»»مـــــرداب مـــــرده««













...دل هیچ کس نمیسوزد به حال غمناکم...
..مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سرخاکم..














...دل هیچ کس نمیسوزد به حال غمناکم...
..مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سرخاکم..


تو چه ساده می روی و …
من!
چقدر دوستت دارم هایی که بست نشسته بر گلویم!


از ياد …
از دست …
از حال …
از رو …
از بين …
به خودت که مي آيي مي بيني رفته اي !


این روزها
زیادی ساکت شده ام ؛
حرفهایم نمی دانم چرا
به جای گلو از چشمهایم بیرون می آیند !


رسیده ام
به حس برگی
که میداند باد از هر طرف بیاید
سرانجامش افتادن است !

دل هرزه ای ندارم
که از این بوم رو اون بوم بشینه …
دلخوشی آخرش تو بودی …
خاکش کردم


حرف های
دلم را هرگز کسی نمیفهمد
فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید !
روزی که در زیر خاک
گلویم را به تاراج میبرند …



آدمی که غرق شود قطعا می میرد …
چه در دریــــــــــــــا
چه در رویــــــــــــــا



روی
سنگ قبرم بنویسید
عین نخود چی های ته آجیل بود
وقتی هیچ چیز دیگه ای نبود
میومدن سراغش ...!


ای
ابر ها نبارید !
من دریا را به پایش ریختم … برنگشت !


می روم
ولی چمدانم را نمی برم …
سنگین است روزهایی که بی تو زندگی کرده ام !


میگویند
خاک سرد است
و به سادگی مرده ها فراموش میشوند
اما این روزها دلها سردتر از خاک شده اند !

![]()
دلـــــــــم
برای کسی تنگ است که آمد …
نمــاند و رفت و پـایـان داد به هرچه داشتم
…

![]()
دلتنگی ، پیچیده نیست …
یک دل …
یک آسمان …
یک بغض …
و آرزوهای ترک خورده !


![]()
ســهم
من از دنیا
نداشتن است
تنها قدم زدن و فکر کردن به کسی که هیچوقت نبود !

![]()
انقدر زمین خورده ام
که رنگ آسمان را فراموش کرده ام
بوی خاک میدهند تمام ارزوهایم !


ببخش که امانت دار خوبی نبودم …
دلی که داده بودی شکست !

