ما شهروندان مطیعی برای دهکده ی جهانی نیستیم
سید مرتضی آوینی
ما شهروندان مطیعی برای دهکده ی جهانی نیستیم
سید مرتضی آوینی

به گزارش «تابناک»، چندی پیش که یکی از رزمندگان دفاع مقدس خاطره ای در خصوص عکس شهید گمنامی که در اتاق رهبر معظم انقلاب نصب شده بود، منتشر کرد و گفته شد که اتفاقی مادر شهید هادی ثناییمقدم این عکس را شناسایی کرده است، شنیده ها و گفته های بسیاری از این شهید عزیز در محیط مجازی و عکس زیبای او با آن بادگیر و سربندی که بر لوله اسلحه اش بسته بود منتشر شد، اما این امر نتوانست قانعمان کند که چه رازی در این عکس نهفته است که اینچنین همه ما شیفته اش شده ایم.
تا اینکه چند روز پیش یکی از خانواده های شهدا در تماس با «تابناک» اظهار کردند که این عکس متعلق به شهید بزرگوار محمد رسول رضایی بوده است و عکس ها و مدارکی دال بر این موضوع به ما ارائه دادند و این جوان سیزده ساله راز تمایزش را برایمان برملا کرد.
در تشییع جنازه شهید محمدرسول رضائی، دانش آموز 13 ساله مدرسه راهنمائی امیركبیر اسدآباد همدان صحنه ای رخ داده بود كه تا كنون شاید در تشییع هیچ شهید دیگری از شهرها و حتی كشور اتفاق نیفتاده بود و دیگر هیچ گاه تكرار نشده است.
محمدرسول به دوستانش وصیت كرده بود؛ «در تشییع جنازه ی من پرچم آمریكا را به آتش بكشید تا مردم بدانند من ضدآمریكایی و تابع ولایت فقیه هستم.»
بسم الله الرحمن الرحیم
«ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم برزقون»
گمان نکنید آنانکه در راه خدا به درجه رفیع شهادت نائل گشته اند مرده اند بلکه زنده اند و در پیشگاه خداوند روزی می خورند.
با درود و سلام به اسلام راستین و مهدی موعود (عج) و با درود و سلام بر نایب بر حقش امام بت شکن و رزمندگان کفر ستیز و شهدای گلگون کفن اسلام از صدر تا به حال وصیت نامه خود را شروع می کنم. خدایا تو می دانی که من جز برای رضای تو به جبهه نیامده ام. من برای کمک به مستضعفان و مبارزه با ظلم و استکبار جهانی به جبهه آمده ام تا انتقام شهدای خرمشهر و انتقام شهدای اسلام را بگیرم. آمده ام تا انتقام خون بچه های شیرخوار را که در زیر بمباران وحشیانه صدام به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند بگیرم و نگذارم که حق انان پایمال گردد.
از شما امت حزب الله می خواهم که جبهه ها را خالی نگذارید. امام عزیزمان را تنها نگذارید. مراسم دعای کمیل و دعای توسل را هر چه با شکوه تر بر پا کنید و در تشییع جنازه من پرچم آمریکا را به آتش بکشید تا مردم بدانند که من ضد آمریکایی و تابع ولایت فقیه هستم.
خطاب به پدر و مادر عزیزم. از پدر و مادرم می خواهم که برای من گریه نکنند و از اینکه من شهید شدم نار احت نباشید بلکه خوشحال باشید که فرزندی را بزرگ کرده اید و او را در راه دین و قرآن و در راه وطن قربانی کرده اید و در آخر از تمام اهل خانواده و قوم و خویشان حلالیت می خواهم و می خواهم که راهم را ادامه دهند.


حسین پناهی


افطار یک زوج در سال 94 در خیابان

شادی را هديه کن حتی به آنهايی که آن را از تو گرفتند
عشق بورز حتی به آنهايی که قلبت را شکستند
دعا کن حتی برای آنهايی که نفرينت کردند
وبخند که خدا هنوز هم آن بالا با توست...
فروردین سالروز شهادت سید مرتضی آوینی به عنوان روز هنر اسلامی نامگذاری شده است.این نوشته در فراغ این سید بزرگوار و یکی از بزرگترین نظریه پردازان انقلاب اسلامی است.این نوشته دو یا سه سال پیش در همین وبلاگ البته بدون ویرایش منتشر شد.حقیر ان زمان هنوز ترک نگفته بودم وادی نوشتن رو.یاد باد آن روزگاران.این مطلب در سالگرد شهادت سید امسال در چند سایت استانی و کشوری منتشر شد.منظورم تعریف از خود نبود بلکه توضیح این بود که اگر جایی قبلا دیده شده است حمل بر کپی کردن حقیر نشود.
آوینی کاش بودی و میدیدی چگونه پیش گویی هایت درست درآمده است. کاش میدیدی که چگونه کم کم عقل غربی بر شهر سیطره یافته، کاش بودی برایمان باز هم از مرگ آگاهی مولایمان علی میگفتی. کاش بودی از صبح دوکوهه برایمان مینوشتی، کاش بودی برایمان از غربت غریب انسان و فطرت و خدا در جامعه و هنر منظومه ی تفکر امروز میگفتی.
آوینی کاش بودی و میدیدی چگونه پیش گویی هایت درست درآمده است. کاش میدیدی که چگونه کم کم عقل غربی بر شهر سیطره یافته، کاش بودی برایمان باز هم از مرگ آگاهی مولایمان علی میگفتی. کاش بودی از صبح دوکوهه برایمان مینوشتی، کاش بودی برایمان از غربت غریب انسان و فطرت و خدا در جامعه و هنر منظومه ی تفکر امروز میگفتی.
کاش برایمان از فتح خونین و صدای یاری خواهی و آزادگی حسین بن علی در تمام مکانها ودر تمام زمانها در درون دالانهای سرد ونمور تاریخ میگفتی.
کاش باز برایمان از بعثت دگرباره انسان در شلمچه و کربلای ایران میگفتی، آوینی کاش بودی میدیدی دشمنان انسان و فطرت و خدا در هنر تا کجا سقوط کرده اند.
ای کاش بودی اسپارتاکوس را میدیدی، وقتی شهوت، صورت است حتی اگر سیرت عدالت را دعوی کند میشود اسپارتاکوس.
آوینی کاش بودی میدیدی کسانی که تا دیروز تورا غربزده میپدانشتند چگونه امروز خود جمهوری انسان پرست را فریاد میکنند.اسلام را دیکتاتوری مینامند.
کاش بودی میدیدی و برایمان میگفتی اسپارتاکوس با کجای حکمت سینمای غفلت زده منطبق است.
کاش بودی میدیدی که چگونه پیشبینی شما از اسنوبیسم افراطی (خودخواهی و تکبر )هنر غرب درست درآمده و به چه شهوت پرستی منجر شده که حتی گاهی بوی تعفنش هالیوود را هم میگیرد.
ای سید و بزرگ قلم به دستان، کاش بودی و میدید ،امروز همانطور که گفتی حزب الله حتی در میان دوستان خود غریب است.
چگونه حرفهایت و سخنانت به واقعیتی آزاردهنده مبدل گشته و انسان در میان خویشتن خویش غریب است و باز به قول خودت از میدانهای ورزشی تا کلاسهای درس رب النوع تمتع پرستیده میشود.
کاش بودی میدیدی حاتمی کیا بلبل دوربین به دستت و فیلم بردار روایت عشقت از دیده بان به گزارش یک جشن رسیده ،کاش تو خود بودی آن را نقد میکردی و آن وقت ما راه را میشناختیم.
کاش بودی به من و ما میگفتی چگونه به این توحید رسیدی ، کاش وحدانیت را به ما هم و به من هم رهنمایی میکردی.
کاش بودی به ما میگفتی که چگونه فهمیده شدن و بعد بودن را آنگونه که معبود می خواهد. کاش برایمان توحید میگفتی تا روایت فتحت برای ناخالصانی چون من بوی شعار ندهد.
ای کاش بودی و میدیدی خرمشهر همان شهری که گفتی (شهری در آسمانها )آباد که نشده که هیچ ...
چه بگویم برایت آوینی میخواهم باز بگویم کاش بودی میدیدی که من و هم نسلانم تو را نمی شناسیم، همان طور که مطهری را و همانطور که بسیار از بزرگانمان را همانطور که تشیع را و همانطور که ایران را و باز به قول خودت (هنوز اسیر خویشتن خویشیم )یا نه همان بهتر که امروز نیستی و اینها را نمیبینی. نمیدانم شاید باز بهترین را خود شما گفته ای انسان اسیر خویشتن خویش است و راه رهایی سفر و هجرت است.
واین یعنی ماندن نه. اما بگذار جسارتی در حضور تو کنم. تو گفتی که زندگی زیباست اما شهادت زیباتر و من میگویم شهادت زیباست اما شهید زنده بودن زیباتر.