خاطرات....

اخیییییی چه روزایی بود ...

وچقددلتنگ روزایی که دلخوشیم اومدن اینجا بود...

بابا ماهم شاخ بودیمااااااا وقتی اینستایی درکار نبود ببین ما وب داشتیم

البته که یادمم رفته چجوری ریکو میدادیم و وبای اپدیتو پیدا میکردیم

تـــ و ر و ح  . . .

 

خداییش ادم چقدمیتونه بیشور وبی معرفت باشه؟؟

 

به خدا گفتم خداجون تو که میدونستی تنهام میذاره

چرا اجازه دادی وارد زندگیم بشه؟!

گفت اونطوری که اون لاشی گفت دوست داره

منم باور کردمـــــ...

.......................

دلمو با عکست خوش میکنم

قول داد ام که برم

با عکست حرف میزنم

برای عکست دیونه بازی میکنم

عکستو بوس میکنم

و خودمو گول میزنم

که هستی

که عاشقی

که دلت...

راستی دلتـــ...؟!

............................

رفتم پیش خدا و گفتم

خداجونی 5سال از عمرمو کم کن اونی که میخوامشو بهم بده

گفت:نمیشه...

گفتم اقا خب 10سال کم کن بعد بزار پیشم باشه

گفت:نمیشه...

خب 20سال کم کن

گفتش:نمیشه دیگه

گفتم خدا جونم کل عمرمو میدم فقط بذا یه روز فقط یه روز زنده بمونمو کنارش باشن

خدا بغضش گرفتو گفت

لعنت به قانون ادما

نمیــــخوادتـــــــ

بمیری هم فایده ندارهـــ...

 

 

منـ ، تنهــــاییـ

 

من از تو چیزی نمیخواهم

فقط از قول من به آن لعنتی که عاشقانه دوستت دارد

 

 بگو:

 

"حلالم کند"

 

که هنوز شب ها با یاد تو میخوابم...

....................

بـــرای فـــرامـوش کــردنــَـت ، هـَــر شــَـب آرزوی آلـزایـمـــر مـی کنـــَـم ...

خــوش بــه حــالِ تـو ...

کــه وقتــی " او " آمـــد .. بـدونِ هـیـــچ دردِ ســَــری ،

فـــرامــوشـــَـــــم کـــَــردی ...!!

 *******************

وای که چقد حوصلم سر رفته

اقا یکی بیاد زیر این حوصله ی مارو خاموش کنه همش ریخت که

هوووووووووووووف میرم کتابمو بخونم اینجا ک همون یذرشم که مونده بود ریخت

هه...بیست5

اگه میخوای کســـــــــــیو از دســت بدی … ! دوسش داشته باش…. "همین"

..........................

 

به ســــلامتی دُختـــــری که

 


وقتی قول داد که عشــقش رو ترک نمیکنه

 


وقتی قول داد که بهش هرگز خیانت نمیکنه

 


وقتی قول داد که کلید قلبش فقط مال  اونه

 


وقتی قول داد و گفت دوستت دارم و برات صبر میکنم ..

 


وقتی قول داد

 


قولش از صــــدتا مــرد بالا تر بود و به همش عـــمل کرد ..

 


حرفــــش حرف بود و

 


عشـــقش عشق بود ..

 

..........................

 

باید ب بعضیام گف :

 

ناراحت نباش من نشدم

 

یکی دیگه

 

تو ک کلا عادت داری عزیزم

 

اینم روش

 

یک روز می رسد...


یک ملافه سفید پایان می دهد...

به من...

به شیطنت هایم...

به بازیگوشی هایم...

به خنده های بلندم...

روزی که همه با دیدن عکسم

بغض می کنند و می گویند:

دیوانه دلمان برای مسخره بازی هایت تنگ شده !!!!

هه...

...................

شـــاید برایت عجیب ســت این همه آرامشـــم !

خــودمـــانی بگویــم ؛ …

به آخر که برسی ، دیگر فقط نـــگاه میکنــی . . .

...................

بــرایم از بـازار

یــک بـغـض خـوب بخـر ..

ایـن بغـضـی که مـن دارم ،

هــر روز میـشکنــد ..

 ...................

دلت که آرام نباشد...

خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ،

بیخیالیهایت هم دردی دوا نمیکنند...

کافیست بهانه اش جور شود،

بغض امان نمیدهد

....................

وقتی چشمانم را روی هم می گذارم…

خواب مرا نمی برد…

تو را می آورد!!!

از میان فرسنگ ها …

فاصـــــــــــــــــــــــــــــــــــله…

کاشــ یکی پیـدا میشد کـ ه وقتـی میدیـد گلـوت ابـر داره و چشـات بارونــ ،

 بـ ه جـای اینکـ ه بپـرسـ ه : چتـ ه ؟ چیــشده ؟!

بـغـلـت کنــ ه و بگـ ه : " گریــ ه کن " ...