یکی گفت: چه دنیای بدی

حتی شاخه های گل هم خار دارند .

دیگری گفت :چه دنیای خوبی

حتی شاخه های پرخار هم گل دارند.

عظمت در نگاه است
نه در چیزی که می نگریم!

 

تولدت مبارک...

تولــــــــــــــــــــــدت مبـــــــارک...

غمگین نشوووو...

غمگین نشو

وقتی کسی "تلاشت" را نمی بیند

و هنرت را درک نمی کند.


طلوع خورشید منظره ای تماشایی است


اما بیشتر مردم،

همیشه ی خدا آن موقع صبح خواب هستند!

 

 

شب قدر

امشب …


از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد …


امشب چشمانم را با آب توبه می شویم


و کلام قرآن در دهانم می ریزم


تا خواب چشمانم را نیازآرد …

 

یا رب ز تو امروز عطا می طلبم


هشیاری و بخشش خطا می طلبم


مقبولی روزه و نماز و طاعات


از درگه لطفت به دعا می طلبم

التماس دعا

از خودم می آیم


از منی که درون خود ساخته ام


از حس تعلقی که تورا رها نمی کند

پا برهنه ام


کفش هایم را بخشیده ام به رفتنت


و رویاهای مچاله شده ام را


لای روزنامه های باطله پیچیده ام


و در سبد آرزوهای دور ،ریخته ام


ریخته ام

تمام شد


صدایی نیست


لب هایم فروخفته اند در سکوت


و واژه های عاشقانه ام در عمیق ترین نقطه ی کاغذم

غرق شدند


انگار شکستنم ترمز ندارد


تمام آسمانم را زمین جذب میکند

و دلتنگی هایم وسیع تر می شوند


تا پای غروبی همیشگی را امضاء کنم

من


در فصل انقراض هوا


نبودنت را نفس عمیق میکشم


و تو


هنوز سرگرم رفتنی


از ثانیه هایی که سرنوشت تلخ


دقایقم را می شمارند

لبخند بزن...

محتاط باشیم


در سرزنش


و قضاوت کردن دیگران


وقتی نه از دیروز او


خبر داریم!


و نه از فردای خودمان!!!

 

لبخند بزن ....

بگذار همه ببینند

از دیروز قوی تر هستی!!!

شازده کوچولو...

شازدِهـ ڪوچولو پُرسید:


بَرزَخ یَعنے چے ؟


روباهـ گُفتــ


یعنے وَقتے هَستــ


با ڪاراموڹ هَمدیگرو میرَنجونیمــ


وَقتے هَمـ نیستــ


جاےِ خالیشــ اونقَدر حِسـ میشہ


ڪِہ هیچے نِمیتونہ پُرِشـ ڪُنہ..!

خــــدایا بحق این ماه عزیز


کسی که الان این متنو میخونه


در سخت ‌ترین لحظه ها


یاریش کن تا همیشه


بتونه همچون "نوری" در


تاریک ‌ترین و سخت‌ترین


لحظه‌ها بدرخشه ...

طاعات و عباداتتون قبول


درگاه حق...


التماس دعا...

توبه من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

وتو رفتی و هنوز،

سال ها هست که در گوش من آرام،آرام

خش خش گام تو تکرارکنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت

!!!!

ﻧـﺎﺑﯿﻨﺎ ﻏﺼـﻪ ﻧﺨﻮﺭ


ﺩﺭ ﺩﻧﯿـﺎ ﭼﯿـﺰ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺑـﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻭﺟـﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭد

ﻣﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿـﻢ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﮐﻮﺭﯼ ﺯﺩﻩ ﺍﯾـﻢ

ﺑـﺎﻭﺭ ﮐﻦ!!!

ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ‌ﺷﺎﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ . .


ﮔـﺮﮒ ﻫﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻧﺸﺎﻥ . .


ﻋﻘــﺎﺏ ﻫﺎ ﺳﻘﻮﻃﺸﺎﻥ

و انسانها درونشان...