دلتنگی..

چیزی که خرجـــــــی ندارد جـــــــاری شدن در ذهـــــــن دیـــــــگران است.... پس آنگونه جاری شـــــــوید که خنـــــــده بر لبانشـــــــان نـــــــقش بـــــــبندد ...نه نـــــــفرت در دلشـــــــان...

تنـــــــــها بودن قدرت می خواهد ....

و این قـــــــــدرت را کسی به من داد ،

که روزی می گفت: تنهایت نمی گذارم ... !!!

 

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد ؛ شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش دوست می دارد !
حالا ببین اگر خودش غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو ؛ نادیده بگیرد ،
چه قدر دوســتت دارد ....
و این را بفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد ... !!!

همانطور که دیگر شلوار پاره نشانه فقر نیست!
سکوت هم نشانه ی رضایت نیست. . . . .!

از مرگ نترسید ؛ از این بترسید که وقتی زنده هستید چیزی درون شما بمیرد

هــــر کـــَـس بــه طریقـــی دل مـــا مـــی شِـکنــــد..

امـــا تــُـو خیلــــی خلاقیـــَـت بـــه خـــــرج دادی ..!!

میترسم برایت خواب ببینم
و تو
تعبیر دیگران شوی ...

 

می دانم ديگر برای من نیستی !
اما .... دلی که تنگ باشد ...
این حرف ها را نمی فهمد ... !!!

تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی مهم نیست !!!

فقط نذار به جایی برسی که تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی

نبودن‌هایی‌ هست ........... که هیچ بودنی جبرانشان نمیکند

 

 


 

آینده...

تو شهر بازی نشسته بودم واسه خودم با دوستام .یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد پیشم بهم گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!! نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا..اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…بهش گفتم اسمت چیه…؟
-فاطمه…بخر دیگه…!
-کلاس چندمی فاطمه…؟
-میرم چهارم…اگه نمی خری برم..
-می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟
...
-بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم
(دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم)
-فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟
-باشه فقط ۳ تا !
-باشه…
-اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم
- فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت!
سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم…فقط نگاه…فقط نگاه
 

یادش بخیر..

 
امروز ناخوداگاه یاد جملات جالب کودکی هام افتادم .

کشتم شپش شپش کش شش پا را .

چایی داغه ، دایی چاقه !
...

سه شیشه شیر ، سه سیر سرشیر.

امشب شب سه شمبه س ، فردا شبم سه شمبه س ، این سه 3 شب اون سه 3 شب هر سه 3 شب سه شمبه س.

سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی.

شش سیخ جیگر سیخی شش زار

سربازی سر بازی سرسره بازی سر سرباز سرسره بازی را شکست.

آن مان نماران، دو دو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی

دختره این‌جا نشسته گریه می‌کنه زاری می‌کنه از برای من یکی رو بزن!!

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده!...سواد داری؟!!! نچ نچ نچ ، بی سوادی ؟!

ده، بیست، سه پونزده، هزار و شصت و شونزده هر کی میگه شونزده نیست هیفده هیجده نوزده بیست ...

* ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی ، صندلی هاش فنر داره، نشستنش خطر داره

* دم دم دم آقای مقدم یک چایی خوردم پولش رو ندادم

* پسرا شیرن مثل شمشیرن ...

یادش بخیر

123

آقا: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته. -دکتر: من یک هفته پیش آپاندیس زنت را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشه؟ -آقا: نه، ولی یک مرد که می تونه دو تا زن داشته باشه.

رفته بودیم یه جا مهمونی، صاحب خونه یه دختر ملوس داشت، 3،4سالش بود، دیوار
راستو میرفت بالا!
نازش کردم، بوسیدمش و بهش با لحن بچه گونه گفتم:
خاله دون، جن سالته عجیییجم؟ اسمتو بهم میگی خانومه خوججل؟
چند ثانیه تو چشام نگاه کرد، بعدش خیلی جدی گفت:
احمق، مثل آدم حرف بزن ببینم چی میگی ..!

باید هی رنگ عوض کنی تا دوستت داشته باشن, اگه ساده ای اگه باوفایی اگه یک رنگی همیشه تنهایی...

 

به سلامتی...

به سلامتی پدری که «نمی‌توانم» را در چشمانش زیاد دیدیم، ولی از زبانش هرگز نشنیدم…به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید، اما واسه خیلی‌ها پدری کرد…به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف می‌پوشه، میره کارگری برای سیرکردن شکم بچه‌اش، اما بچه‌اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه…به سلامتی اون پدری که شادی‌ شو بازن و بچش تقسیم می‌کنه اما غصه‌ شو با سیگار و دودش…به سلامتی پدری که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن…

!!!!!

هست " را اگر قدر ندانی میشود "بود"!!!!......
و چه تلخ است "هستی" که "بود" میشود!......
"دارمی" که "داشتم"......!!

---------------

متلك بسيجی به دخترها:
1.خوشکله نمازتوخوندي
2.روزه هاتوبگيرم برات جيگر
3.وقت داري بريم مسجد
4.خواهرم اندامت بوي كربلا ميده
5.شهيدتم
6.شمارتو بده نمازصبح بيدارت كنم.

-------------------

 

پدردستشو گذاشت رو شونه پسرش و ازش پرسید:

تو قویتری یا من؟ پسر گفت : من

پدر با دلشکستگی دوباره پرسید : تو قویتری یا من؟
...
پسر گفت : من

پدر با دلی گرفته و به یاد همه زحمتهایی که کشیده بود دستشو

برداشتو دو قدم دورتر رفت و باز پرسید:تو قویتری یا من ؟

پسر گفت : شما

پدر گفت : چرا نظرت عوض شد ؟

پسر گفت : وقتی دستت رو شونه ام بود فکر میکردم دنیا
پشتمه .. .

سلامتیه همه پدرا
--------------
وقتی قبلا بهترین هــــا رو توی یه نفر دیــــده باشی ؛

ســخت می تونی خوبــــی ها رو تو یکی دیگـــه پیدا کنی....!!!
-----------------------
 
سیگار بکش ؛

مست کن؛

بغض کن ؛
... ... ... ...
گریه کن ؛

دق کن !

ولی .... با ادم بی ارزش درد و دل نکن ... !!
-----------------
 

...

حیفن..!!

این دخــــترایی که چشماشون آبی نیست .. عسلی نیست .. همیشه یه رنگه !!
اینایـــی که All Star می پوشن جا "کالج" و پاشنه بلند !
اینایی که هیچ وقـــــــــت نگران پاک شدن رژ لبشون نیستن !
اینایی که موهاشـــــــــــون همیشه یه رنگه !

... اینایی که عکـــــــس بدون ادیت میذارن فیس بوکشــــون.
... اینایی که فرت و فرت سمفونی "ایـــش" "ایـش" راه نمیدازن.
این دختــــــرایی که هیچ وقت "خَـزه" و "جواده" نمیاد تو دهنشون.
ایـــــن دختـــرایی که اگـــه با یکـــــی باشَن تـــا تهِش هستـــــن !!
پــــــول و مــــاشین و قیـــــافه واسَشــــون مهــــــم نیســــــــــت !!

ایـــــــــن دخترایـی که خیـلی مَـردن !

وای... وای... اینا... قـــــــــــدر اینا رو بدونید، اینا خیـــــلی حیفن !!
 

فهمیده ام که.....

فهميده ام که:

سن فقط يک عدد نيست،معياري براي چشيدن سرد و گرم روزگاره و به همين دليل،خيلي از همسال هاي من جواني 80 ساله هستند.
------------------
فهميده ام كه:
دوره ي ارزاني است,چه شرافت ارزان,تن عريان ارزان و دروغ از همه چيز ارزانتر,آبرو قيمت يك تكه ي نان و چه تخفيف بزرگي خورده ست,قيمت هر انسان...
-----------------
فهمیدم که تنها بودن بی منت ترین حس دنیاست چون برای تنهایی نیاز به هیـــچ کــس نداری...
----------------
فهمیده ام که هیچکس کامل نیست و نباید معایب کسی رو تو سرش زد مگه اینکه عیباش غیر انسانی باشن و خودش بخواد اون عیبو داشته باشه تا سود ببره...
 ------------
فهمیده ام که دیگه هیچی نشونه هیچی نیست !! نه دوست داشتن دلیل موندنه نه نفرت دلیله رفتن!! نه خنده دلیل شادیه نه گریه دلیل غصه دار بودن...
فهمیده ام که روزگار غریبیست!!!
----------------------
 

جملات زیبا!!

وقتی یک آدم رو به اندازه ی یک دنیا واسه خودت بزرگ میکنی ، کوچکترین اشتباهش ، بزرگترین ضربه ی زندگی رو بهت میزنه .

------------------------------

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف می پوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش، اما بچه اش خجالت می کشه به دوستاش بگه این پدرمه!

---------------------------

هیچ وقت از مخترع بالش به درستی قدردانی نشد با اینکه بدون برق میشه خوابید اما بدون بالش نمیشه

---------------------

 

خدایا

یا خیلی برگردون عقب...

با بزن بره جلو!!!
...
اینجای زندگی دلم خیلی گرفته......
 
-----------------------------------
 
مــــــردم
پسری 23 ساله رو "تنبل چاقالو" صدا میکردند
اما هیچ کس نمیدونست
پسر بخاطر بیـــماریـــشه که اضافه وزن داره ..!
... مــــــردم
... زنی 40 ساله رو "سنگدل" خطاب میکردند
چون هیچ وقت روزا خونه نبود تا پیش بچه هاش باشه
اما هیچ کس نمیدونست زن بیـــکــَس است
و برای پر کردن شکم بچه هاش باید سخت کار کند
مــــــردم
مردی 57 ساله رو "بی ریخت" صدا میکردند
اما هیچ کس نمیدونست که مرد زیبایی صورتش را
در راه حفظ وطنش فدا کرده !

و هر روز مردم و مـن و تــو
به غــلط قضاوت می کنیم...
---------------------
براي بعضي دردها،نه مي توان گريه كرد...
نه مي توان فرياد زد...
براي بعضي دردها فقط مي توان
نگاهي كردو لبخندي زدو بي صدا شكست...
-------------------------
دیشب که نمیدانستم برای کدامیک ازدردهایم گریه کنم،کلی خندیدم (هدایت)
 

...!!

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ...

---------------------------------------

ما تو خونه عاشق سالاد شیرازی هستیم مخصوصا من و داداشم که 5سال ازم بزرگتره...
جوری که همیشه نصفه ظرف سالاد مال ما دوتاس نصف دیگش ماله بقیه منم همیشه عادت داشتم و دارم که سالادمو آخر غذا می خورم اما داداشم همراه غذا میخوره
یادمه وقتی خیلی کوچیک بودم همیشه بعد از غذا داداشم که سالادش رو تا آخر خورده بود میمود سراغ من که سالادم رو نخورده بودم بهم میگفت بیا بریم بازی کنیم بعد منو میبرد تو اتاق خودش دراز میکشید رو تخت میگفت یعنی تو مامانمی منم بچتم بعد گریه میکرد می گفت مامانیییییییی من سالاد میخوام
منم حس مادر بودن بهم دست میداد جوگیر میشدم با کمال رضایت قاشق قاشق سالادمو میکردم دهنش.... هروقت یادم میاد دلم میخواد خفش کنم

--------------------------

بابا هه بچهاشو جمع كرده بود تعريف ميكرد اون روزا براي ما يه جفت كفش ميخريدن ميرفت تا سال اينده حالا شما سالي سه چهارجفت دارين ما كتابا مونو تو پلاستيك ميزاشتيم ميرفتيم مدرسه شما كيف دارين كوله دارين غذا ها كه شما ميخوريد اون روزا نبود . . . . هي داشت از نبودا ميگفت كه بچه كوچيكه گفت.
پس بابا بايد خوشحال باشي كه داري با ما زندگی ميكني مگه نه:))

--------------------------------

دلایل خلقت زن :

خدا میدونست یه روزی مرد نیاز داره یک کسی‌ کنترل تلویزیون رو بهش بده.
خدا میدونست که مرد هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
خدا میدونست كه مرد يادش ميره آشغالا رو بيرون ببره..
خدا مي خواست مرد بارور و تكثير شود ، اما خدا میدونست كه مرد تحمل درد زايمان رو نداره..
و خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از اين هم مي تونم خلق كنم ….:)))))))))

------------------------------

تو قطار اهواز-تهران زنه سينشو درآورد هى به بچش ميگفت ميمى بخور،بچه گريه ميكرد و شير نميخورد. مامانش گفت:اگه نخوري ميدم اين عمو لره بخوره! قضيه تا نزديك تهران ادامه داشت و بچه شير نخورد، لره با ناراحتي به زنه گفت: آخرش ايخوره يا نه، مو ايخواستم انديمشك پیاده باوم
:|

----------------------------------

 

...!!

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ...

---------------------------------------

ما تو خونه عاشق سالاد شیرازی هستیم مخصوصا من و داداشم که 5سال ازم بزرگتره...
جوری که همیشه نصفه ظرف سالاد مال ما دوتاس نصف دیگش ماله بقیه منم همیشه عادت داشتم و دارم که سالادمو آخر غذا می خورم اما داداشم همراه غذا میخوره
یادمه وقتی خیلی کوچیک بودم همیشه بعد از غذا داداشم که سالادش رو تا آخر خورده بود میمود سراغ من که سالادم رو نخورده بودم بهم میگفت بیا بریم بازی کنیم بعد منو میبرد تو اتاق خودش دراز میکشید رو تخت میگفت یعنی تو مامانمی منم بچتم بعد گریه میکرد می گفت مامانیییییییی من سالاد میخوام
منم حس مادر بودن بهم دست میداد جوگیر میشدم با کمال رضایت قاشق قاشق سالادمو میکردم دهنش.... هروقت یادم میاد دلم میخواد خفش کنم

--------------------------

بابا هه بچهاشو جمع كرده بود تعريف ميكرد اون روزا براي ما يه جفت كفش ميخريدن ميرفت تا سال اينده حالا شما سالي سه چهارجفت دارين ما كتابا مونو تو پلاستيك ميزاشتيم ميرفتيم مدرسه شما كيف دارين كوله دارين غذا ها كه شما ميخوريد اون روزا نبود . . . . هي داشت از نبودا ميگفت كه بچه كوچيكه گفت.
پس بابا بايد خوشحال باشي كه داري با ما زندگی ميكني مگه نه:))

--------------------------------

دلایل خلقت زن :

خدا میدونست یه روزی مرد نیاز داره یک کسی‌ کنترل تلویزیون رو بهش بده.
خدا میدونست که مرد هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
خدا میدونست كه مرد يادش ميره آشغالا رو بيرون ببره..
خدا مي خواست مرد بارور و تكثير شود ، اما خدا میدونست كه مرد تحمل درد زايمان رو نداره..
و خدا به آدم نگاه كرد و گفت : من بهتر از اين هم مي تونم خلق كنم ….:)))))))))

------------------------------

تو قطار اهواز-تهران زنه سينشو درآورد هى به بچش ميگفت ميمى بخور،بچه گريه ميكرد و شير نميخورد. مامانش گفت:اگه نخوري ميدم اين عمو لره بخوره! قضيه تا نزديك تهران ادامه داشت و بچه شير نخورد، لره با ناراحتي به زنه گفت: آخرش ايخوره يا نه، مو ايخواستم انديمشك پیاده باوم
:|

----------------------------------

 

طنز دیکشنری امتحان

 تقلب:
یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد ومراقبان می تواند نوع هلویش از هسته دار وخاردار تا آب  هلو با طعم موز و عشق و حال متغیر باشد.بیراهه ای که اتفاقا آخرش به هدف ختم می شود.یک نوع وسیله درس پاس کن نا مشروع.
 

شب امتحان:
شب ملخ.شب ظلمانی یلدا.شب سوانح وسوختگی نا کجا آباد دانشجو.شبی که در آن  نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند.در این شب انسان تمام مصائب  تاریخ بشر را به صورت کنسانتره نوش جان می کند.یک نوع زلزله در میان ایام سال.

شب چشمهای پف کرده ودهان های کف کرده.شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو.

جزوه:
یک جور کاتالیزور که در صورت همکاری ابروبادومه وخورشیدواینا دانشجورا به سمت  پاس شدن درس هل می دهد.تمام همه علم بشری.چکیده دانش تاریخ مصرف گذشته استاد. وسیله ای که معمولا دانشجو با آن سر کار گذاشته می شود.تنها شاهد ماجرای سوخاری شدن دانشجو در شب امتحان.قوت قلبی که عاقبت آفت قلب می شود.

مراقب:
موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه
چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد.  سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند.گالری ضدحال.موجودی که  روی سینه اش نوشته شده:من مراقبم،شما چطور؟ یک نوع تله موش زنده.

روزامتحان:
روزی که درآن خورشید طلوع نمی کند.زمانی برای جفتک زدن اسب ها،لحظه ای که  درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.روز شغال.روزی که درآن نگاه ها عمیق می شوند.روزلبخندهای استراتژیک.روزی که در آن دوست ودشمن با هم ودر کنار هم به قربانگاه می روند.

نمره:
تبلور میزان دانش،مهارت ودودره بازی دانشجو،بهانه ای همیشگی برای اعتراض. وسیله ای که استادبا آن چه ها که نمی کند!عاملی که برای بدست آوردن آن دانشجو علاوه برخرزدن،اعمال شنیع دیگری رانیز باید انجام دهدکه قلم دروصف آن قاصراست!

سؤال:
یک نوع شعورسنج استاد ودانشجو.کلمات نفرت انگیزی که به نوبت وتک تک مثل نیزه در چشم دانشجوفرو میروندولحظه به لحظه او را به عمق نادانی اش واقف تر می کنند. لورفتن آنها به حماسه سازی دانشجویان منتهی میشود.انواع مختلف آن از تشریحی  سیانوری تاتستی گوگوری مگوری متغیراست.

استاد:
منبع علم،ژنراتوردانش،نیروگاه انسانیت،تبلوردانایی،کوه توانایی،مایه افتخارما،بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم،خودصفا،اندوفا،دارنده انواع واقسام شفا،ضدجفا، یاری گر ضعفا،معلم الخلفا......

دیکشنری شیرازی

 = ها والوو

No = نه کاکو

Really!! = نه آمو؟؟

Why? = بری چی چی؟

bye = کاری باری؟

maybe = گاسم

leave me alone = آم برو او ورو بیزو باد بیاد

u made me confused = آم کله پرک گرفتم

wow = ووی آمووو

come here = بی اینجو

Take it easy = عامو ولش کن،حوصله داری شمو هم ماشاللو

so cute = جونم مرگ نشی!

that’s true = همی نه

I took my shoes and scapped = ارسیو زدم زیر چلم گوروختم

Gas Square = فلکه ی گازو

Hard = قایم

Tape = نیوار

Slow down! = حالو چه خبره؟

You are disgusting = جیگری بشی

Sunshine = آفتوو

Great = باریکلوو

Excuse = بونه

Dear = گمپ گلم

when sb eats too much = عام بپوکی

wait = صبرم بده،امونم بده

good quality = خوبوو

‎lizard = کلپوک

washing yourself before praying = دسنماز

a square shape device that you can pray on it = جنماز

How are you = باکیت نی؟ !!