نگاه کن تمام هستی ام خراب میشود

‌.این روزا خیلی بهت فکر میکنم

به دستای کوچیکت که تو دستام جا میگیره

به نگاهت

به خنده های بی بهونه ات

دوست دارم تمام این دنیا رو باهات بگردم ❤️

برای فرزندم

برای فرزندم

که خاطراتم را ورق بزند

از همین جا شروع میکنم دوباره به نوشتن

 

قامتم خم شد و پشتم بشکست

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز .

دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز .

در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز .

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز ....

حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن ....

دخترم امروز برای تو مینویسم ...

سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی ... قد کشیدی و خانوم شدی

دلم میخواهد تو را از همه ی پسرهای محله و مدرسه و دانشگاه دور کنم

دلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون بروی ...

دلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینی ....

دخترم میدانم از من متنفر میشوی ...

میدانم مرا بدترین مادر دنیا میدانی ...

میدانم ... خوب میدانم ...

اما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی مادرت آمد ... چگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شد ...

از مادر گله نمیکنی....

دخترم وقتی سنت هنوز دگیر احساس و است و منطق نمیشناسد... عاشق میشوی

دخترم عاشقی درد دارد

بمیرد مادر و درد آنروزهایت را نبیند.....

"♥ άЯ їקּ ♠♣"

لیاقت می خواهد واژه " ما " شدن

لیاقت می خواهد "شریک " شدن

تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروزت

من خوشم به خلوت تنهایی ام

تو بخند به امروز...

من میخندم به فرداهایت..

و کاش نگذرد...

تمام غصه دلت از آنجا شروع ميشود كه دلت گير كسي مي شود
شروع ميكني به خرج كردن تمام پس انداز دلت
زماني حتي متوجه نميشوي پس انداز دلت كه تمام شده هيچ ... خود ِ دلت را نيز داده اي رفته ...
بعد نگاه ميكني به دستانت كه خاليست ...
نگاه ميكني به لبخند معنا داره او كه دلت زير پايش است ...
نگاه ميكني به تمام چيزهايي كه حتي اگر سالها بگذرد ديگر مثل اولش نميشود...
نگاه ميكني به روزهايي كه رفت ... به او ...
به او كه ... رفت...
هيچ كس نمي تواند حس كند كه كجا كمرت شكست ...
هيچ كس نمي تواند بفهمد چه بر سر احساست آمد...
باقيمانده غرورت را جمع ميكني و خودت را از همه دور ميكني ...
سالها ميگذرد و هيچ كس نميفهمد چرا ديگر دلداده اي نداري ...
چرا ديگر اعتمادي نداري ...
ميگذرد و هيچ كس نميفهمد چه دماري از تو در آمده است ...
ميگذرد و كاش خدا نگذرد ...نگذرد ...
♥ άЯ їקּ ♠♣


چند سال گذشت و حالا همه دلخوشیم آریان برادرزادمه

جای اونایی که جای خدا تصمیم گرفتن و پیش پیش سونوگرافی میکردن و میگفتن بچه های شما کج و کله میشن خالی ....چقدر خنده دارو مسخره ....

هی خدا ..........


گرگها همیشه زوزه نمیکشند . . .
گاهی هم می گویند :
دوستت دارم . . .
و زودتر از آنکه بفهمی بره ای ، میدرند خاطراتت را . . .
و تو میمانی با تنی که بوی گرگ گرفته . . . !


آن سوی همه ی دلتنگیها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه ی نداشتنهاست...!


کنارم گذاشتي تا تلخم کني...

شرابي شدم ناب...
حالا خماري ام را بکش...