دشمن شادم کردی عزیزم....

فلک سیاره ی بخت من اندر آسمان گم شد


همایونی ، سهیلی داشتم اندر خزان گم شد


کشیدم تیره آهی از جگر اما نشان گم شد


زاندوه غمت ،در سینه ام راه فغان گم شد


امرز 25 بهمن ماه سال 1392 !امروز تولد سهیل

امروز دلم بیشتر از بقیه روزا گرفته !

روانشناساش میگن :باید به این باور برسم که تو دیگه نیستی

دلسوزاش میگن : باید دندون لق رو بکشی بندازی دور

آشناهاش میگن : باید زندگی کنی و بدون اون ادامه بدی

غریبه هاش میگن :باید فراموش کنی ،همه مثل همن ! اون نشد یکی دیگه 

دوستا میگن: چرا اون باید راحت زندگی کنه و تو با حسرت دیدارش؟ولش کن بابا

دشمنا میگن : خوب شد ،بالاخره دیدیم تو هم به خاک سیاه نشستی!

باخبراش میگن :همیشه ته این بازی همین میشه !تحمل کن

بی خبراش میگن :آخی... ایشالله بر میگرده....!!!!!

کاش همه بی خبر بودنو میگفتن که برمیگردی ، همه ،حتی خدا....

به هر کی که منو تورو میشناخت دروغ گفتم،

قصه ای که خودمم حالا باورش کردم ،قصه ی اینکه من ازت خواستم

بری و تو چقدر اصرار کردی که بمونی و من انکار..!

قصه ها قشنگن ،سراسر دروغ و زیبایی

کاش برگردی ، الهی برگردی ... دوستت دارم و

دلم خیلی برات گرفته ... تولد 27 سالگیت مبارک عشق من



اس تبریک تولد اسفند 92,sms,اس ام اس تولد 93,اس ام اس تولد اسفند 92,جدیدترین اس ام اس تبریک تولد اسفند 92


زمستونه سهیل...

چند روزه که برف بی وقفه میباره ! همه جا سفید و یک دسته ، یه پتو میپیچم

دور خودمو میرم تو بالکن و به دونه های برف که

تو نور چراغ کوچه پیچ تاب میخورن خیره میمونم!

بخار دهنم مثل دود سیگار میره لا به لای دونه های برف

و من...

به تو فکر میکنم ، فقط به تو...

میخوام یه روزی این وبو کادو بدم به تو ، حتی اگه بهت نرسیدم !

و مطمئنم اون روز خیلی عصبانی میشی که زندگی خصوصیمونو جلو چشم همه داد زدم

ولی دارم دق میکنم عزیزم..!

بخدا نمیتونم سکوت کنم و چیزی نگم... درک کن،

خواهش میکنم..!

سهیل متاسفم... بخاطر دعوایی که بینمون شد ،بخاطر حرفایی که بهت زدم،

بخاطر همه چیز متاسفم !

اینو از ته قلبم میگم... میدونم که باور نمیکنی،ولی من راستشو میگم

هنوزم تو همه ی دنیای منی ، همه ی سهم من از عشق

من منتظرت میمونم حتی اگه بمیرمو برنگردی...

خیلی بهت احتیاج دارم کاش بودی...

تفاوت...

دوستت دارم هایی هست که میگویی تا دیگری را خوشحال

 کنی و دوستت دارم هایی هست که گفتنش خودت را

خوشحال میکند 

و چقدر فرق راست بین این دو.....!

 

مگر میشود زندگی مرا بهم ریخته آفریده باشد ؟

خدای دانه های انار....؟!


خواص انار



درد

فکر میکردم تو همدردی... اما نه تو هم دردی ...! به قول یه عزیزی که همیشه میگفت در زمین عشقی نیست که زمینت نزند آسمان را دریاب !

دلم پره ...... فقط همین!








 

 

شکسته...

میگویم مهم نیست ...!

اما تو که میدانی نبودنت چقدر مهم است!!!

شیشه ی ماشین را دیده ای وقتی ضربه ای میخورد؟

دیده ای شیشه میشکند ولی از هم نمیپاشد؟

این روزها همان شیشه ام سهیل

خرد و تکه تکه

شکسته ام ولی از هم نمیپاشم

 

یادش بخیر قدیما یه دفتری داشتم که توش برای سهیل مینوشتم !

هروقت باهاش قهر بودم یا یه چیزایی رو روم نمیشد تو چشماش نگاه کنمو بگم یا ازش دلخور بودمو نمیخواستم سرش غر بزنم یا از عشقش لبریز بودمو میخواستم خالی بشم یا حتی وقتایی که شامی که میپختم خوشمزه میشدو من شارژ نداشتم بهش بگم که دارم کدبانو میشم ! خلاصه واسه هر چیزی که به خودمون دوتا ربط داشتو نه هیچکس دیگه ...

توی دفترم براش مینوشتم !

آخرشم دفترشو بهش دادم که همشو بخونه تازه یه جاهییشم خودم واسش خوندم

یاد اون روزا بخیر

هیچوقت حتی فکرشو نمیکردم که یه روزی از بهترین و عزیزترین آدم زندگیم انقدر جدا بیفتم که مجبور بشم حرفهایی رو که نمیتونم بهش بگم توی این دنیای مجازی بنویسم و پیش چشم همه اعتراف کنم که نبودش داره از پا درم میاره

دیروز دیدمش !!! اما نذاشتم ببینتم ! نمیخوام اینطوری زندگی کنم ....

انقدر قریب اما غریب...

کاش عمرم زودتر تموم شه٬ از این  تحمل های اجباری که نمیدونم از کجا سرچشمه میگیره بیزارم

یه چیزی هست که واسم خیلی جالبه !من توی زندگیم خیلی آدمارو از دست دادم ٫ خیلی ها که برام نماد تام و تمام زندگی بودن ولی نمیدونم چرا داغ سهیل انقدر عمیق تر و کشنده تره !!!!!!!!!!

گاهی به خودم میگم از مامانم و عزیزمو و آقاجونم که واسم عزیز تر کسی تو دنیا نبود و نیست وقتی داغ نبودن اونارو تحمل کردم داغ سهیلم تحمل میکنم ولی نمیدونم چرا نمیشه !هر چی تلاش میکنم نمیشه خدا !

از ادامه ی این زندگی بدون سهیل بیزارم ٬ میترسم !متوجه ای؟واقعا میترسم

صدای سهیل هنوزم تو گوشم میپچه !دوسش دارم خدا !میتونی درکم کنی؟

من چقدر احقم !!!!!!نه؟

 

تقدیم به سهیل مهربون نامهربونم

به قول سهراب:

کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود

تا که میدیدی هر دانه هزار دانه تو را دوست

دارد

هر کجا هستی جایت سبز...

لبانت پر خنده باد عشق من!

و مرا همین بس که دوستت دارم

مثل دیروز...

مثل امروز...

تا ته فردا...

 

 

اگر روزی کسی دستتو گرفتو دلت لرزید

 خیلی عجله نکن  روزی با دلت کاری میکنه که

 دستت میلرزه


اس ام اس زیبا...(lilac )


 


درد دارم...

سرمای عجیبی توی کوچه ها پر شده ولی نمیدونم تو این همه سوز من چرا دلم میخواد تا صبح تو این کوچه ها راه برم !از این کوچه به اون کوچه

چقدر جالبه ها !!!!! تمام کوچه های رشت به همدیگه راه داره درست برعکس دلای آدماش که هیچ راهی برای آدم نمیذاره

گاهی با خودم میگم خدارو شکر که رفتی و از اون همه درد راحت شدی!درد پایی که دیگه نبودو نمیگم دردی که منو تو ازش باخبر بودیمو من حتی اینجا هم جرات گفتنشو ندارم

اما گاهی میگم چرا تنها؟ مگه من عشق تو نبودم؟ مگه تو عشق من نبودی؟پس چرا؟ مگه عاشق بی عشقش جایی میره؟مگه عاشق بدون عشقش زنده میمونه؟

دلم سوخته ! دلم خیلی سوخته آقاجون

از چی؟!!!! میگم بهت صبر کن تا جمله هامو جور کنم

دیروز یکی بهم گفت فاطمه تو چه خوشبختی! دلم سوخت که انقدر غریبم بین آدما

یکی از نوه هات یه  روز دیگه بهم گفته بود درد تو کجا و مال من کجا؟کاش منم درد تورو داشتم

دلم گرفت !دلم خیلی گرفت!!!!

خدا کنه  هیچوقت درد منو نداشته باشه آخه این درد فقط به نظر کوچیک میاد اگه لمسش کنی میبینی همه ی دنیاتو میگیره

من درد دارم ...از اعماق وجودم درد دارم ولی نمیتونم بگم از چی و یا از کی و این خودش یه درد دیگست

یکی  یه روزی میگفت بابابزرگت عمرشو کرده بود خدا باباتو واست نگه داره !یعنی واقعا انقدر درکش سخته واسشون؟ من که انتظاری ندارم از کسی ! کاش دیگه کسی دلداریم نده بابا جونم

خستم ! از اینکه وقتی کسی اشکمو میبینه به جای اینکه بقلم کنه بهم میگه " تو دیگه چرا گریه میکنی؟"

خستم از اینکه واسه همه توضیح بدم تو همه ی زندگی من بودی . همه  کسی که داشتم !

تو از همه ی دردای دلم خبر داشتی و واسم دعا میکردی

تو عشقو به من هدیه داده بودیو کاش ازم پس نمیگرفتیش تا انقدر از دنیای آدما طلب داشته باشم

آقاجون زخم خوردم ! نپرس از کی؟ ازهمه زخم خوردم و حتی دم نزدم! نوشته هام بوی خون آبه میده!

این خون از چشمام چکیده ! باور کن اغراقی در کار نیست

یه روز یه مادری بهم گفت بابابزرگت عمرشو کرده بود فکر اونایی باش که جوون دادن و من چه غریبانه تو

سکوتی تلخ باز به یاد خودمو تو افتادم وقتی که حوری جوونمونو زیر خاک کردیمو تا ۲۰ سال بعدم به یاد

لحظه هایی که باید می بود و نبود اشک ریختیم !

تو برای منه بی مادر و من برای تو دلتنگ

تو برای جوونت ومن برای مادر جوونم

تو برای تنهایی منو من برای تنهایی تو

غم انگیزه !!!! این همه بی کسی خیلی غم انگیزه

عشق تو تنها چیزی بود که با تمام وجودم باورش داشتم ! به دادم برس

برام نوش دارو بیار قبل از اینکه بمیرم قهرمان قصه های من

 

تو جانمی ...

چه خوش  است وقتی به لبم میرسی!!!!!!!!!!