تو چه می فهمی حال روز کسی را

که دیگر هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند

هی تو نیوتن....!

تو که دم از جاذبه میزنی

مرا کشف کن

منی را که غم ها مدام جذبم می شوند

ذائقه ام پیر شده

بیست و چند سالگی ام

طعم شصت سالگی دارد

چسبیده ام کنج دیوار

مثل یک اعلامیه تسلیت

با غلط های فاحش چاپی

به طرز مضحکی

"غم انگیز"

روز مرگم در اخرین نفسم

فقط یک چیز به او خواهم گفت

اونطوری نه....!

اینطوری میرن


دلی را برایت به دریا زده بودم که از آب واهمه داشت

و تو برای من حتی دستانت را خیس هم نکردی

مدام می گفت خیالت تخت من به تو وفا دارم

و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم

برای عشق بازی تو با دیگران

همه مرا به خنده های با صدا می شناسند

و بالشت بیچاره ام به گریه های بی صدا

وقتی ارزش ها عوض می شوند

عوضی ها با ارزش می شوند

هی تو......!

تو به تمام لحظه های من

یه بودن بدهکاری

برای زندگی نه سقف می خواهم نه زمین

جغرافیای دستانت کافیست

زن که باشی

عاشق که شوی چشم سفید صدایت می کنن

راست می گویند

چشمم سفید شد

به جاده هایی که تو مسافر هیچ کدام نبودی

یه وقتایی دلت می خواد

یکی از پشت  سر چشماتو بگیره

و ازت بپرسه:

اگه گفتی من کیم؟

توهم بگی:

هرکی هستی

فقط بمون

دنبال بهانه نباش عزیزم

چشم که گذاشتم برو

و هروقت خواستی برگرد

من تا بینهایت شمردن را بلدم

"تو" نوشته های من نشو لعنتی

وگرنه بد میبینی


درتنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم  

درتنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم


در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم


در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم


در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی

 ایستادم و آرام گریه کردم


ولی اکنون می خندم آری میخندم به تمام لحظه های بچگانه ای که به خاطرت اشک هایم را

 قربانی کردم...

سخخنان کوتاه دکتر شریعتی

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند. ..


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا به سوی آنجا که بتوانی انسانتر باش
و از انچه که هستی و هستند فاصله بگیری این رسالته دائمی توست

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش.


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


انها(دشمنان)از فهمیدن تو می ترسند.از گاو که گنده تر نمیشوی می دوشنت و از اسب ..
که دونده تر نمیشوی سوارت میشوند و از خر که قوی تر نمیشوی بارت میکنند. انها از
فهمیدنتو میترسند.


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد.

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین ها
بی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد تو
تنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !
تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


معشوق من چنان لطیف است
که خود را به « بودن » نیالوده است
که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد
نه معشوق من بود . . .

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%



· اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم


%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه*ای را بالا ببری



%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%



خداوندا
از بچگی به من آموختندهمه را دوست بدار
حال که بزرگ شده ام
و
کسی را دوست می دارم
می گویند:
فراموشش کن

تـــــو بایــــــــــــــد باشــــــــــــی

تــــــــــــــــــــــــا کم نیــــــــــــــــــــاورم...

بـــــــــاید باشی تا فرامــــــــــــــوش نکنـــــــــــــــــم...

نفـــــــــــــــــس کشیــــــــــــــــــــــــدن را ..

یارم مرا عاشق کردو رفت
عشقش را بر دلم گذاشتو رفت
او که میگفت بی من فردایی نداشت
چه اسان تنهایم گذاشتو رفت

زمونه ازم پرسيد كيو بيشتر از همه دوست داري؟
من راجبه تو هيچي بهش نگفتم،
آخه رسمه زمونه اينه كه هر كي رودوست داري ازت ميگيره.

زيباتر

زيباتر

چشم تو از کهكشان راه شيري هم سراست

پيش چشمان تو ياس و ناز و مريم پر پر است

من نمي دانم چه رازي بين عشق و اسم توست

اسم تو از هر چه زيباتر ديده ام زيباتر است


قاصدک! شعر مرا از بر کن
برو آن گوشه باغ

سمت آن نرگس مست

و بخوان در گوشش و

بگو باور کن،

یک نفر یاد تو را هرگز از دل نبرد...

تقدیم به تو ای بهانه ی زندگیم

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می‌کشم

بوسه

 بوسه

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب ، لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من ، با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن ، یعنی صعود

عشق و ثروت و موفقیت

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

گريه و خنده

 

شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره
اما اوني که ميخنده هزار تا ؟
من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ،
ولي اوني که گريه ميکنه ،
به هزار تا از دردهاش خنديده.
اما جلوي يکيشون کم آورده

تنهایی یعنی

من یه موبایل دارم که صدای زنگش رو یادم نمیاد