛ پس خواهشن هر چه میخواهد دل تنگت بگو.
مخاطب این پستم استادای محترمن ،که نه همشون بلکه یه چندتای از اونا...
آقا جون یکی از مشکلات اینه که با استاد سر کلاس به توافق میرسی که با پروژه و کنفراس و صدتا چیزه دیگه میانترمتو یه جورایی پر کنه . میری میشینی 50 - 60 صفحه رو میخونی بعد خلاصه میکنی میای ارائه میدی و امیدوار به نمره بالا ، اما وقتی نمره ها میان تو سایت ،خودتون بهتر میدونین که چی میشه.
یکی دیگه سر حضور در کلاس هستش. تا ما میایم سر کلاس استاد نیست ،اما یه روزایی برا خودشون کلاس میذارن بدون اطلاع قبلی؛ استاد 2 ساعت قبلش موجود هستش. بعضی وقتا هم کلاس با 2 ساعت تاخیر که واقعا کم نظیره.
یه سوال آقای دکتر مگه اینجا برنامه نداره که آقای ... هر کلاسی رو میخواد برا خودش بر میداره . مگه دانشگاه ... هستش که فک میکنه حق اب وگل داره و هر کاری دوس داره میکنه. از مراقب بودنش سر جلسه نگو که بچه ها هر کاری حاضرن بکنن تا مراقبشون اون نباشه.(بچه ها شرمنده که اسم نیارم ،اما شما راحت باشین با اسم بگین تا آقای دکتر بشناسن!)
خلاصه آقای دکتر خواهشن یه فکری به حاله این چند تا استاد محترم بکنین.
باید خدمت دوستان عزیز بگم که این ترم هم خبری از ساختمان جدید نیست و هم چنان
باید در این خرابه بمانیم تا مهر ۸۹ .
طبق آخرین بررسی هایی که انجام دادیم علی رغم تلاش های دکتر غیبی عزیز
این ترم هم به دلیل مشکل گاز و برق ساختمان جدید نمیتوانیم از این خرابه
اسباب کشی کنیم .
ناگفته نماند که اینجانب و یکی از نویسندگان وبلاگ به محل ساختمان جدید رفتیم
و هرچه نگاه کردیم به در و دیوار نتوانستیم که باور کنیم ترم بعد در این مکان کلاسی
تشکیل شود .
حال از دوستان دانشجو خواهشی دارم که صبوری کنند و تا مهر ماه ۸۹ در انتظار
بمانند بلکه آقای آقاپور عزیز مرحمت کنند و با پیگیری های خود فضایی بهتر برای تحصیل
دانشجویان پیام نور واحد جلفا فراهم کنند .
در ضمن گزارشی همراه با تصویر از وضعیت ساختمان جدید در قالب یک پست نیز در وبلاگ خواهیم داشت .
به امید فردایی بهتر ...
تقدیم به پاك مردان و زناني كه آزادي در بند معبود مورد پسندشان بود و هست
همه هر روز ز هم مي پرسند:
ناگهان
نفس گرم كدامين عيسي
بر تن مرده ي صد ساله ي اين خلق دميد ؟
يد بيضاي كدامين موسي
نور از ديده ي هامان بربود ؟
عقل را از سر فرعون بپراند ؟
عشق و اخلاص كدام ابراهيم
آب بر آتش نمرود بريخت ؟
قدرت قدس كدامين جبرئيل
مشت حق بر دهن باطل زد ؟
همت و صبر كدامين ايوب
در شتابان دل اين خلق افتاد ؟
يا كه اعجاز چه "روح الله "اي
با سر انگشت مسيحايي خويش
پيكر مرده و افسرده ايران را به خداوند قسم بار دگر احيا كرد ؟
آن كدام آذر بود ؟
آن كدام آتش بر خاسته از سينه ي خاكستر بود؟
كه چنين غوغا كرد ، كه چنين محشر بي سابقه اي بر پا كرد؟
خب دوستان با وجود اینکه فصل امتحانات هست و همه دارن کم و بیش تلاش میکنن تا
نتیجه ی خوبی بگیرن و گامی به سوی موفقیت بردارن . من برای اینکه وبلاگ به دست
فراموشی سپرده نشه این مطلب رو مینویسم و البته برای اینکه یه یادآوری کنم .
جناب آقای دکتر غیبی
ما روزهارو میشماریم تا روزی که قراره از این ساختمان نیمه خرابه به ساختمان جدید بریم
فرا برسه .
امیدوارم ...
امیدوارم همه در امتحانات موفق باشین و بهترین نتیجه رو بگیرین .
حق یارتان ...
آقای غیبی ما منتظریم ... فقط زیاد ما رو منتظر نگذارین .
در ابتدای کلامم سلام میگویم وتشکر میکنم از کسانی که گاه گاه با نظرات دلسوزانه ی خود ما را یاری
میدهند .
امروز میخواهم مشکلی از مشکلات جدید را به گوش جناب آقای دکتر غیبی برسانم که از جنس افراط و
تفریط است . ما گاه میشد که در بعضی پست ها از وضعیت سایت گله کردیم و انتقاد " البته انتقاداتی
که به جا بود و سازنده . ولی آقای عبدلعلیزاده به جای رفع آن مشکلات موانع بیشتری را برای دانشجویان
ایجاد کردند که البته میدانیم که ایشان قصدی نداشتند " این موانع عبارتند از :
اول ایجاد یوزر و پسورد برای هر دانشجو که به نظر من با وجود تعداد کم سیستم و تعداد زیاد دانشجو ها
دلیلی برای انجام این کار وجود نداشت و این کار جز وقت تلف کردن سودی برای دانشجویان نداشت .
دوم اینکه همه را مجبور به پر کردن فرمهایی میکنند که واقعا من دلیلش را نمیدانم . نام و نام خوانوادگی /
شماره ی دانشجویی / شماره ی ملی / ساعت ورود و خروج .
از مسئول محترم سایت خواهشی دارم " به جای اینکه از انتقاد های ما نتیجه ی منفی بگیرید مثل بعضی ها "
سعی کنید در بهتر ایفا کردن وظایف خود کوشا باشید .
ناگفته نماند که جا دارد از آقای عبدلعیزاده تشکری هم بکنیم برای محدود کردن مدت زمان استفاده ی
هر دانشجو از سایت که با توجه به کم بودن سیستم ها اقدام کاملا درست و به جایی بود .
بگذریم که تعداد کم سیستم ها خودش مشکلیست که آقای غیبی باید به آن توجه کنند .
و اما یکی از دلایلی که باعث شد که پستی را به انتقاد از وضعیت سایت دانشگاه اختصاص دهیم این بود که
یکی از دوستان با نام آشنا در نظری خصوصی از وضعیت سایت گله کرده بود و ما نیز چون اعتراض ایشان را
کاملا به جا دانستیم نوشتیم تا بلکه از سیل مشکلات موجود کمی بکاهیم .
به امید آنکه انتقاد ما نتیجه بخش باشد و این مشکل هرچند کوچک برطرف شود .
از آقای دکتر غیبی هم خواهش میکنیم تا اقدامات لازم را جهت رفع مشکل مذکور انجام دهند .
با تشکر ( نفیر )
یاد دارم در کتابی از دکتر شریعتی که به نقل از نویسنده ای نوشته بود خواندم ( روزها شیر نمینالد )
و من نیز تصمیم گرفتم که فریاد هایم را در دل سیاه شب بزنم .
شریعتی :
(در برابر نگاه روباهان در برابر نگاه گرگ ها و در برابر نگاه جانوران شیر نمینالد سکوت و وقار و عظمت
خویش را بر سر شکنجه آمیزترین درد ها حفظ میکند .
اما تنها در شب هاست که شیر میگرید .)
حال من نیز فریاد میزنم و شکایت میکنم از خوابی که مدت هاست در آن فرو رفته ایم و حتی نمیخواهیم
به حرف چند دانشجوی به قول یکی از دوستان لاابالی که دم از حقیقتی تلخ میزنند گوش کنیم .
آقایان خانم ها من این لحظه که این مطلب را مینویسم سخت میسوزم از تکرار اشتباهات عده ای و
بی تفاوتی شما عزیزان دانشجو . از ابتدای تاسیس این وبلاگ بارها به خود گفتم که آیا برای کسانی
خود را به چالش میاندازم که حتی از کسانی که خواهان احقاق حق آنها هستند کوچکترین طرفداری
نمیکنند ؟ اما هر بار در نهایت یاد هدف اصلی خود یعنی رضای خدای مهربانم میافتادم و باز مینوشتم و
مینوشتم .
اشتباه نکنید من از شما تقاضای طرفداری ندارم و نخواهم داشت . تمام تلاش من این بود که شما آگاه
باشید و از حق خود دفاع کنید ... همین و بس .
آیا ما واقعا سزاوار این همه توهین از سمت افراد مجهول و ناشناس بودیم ؟ آیا ما گناهی کردیم ؟
خدایا
خدایا عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار .
خدایا به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن .
خدایا به دوستان من و قبل از آنها به من بیداری و آگاهی را نصیب کن .
سلام دوباره آمده ام تا گلایه کنم .
باید خدمت تمام عزیزان بگویم رسالت شخص من و تمام دوستانم در این وبلاگ جز رساندن
پیام دوستان همدانشگاهی به گوش ضعیف مسئولین نبوده و نخواهد بود .
اگر حرفی زدیم از روی دلسوزی بوده اگر مطلبی نوشتیم برای حل مشکلات بوده و بس .
در این میان کسانی سعی در تخریب شخصیت ما کردند و دست به جوسازی هایی علیه ما
زدند که ما آنها را نادیده گرفتیم .
دوستان من نمیدانم شما را چه شده است که این چنین در خوابید و بیدار نمیشوید .
از خدا برای خودم عاقبت به خیری و برای تمام انسانها از جمله خودم بیداری و قدرت روشنگری
میخواهم .
عزیزان وظیفه ی ما تلاش برای بیداری شما و آگاهی دکتر غیبی عزیز از مشکلات کوچک و
بزرگ دانشگاه بوده و هست که آن را بدون هیچ تردیدی به سرانجام میرسانیم اگر مشکلات
را پایانی باشد و ما را بقایی .
آری منفعل بودن و بی خیالی نسبت همه چیز آسان تر است اما آیا بشر را اینگونه پایانی خوش
در انتظار است ؟ جواب من به این سوال منفی است و به نظر من اگر در جامعه ای افراد هیچ بویی
از احساس مسئولیت نسبت به مسائل و مشکلات جامعه نبرند بدون شک آن جامعه سیری
نزولی را به سوی زوال و نابودی با سرعت بسیار زیاد طی خواهد نمود .
و اما برمیگردیم به دانشگاه پیام نور واحد جلفا که مدتی است درگیر مشکلاتی است که فقط
با اندکی تدبیر و درایت جناب دکتر غیبی حل میشود .
اما متاسفانه این آقای دکتر ما از یک بیماری خطرناک به نام محافظه کاری رنج میبرد و هدفش
نه آبادی و پیشرفت دانشگاه کوچک ما بلکه حفظ مقام و موقعیت است .
من اینجا در این وبلاگ اعلام میکنم که آقای دکتر غیبی رمز ماندگاری شما در دستان تک تک این
بچه هاست نه عده ای به قول دوستان ( بورژوا ) .
آقای دکتر ما از همان ابتدای راه اندازی این وبلاگ حساب شما را از این به ظاهر فرهنگیان بی فرهنگ
جدا کردیم و هر بار در پست های مختلف این وبلاگ از شما خواستیم که ما را یاری کنید و
تمام تلاش خود را برای حل مشکلات بکنید ولی متاسفانه شما باز هم از آنها حمایت کردید و
ما را از خود راندید .
آیا ما جز حرف حق حرفی زدیم ؟ آیا در واقع فرزند خانم علوی حق استفاده از امکانات دانشگاه را
داشت ؟ آیا ما مشکل کیفیت غذا نداریم ؟ آیا ما در سایت دانشگاه هیچ مشکلی نداریم ؟
آقای دکتر فکر نمیکنین عملکرد شما از رضای خدا به دور است ؟
در پایان محض بیداری همه جمله ای از دکتر شریعتی را مینوسیم تا شاید ...
دکتر علی شریعتی :
آنها که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدی اند .
امیدوارم که همتون به حرفهایی که امروز بهتون میزنم توجه کنین
اخیرا نظراتی در پستهای مختلف این وبلاگ ثبت شده که خیلی
برای ما جالب بود خواستم شما هم این نظرات رو ببینین
شخصی با اسم پروانه :
| به نام آنکه دلها همه پروانه اوست سلام دوست عزیزم به خاطر احساس مسئولیتتون نسبت به محیطی که زندگی می کنید بینهایت ممنون. اما داره!!!!؟؟؟ واما اینکه احساس مسئو لیت با ریختن آبرو فرق میکنه آقافرهاد ،دوست عزیزم ،شما می تونستید قبل ازاینکه این مطلبو تو وبلاگ میذاشتی باید حداقل یه بار به خانم علوی تذکر میدادید بعد در وبلاگ میذاشتید.راه درسته ارشاد اینه... خدایا به همه ما قدرت تشخیص امر به معروف ونهی از منکررا از تجسس وریختن آبرو ی یه بنده خدا را عنایت فرما. الهی آمین | |||||
|
اشخاصی تحت عنوان طرفداران نمیدونم چی چی : ۱) (مورد توجه همه)آقای فرهاد زمانی با اینکه درسشو تموم کرده و از دانشگاه رفته بدون اطلاعات کافی از وقایع و حقیقت اطلاعات غلطی به عرض دانشجوها رسونده.لازم به ذکره که سیستم رایانه ای اینترنتی دانشگاه دیتا نیست.راستی ظاهرا دل بعضی دانشجوها از حضور فرزند عزیز خانم علوی عزیز در دانشگاه و پشت کامپیوتری که سرورم نیست و سرعتش با دیگر کامپیوترا یکیه .پر هستش.در واقع همه ادارات و شرکتها از دو خط استفاده میکنن:1-تلفن 2-اینترنت.اما دانشگاه پیام نور از 1 خط یعنی خط تلفن هم برا تلفم هم برا اینترنت استفاده میکنه البته طبق تحقیقات ما.طوری حتی رئیسم آقای دکتر غیبی هم از همون سرعتی که داشجوها استفاده میکنن استفاده میکنه.یعنی وقتی اینترنت قطع میشه نه فقط اینترنت سایت بلکه کل دانشگاه قطع میشه.که از خدا میخوایم تو ساختمون جدید دانشگاه این مشکلاتو نداشته باشیم.تازه کسی که خوندن و یادداشت برداری از کتابای فارسی عمومی و اندیشه اسلامی و انگلیسی عمومی رو نوشتن مشق تلقی میکنه معلومه از فرهنگ کتاب و کتابخوانی خیلی عقبه.یکیم اینکه خوردن ژتون 275 تومنی اونم 4 بار در طول 2 هفته فکر نمیکنیم کسیو از گرسنگی بکشه.
۳)به نظر من خيلي پرو هستين من اگه جاي مسئولين بودم با اين دسته از افراد برخورد ميكردم شما از دانشگاه چه حقي دارين كه بگيرين ۴)انصافا تا حالا جند صفحه از نهج البلاغه خوندي اصلا تو خونه دارين بشين با خواهر و برادرات نقاشي بكش
شخصی با نام مریم : خودمونیم ها یواش یواش داری بی ادبی می کنی. احترام نگه دار آیا با این همه زحمتی که ما برای رساندن صدای بچه ها به مسئولین میکنیم این جواب ماست ؟ آیا در مقابل انتقادات ما این حرفها و این جو سازی ها از طرف مسئولین درست است ؟ باید از شما دانشجویان عزیز گلایه ای کنم تلاشی که ما در این کردیم تا شاید بتوانیم بخشی از مشکلات دانشگاه رو حل کنیم برای شما بوده و بس چرا کسانی که مشکلات رو به ما گوشزد میکنن تا به گوش مسئولین برسونیم در حمایت از ما کاری نمیکنن؟ بچه ها ما نه با خانم علوی مشکل داریم نه با آقای غیبی نه با هیچکدوم از مسئولین . شما از هر کسی که میخواین بپرسین به والله نه قانونا نه شرعا پسر خانم علوی حق ندارن از امکانات دانشگاه استفاده کنن به هیچ نحوی . آًقای دکتر غیبی شما با اجازه ی کی از بیت المال واسه حمایت معنوی از کارمنداتون استفاده میکنین ؟ جناب دکتر غیبی از شما انتظار نداشتیم که همچین حرفی بزنین : نظر دکتر غیبی در یکی از پست های این وبلاگ : باسلام هرشنبه ها هستم جزچهارشنبه جهت حمایت معنوی از همکاران دانشگاهی فرزند خانم علوی از امکانات استفاده می کند | |||||
فقظ میتونم بگم جای تاسف داره . صدای اعتراض ما به جایی نرسید دکتر غیبی عزیز
یکی به گفت شما از این دانشگاه چه حقی دارین ... امیدوارم شما به اون یکی بگین
ما از این دانشگاه چه حقی دارین .
گاه میگویم که از احساس قلبم با این جماعت من نمیگویم
و گاه از روی دلسوزی زنم از عمق دل فریاد
ولی افسوس ...