در پاسخ به افاضات زیبا کلام

الان من یه چیزی رو نمی تونم هضم کنم/ خیلی جالبه دولت 5 سال دست اقایونه به جای اینکه جوابگو به مردم باشند که چه غلطی کردند توی این 5 سال برای اقتصاد مملکت طلبکار هم هستن!! بابا جمع کنید دیگه تو رو خدا/ انگاری با بچه طرفند. دیگه اصلاح طلبها و اعتدالیون باید ساکت باشند و پاسخگو به مردم نه این که طلبکار باشند! به خدا رو که نیست سنگ پای قزوینه!!/ نکته بعد این که توی این مملکت هیچ کس با اعتراضات و خواسته های مردم نسبت به حق و حقوقشون مخالف نیست/ همه ی ما به شرایط اقتصادی کشور اعتراض داریم/ من خودم الان حقوق کارگری میگیرم اینجا که کفاف زندگی م رو هم نمیده این پول با این هزینه ها/ اگه کسی قراره معترض باشه منم نه امثالی چون زیبا کلام/ اعتراضات مردم اولش اقتصادی بود. کسی هم کاری نداشت. اتفاقا باید دولت جواب بده/ ولی وقتی توی اعتراضات بعدی پرچم ایران رو اتیش می زنن و شعار هم قران و هم اسلام جانم فدای ایران رو سر می دن/ به پایگاه های بسیج و نیروی انتظامی حمله میکنن/ با پاسدارها درگیر مسلحانه میشن/ بانک و ساختمون و ماشین های مردم رو اتیش می زنن/شعار علیه نظام و انقلاب و رهبری میدن این دیگه اعتراض به مسائل اقتصادی نیست. این اسمش اشوبه. اسمش ضدیت با نظامه./ حالا میخواد داداش من باشه این کار رو میکنه یا هر کس دیگری/ چیزی که خیلی واضحه اینه که اصلاح طلبان هم اگه پاش برسه همچین مخالف براندازی نظام نیستن/ یعنی بدشون نمیاد ک این نظام سرنگون بشه/ این کاملا توی مواضعشون مشخصه/ چون اصلاحطلبان هیچوقت با کسانی ک ضدیت با این نظام و رهبری دارند مرز بندی نکردن و نخواهند کرد/ اسم این رویه شون هم نفاقه/ این که تا وقتی همه ی ارکان دستت هست جمهوری اسلامی خوبه/ وقتی هم عرضه کار کردن نداریم میگندنمی ذارند کار بکنیم!!! وقتی هم ک ارکان نظام دستمون نیست هر کی علیه نظام و رهبری و جمهوری اسلامی فحش بده ما باهاش هستیم/ آقای زیبا کلام تو دیگه نمیخواد نامه بزنی به شمخانی/ شخص تو ک از روحانی حمایت کرده بیاد بگه دولت مطبوعش چه غلطی کرده برای اقتصاد توی این 5 سال که مردم گله مندند به اقتصاد. امثال زیبا کلام به جای پاسخگویی طلبکار هم هستن!!!

حال خوب کجاست؟

همه ی ما آدمها دنبال حال خوب می گردیم. اینکه دوست داریم همیشه حالمون خوب باشه. هر کسی هم برای داشتن این حال خوب و رضایت شخصی از خودش یک مسیری رو رفته. ولی آیا واقعا نشستیم به این فکر کنیم که پایدارترین و مستمرترین چیزی که باعث میشه همیشه حالمون خوب باشه و از خودمون احساس رضایت کنیم چی هست؟! پوله؟ کار هستش؟ ماشین؟ خونه؟ همسر؟ فرزند؟ چی؟ همه این هایی که گفتم فقط مُسَکِن هستند! یعنی فقط میتونن تو رو تا یه مدت خوب کنند! خب بعضی ها هم این ها میشه هدفشون و تا آخر عمرشون فقط به دنبال به دست آوردن این ها هستند، تا بتونن اخرش اون حال خوب رو تجربه کنند! خیلی ها هم که کلا توش غرق میشند و اون حال ظاهری خوبی که دارند و سعی میکنن حفظ کنن و به خیال خودشون خیلی شادن! در حالی که اگر در درونشون نگاه کنی پر از آشوبه. فقط ظاهرشون خندان و شاده!

من دنبال چیز دیگری مگیردم. دنبال چیزی که ظاهرم رو شاد نشون بده و باطنم هم شاد باشه. یعنی احساس رضایت بهم دست بده. احساس رضایت دائمی. احساسی که توش خودم رو از همه چیز و همه کس مبری بدونم. حسرت نخورم. غصه نخورم. وابسته نباشم. دلتنگ نشم. غبطه نخورم. واقعا "قیمت" به دست اوردن احساس رضایت درونی چقدره؟! اگر احساس رضایت برای هر شخص فروشی بود چقدر قیمت داشت؟ ماها چقدر حاضر بودیم براش هزینه کنیم؟ خب بعضی ها همه ی عمرشون رو و بعضی ها همه دارائیشون رو...

اگ بخوام خیلی خلاصه بگم اون قلبی که همیشه آرامش داره و اضطراب نداره مال کیه؟ باید بگم برای کسی هستش که "بنده" خداست. کسی که هر حرفی رو خدا بزنه و بهش واقعا عمل کنه همیشه بی نیازه. از هر چیز و هر کس. کسی که خدا رو بنده باشه حالش خوبه. رضایت درونی داره. عزت داره. بزرگی داره. حسرت کسی رو نمیخوره. احساس تنهایی نمیکنه. دلتنگ نمیشه. رُشد میکنه. همیشه خندانه. همیشه مهربونه. الگو میشه. و مهمتر از همه اینکه خدا یاورش میشه.

خب برای بنده شدن مسیر سهل و سخته! یعنی هم آسونه و هم سخت و گاهی اوقات نشدنی! برای رسیدن به چنین حالتی باید از "خود" گذشت. همه باید "خدا" بشه برات. باید هزینه بدی. وقت بگذاری. مراقبت کنی از خودت. مهمتر اینکه باید عمل کنی.

نتیجه: نتیجه اینکه هر زمانی توی زندگیمون ما بیشتر بنده گی خدا رو کردیم احساس رضایت بیشتری داریم از زندگی و حالمون خوب بوده و هر زمان که از خدا دور شدیم حالمون بدتر و بدتر میشه تا جایی که غفلت اجازه بازگشت به مسیر رضایت دائمی رو بهمون نمیده و ما دورتر و ودورتر میشیم ازش. انتخاب با ماست: حال خوب دائمی رو میخواهیم یا حال های خوب موقتی و کاذب؟ انتخاب کنید.

حسین(ع) از اون کسایی هستش که میتونه ما رو به بندگی خدا نزدیکتر کنه، حال ما رو خوب کنه و مثل یک کاتالیزور باشه برای رسیدن ما به خدا.... 

حکومت اسلامی یا جمهوری؟


این حرف امیدی ک می گفت مردم نمی فهمن واقعا راست میگه. توی عرصه ی سیاست اکثر مردم احساسی عمل می کنند! سرهنگمون می گفت اگه ی دختر جوون نامزد ریاست جمهوری بتونه بشه اکثرا بهش رای میدن! ب نظرم واقعا اینطوریه. بخشی زیادی از مردم هم وافعا حزب بادند توی عالم سیاست. بعضی آدم ها رو ک میبینم واقعا این فکر رو می کنم که چجوری اینا باید بتونند و این اجازه بهشون داده شده ک مهمترین شخص مملکت اونا انتخاب کنند(این بعضی آدمها هم اطرافمون زیادن)
هنوزم معتقدم سیستم دموکراسی توی کشوری چون ما جواب نمیده. معتقدم این سیستم لقمه ی بزرگتر از دهن گرفتن برای مردم ایرانه. سیستمی ک هنوز انفدر قانونش برای ثبت نام مزخرفه ک هر ننه قمری میره برای ثبت نام.
هنوزم تاکید می کنم اگرم جلیلی ب فرض بشه رییس جمهور( ک بعیده) بازم بهترین مدل اننخاب رییس جمهور به صورت مستقیم توسط ولی فقیه هستش. اون فقط حق داره ک توی سیستم و حکومت الهی مسئولان ما رو انتخاب کنه. چون هوای نفس نداره و عاقل تر از همه مردمه و صلاح رو بهتر تشخیص میده. توی این سبستم پیشرفته و الهی هم نباید از سرزنش هیچ سرزنش کنندگانی هم ابایی داشت(روشنفکرنماها).
چه بسا اگر چنین سیستمی بود امروز، انقدر دعوا نه بین سیاسیون و نه بین مومنین بود و نه جنگ قدرت در راس. همه از دستورات ولی تبعیت می کردند.
برسد به دست اهل تقوا و مغفره!

در زیان...

نشسته ام داخل مترو. روز جمعه است. به سمت کتابخانه می روم. دختری چادری با پدر و مادرش وارد مترو می شوند. صبر می کنند. جایی برای نشستن نیست. می ایستند. دخترک که سنش 25-26 ساله میخورد چادری است و بدون آرایش ولی اخمو! گاه به گاهی نگاهش می کنم. کنار من پیرمردی نشسته که محاسنی دارد.

صندلی ای خالی می شود و دخترک روی صندلی می نشیند. پدر و مادرش بالای سرش ایستاده اند! دخترک همچنان اخموست. پدرش محاسنی دارد و مادرش هم که چادری است سعی می کند تمام صورت خود را پوشیده نگه دارد از نامحرمان.

پیرمرد خطاب به نفری که کنارش نشسته می گوید آیا این دختر خیر می بیند؟! این دختر خجالت نمی کشد که پدر و مادرش ایستاده اند و خود نشسته؟! این دختر توی زندگیش خیر می بیند؟! عاقبت به خیر می شود؟! نمی دانم صدا به دخترک چادری اخمو می رسد یا نه. ولی من میشنیدم.پیرمرد ناراحت است و البته من نیز.

پیرمرد خطاب به نفر کناریش: "ان انسان لفی لخسر"!!! سریع جا میخورم. حس کردم نفسش قدسی است. همانا انسان در ضرر است. چقدر آیه ی به جایی بود. چقدر از شنیدنش متذکر شدم! چقدر لذت بردم. هنوز هم صدای پیرمرد با آن لحن خاصش که آن آیه را خواند در گوشم زمزمه می شود. به راستی چه آیه ی عمیقی است. همانا همه ی انسان ها در زیان هستند، مگر اهل ایمان و عمل صالح.

شنیدی پیرمرد چه گفت؟ همه  انسان ها در زیانند. دوباره بخوان. همه در زیان...چه تلنگر بزرگی... 

دولت چهار ساله یا هشت ساله؟

تحلیل بنده این است که با توجه به شرایط حاکم بر کشور، شرایطی مثل رکود بی سابقه، تورم بی حد و حصر و ارزان شدن نفت و ارزان نشدن دلار، تحقیر ایران در مجامع بین المللی مخصوصا توسط اعراب حاشیه خلیج فارس  و با توجه به گذشت دو سال و نیم از عمر دولت، اگر همین وضعیت تا سال 96 ادامه پیدا کند به احتمال زیاد دولت چهار ساله خواهد شد با یک شرط مهم.

شرط مهم این است که همه ی جناههای اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 یک نامزد واحد رو برای انتخابات معرفی کنند. نه این که مثلا جلیلی بخواهد بیایید و از آن طرف احمدی نژاد و قالیباف. نه. یک نامزد واحد بیایید و همه ی جناههای اصولگرایی از آن حمایت کنند. اگر چنین اتفاقی بیفتد به احتمال زیاد عمر دولت چهار ساله خواهد بود و در غیر این صورت باید چهار سال دیگر هم دولت راستگویان را تحمل کرد.

 اما مجلس توی ایران این رو نشون داده چیزی به درد بخور نیست. در واقع قوه ی موثری نیست. همه کاره توی ایران دولت هستش. نماینده ها هم اکثرشون یک مشت حقوق بگیر هستند. کارمند پشت میز نشین هستند و نه بیشتر. ولی چون آقا می گن باید رفت و توی انتخابات شرکت کرد و اصلح را انتخاب کرد. مجلس فقط مجلس نمایندگان آمریکا!

درباره هیئت یادگاران امام(فرزندان شاهد) مسجد دانشگاه اصفهان

بدون شک یکی از بهترین هیئتهایی که در سطح کشور فعالیت می کند هیئت یادگارن امام(ره) مسجد دانشگاه اصفهان می باشد. آنقدر ویژگی های مثبت و ناب دارد این هیئت که بهتر است بگویم که باید الگو شود. الگو شود برای دیگر هیئت ها. همان هیئتی که حضرت آقا انتظار آن را دارند. حالا در ادامه به بیان ویژگی های ممتاز این هیئت خواهم پرداخت.

وقتی وارد مسجد دانشگاه می شوی اولین چیزی که توجهت رو جلب میکند دو بنر بزرگی است که شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل همراه با سخنی از آقا که " بر طبق تعلیمات قرآنی مبارزه با استکبار هیچ گاه تعطیل پذیر نیست" خودنمایی می کند.

وجود عکس شهدا  در سرتا سر مسیر  و در داخل مسجد همه جا بوی جبه ها رو ناخوداگاه حس می کنی. وجود پرچمهای بزرگ یا زهرا  و یا حسین تا رسیدن به مسجد تو را به یاد جبه ها می اندازد. دم در مسجد اسفندی دود کرده اندکه بویش تو را از هوش می برد! خدام های هیئت خوش آمد گو به استقبالت می آیند.

دم در مسجد اول چایی میخوری. از آن چایی های خوشمزه هیئت. بعدش می توانی بروی  و سری هم به نمایشگاه کتابی که دم در مسجد گذاشته شده نگاهی بیندازی. نابترین کتابهای مذهبی و شهدا را می توانی پیدا کنی. هر چه که دلت بخواد.

از نمایشگاه که کتاب رد می شوی جوانکی روی صندلی نشسته و می گوید آقا بفرمایی مشاوره! مشاوره ازدواج، مشاوره خانواده، تربیت فرزند، مشاوره جوانان و... اکیپی هستند در یک محل جدا با هفت تا ده مشاور خوب. اسمت رو می نویسی و وقت می گیری و می روی رایگان در هر زمینه ای که خواستی مشاوره می گیری.

داخل مسجد که می شوی نظم عجیبی برقرار است. خبری از بچه های خردسال و کوچک نیست! متوجه می شوم که در ساختمان دیگری خارج از مسجد برای کودکان و نوجوانان دختر و پسر هیئت جداگانه ای برقرار است. برای هر کسی هم که نخواد فرزندش رو بگذارد هیئت در ساختمان دیگری مهد کودک برای بچه ها دائر می باشد!

شروع مراسم با زیارت عاشورا و قرائت قرآن با خواندن قاری کشوری می باشد. می رسی به سخنرانی مراسم. هر چه بگویم کم گفته ام. سخنرانی که فقط از صد اسلام سخن نمی کوید. سحنرانی که از مسائل روز تا مسائل اجتماعی سخن می گوید. آنقدر بلیغ سخن می گوید که تو فقط لذت می بری. آنقدر موضوعاتش جذاب است که اگر یک ساعت هم طول بکشد خسته نمی شوی. صحبت کردن از مسائل روز، تحلیل حوادث صدر اسلام، صحبت کردن در مورد مسائل مهمی چون امر به معروف و نهی ازمنکر و ... همه و همه از بهترین سخنرانی بوده که تا حالا به آن گوش داده ام.

نوبت به مداح می رسد. مداحی عالی. سینه زنی عالی و انقلابی. سینه زنی به روز. سنگین و بدون لخت شدن. بدون دیسکو حسین گفتن!! مداحی هم با شعار پایانی هیئت پایان می یابد. شعاری که خود باز در آن از مسائل سیاسی روز سخن گفته س! اینکه: الگوی من همون آقاست/ که سرش رفت بالا نی ها/ کجا تسلیم ذلت شد؟/ سر و جونم فدات آقا/ به همه او چنین اموخت/ همه از عزت از اون بالاست/اگه تکیه ت به دشمن بود دیگه اول ذلت هاست.

مداحی که تمام می شود. نوبت به کلیپ آخر مراسم می رسد! ویدئو پروژکتورها روشن می شود و کلیپی از سخنرانی آقا یا امام با ذکر حوادث روز برای مخاطبین پخش می شود. همه ی اینها در نظمی فوق العاده برگزار می شود. در پایان هم سینه زن های حسینی با نذری که پول آن از خودم مردم گرفته می شود پذیرایی می شوند. همه ی این ویژگی های خوب فقط در محرم مسجد دانشگاه اصفهان می باشد. هیئتی که باید الگویی برای دیگر هیئتهای کشور شود.

راه حل این بحران چیست؟

توجه توجه...

انا لله و انا الیه راجعون!

آمارها نشون می دن که توی ایران حدود 12 میلیون! دختر و پسر مجردِ دم بخت داریم.

ینی یک روزی اگه مدیر صدا و سیما می شدم توی خبر ساعت 21 شبکه یک سیما به عنوان اولین خبر این  رو می خوندم. واقعا تاسف باره. ینی اگه من بشینم از صبح تا شب به خاطر همین قضیه گریه کنم واقعا جای تعجب نداره. وای کله م می خواد سوت بکشه. هیشکی هم به فکر نیست. نه از خود مردم بگیر و نه از مسئولین.

واقعا چه پیامدهایی می تونه داشته باشه، داشتن این همه دختر و پسر مجرد ؟ راه حل چیه؟ اگه می خواهیم فساد توی جامعه کم بشه باید چی کار کرد؟ راهی نیست جزء ازدواج آسان. چون نه همه حضرت یوسف هستند و نه همه حضرت زهرا!

آهای پدرها، مادرها، آقایون، خانومها توجه کنید. اوضاع خرابه. راه حل این بحران و اون چیزی که فعلا دست خود مردمه ازدواج آسانه. ازدواج آسون سه تا رکن داره:1- مهریه کم. 2- جهیزیه سبک 3- مراسم ساده

خواهرهای خوبم، خانواده های خوبم، مهریه سنگین به خدا خوشبختی نمیاره، یه سوال دارم ازتون: اگه مهریه شما به جای 14 تا سکه 1400 تا سکه باشه ولی پسره اخلاق نداشته باشه، اخلاق پسره خوب میشه؟ اگه 1400 تا سکه مهریه بگیرین و پسره هرزه و بی دین باشه و دلش خوش نباشه به زندگی باعث پشتوانه زندگی تون میشه؟! کی گفته 1400 تا سکه مهریه باعث پشتوانه زندگیه؟ یه سوال آیا زندگی که توش محبت و عشق و دوست داشتن نباشه و فقط آقا پسر به خاطر نداشتن اون مهر زنش رو توی خونه نگه داشته زندگی میشه؟!تو رو خدا یکم آداب جاهلی رو کنار بذاریم. مهریه بالا دشمنی میاره. از بد قدمی زن مهریه بالاست.

خانواده های پسر، پسران عزیز و به اصطلاح تحصیلکرده! کی گفته که جهیزیه پای دختره؟! جهیزیه از نظر فقهی جزء نفقه پسره! پسر که تامین خونه باهاشه باید وسایل ابتدایی اون خونه رو هم بیاره. از نظر اخلاقی اگه دختر خانم مهریه کم گرفتن و آقا پسر هم خونه تامین کردن حالا خانواده دختر می تونن یکم کمک کنند به آقا پسر.

اونم نه جهیزیه های 50-60 میلیونی. نه. جهیزیه ارزون قیمت. نهایتا تا 10 میلیون تومن. بابای دختر برای تهیه جهیزیه 30 میلیون تومان وام می گیره و باید بعد دو سال 90 میلیون تومان پس بده. این ظلم نیست؟ این کار درسته که پدر خانم برن زیر قرض؟

کی گفته که حتما مراسم باید توی تالار باشه؟ چرا توی مسجد با رعایت حدود و لوازمش نباشه؟! چرا باید توی مراسم چند نوع غذا بدیم که آخرش بد اون غذاها رو بگن و برن و اونم به خاطر یه مراسم دو سه ساعتی؟ چرا؟چرا آقا پسر باید برای مراسم عروسی بره زیر قرض؟

خانواده های محترم! خواهران خوبم! مهریه بالا و جهیزیه سنگین و مراسمات آنچنانی خوشبختی نمیاره. تنها چیزی که باعث خوشبختی تون میشه شوهر کردن به یک پسر مومن و با تقوا و خدا ترسه.تنها راه ازدواج صحیح، انتخاب صحیحه. اونم نه هر پسری. پسر مومن و مقید.

یک نکته هم در مورد کار کردن خواهران: خواهران عزیز کارکردن برای شما هیچ ضرورتی نداره. وقتی پسری کار نداشته باشه نمیاد جلو که زن بگیره. آموزش و پرورش همین چند وقت پیش 5000 نفر نیرو می خواست که حدود 100 هزار نفر پسر تحصیلکرده رفته بودن برای آزمون!! واقعا قلب آدم به درد نمیاد؟!

چرا الگوی کار کردن داره توی جامعه عوض میشه؟ بله ما یه سری خانومهای پزشک و معلم و پرستار میخواهیم. ولی بقیه کارها چه لزومی داره یک دختر انجام بده. تو رو خدا اگه می تونین و نیازی به پول ندارین نرین سر کار تا موقعیت کاری برای آقایون پیدا بشه.

اگه روزی من سکته کردم این رو بدونین که به خاطر همین مجرد بودن دختر و پسرها و افزایش آمار طلاق و هزاران مشکلات دیگر سکته کردم. همه ی ما پاسخگو هستیم...


  برگرفته از صحبت های حاج آقا حسینی برنامه سمت خدا...

آیا تحصن نیروهای انقلابی کار درستی است؟

اینکه دوستان ارزشی و انقلابی ما در حرکتی خودجوش دغدغه به تصویب نرسیدن برجام در مجلس را به خاطر عدم لغو تحریمها دارند خود ارزشمند است. کما اینکه هر جا جلوی ضرر گرفته شود با ارزش است. اینکه دغدغه مردم و تحریمها را دارند با ارزش است. ولی دوستان انقلابی ما برای معضلات اجتماعی  دیگر چرا تحصن نمی کننند؟!

 چرا دوستان انقلابی ما برای تبعیض ها و افزایش فاصله طبقاتی و اشرافیت یک قشر خاص در این جامعه روبه روی خانه ی ملت تحصن نمی کنند؟! چرا دوستان ارزشی ما برای اختلاس های صورت گرفته  و اشد مجازات برای عاملین آن ها تحصن نمی کنند؟ چرا برای بیکاری موجود در جامعه و فقر و فساد گسترده  تحصن نمی کنند؟!

اصلا هدف از تحصن چیست؟ آیا هر کسی حق تحصن را دارد؟ آیا نیروهای طرفدار برجام و ظریف هم می توانند اردوکشی خیابانی کنند و روبه روی مجلس در حمایت از برجام تحصن کنند؟! 

چرا دوستان انقلابی ما برای بی عدالتی موجود در جامعه و تورم و گرانی و هزاران مشکلات اجتماعی موجود در جامعه تحصن نمی کنند؟! آیا متحصنین محترم از آمار طلاق ها با خبرند؟ از بیکاران جامعه مطلعند؟ از فساد در جامعه چطور؟ از تبعیضی که روز به روز شکافش میان و غنی و فقیر افزوده می شود. فقط کافی است ساعتی را در شهر قدم بزنی تا شمار ماشین های لوکس از دستت برود. متحصنین ما برای اینها دغدغه ای ندارند؟ متحصن انقلابی ما برای جوانی که نمی تواند ازدواج کند و کاری ندارد دغدغه ندارد؟ 

چرا برای اینها متحصن نمی شوید؟! آخر می دانید هر چند که کارتان برای خدا باشد ولی آخرش تحصنتان بوی حب و بغض سیاسی می دهد. یا برای همه ی اینها تحصن کنید یا اصلا نکنید. نومن و ببعض و نکفر و ببعض چرا؟!

برجام بد است. خب این یک نمونه از مشکلات جامعه است. تحصن خوب است. تحصن برای این است که مسئول ما بیدار شود. خب برای مشکلات دیگر چه؟ آیا مشکلات دیگر ارزش تحصن ندارند؟! آیا مشکلات دیگر ارزش قلم زدن و فریاد زدن ندارند؟!

حال با تمام این سوالها اگر من متحصن نشدم غیرت انقلابی ندارم؟!

من خواهش می کنم

قابل توجه خانواده ها دختر و پسر.قابل توجه همه کسانی که می گن مادیات مانع ازدواجه.قابل توجه همه خانومهای مومنه.قابل توجه هر کسی که به خدا ایمان و اعتقاد داره.

 یک مسئله‌ای که اخیراً مطرح کردند، مسئله‌ی ازدواج جوانها بود که خب، همه -پسر و دختر- مطمئنّاً علاقه‌مندند. من همین‌جا به توصیه‌ی این جوان عزیزی که از من خواستند به پدر و مادرها تذکّر بدهم، به پدرها و مادرها تذکّر میدهم؛ من خواهش میکنم و تقاضا میکنم از شماها که یک خرده امکانات ازدواج را آسان کنید. پدر و مادرها سخت‌گیری میکنند؛ هیچ سخت‌گیری لازم نیست. بله، یک مشکلات طبیعی وجود دارد -مسئله‌ی مسکن، مسئله‌ی شغل و از این مسائل- لکن «اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه»؛(۴) خب، این قرآن است. ممکن است جوان، الان هم امکانات مالی مناسبی نداشته باشد، امّا ان‌شاءالله بعد از ازدواج خدای متعال گشایش میدهد. ازدواج جوانها را متوقّف نکنند؛ من خواهش میکنم که پدرها و مادرها به این مسئله توجّه کنند.

 البتّه یکی از مسائل مهم این است که رسم خواستگاری رفتن و وساطت کردن برای ازدواج دخترها، متأسّفانه کمرنگ شده؛ این چیز لازمی است. افرادی هستند -سابقها همیشه معمول بود، حالا هم با کثرت نسل جوان در جامعه‌ی ما، باید این رواج داشته باشد- پسرهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی دختر معرّفی میکنند؛ دخترهایی را می‌شناسند، به خانواده‌ی پسر معرّفی میکنند؛ تسهیل میکنند و آماده‌سازی میکنند ازدواج را؛ این کارها را بکنند. هرچه که ما بتوانیم در جامعه مسئله‌ی مشکل جنسی جوانها را حل کنیم، این به نفع دنیا و آخرت جامعه‌ی ما است؛ به نفع دنیا و آخرت کشور ما است؛ بعد هم برایمسئله‌ی نسل که من رویش خیلی تکیه دارم [مهم است]. باز من همین‌جا هم به آقای وزیر محترم بهداشت عرض میکنم؛ گزارشهایی به من میرسد که آن خواسته‌ی شما که همان خواسته‌ی ما است، [یعنی] مسئله‌ی جلوگیری از منع باروری -که منع باروری یک سیاستی بود؛ بنا بر این گذاشته شد که از این سیاست جلوگیری بشود- درست انجام نمیگیرد؛ بعضی جاها همچنان در بر پاشنه‌ی قبل میگردد.

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان

20/4/1394

در بیست و چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۶
در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله

نعمت رمضان

من از اینکه ماه رمضون بخواد تموم بشه می ترسم.شاید بعضی ها  ناراحت بشن و بعضی ها هم خوشحال که تموم میشه.ولی من واقعا می ترسم.می ترسم با تموم شدن ماه رمضون دوباره غفلت بیاد سراغم.دوباره گناه کنم.دوباره شهوت بر من غلبه کنه.دوباره سرگردان بشم.دوباره از خدا دور بشم.من می ترسم.خیلی می ترسم.کاش همیشه ماه رمضون بود.

حاج آقا نمازخونه یک حرف قشنگی زد.گفتش که این ماه رمضون ماه مهمانی خداست.ولی این مهمونی فرق میکنه با همه ی مهمونی ها.توی مهمونی های دیگه شما ناهار میخورین یا شام.ولی توی این ماه خدا از ما خواسته که اصلا چیزی نخوریم.این نشون میده که خدا ما رو با شکم پر نمی خواد.شکم پر غفلت میاره.شهوت میاره.هوای نفس میاره.نکته ی خیلی مهمیه.این یک رازه.روزه راه رسیدن به خداست.در واقع با گرسنگی و تشنگی کشیدن پرده غفلت میتونه بره کنار.میتونی خودت رو جمع کنی.باید چاره ای اندیشید.باید توی ایام سال هم روزه بگیریم.وگرنه بیچاره ایم.بیچاره...