بیقرار همیشگیت

 

روی دیوارا مینویسم

 

تک تک خاطراتو

 

از گذشته با تو

 

بدیاتو میسوزونم

 

میکشم خوبیاتو

 

تا بدونی با تو

 

زندم و زندگی میکنم من

 

بییییییقرار توام

 

چششششم انتظار توام

 

گفتی مال منی

 

من تکیه گاه توام

 

 

تبسم من

 

اگه نداری روم هیچ میلی           بدون مثل تو نیستم و میخوامت خیلی

 

اگه منو نمیخوای نداره عیبی           نه من مثل تو نیستم

 

 

چته چرا فاصله میگیری چرا با من یه فاز تازه نمیگیری

 

 چرا وقتی میبینی پشیمونم منو نمیبخشی و یکم ساده نمیگیری

 

یادته همیشه چه تو دعوا و اشتی تو سخت ترین شرایطم هوامو داشتی

 

منو دور نمیزدی سرم غر نمیزدی با اینکه لیاقت از من بهترا رو داشتی

 

حالا تو نیستی بدم به کی تکیه با کی در میون بذارم یکی یکیه

 

مشکلاتی که دارم و ی تو حل نمیشه

 

بی تو مشکلاتم بیشتره و کم نمیشه

 

پس بیا بگو منو میبخشی چرا فک میکنی تو دل خوشیم بی نقشی

 

وقتی میدونی چقدر بیتو روحیم خرابه

 

دیگه دلم طاقت یه لحظه دوریتم نداره

 

دوستت دارم عزیز دل من

دوستت دارم...

دل من....پیش تو...

 

فکر من...ارزوی تو...

 

امید من....نگاه تو....

 

جان من...فدای تو...

 

 

دوستت دارم

حال خوب من

 

قلب من بهونه داره

 

حرف عاشقونه داره

 

راه دیگه یی نداره

 

غیر از این که دوباره

 

سر رو شونت بذاره

 

---------------------------------------------------

 

عاشقونه شدم عاشق نگات

 

زنگی سازه گرمیه نفسات

 

اونقده خوبی که میدونه دلم

 

خیلی کمه اگه بمیره برات

 

 

تقدیم به نفس تو

 

یکی نوشت...یکی ام خوند...

 

باز نوشت و بازم خوند...

 

اخرش اونی که نوشت مرد...

 

اما اونی که میخوند موند...

 

حالا من مینویسم و تو بازم بخون...

 

من میمیرم ولی تو بمون...

عشق...

عشق یعنی..

 

گم شدن در کوی دوست... هرچه در دل

 

آرزوست...

 

 

یک تبسم... یک نگاه.... تکیه گاه و جان

 

پناه...

 

یک تیمم... یک نماز

لحظه ها

در زندگی، لحظاتی هست که باید با چشم هایت ضبط کنی.

 مثل عکسی با تمام جزئیات.

برای من، برای تو، برای روز مبادا.

آن وقت، آن روز مبادا که برسد، دلت می خواهد آن لحظه را از دل زمان بیرون بیاوری، در آغوش بگیری و سخت گریه کنی.

کاش می توانستم تمام بودنت را در میان لحظه هایم قاب کنم.

کاش این چشم ها می توانستند تو را اینجا نگه دارند

 

شب نشینی با رادیو ۷

دلتنگی

شب هایی هست که دلم می گیرد. دوست دارم با تو صحبت بکنم. دوست دارم جوابم را بدهی. دوست دارم وقتی لا به لای این درخت ها قدم می زنم، و بوی کاج های تازه رسیده، فضا را پر کرده، تو کنارم باشی. دوست دارم پا به پای من تا آخر جاده را بیایی.

گاهی دوست دارم ببینمت. مثل گل های باغچه، مثل ستاره های آسمان امشب. اما نه. دوست دارم با تو صحبت بکنم. دوست دارم جوابم را بدهی. پس نه گل باش و نه ستاره. خودت باش. خود خودت. مهربان، صبور و بزرگ. اما جوابم را بده.

من از دلم می گویم. تو گوش کن. من از خودم می گویم تو باز هم گوش کن. من از هرچه گفتم تو گوش کن و بعد آرام در گوشم زمزمه کن. من کنارت هستم. از چیزی نترس. می دانی چقدر دلم این جمله را می خواهد؟ می دانی چقدر دلم حرف های تو را می خواهد؟

 

شب نشینی با رادیو ۷

باران

   امیدوارم

 

 هر قطره ی باران که می بارد

 

  امینی باشد برای ارزوهایش

فرض محال...

 به نام سراغاز عشق ...چه انهایی که معشوقی داشتند...چه انهایی که از ازل تا ابد تنها

ماندند....

 

یک سلام پر از بغض و چندتا اشک...جواب تو...سلام تو...بدقول بودنت...

 

به حرمت تمام ثانیه هایی ک در انتظار رفتاری درست...برداشتی منطقی... جان دادند و رها شدند..

 

به نظرت فرض کنم که دلت نخواست؟؟؟؟...حوصله نداشتی؟؟؟..یا اینکه فرض کنم من لایق نبودم؟؟؟؟...

 

اینا شد دلیلی محکم اما سست برای....

 

 

....................بماند..................

عشق ابدی من...

دوباره باهم دعوا کردیم ...دعوا که نه یکم از دست هم ناراحت شدیم..گاهی اوقات خیلی مظلوم میشه...لبخند میزنم میرم جلو...

 

هیچی نمیگه...فقط نگام میکنه...هردومون کمی اروم تر شدیم...نگام میکنه و با نگاهش میگه تقصیر من نیست...خودمم میدونم مقصر نیست ولی به زبون نمیارم...

 

میگه : میشه منطقی حرف بزنیم؟؟؟

 

میگم : اره قربونت برم حتما...

 

میگه : اخه همیشه که نمیاد تو انقدر عصبانی میشی...گاهی که خیلی خسته میشم میاد سراغم..ولی من که نمیخوام بیاد ..چون میدونم تو دوست نداری بیاد ولی...ولی...

 

میگم : اخه خیلی نگرانت میشم وقتی میاد پیشت...میترسم مهمون همیشگیت بشه و تورو ازم بگیره و بکنه مال خودش...دوست ندارم ضعیف بشی...دام میخواد قوی باشی..

 

میگه : قبول داری گاهی پیش میاد؟؟؟

 

میگم : اره ولی تکرار اومدنش نگرانم میکنه...

 

میگه : قول میدم اومدنش تکراری نشه...

 

میگم : مراقب خودت باش...

 

اره دل من نزار ناامیدی مهمون همیشگیت بشه..نذار با اومدنش ضعیفت کنه...

 

تو دل منی...همه کس منی..باید قوی بمونی...

 

 

تو دل منی...مراقب خودت باش

....

 

وقتی نیستی مریض و بد حالم

 

 

وقتی هستی مست و خوشحالم

1905

 

دوستت دارم

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است

 

دقت نکرده بودم این صدا میتواند انقدر تلخ باشد

 

صدایی که مدام در گوشت میکوید

 

مشترک مورد نظر دستگاه تلفن خود را خاموش کرده است

 

میگوید  لطفا بعدا تماس  بگیرید

 

کاش میشد از خانوم اپراتور  پرسید که این بعدا چه زمانی است

 

چه زمانی....

پ-

پگاه دیدار

من همیشه هستم

 

 

همیشه ی همیشه

 

به شیرینی یه تک

 

گاهی اوقات تو ی لحظه هایی چیز هایی داریم که فک میکنیم قدرشونو میدونیم...

گاهی اوقات فقط فکر میکنیم که قدرشونو میدونیم در صورتی که حتی اون  لحظه هم قدرشونو نمیدونیم...

انقدر قدر نمیدونیم تا اون چیز رو ازمون بگیرن...

حالا شاید اون چیز...

فقط...

ی تک ساده ...

ولی وقتی ازت میگیرنشو دوباره بهت میدن...

میشه عین تنفس مصنوعی...

اون لحظس که میفهمین گاهی اوقات نباید حتی از ی تک  هم غافل موند...

به تلخی یه خون 2

بعضی حرفارو نمیشه زد و من
از همین حرفا یه عمره که پرم
آخه کی از حاله کی با خبره
من یه عمره از خودم حرف می خورم

 

زیر خاکستر من طوفانه
معنی سکوت من سکوت نیست
وقتی که از چشم تو افتادم
دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست

 

بعضی حرفا بی نهایت تلخه
اینجوری که نمیشه انکار کنم
انقدِ تلخ که دیگه می ترسم
با خودم اونارو تکرار کنم

 

 

 

انقد حالم خرابه که...

به تلخی یه خون 1

الان  که  دارم  مینویسم  اشکام  حتی  مجال نوشتن  که  هیچ  ... مجال  فکر  کردنم  نمیدن

 

اینجا  شبه  .. میگم  شب  چون  باز  من  تو  چند ساعت  پیش  گیر  کردم  و  الان  اون  چند  ساعت میشه  گذشته ...

 

پس  من  دارم  به  گذشته  فکر  میکنم ... گذشته ای  که  حال  منو  درگیر  خودش  کرده  و  حال  دلمو  خراب  کرده ...

 

منی  که  تو  قلبت  بودم  و  اروم  اروم  محو  شدم  و  با  حرفات  رفتم  تو  حاشیه ی  زندگیت...

 

تو  یادت نیست  ولی  من  خوب  یادمه ... وقتایی که  با  صدا  زدن  اسمم ... زمین  و  اسمون  به  عشق  پاکمون  غبطه  میخوردن..

 

ولی  حالا  چی ؟؟؟

 

سنگینی  حرفات  که  رو  دلم  مونده  و  داره نابودش  میکنه ...میدونی  سنگینی  حرفات  عیبی   نداره ...

 

سنگینی  رفتار  و  حرفات ...سنگینی  اینکه  همین گذشته ی  نزدیک  همین  چند  ساعت  پیش  دوسم  نداشتی  ... نه  منو  نه  نوشته هامو  و نه حتی  اسممو ...

1905

 

 

از خدا میخوام که تو رو نگیره از من

 

 

 

اگه تو نباشی میمیرم از غم

1905

سکوتی کردم ...چند لحظه به چشمانش خیره شدم

گفتم دوستت دارم...به اندازه ای که عاشق تو هستم ..

عاشق یک عشق واقعی...عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری میکنم...

به عشق این لحظه های انتظار دوستت دارم...به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا اخر عمرم عاشقتم...

به عشق اینکه تا اخرین نفس که دارم دوستت دارم...

به عشق اینکه گاه گاهی با تو و به یاد تو زیر بارون قدم میزنم...

عاشق بارونم به عشق امدن بارون...به اندازه ی تمام قطرات بارون دوستت دارم...

حالا که تورا دارم هیچ غمی جز دلتنگی تو ندارم...به اندازه ی تمام لحظات بیقراری و دلتنگی دوستت دارم...

من عاشق چشمهایت هستم...به عشق چشمهایت دوستت دارم...

یادت هست؟؟؟

سلام اول یادت هست؟...چه برق نگاهی بود..

 

پاییز اول یادت هست؟...وقتی هزاران برگ پاییزی در مقابل نگاهت زیبا امدند

 

گرمای دستانت یادت هست؟...سوز نسیم پاییزی که نتوانست ان را از بین ببرد

 

بهانه های رفتنت یادت هست؟...گرفتن بهانه هایی که نگرفتنش برایت سخت تر بود

 

حرفهایت یادت هست؟...وقتی تمام حرفهایت را از سر تصمیم رفتنت زدی و روی دیوار دلم نوشتی به من فرصت بده

 

تولدم یادت هست؟...وقتی شمع های کیک در مقابل اشک هایم ناپدید شد

وصف حال من

هزارتا درد تو  سینه ی منه

 

که واسه هر کدوم ی بار مردم

 

دردی مگه از این بزرگ تر هست

 

که هر چی بوده از خودی خوردم

 

انقده از گذشته هام خستم

 

که میخوام اینده هامو ول کنم

 

انقده غریبه دور و برم هست

 

حتی میترسم درد دل کنم

 

 

واژه

نوشته اش...

 

صدای نفس های اوست...

 

وقتی سر به سینه اش میگذارم...

 

واژه ها از میان حرف هایش محو خواهند شد..

نمیدانیم

گاهی وقت ها نمیدانیم از کجا شروع کنیم

 

نمیدانیم چه میشود

 

نمیدانیم چرا بیقراریم

 

چرا سرگردانیم

 

چرا ارام و قرار نداریم

 

تنها میدانیم

 

در این دنیا

 

نفس را هم دم به دم میفروشند

 

تنها میدانیم که هیچ چیز نمیدانیم

 

قیاس دل

غرورم گفت.........  غیر ممکنه

 

تجربه گفت.........  پستی و بلندی زیاد داره

 

عقلم گفت.........  یکم بیشتر فکر کن

 

 

ولی....

 

دلم گفت.....هیچ غیر ممکنی..غیر ممکن نیست...پس خودمو سپردم دست مشکلات ... عاقبت اینکه خودش خیلی وقته شده تمام فکر و ذهنم....

عاشقت می شوم

عاشقت می شوم .

مثل یک ماهی که بدون دریا زنده نیست . مثل یک ستاره که فقط به عشق آسمان دیدنی شده .

عاشقت می شوم .

چقدر زیباست این عشق . این دوست داشتن تو . چقدر خوبست آدم تو را داشته باشد . چقدر خوبست یک شب وقتی در خواب هستی ، یک نفر آرام از پشت در عبور کند ، در را باز کنی ،هیچ کس پشت آن نباشد . اما انگار یک نفر شبانه به یادت بوده است . چقدر خوب است در را باز کنی و ببینی کسی مثل تو ، یک ظرف پر از عشق پشت در گذاشته است .

چقدر خوب است . پس عاشقت می شوم . پای تمام سختی هایش می ایستم . پای تمام جنگ ها و ایستادگی هایت . چقدر خوبست وقتی تو هستی . وقتی می آیی و وقتی که دیگر نیازی به این فانوس ها نیست . برای روشنی اندک شب .

 

 

شب نشینی  با رادیو هفت

کنکوری های 92

                                                     کنکور 

هوای چشمان من

اين روزها هواي چشمانم باراني است...

بوي باران مي ايد....

ولي....

از باريدن خبري نيست....

من فقط او را ميخواهم...

كسي كه مي شود قهرمان اين مردم...

كسي كه قصه ي امدنش ...غصه ي ادم ها را مي شويد و با خود مي برد...

ولي من باز چشمانم را مي بندم و فقط به اشك هايم لبخند مي زنم...

چون فقط اوست كه سهمش از دنيا ...فقط انتظار و بي صبري است....

----------------------------------------------------------------------------------------

التماس دعا

حال این روزهای من...

احساس ميكنيم باز همه چيز دوباره سياه شده است....

به سياهي چشمانش كه ميرسم...

حالم اما.....

اصلا خوب نيست...

نبودنش حتي براي چندين ساعت ...

براي من به اندازه يك فصل ..ان هم زمستانی...سرد سرد میگذرد...

قصه ي من تمام غصه هاي او دردهاي اوست...

درد ميكشم وقتي نگاهم ميكند و لبخند ميزند ولي از هر لبخندي تلخ تر است...

ديدنش در اين موقعيت براي من ....از هر دردي درد اورتر است...

نگاه ميكنيم ... لبخند ميزنيم ....اما از هر گريه اي تلخ تر است....

اما....

حالمان خوب نيست...

بهترين هديه ي من...تو...

میخواهم جنگی از کلمات به تو هدیه کنم .... که هیچکس هدیه نگرفته باشد. ...

میخواهم تو را به خودم تبدیل کنم....

 میخواهم تو را به خود زبان های مهم دنیا ترجمه کنم.....

 تو هر کجا باشی عشق همانجاست....

 میخواهم تو را به عشق ترجمه کنم....

 

 شب نشيني با راديو ۷