بازگشت صمیمی

...روزی تو خواهی آمد

با تقدیم بهترین سلام ها و داشتن آرزوی خیر برای همه همراهان عزیزتر از جانم

سال نو شد و تلنگری بود برای ما که باز به فکر فرو بریم "چرا چشمان کم سوی مان به جمال مولایمان در سال پیش منور نشد...

اما این خود به تنهایی کافی نیست بل باید فهمید که چه باید کرد؟

عمل به موقعمان چه باید باشد؟

آیا وقتی به یمن قدوم مبارک حضرت۰عج۰ روز، نو شود در اون نوروز انتظار داشتن تحول در حال خود را داریم؟

توقع تدبیر در امورمان را می توانیم از خدای متعال داشته باشیم؟

به نظرم تنها میتوانیم بگوییم ...

۰ای خدای تغییر دهنده قلوب، ما را در داشتن انتظار مولایمان ثابت قدم نگه دار...

آمین یا رب العالمین

منتظران چشم انتظار امام موسى صدر


 
لبنانى‌ها چشم انتظار امام موسى صدر

با نزديک شدن به سقوط حکومت معمر قذافى، ديکتاتور ليبى بحث سرنوشت امام موسى صدر و همراهانش مجددا بر سر زبان‌ها افتاده است. فردى که 32 سال پيش به همراه دو نفر از دوستانش در ليبى به طور مرموزى ناپديد شد و تا به حال هيچ خبرى از او نيست.

ادامه نوشته

تشيّع بدون ولايت فقيه قابل تصور نيست

/ ديدگاه آيت‎الله مهدوي كني درباره امام(ره) و ولايت فقيه/

خبرگزاري فارس: همه فقها ولايت فقيه را قبول دارند؛ اختلاف نظر در محدوده اختيارات فقيه است والّا هيچ فقيه شيعه‌اي نيست كه ولايت فقيه را قبول نداشته باشد، چون نمي‌شود تشيّع را بدون ولايت فقيه تصور كرد.


من معتقدم كه برداشت‌هاي مختلف از منش شخصيت‌هاي بزرگي چون امام خميني(ره) و سيره وجودي آنها تا حدّي طبيعي است، چون اينها شخصيت‌هاي محدودي نيستند و ممكن است اين برداشت‌ها از روي سوء نيت هم نباشد. اين لازمه بزرگي شخصيت آنهاست كه پويا هستند و اين پويايي خيلي هم خوب است، منتهي به شرط اينكه انسان اصل خط را حفظ و از آن خط اصلي شعبه‌هايي را منشعب كند و پيش برود، چون بالاخره يك حركت انقلابي، يك حركت سياسي و حتي يك حركت ديني، همپاي تحولاتي كه در دنيا رخ مي‌دهند، قهراً‌ متحول خواهد شد و نمي‌توان در همان شكل اوليه به حالت جمود باقي ماند، اما اصول و روح خط و انديشه و مكتب بايد باقي بماند؛ مسلماً در مسائل تعبدي و عبادي، اين تحليل و توصيف صدق نمي‌كند.
بنده معتقدم امام به چند چيز به طور جدي تكيه داشتند كه آنها بايد محفوظ بمانند.

* اسلام مسئله اصلي امام بود

ادامه نوشته

ریشه تحول در کشورهای عربی

ریشه تحول در کشورهای عربی

نویسنده : سيد محمد صدر

طوفانی که از تونس آغاز شد شهر به شهر و کشور به کشور شمال آفریقا و خاورمیانه را درمى‌نوردد و آثار غیر قابل انتظاری را برجای می‌گذارد. اخبار این تحولات در رسانه‌ها زیاد مورد توجه قرار می‌گیرد ولی ریشه‌های این تحولات کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. دکتر سید محمد صدر، معاون عربى و آفريقايى وزارت امور خارجه دوران اصلاحات، در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی به این موضوع پرداخته است:

ادامه نوشته

زيارت عاشورا

داستان شگفت انگيز مرحوم آيةاللّه حاج شيخ حسن صافي اصفهاني قدس سره و زيارت عاشورا
در عصر بحراني و وانفساي رضاشاه، داستان پر هيجان آيةاللّه صافي و پدرشان آقا نصراللّه رخ مي دهد.

آيةاللّه صافي مردي بود متدين و با اراده، نسبت به اهل البيت عليهم السلام بسيار دل داده و سالك، پر تلاش

و كم صحبت و داراي صَمت و سكوتي كه همه را به شگفتي وامي داشت. زيرا تنها صحبت ايشان در وقت درس

و يا جواب مسئله علمي و ديني بود و كساني كه سِمت استادي و يا شاگردي و يا معاشرت با ايشان داشتند،

همه گواه بر اين مطلب مي باشند.

آيةاللّه صافي با اين كه با اساتيد بزرگ علمي و سلوكي و اخلاقي بي شماري برخورد داشت و ناگزير قضايا و

مطالب چشمگيري از كرامات و بزرگواري آنها اطلاع داشت و يا قضاياي مهمي براي خودشان اتفاق افتاده بود،

ولي هيچ گاه سخني از اينگونه مطالب بيان نمي كرد، مبادا موجب خودستايي و... شود و در هر حال در فكر

اصلاح نفس خويش بود.

آيةاللّه صافي يكي از مردان اهل سرّ بود. كساني كه با ايشان حشر داشتند به آساني اين خصيصه را در

ايشان مي يافتند و هميشه از بيان قضايايي كه به نحوي براي ايشان كرامتي محسوب مي شد ابا داشتند، و

اگر براي اصحاب خاص الخاص خود مطلبي را به عنوان آگاهي و تذكر و عبرت و نصيحت بيان مي فرمودند، تعهد

مي گرفتند كه براي ديگران بازگو نشود. زيرا هر كس اهليت اين مطالب را ندارد. و چه بسا جريانات مهمي كه

در دوران حيات ايشان اتفاق افتاده باشد كه در گستره سينه پر خاطره خود، مخفي داشت و با خود زير خاك

برد تا رازها و اسرارش، رمزي پنهان بين خود و خداي خود باشد، هنيئاً له و سقاه اللّه من يد مولاه اميرالمؤمنين

علي بن ابيطالب عليه السلام.

و اين همان حيات طيبه اي است كه خداوند سبحان در قرآن مجيد فرموده است: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ

أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛ هر مؤمني، كردار شايسته

داشته باشد از مرد و زن، پس زندگاني پاكيزه و طيب به او مي دهيم و به ايشان مزدشان را بهتر از آنچه كه

انجام مي دادند خواهيم داد.»(16)

آيةاللّه صافي اين داستان را با اصرار خانواده به عنوان تنبيه و آموزش و پند و اندرز حدود 8 ماه قبل از فوتشان،

براي فرزندانشان بيان كرده اند و فرمودند: مي ترسم حمل بر خود ستايي شود. بالاخره با اصرار زياد، ايشان

مدّت كوتاهي سر را به زير مي اندازند و چيزي نمي گويند. بعد سر را بلند مي كنند، در حالي كه دانه هاي

اشك چون مرواريد غلطان در چشمان رنجورشان موج مي زده و بر گونه هايشان گل بوسه مي گرفته، نگاهي

به فرزندانشان مي اندازند؛ به طوري كه دل فرزندان را بسوي وادي هاي جذبه و سلوك خويش مي كشانند و با

استعاذه به پروردگار متعال از شرّ شيطان رجيم، كلام خود را آغاز مي كنند و مي فرمايند:

اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. من اين قضيه را به خاطر چند نكته آموزنده براي شما

بيان مي كنم ؛ اميدوارم كه خداي متعال همه را از شرّ اين نفس طاغي و بازي گر حفظ كند.

اشراری با اسب روی جسد اباعبدالله رژه رفتند



آیت الله حائری: اگر نادان‌ها پا روی عکس امام(ره) گذاشتند اشراری با اسب روی جسد اباعبدالله رژه رفتند

نماینده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه امام حسین (ع ) در عاشورا همه مصائب را تحمل کرد تا بصیرت مردم افزایش یابد، افزود: انقلاب امام خمینی (ره) محصول عاشورا بود و اگر نادان‌ها پا روی عکس امام (ره) گذاشتند، اشراری با اسب روی جسد اباعبدالله رژه رفتند.

به گزارش ایرنا، آیت‌الله "محی‌الدین حائری شیرازی" روز شنبه در جمع طلاب حوزه مستوفی رشت اظهار داشت :بیداری، هوشیاری و ایجاد بصیرت در مردم سبب پیروزی می شود و اگر در مواقع ضروری نسبت به وقایع واکنش نشان داده شود، ضرر به نفع تبدیل می‌شود.

وی افزود: اگر هر کس به وظیفه خود عمل کند همه شرایط به سود انسان تمام می‌شود.

وی هتک حرمت اخیر امام خمینی (ره) را مشابه بی احترامی قبل از پیروزی انقلاب در روزنامه اطلاعات به امام

عنوان کرد و اظهار داشت: در نتیجه این عمل، قم قیام کرد و به شهر خون و قیام مشهور شد.

وی تاکید کرد: اگر این تجمع‌ها آمادگی خود را مرحله به مرحله بیشتر کنند سرانجام کسانی که این برنامه‌ها را

اجرا می‌کنند، منزوی می‌شوند.

آیت الله حائری با تشبیه حوادث پس از انتخابات به زلزله گفت: هیچ مصیبتی نیست که نعمتی در کنار آن نباشد

و این زلزله نیز صلابت‌هایی را ایجاد کردو 13 آبان و 16 آذر از روزهایی بود که مسئولان از مصائب آن به خدا پناه

بردند ولی با حضور دانش آموزان و دانشجویان این ضرر به نعمت تبدیل شد.


وی ادامه داد: انقلاب امام خمینی (ره) محصول عاشورا بود و اگر نادان‌ها پا روی عکس امام (ره) گذاشتند،

اشراری با اسب روی جسد اباعبدالله رژه رفتند.

وی تصریح کرد: امام خمینی (ره) عزیز و بزرگ بود و عزیزتر و بزرگ‌تر نیز می‌شود.

وی با اشاره به نقش ممتاز رهبر معظم انقلاب اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب بحران‌ها را به خوبی مدیریت

کرده‌اند و امیدواریم با وظیفه شناسی مردم به نفع انقلاب تمام شود.

وی افزود: مردم ایران مسائل را به خوبی می‌فهمند و با علمی که دارند، حق خود را ادا می‌کنند و کسانی که

در امتحان‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری مردود شدند نتوانستند حق مسئولیت خود را ادا کنند.

ببین کجای کاریم برادر؟؟!!!

"و خداوند تو وحی کرد به زنبور.....برای آن که اهل تفکر و اندیشه اند."

آیات 68و69 سوره ی مبارکه ی نحل


((امت اسلامی به مهدی مهر می ورزند و به سویش پناه می برند آنچنان که زنبوران عسل به سوی

ملکه ی خود پناه می برند.))                                                                      حضرت رسول(ص)                   

ملکه ی زنبوران عسل،احترام زیادی دارد.از او به شدت محافظت میشود تا او وظایف رهبری را به خوبی

انجام دهد.

بهترین عسل را به او میدهند و تحت هر شرایطی (سرما،گرما،گرسنگی وحتی بیماری)،ملکه در نهایت

مراقبت زنبورها وسربازان کندو،زنده و سلامت می ماند.


شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السلام ملازم رکاب،محافظ ومراقب رهبران آسمانی خود می باشند(که نمونه ی

بارز آن،فداکاری سربازان امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در دفاع از امام زمان خویش می باشد.)

ببین کجای کاریم برادر؟؟!!!

مناجات نامه

سلام بر حسين بن علي آن شهيد مظلوم،آن مظلومي كه كشته ي اشك چشمان و اسير رنج و مصايب سخت

گرديد.

اي خدا و مولاي من گواهي ميدهم كه حضرت حسين ولي تو و فرزند ولي توست و برگزيده ي تو كه خشم

غضب اش براي حق دين تو بود...

و تو در حق او كرم فرمودي و ختم كارش را با شهادت قرار دادي...

تورا به اين روز مبارك طلب خونش را در ركاب فرزندش مهدي نصيب ما فرما

فکر می کنی از یاران امام مهدی هستی؟؟؟

اگر جوابت آری است که هیچ....

اما اگه نه بسم الله..

با نقد از خود شروع کنیم..

آیا وقتی صحبت از یاران حضرت میشود آنان را " آنها " خطاب میکنی یا " ما

اگر از قید "آنها" استفاده کنیم منظور این است که آدمهای فرا مادی اند و در دسترس ما نیستند

ونمیتوان با آنها کنشی داشت.

و نتیجتا " آنها در یک دنیای دیگر دور از دسترس ما برای خدمت به حضرتش در حال تعلیم اند "

اما...

اگر میخواهیم دیگر نشنویم که "چرا یاران امام به 313 مصلح نرسیده است؟"

بیایید "نگرش ها را واقعا پیرایش کنیم"

ماییم که باید یار آن بزرگوار شویم انشاءالله.

دستورالعمل هایی را که تا امروز برای زندگی ات به کار برده ای { چه فردی و چه جمعی } بازنگری

کن_ چراکه انسان عاقل باتوجه به فرصت دو روزه ی عمر این فرصت را به بهای اندکی معاوضه نمی کند.

مگر این نگرش پیراسته میشود ؟

ناگفته ها یی هست که با پیروی از آنها،آری میشود،فقط همت میخواهد.

هر فرد اگر شخصاّ_پیرو تصوراتش_ بخواهد پیش رود، تصوراتی که گاها اشتباه اند انسان را به خسران محض می کشند.

آیا میتوان سرمایه ی عمر را به این تصورات سپرد؟؟؟

کوچ رحیل "انا لله و انا علیه راجعون"

خبرگزاری فارس: مقام معظم رهبری با صدور پیامی رحلت "عالم پارسا و

بزرگوار مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج سیّدمرتضی نجومی "

را تسلیت گفتند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله

خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجت الاسلام و

المسلمین آقای حاج سیّدمرتضی نجومی را تسلیت گفتند.

متن پیام به این شرح است:


بسم‌الله‌ الرحمن الرحیم

رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجة‌الاسلام و المسلمین آقای حاج سید مرتضی نجومی

رحمة‌الله‌علیه را به عموم ارادتمندان ایشان مخصوصاً جامعه علمی و هنری و مردم وفادار كرمانشاه آن

خطه‌ی صفا و جوانمردی و به خاندان مكرم ایشان تسلیت می‌گویم. این فقیه اخلاقی و مردمی كه در

عین حال هنرمندی چیره‌دست و نام‌آور بودند، در طول سالیان اقامت خود در كرمانشاه در جایگاه

عالمی عامل و وظیفه‌شناس در خدمت تربیت دینی و اخلاقی مردم آن مرز و بوم و در دوران انقلاب، در

پیشبرد هدفهای نظام جمهوری اسلامی، تلاش ارزنده و شایسته‌ای كرده و همواره در صراط مستقیم

انقلاب پای فشرده و زحماتی متحمل شدند.

فقدان ایشان برای آن استان و بخصوص جوامع علمی و هنری آن خسارتی است كه از خداوند متعال

جبران آنرا مسألت می‌كنم. رحمت و غفران الهی ارزانی آن روح باصفا و بااخلاص باد.

ای خورشید شهید

شکواییه


تو را به جان مقدس اش بیایید گرفتار عوام زدگی نشویم!

به وجود نازنین اش، پیروی از "رفتارهای هنجارگونه "و"تقلید گونه" ،"رفتارهای گله وار" و اعمال بدون تامل از


عواملی است که نیروی سرشار تک تک ثانیه های قشر روشنفکر و دغدغه مند جامعه را در چرخ گوشت زمان له میکند و روز ورود جز شرمندگی....؛

وآفتی میشود برای یک منتظر واقعی که میخواهد حقیقت را درک کند!!!


دوباره جمعه شد و روز نتیجه گیری!!!

یعنی آقا،امروز میای که کویرهایی که از آتش معصیت خشکیده اند به جاری حیات برسند؟؟؟

آقا،مگه نمی گن وقتی بیای تمام قلبهای تکه تکه از فرط عشق بهم آمده و تصویر تو را متجلی خواهند کرد؟ 

ولی آقا اگه امروز ام لیاقت دیدنتو نداشته باشم...

اینو خوب میدونم که امسال یاسهای باغ پشت اتاق بیشتر از همیشه بوی تو رو می  دن و نگاهای ماهم ملتمسانه تر به دنبال تو میگردن.

والحمد لله علی کل نعمه....

زمان،زمان کشتن قابیل نفس است.

سلام بر آن امامي كه موجب احياء مؤمنين و نابودي كافران خواهد شد. سلام بر مهدي امّت، سلام بر قائم منتظَر و عدل مورد نظر... سلام بر بقية‌الله در هرجايي، كه آن‌جا شهر خدا خواهد بود.
     وقتی متوجه باشیم غفلت از معرفت صحیح نسبت به حجت خدا«صلوات‌الله‌علیه» موجب در پرده‌ماندن آن حضرت و عامل ادامه‌ی سرگردانی بشر است، باید راه نجات را در رویکرد صحیح نسبت به معرفت به مقام آن حضرت و انتظار آن حضرت جستجو کرد.
     با این فرض که بهترین راه نجات از آسیب‌های اندیشه‌ی انتظار، درست مطرح‌کردن مبانی معرفتی مهدویت و انتظار است؛ موارد زیر به عرض عزیزان می‌رسد:

۱- وجود دلایلی عقلی در اعتقادات – از جمله در اعتقاد به مهدویت – موجب می‌شود تا خرافات نتوانند جای خود را در عقاید عالیه باز کنند.

۲-در راستای طرح صحیح اندیشه‌ی مهدویت جهت عبور از ظلمات دوران آخرالزمان یک «لا» نیاز است و یک «إلاّ».

۳- نظر به ظهور انسان کامل و حاکمیت آن حضرت در تمام مناسبات بشری، حضور در جبهه‌ی مثبت و نورانی تاریخ است که مقابل آن ورود به جبهه‌ی ظلمانی و بی‌ثمر تاریخ می‌باشد.

۴- با فهم معنیِ نظام بقیة‌اللهی روشن می‌شود چرا مقصد همه‌ی انبیاء و اولیاء تحقق حاکمیت حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است. زیرا تا کسی «زمانِ باقی» را درک نکند نمی‌تواند بقیة‌الله را درک کند.

۵- حضور در تاریخ نورانی از طریق انتظار، ظهور حضرت صاحب‌الامر، هم‌عهد و هماهنگ‌شدن با همه‌ی انبیاء و اولیاء تاریخ است و انسان‌ها عملاً از آن طریق وارد اردوگاه موحدین تاریخ می‌شوند

   روحیه انتظار به معنی واقعی آن در دعای شریف ندبه به اوج خود می‌رسد، زیرا که در آن دعا توجه به گذشته می‌کنید اما برای حیات آینده، و انسان از آن طریق «عالَم» ‌دار می‌شود، آن‌هم «عالَم بقیة‌الله».
     از مردم عادی هم که بگذریم حتی نخبگان و اندیشمندان در دنیای مدرن، خود را بیرون تاریخ می‌یابند و این نقیصه فقط با ورود به عالم انتظار و مهدویت جبران می‌شود.

طاهر زاده . اصغر.

ادامه نوشته

ما کجای تاریخ ایستاده ایم؟

دوستان این مطلب رمز داره و رمزش ام مستلزم یادآوری تعداد واقعی یاران امام زمام عج درادامه ی مطلب میباشد.


ادامه نوشته

8 8  88 چرا؟

 

این شب جمعه عجب شبی شده...

این رواق تو و صحن و حَرَمَت، همچو بهشت است روضه‎ات، جنّت فردوس و مسمّى به رضائى


خدایا بحق این امام همام، شادی و سرور واقعی و دائمی را باظهور حجتت در دلهای ما برقرار ساز

آمین.

شب به درازا کشید،چشم ها،همه فروخفتند؛

شب به درازا کشید،چشم ها،همه فروخفتند؛

جز چشمان شیدای شیفتگان،

که در سیاهه آسمان،فروغ ترا میجوید؛

ای خورشید فروزان وجود.

دریا طوفانی شد، زورقها، همه در هم شکستند جز زورق سرخ چشم به راهان،

که برفراز امواج،کرانه تورا میجوید؛

ای ساحل آرامش.

به کدامین زمین جای داری ای عین الانسان؟

بس کن ،ای جگر سوخته ی قلم،

نالیدن را، گریستن را، و شور آفریدن را، که این سوز را درمانی و این فراق را پایانی نمی بینم،

جز هنگامه ی ظهور،

که انرا نیز،زمانی معین نیست واگر هست:

لا یجلیها لوقتها الا هو.

اما چه سود؟که اگر من بس کنم قلبهای گداخته ازشوق مهدی،آرام نخواهند گرفت واگر من ننویسم قلم های آکنده از اشتیاق منجی،بیکار نخواهند ماند.

روز مبادا

تصوير اصلي را ببينيد

 

 

 

 

وقتی تو نیستی...

نه هست های ما چونانکه بایدند

نه باید ها....

عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم:

باشدبرای روز مبادا...

اما...

در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست

آن روز هرچه باشد...

روزی شبیه دیروز...

روزی شبیه فردا...

روزی درست مثل همین روزهای ماست.

                                                      اما کسی چه میداند شاید امروز نیز...

                                                                                        روز مباداباشد

وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند

نه باید ها...

                                                                          هر روز بی تو .....

                                                                                           روز مباداست

نظر به امام معصوم،عامل نجات از پوچی

موضوعی که میخوام این هفته مطرح کنم اینه که وقتی آدم متوجه میشه جان انسان،به انسانیت اوست و انسانیت انسانها  باید از عین الانسان سرچشمه بگیره .حالا اینجا یه چیز کمه،آره درست حدس زدید؛اونم اینکه تو این ظلمتی که همه جا رو فرا گرفته اون نورافکنی که بتونه و مطمئنا میتونه راه رو نشون انسان بده چه کسی میتونه باشه؟

عزیزان میدونستید نظر به امام زمان {عج}افق جان را از تسلیم شدن به روزمرگی ها و پوچی و بی هدفی می رهاند؟و انسان در حقیقت،گم گشته ی پازل سعادت اش رو میابد؟ایا از خودمون یا کسایی رو میشناسید که نمی خوان انسان واقعی بشن؟

انسان شدن فقط و فقط از طریق عین الانسان{امام مهدی عج}امکان دارد ولاغیر.

تا حالا به این فکرکرده بودی که مجرای سیراب شدن فقط ،آب و مشتقاتشه؟یا مجرای رزق وروزی رو خدا،حضرت میکاییل{ع} مقدر فرموده؟من از تو دوست مهدوی ام سئوال دارم که خدا تو زمینه ی مهم انسانیت کیو مجرا قرار داره؟

منتظر حضور سبزتونم.

الحمد الله علی کل نعمه...

صورت ملكوتي



يكي از دوستان روشن ضمير ما نقل كرد: شخصي از اهل تفكر و مراقبه در گوشه اي از صحن حضرت رضاعليه السلام نشسته و در دريايي از تفكر فرو رفته بود يك مرتبه حالي به او دست داد و صورت ملكوتي افرادي را كه در صحن مطهر بودند مشاهده كرد، ديد خيلي عجيب و غريب است.
صورت هاي مختلف و زننده و ناراحت كننده از اقسام صورت حيوانات، و بعضي از آنها صورت هايي بود كه از صورت چند حيوان حكايت مي كرد؛ درست مردم را تماشا كرد ديد در بين اين جمعيت كسي نيست كه صورتش سيماي انساني باشد مگر يك نفر سلماني (آرايشگر) كه در گوشه صحن كيف خود را باز كرده و مشغول اصلاح كردن و تراشيدن سر كسي است؛ ديد فقط او به شكل و صورت انسان است.
از بين جمعيت با عجله خود را به او كه نزديك در صحن بود رسانيد و سلام كرد و گفت: آقا مي دانيد چه خبر است؟
سلماني خنديد و گفت: آقا تعجب مكن، آئينه را بگير و خودت را نگاه كن!
خودش را در آئينه نگاه كرد؛ ديد صورت خود او هم به شكل حيواني است.
عصباني شده آئينه را بر زمين زد.
سلماني گفت: آقا برو خودت را اصلاح كن آئينه كه گناهي ندارد.
( علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني، معادشناسي، ج 2، ص 291.)

 

باز مردم ایران حماسه ساز شدند.آفرین به این همه غرور افرینی.

 

كجاست آن وسيله اي كه فيوضات آسمان را به اهل زمين مي رساند


پست این هفته را با یک سوال شروع میکنم 
حضرت حجّت(عج) چه سودي براي جهان هستي دارند؟ ايشان كه غايبند و حكومتي هم كه تشكيل نداده اند؛ درست است كه در آينده حكومت تشكيل مي دهند. پس فعلاً نقش آن حضرت در جهان هستي چيست، آيا وجودشان فايده اي دارد ؟

ادامه نوشته

امام حسن (ع) و آن صلح تاريخ ساز

صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه براساس دلایلی محکم و متقن که بصیرت آن متعلق به امام معصوم است، پایه‌گذاری و منعقد شد.

در این خصوص البته شواهد تاریخی معتبر و مستندی نیز وجود دارد. در اینجا لازم است، از طریق برهان خلف به اصل ماجرا بپردازیم و آن اینکه اگر امام حسن مجتبی‌(ع) صلح را نمی‌پذیرفتند، چه می‌شد؟ به طور قطع در صورت عدم پذیرش صلح از سوی وجود مبارک امام مجتبی(ع)، ایشان با معاویه وارد جنگ می‌شدند. اما نتیجه این جنگ هرچه بود، چیزی جز شکست امام و مواضع اسلام را در برنداشت.

دستاوردهای سیاسی صلح امام حسن علیه السلام

یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای پذیرش صلح توسط امام حسن مجتبی‌(ع)، شکست سیاسی معاویه بود.معاویه که هرگز گمان نمی‌برد امام حسن مجتبی‌(ع) با پیشنهاد صلح موافقت کند با این اقدام امام، شکست خویش را پذیرفت و به گواه تاریخ سندی که به امضای معاویه رسید، صلح‌نامه‌ای بود که در ابتدای آن نگاشته شده بود، این صلح‌نامه‌ای است میان حسن بن علی و معاویه بن ابوسفیان، اما مفاد آن کاملا خالی بود و این مفاد را امام‌(ع) به رشته تحریر درآوردند.

سفید گذاشتن مفاد صلح‌نامه، بدین معناست که طرف مقابل‌(معاویه) شکست خود را پذیرفته و دیگر هر آنچه که به رشته تحریر درآید برای وی علی‌السویه است. اگرچه معاویه به هیچ یک از مفاد صلح‌نامه عمل نکرد. معاویه که از هوش و بینش سیاسی بسیار بالایی برخوردار بود، از درک و معرفت مقام امام معصوم و جایگاه برحق ایشان غافل و از شناخت این حقیقت بزرگ عاجز ماند.

بدین ترتیب، پذیرش صلحی که معاویه هرگز گمان نمی‌برد از سوی امام مجتبی پذیرفته شود، به خلع ید کردن و خلع سلاح کردن وی تمام شد. از سوی دیگر طبق یکی از مفاد عهدنامه، معاویه تعهد کرده بود که از محل دایمی درآمد یکی از مناطق حکومتی معاویه، به خانواده‌های شهدای جنگ‌های نهروان و صفین، دیه پرداخت نماید. پرداخت دیه و قبول آن توسط معاویه، نشان می‌دهد که وی درخصوص هر دو جنگ نهروان و صفین محکوم بوده و حال آن را پذیرفته است.

امام مجتبی‌(ع) با امضای این صلح‌نامه از شرایط موجود بهره کافی بردند.حفظ امنیت شیعیان از مهمترین دستاوردهای اجتماعی این صلح بود. اگرچه برخی خواص، به رغم تعهد معاویه در این صلح‌نامه در امان نماندند، اما عموم شیعیان امان یافتند.

يك نسخه‌ي مجرَّب براي قبولي نماز!

 
عَن عَلى بنِ الحُسين عَليهِ السَلام: فِى جَوابِ رَجلٍ سَئَلَهُ عَن حُدودِ الصَلوةِ ... وَ قالَ وَ ما سَبَبُ قَبولِها. قَالَ عَليهِ السَلام: وِلايَتُنا وَ البَرائَةُ مِن اَعدائِنا
كسى از امام سجاد پرسيد: چه چيزى سبب قبولى نماز است ؟ فرمود: پذيرش ولايت ما (اهل بيت) و دوري از دشمنان ما.
راستی دوست عزیز! می‌دانی ولایت یعنی چه؟ بد نیست بخاطر نمازتان هم که شده چرخی توی سایت ها و منابع بزنید و چند خطی درباره ولایت اهل بیت مطالعه کنید!!
 
 

خدا در همين نزديكي هاست

- قال رسول الله صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ـ عِندَ دُ خولِ شَهرِ رَمَضانَ ـ  إنَّ هذَا الشَّهرَ قَد حَضَرَكُم، و فیهِ لَیلَةٌ خَیرٌ مِن ألفِ شَهرٍ، مَن حُرِمَها فَقَد حُرِمَ الخَیرَ كُلَّهُ، ولا یُحرَمُ خَیرَها إلاّ مَحرومٌ (4)؛ پیامبر به هنگام ورود به ماه رمضان فرمود: همانا این ماه، شما را فرا رسیده است. در آن، شبى است بهتر از هزار ماه. هر كس از آن محروم ماند، از همه خیر محروم مانده است و جز محروم، از خیر آن بى‏بهره نمى‏ماند.   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: إنَّ جَبرَئیلَ أتانی فَقالَ: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ و لَم یُغفَر لَهُ فَدَخَلَ النّارَ فَأَبعَدَهُ اللهُ، قُل: آمینَ، فَقُلتُ: آمینَ(5)؛ جبرئیل نزد من آمد و گفت: «هر كس ماه رمضان را دریابد و آمرزیده نشود و وارد آتش شود، پس دور باد از رحمت خدا! بگو: آمین»، من هم گفتم: آمین .   

- قال رسول الله صلى‏الله‏علیه‏و‏آله: مَن أدرَكَ شَهرَ رَمَضانَ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله، و مَن أدرَكَ لَیلَةَ القَدرِ فَلَم یُغفَر لَهُ فَأَبعَدَهُ الله‏ُ (6) ؛ هر كس ماه رمضان را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا! و هر كس شب قدر را دریابد، ولى آمرزیده نشود، پس دور باد از رحمت خدا!    

- قال الإمام الصادق علیه‏السلام: مَن لَم یُغفَر لَهُ فی شَهرِ رَمَضانَ لَم یُغفَر لَهُ إلى قابِلٍ. یقال: عامٌ قابِل؛ للذی یُقبِل بعد العام الماضی إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَةَ (7) ؛ هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا سال آینده آمرزیده نمى‏شود، مگر آن كه روز عرفه را درك كند .

ظاهر احادیث فوق، هشدار و بیم دادن است؛ امّا باطن آنها بشارت ا ست، به ویژه احادیث پیامبر صلى‏الله ‏علیه‏ و‏آله كه كسانى را كه در این ماه، مشمول آمرزش الهى نمى‏شوند، نفرین مى‏كند و آنان را بد بخت مى‏شمارد. از این رو، عالم ربّانى مرحوم آیة الله‏ میرزا جواد آقا ملكى تبریزى (م 1343 ق) مى‏گوید:   

از رساترین نكاتى كه در بشارت به ماه رمضان روایت شده، نفرین پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بر كسانى است كه در این ماه آمرزیده نمى‏شوند، آنجا كه فرموده است: «آمرزیده مباد كسى كه ماه رمضان از او بگذرد و آمرزیده نشود!» 

از آنجا كه پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله رحمتى براى جهانیان برانگیخته شده است، این نفرین، بشارت بزرگى به رحمت گسترده و فراگیرىِ آمرزشِ الهى در این ماه است، وگرنه ایشان با آن كه رحمتى براى جهانیان است، هرگز مسلمانى را نفرین نمى‏كند، هر چند فردى گنهكار باشد

ریشه‏های قاطعیت

ریشه‏های قاطعیت

قاطعیت روشی است که از یک بینش‏سرچشمه می‏گیرد، قاطعیت‏شجاعتی است‏که عاقلانه در مرحله عمل نمودار می‏گردد.

عدم قاطعیت‏یا از ضعف تردید و ضعف‏ادراک ریشه می‏گیرد. و یا از اراده و جبن ناشی‏می‏شود. ناآگاهی، و نداشتن اطلاع کافی و لازم‏از یک سو مانع قاطعیت است و ترس و بیم بی‏جا مانعی دیگر محسوب می‏شود: انسان‏های‏که در ایمان و شناخت وظیفه مشکلی ندارندو از فقه و دین‏شناسی لازم بهره‏منداند دراراده آنان سستی و فتوری نیست آنان ازشجاعت لازم در تصمیم‏گیری برخوردارند.

آفاتی که مانع اقامه فرمان خداست،سازشکاری. رنگ پذیریی و آزمندی است ومؤمن راستین انسانی قاطع است. انسانی که اهل‏سازش و رنگ پذیری و پیرو آز و طمع نیست.

قاطعیت، جرات، شهامت، یقین، قدرت وسرعت تصمیمگیری را نشان می‏دهد.

قاطعیت مولود یقین، شجاعت، توکل، عقل‏و دلسوزی است. استکبار جهانی و نظامهای‏استبدادی در پاسداری از اهداف دنیایی خودقاطعیت دارند و ما را به کوتاه آمدن ازارزشهای دینی خود فرا می‏خوانند. بسیاری‏از مشکلات امروز کشور ما ریشه در سیاست‏تسامح و تساهل دولتمردان قدیم و جدید ونفوذ کارگزاران غیر مکتبی در دولت اسلامی‏دارد. پافشاری روی خواست‏شخصی‏استبداد است. پافشاری برای منافع‏گروهی تعصب است. پافشاری براجرای قانون الهی، استقامت و قاطعیت‏مکتبی است. پافشاری روی امور مبهم،حماقت و ناآگاهی است.

بجای سیاست لبخند درمانی سیاست ‏نبوی ‏صلی الله علیه وآله و علوی ‏علیه السلام را بیاموزیم.

 

یا ایهاالنبی انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا وداعیا الی الله باذنه و سراجا منیرا.

یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم.

و السلام

ناهمخواني تسامح وتساهل با شعار لا اله الا اللْه

سیاست تساهل مطلق با شعار «لا اله الاالله‏» و الفبای مسلمانی ناهماهنگ است‏سیاست تسامح و تساهل با «ایمان‏» و «یقین‏»ناهم خوان است.

تفکر پلورالیسم و اختلاف قرائت‏ها که پشتوانه‏فلسفی سیاست لبخند است، نفی اعتبار، کلیه‏ادیان آسمانی است. نفی وجود حق و باطل درجهان و اعلام محکومیت همه پیامبران خداست.

سیاست لبخند مطلق به معنای نفی جهادو شهادت و اعلام مساوات کفر و ایمان و نفاق ولغو مرزهای خودی و غیر خودی و همسانی‏گناه و طاعت است. بر مبنای این تفکر از هیچ‏تفکری با قاطعیت نباید دفاع کرد و به هیچ‏سیاستی جدی نباید اعتراض نمود.

هر چه بادا باد. هر چه آمد، خوش آمد.

هیچ تفکری حق محض نیست و هیچ‏اندیشه‏ای باطل نیست همه و همه مخلوطی‏از حق و باطل است. واژه‏های غیرت و صلابت‏و قاطعیت و منکر و معروف و جهاد و شهادت وگناه و ثواب و حق و باطل در فرهنگ‏تساهلیان بی معناست.

در تفکر تساهل گرایان شرک مطلوب است‏و توحید نامطلوب. ایمان و «یقین‏» ضد ارزش‏است و «انکار و شک‏» محبوب. تسلیم، و بی‏غیرتی،وادادگی، خاکشیر مزاجی و عدم حساسیت،روشنفکری است و نرمش، پذیرش، در هر شرائطی‏تبلیغ می‏شود. دفاع، جهاد، غیرت، جمود،دگماتیسم، تحجر، عقب ماندگی تلقی می‏گردد.

شبهه پراکنی، تردید آفرینی، قداست‏زدایی، حساسیت‏شکنی برنامه و راهکارگسترش تساهل است.

لبخند درماني يا قاطعيت مكتبي

نیاز امروز ما لبخند درمانی یا قاطعیت مکتبی

این سالها و این روزها، آن قدر در فضیلت وضرورت و ارزش نرمش و تسامح و مهربانی وشادی و نشاط و عشق و تنش زدایی وهمزیستی مسالمت‏آمیز و مبانی و آثار آن‏سخن گفته و مقاله نوشته‏اند که سخن گفتن‏از صلابت و قاطعیت و غیرت دینی، و نهی ازمنکر، خشونت‏طلبی و گناه کبیره محسوب‏می‏شود. دل رستم و جگر شیر می‏خواهد.ولی امیدواریم منادیان آزادی و حقوق شهروندی‏و جامعه مدنی، گناه پرسشگری را بر ما ببخشایندو از طرح این پرسش ناراحت و دلتنگ نشوند.

 

 
   

دانستن حق مردم است. پرسیدن هم گناه‏نیست راستی نیاز امروز جامعه ما کدام است؟قاطعیت مکتبی یا لبخند سیاسی؟

هیچ انسان عاقلی با شادی و رافت ومهربانی و محبت و دوستی و برادری مخالف‏نیست و تندی و خشم و خشونت و فریاد وجنگ و ستیزه را دارای «قداست ذاتی‏» و«ارزش همیشگی‏» نمی‏داند. سخن در موردجایگاه و میزان کاربرد هر کدام است. بایددید:

1 - جایگاه قاطعیت و شدت کجاست وجایگاه لبخند کجا؟

2 - جامعه ما امروز به کدامیک بیشتر نیاز دارد؟

مهم آن است که جایگاه این دو عرضی‏گرفته نشود و خشم و اخم بجای لبخندننشیند و لبخند، جایگاه خشم مقدس راغصب نکند.

نسخه‏ای که امروز توسط برخی «پزشکان‏دنیای سیاست‏» برای همه بیماری‏های‏جامعه بشری تجویز می‏شود «لبخنددرمانی‏» است. گویا در برابر شعار معروف‏«گریه بر هر درد بی درمان دواست‏» امروز برخی‏شعاری ضد آن را ساخته و با تمام توان به طرح ودفاع از آن پرداخته‏اند. آری، اینان می‏گویند:«خنده بر هر درد بی درمان دواست‏»

اینان می‏گویند:

چنان‏با نیک و بد خوکن که‏بعد از مردنت‏سعدی مسلمانت‏به زمزم شوید و هندوبسوزاند

این عصاره تفکر و سیاست تسامح وتساهل حاکم بر فرهنگ کشور است

حلم و بردباري ميتونه مفيد نباشه؟

حلم و بردباري خواجه نصيرالدين طوسي
محدث قمي در كتاب گران سنگ سفينةالبحار مي گويد: خواجه نصير الدين طوسي- قدس الله روحه - در اخلاق و بردباري و در حلم و حوصله، اقتدا به حضرت باقر العلوم عليه السلام كرده، تا آنجا كه يك مرد نصراني در رهگذر به آن حضرت گفت: انت بقر؛ حضرت فرمودند: نه، من بقر نيستم باقرم، گفت: تو پسر زني هستي كه شغلش نانوايي است. حضرت فرمود: اشتباه كردي. گفت: تو فرزند زن سياه چهره بدزباني. حضرت فرمودند: اگر راست مي گويي خدا مادرم را رحمت كند، اگر دروغ مي گويي، خدا تو را بيامرزد؛ نصراني از شدت حلم و بردباري حضرت مسلمان شد.
خواجه به پيروي از اين حلم است كه وقتي در زمان قدرت و سطوت و وزارتش نامه اي برايش آمد، در آن نامه به خواجه خطاب شده بود: اي سگ پسر سگ، آن جناب جواب نوشت: اين موضوعي كه براي من نوشته اي صحيح نيست، زيرا سگ از حيوانات چهارپاست، و پارس كننده و داراي ناخن هاي بزرگ است ولي من قامتم موزون، پوستم روشن، ناخنم كوتاه و داراي نطق و ضحكم (مي خندم) و اين از امتيازات انسان است. خواجه در جواب آن مرد يك كلمه زشت ننوشت، به همين خاطر است كه علامه حلي آن بزرگمرد جهان دانش در اجازه اش براي خواجه نوشت: شيخ ما خواجه طوسي برترين فرد اهل زمان در علوم عقليه و نقليه است، در علوم فلسفي و احكام شرعي بر وفق مذهب اماميه داراي تأليفات زيادي است، شريف ترين كسي كه در اين زمان در اخلاق ديده ام اوست، خداوند قبرش را نوراني كند.
(

الوعده وفا

خدايا به قضايت راضيم
يكي از شاگردان مرحوم الهي قمشه اي نقل كرد: آن جناب سفري به آستانه بوسي حضرت رضاعليه السلام به مشهد مشرف شد. شبي در حرم حضرت رضا عرضه مي دارد: يابن رسول اللَّه شما داراي مقام رضاي كامل هستيد، از حضرت حق بخواهيد ذره اي از اين مقام به اين فقير عنايت كند. وقتي از حرم خارج مي شود، ماشيني در خيابان به او مي زند، وقتي چشم باز مي كند خود را روي تخت بيمارستان مي بيند، سؤال مي كند چه شده؟
مي گويند: تصادف كرده ايد و راننده اي كه به شما زده دستگير شده و اينجاست، مي فرمايد: كاغذ و قلمي به من بدهيد. يك رضايت نامه كامل مي نويسد و دستور مي دهد راننده را آزاد كنيد، زيرا من چند لحظه قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم، و اين مصيبت، برق اول اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاي من است، اگر در همين مرحله اول زبان و دل به گله و شكايت باز كنم از به دست آوردن اين عنايت محروم خواهم گرديد!
!(2)

بخوانيد مرا تا شما را استجابت كنم شمارا..

مفتاح و مغلاق


... پيامبر فرمود:


«أيها الناس أبوا الجنّة في هذا الشهر مفتّحة فاسألوا ربّکم أن لايغلقها عليکم وأبواب النيران مُغلقةٌ فاسألوا ربّکم أن لايفتحها عليکم».
اي مردم! درهاي بهشت در ماه رمضان باز است. از خدا مسئلت کنيد آن را به روي شما نبندد. گرچه درهاي بهشت همواره باز است، امّا در اين ماه از ويژگي خاصي برخوردار است.
رحمت خدا همواره بيش از غضب اوست. وقتي از ربوبيتش نام مي‌برد از نحوة تدبير خود سخن مي‌گويد، به گونه‌اي که نشانهٴ رحمت از سخن خدا پيداست. ﴿لَهُ مَقَالِيدُ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ﴾ (سوره زمر، آيه 63) کليدهاي آسمانها و زمين به دست خداست.
اين کليد را دو جور مي‌شود حرکت داد. به يک سمت که حرکت کند مي‌شود «مفتاح» ومخزن را باز مي‌کند. و اگر به سمت ديگر حرکت دادي، مي‌شود «مغلاق» و در مخزن را مي‌بندد. اين کليد هم مفتاح است و هم مغلاق، هم ابزار باز کردن و هم وسيلة بستن، خدا هم مي‌بندد و هم مي‌گشايد؛ امّا نفرمود: «وعنده مغاليق الغيب» يعني پيش خدا قفلها و ابزار بستن غيب است. فرمود: ﴿وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الغَيبِ﴾(سوره انعام، آيه 59) کليدهاي غيب به دست خداست. يعني آنچه به دست خداست مفتاح است نه مغلاق، باز کردن در اختيار اوست، بستن به وسيلة بد رفتاري خود انسان است. او در رحمت را به روي کسي نمي‌بندد و همواره مفتاح به دست او است که مي‌گشايد. بکوشيد که اين مفتاح، مغلاق نشود. اين شما هستيد که مي‌بنديد.
اما اينکه از اين تدبير و ربوبيت حق، به مفتاح تعبير شده، نشانة آن است که همواره او «دائم الفضل علي البرية»(از ادعيه شب هاي جمعه) است. يعني مرتب فيض مي‌رساند و از اين طرف، اين انسان است که بايد فيض بگيرد. در همان فرصتي که انساني از فيض محروم است، انسان ديگري از فيض برخوردار است. انسان بايد از آن طر ف آماده باشد و بگيرد و گرنه خودش در فيض را مي‌بندد. قلب انسان را هم خود او مي‌بندد. لذا رسول الله (صلّي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم) فرمود: درهاي بهشت در اين ماه باز است. وقتي تمام درها کاملاً باز باشد مي‌گويند: «مفتّحه». اما اگر به طور معمول باز باشد مي‌گويند: «مفتوح» فرق بين «فتح» و «تفتيح» همين است.
درهاي جهنم بعد از اينکه جهنميها وارد شدند، همواره بسته است؛ امّا درهاي بهشت چه قبل از رفتن و چه بعد از رفتن همواره باز است. بهشتيان که وارد بهشت سعادت شدند، درها همچنان باز است: ﴿جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الأَبْوَابُ﴾(سوره ص، آيه 50) باغهاي هميشگي در حالي که درهاي آن براي ايشان گشوده است.
در بهشت را هرگز نمي‌بندند و در جهنّم را هم هرگز باز نمي‌گذارند؛ زيرا بسته بودن در خود نوعي عذاب است و باز بودن آن رفاه و نعمت. نه غير مؤمن مي‌تواند به بهشت برود و نه مؤمن حاضر است از بهشت بيرون بيايد. بسته بودن در عذابي مضاعف است: ﴿إِنَّهَا عَلَيهِم مُؤْصَدَةَ ٭ فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ﴾ (سوره همزه، آيات 8 و 9) نه تنها دوزخيان نمي‌توانند از آن خارج شوند بلکه همهٴ درهاي جهنم پشتش بسته است.
قفلها دو نوع است: گاهي به صورت قطعي کوچک آهني دو لنگة در را به هم متصل مي‌کند؛ و گاهي هم نوار سرتاسري است که سرتاسر دو لنگه را به هم مي‌بندد. در اين آيهٴ کريمه فرمود: سرتاسر در جهنم پشتش بسته است که هيچ راهي براي بيرون رفتن نيست.
اينکه فرمود: در ماه رمضان درهاي جهنم بسته است يعني غضب و سخط و انتقام خدا در اين ماه بسيار کم است