خوش آمد گويي

سلام به شما دوستاي گلم

 ممنون كه به وب من سر زديد  من همه سعي خودم رو كردم كه وب شادي داشته باشم

اميدوارم از وبلاگم خوشتون بياد

-

اينم از لوگوم:(تبادل لوگو هم قبول ميكنم....منتظرتونم)

         

دعوت به همکاری

                                    

سلام دوستهای عزیزم ...ببخشید که خیلی وقته آپ نکردم آخه سرم شلوغ بود... وبم خیلی بهم ریخته و نامرتبه که به زودی درستش میکنم..از یک نفر میخوام که بهم کمک کنه واسه اداره کردنه این وبلاگ.. دختر بودن و پسر بودنش مهم نیست ولی مهم شوخ طبع بودنشه...چون میخوام مطلبهای وبلاگم بقیه رو شاد کنه ...

هرکی اماده همکاری با من هست بهم پیام خصوصی بده..

مرسی از همتون..

تبریکککککککککککککک برای انتخاب حسن روحانی....

روز مرد مبارك

روز مادر مبارك....

روز مادر

آخرین ورژن دعای آخرترم برای حل مشکلات:
.
.
.
الهی! باخاطری خسته، دل به کَرم تو بسته
دست از اساتید شسته و در انتظار نمرات نشسته ام.
پاس شوند کریمی
پاس نشوند حکیمی
نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم
الهی شهریه ها بالاست که میدانی ، وجیبم خالیست که میبینی
نه پای گریز از امتحان دارم ونه زبان ستیز با استاد،
الهی دانشجویی راچه شاید و از او چه باید

عیدتون مبارک باشه

       شکلکهای جالب و متنوع آروین

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد  / کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!

من و تو غمزده از این همه خرج شب عید / لیکن او صاحب یک سود کلان خواهد شد

موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق / وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد

حرف عیدی نزنی پیش خسیس الدوله / که کند سکته و درخاک نهان خواهد شد

اول عید ، حقوق من و تو نفله شود / سرمان باز دچار دَوران خواهد شد

باز ذکر « چه کنم ، آی چه کنم » می گیریم / قلبمان نیز دچار ضربان خواهد شد

مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات / کم کمک قیمت آن ، قیمت جان خواهد شد

مرد در « خانه تکانی » شده شاگرد زنش / دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد

از هجوم فک و فامیل فلان شهر به « ده » / چون هتل ، خانه ی مشدی رمضان خواهد شد

 

عیدتان مبارک

 

خنده دار ترين عكسها

براي ديدن بقيه عکسها برين ادامه مطلب....

ادامه نوشته

روز ولنتاین مبارررررک


برای خواندن تاریخچه ولنتاین به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

مجموعه سري كامل از اس ام اس هاي متنوع


به غضنفر میگن: دوست داری بابات بمیره ارثش به تو برسه؟


میگه: نه، دوست دارم بکشنش تا دیه هم بگیرم!

.

.

.

غضنفر یتیم خونه میزنه

روز اول جلسه اولیا و مربیان میذاره !

.

.

.
غضنفر ميره خواستگاري بهش ميگن حرف دلتو بزن ميگه: گشنمه
.

.

.

غضنفر هنگام وضو گرفتن بادصدادار ميده به دوستش ميگه وضوم باطل شد؟دوستش ميگه با اين صدايي كه تو دادي فكر كنم وضوي منم باطل شد
.

.

.

حيف نون زنگ ميزنه 125 ميگه يك پليس 110 بفرستين بقيشو هم آدامس بدين

.

.

.

من گفـته بودم شکـل توپیدا نمیشه / هـیچ کسی مثـال تو خوشـگـل وزیبـا نمیشه

میدونـی چـرا میگـم که تو تـکی مثال ماه / سرکاری , مثل تو اُسکلی پیدا نمیشه


براي ديدن بقيه اس ام اس ها بر روي ادامه مطلب كليك كنيد


--------------- فحش و تعریف ایرانی ---------------

وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم بهش فحش میدیم مثلا:

عجب نقاشیه پفیوز
چه دست فرمونی داره پدر سگ
چقدرخوب میخونه بی پدر مادر
چه گیتاری میزنه دهن سرویس
خدای کامپیوتره لامصب
عجب گلی زد حرومزاده

اما وقتی میخوایم فحش بدیم تعریف میکنیم مثلا:

برو شازده
چی میگی مهندس
بابا نابغه
آخه آدم حسابی
خیلی دکتری
خیلی باحالی

كلا فرهنگ ايراني خيلب بالايه

ادامه نوشته


وقتی خانم ها برن سربازی

چند مطلب طنز

کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!

***********************

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************

میازار موری که دانه کش است... در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده می توانید بیازارید...!!!

***********************

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!

***********************

جاتون خالی دیشب رفته بودم شهر بازی و فقط به یه نتیجه رسیدم: توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن...!!!

***********************

تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!

***********************

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!!

***********************

بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی...!!! 

                                  ***********************

یه بار از بیرون اومدم دیدم بابام لم داده رو مبل داره المپیک ژیمناستیک خانومارو نگاه میکنه.مامانمم داره ظرف میشوره بنده خدا .منم خیلی شیک زدم کانالی که داشت راز بقا نشون میداد.نشستم به دیدن .بابامم هیچی نگفت ولی میدونم جه فحش هایی که تو دلش بهم داده.الان خیلی خوشحالم .احساس میکنم گام مهمی در جهت تحکیم بنیان های خانوادم برداشتم!!!!!: 

                                  ***********************

 به غضنفر میگن چی شد مامانت مرد؟؟؟میگه رفت پشت بوم رخت پهن کنه افتاد.. میگن افتاد مرد؟؟؟؟ میگه نه ..افتاد روی تراس..تراس شکست باز افتاد..میگن خوب ایندفعه مرد؟؟میگه بازم نه..بعدش افتاد روی کولر ..کولر هم شکست باز افتاد..میگن حتما ایندفه مرد..میگه بازم نه..افتاد روی گاراژ..سقف گاراژ داغون شد و افتاد..میگن زنیکه بالاخره مرد؟؟؟؟میگه بازم نه..ولی دیدیم داره کل خونه خراب میشه با تفنگ زدیمش.. :

                               ***********************

ماه رمضان

کاریکاتورهای جالب ماه رمضان ۹۱

دامادي يك خر

خری آمد بسوی مادر خویش ***** بگفت مادر چرا رنجم دهی پیش
برو امشب برایم خواستگاری ***** اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا ای پسر جان ***** تو را من دوست دارم بهتر از جان
زبین این همه خرهای خوشگل ***** یکی کن نشان چون نیست مشکل
خرک از شادمانی جفتکی زد ***** کمی عرعر نمود و پشتکی زد
بگفت مادر به قربان نگاهت ***** به قربان دو چشمان سیاهت
خر همسایه را عاشق شدم من ***** به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت مادر برو پالان به تن کن ***** برو اکنون بزرگان را خبر کن
به آداب و رسومات زمانه ***** شدند داخل به رسم عاقلانه
دو تا پالان خریدند پای عقدش ***** یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یک طویله ***** همانطوری که رسم است در قبیله
خر عاقد کتاب خود گشایید ***** وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضایی؟ ***** به عقد این خر خوش تیپ در آیی؟
یکی از حاضرین گفتا به خنده ***** عروس خانم بهر گل چیدین برفته
برای بار سوم خر بپرسید ***** خر خانم سرش یکباره جنبید
خران عرعر کنان شادی نمودند ***** به یونجه کام خود شیرین نمودند
به امید خوشی و شادمانی ***** برای این دو خر در زندگانی

بدون شرح

عشق ...عشق و عشق

وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟
تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟
هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم
میدود یاد خطاهای تو در باور من

 

13بدر خوش گذشت؟؟؟؟؟

.

نمی دونم چی شد سیزده بدر شد / گوشم از جیغ و داد و نعره کر شد

به یاد تعطیلات رفته از دست / غم و غصه کنارم همسفر شد

از آجیل شب عید مونده تخمه / تموم پسته ها زیر و زبر شد

رو پیچ و تاب سبز سبزه ی عید / گره از بخت ما هم کور تر شد

عروس تنگ من ، زندانی عید / از آن قصر بلوریش به در شد

دروغ سیزده هر ساله ی ما / عجب عیدی به نیکویی بسر شد !

اهل دانشگاهم

 عکس   اهل دانشگاهم

شعری زیبا قابل توجه تحصیل کرده های بی پولمان

اهل دانشگاهم— رشته ام علافی ست— جیب هایم خالی ست پدری دارم حسرتش یک شب خواب!— دوستانی همه از دم ناباب— و خدایی که مرا کرده جواب— اهل دانشگاهم— قبله ام استاد است— جانمازم نمره!— خوب می فهمم سهم آینده من بی کاریست— من نمی دانم که چرا می گویند— مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار— و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست— چشم ها را باید شست— جور دیگر باید دید— باید از مردم دانا ترسید!— باید از قیمت دانش نالید!— وبه آن ها فهماند— که من ایجا فهم را فهمیدم— من به گور پدر علم و هنر خندیدم!— کار ما نیست شناسایی هر دمبیلی— کار ما این است که مدرک در دست— فرم بیکاری هر شرکت بی پیکری را پر بکنیم

چرا میگن بچه ننه !؟ نمیگن بچه بابا !؟

 

مطالب بامزه !

ادامه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سوتي

عکس های سوتی خنده دار و جالب شهرداری تهران!

حتما برین ادامه مطلب آخه خیلی جالبه

ادامه نوشته

سيرتكاملي مقنعه دختر خانم هاي ايراني...

بدون شرح !!
 

شب خوابگاه پسران-شب خوابگاه دختران

شـب – خوابــگاه پســران

(در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود)


میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم.

مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه.

میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد.

مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد؟!

میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!!

آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری...
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست!

(در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد)

میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی!

رضــا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!

مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه 
استقلالی ابکشه!!!

و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند.


شب – خوابـگاه دخــتـران

(دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.)

شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟!

لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟

لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)

شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟

لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!!

شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه.

لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟!

(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد!دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.)
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟!

فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت!

شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته.

فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر.
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد.چـراغ ها خامـوش می شود.)

سرانجام قصه چت

شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش

به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم

بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد

بگفت هاله ز موهای کمندش /  کمان ابرو  و  آن قد بلندش

بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست

ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من

ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم

در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام

برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم

به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده

به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست

ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت

خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز  بعدش  وقت دیدار

رسید از راه ، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود

چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت

به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا

ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا

مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من

ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم

به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست

به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر

بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید

که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

با مشاهده اين عكس مي فهميد اهداف فيس بوك در چيست؟؟؟؟

تا حالا به این تصویر در فیسبوک دقت کردی

به این میگن موتور (داستان طنز توپ)


یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته،

یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه دوباره موتور گازیه قیییییژ ازش جلو زد!{بقيشو تو ادامه مطلب نوشتم}

ادامه مطلب رو از دست ندید

ادامه نوشته

دعوای دخترونه

دوستتون دارم خيلي زيااااااااااااااااااااااااااااد


عكسهاي ديدني بازيگران معروف ايراني با همسرانشان

عکسهای بازیگران معروف ایرانی با همسرانشان - www.taknaz.ir

براي تماشاي بقيه بازيگران بر روي ادامه مطلب كليك كنيد

ادامه نوشته

فايده داشتن خواهر

قبل و بعد از ازدواج

قبل از ازدواج

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!

بعد از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون