انجام واجب و ترک حرام  

این عبارت را زیاد شنیده ایم.

شاید فکرکنیم خیلی ساده است و گاهی با خودمون گفتیم نه! این نیست و حتما

رسیدن به مراتب بالای بندگی و  قرب خداوند رموز دیگری دارد که اساتید 

از گفتن آن امتناع می کنند.

البته رمز تقرب و سعادت در دنیا و آخرت چیزی جز همین چهارکلمه نیست.

اگر حال خودمان را دقیق تر بنگریم ، درمی یابیم که ما اغلب در انجام واجبات

اصلی و عام ، مشکلی نداریم.

پس اشکال در کجاست؟

 ضعف اساسی ما در این مسیر، عدم ترک گناه و حرام است .

ترک حرام است که ما را به تقوا می رساند و محبوب خداوند می شویم.

بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٧٦آلعمران)

تقوا به معنی ترس نیست.

تقوا رعایت حریم و حدود الهی است که لازمه آن وجود یک ترس در انسان است که

نسبت  به عواقب گناه  

بترسد و نگران  آثار گناه خود باشد.

اشکال اساسی دیگر، این است که بجای پرداختن به واجباتی که به ضرورت

 جایگاهی  که در آن قرارداریم،  

برماواجب می شود ، به امور مستحب می پردازیم و همین مستحب

 حجاب ما شده است .

اینجاست که باید به این جمله "انجام واجب و ترک حرام" ، دقیق تر فکر کنیم.

 

مصادیق زیادی در اطرافمان برای این مساله مهم می توانیم بیابیم و  

 

در صدد اصلاح باشیم.

 

روی اعمال مستحبی بیشتر فکر کنیم و از انجام مستحباتی که برای رضایت  

  

نفس خودمان است اجتناب کنیم. 

 

از  مستحباتی که گاهی مستحب نیست، پرهیز کنیم.

و

از مستحباتی که گاهی واجب می شود غافل نباشیم.

 

هیچ وقت فراموش نکنیم که بر اساس جایگاه و انجام وظیفه ، نمره می گیریم  

 

نه بر اساس زیادی و بزرگی عمل.

 

راه سعادت برای همه یکسان نیست هرچند در کلیت همه باید یک مسیر را برویم  

 

که همان

 

"انجام واجب و ترک گناه است".

 

ولی در جزئیات هرکس بنابرمسئولیتها و جایگاهی که دارد راهش 

 

 متفاوت و واجبات خاص خودرادارد.

 

وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لاَ نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا 

 

  أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۴۲ اعراف)

  

مصادیق عمل صالح شامل واجبات عام که برهمه افراد بطور یکسان واجب است، 

 

 واجباتی که به طور  

 

خاص  بر افراد واجب می شود و انجام مستحبات به شرطی که در تعارض با واجب  

 

نباشد و در نهایت شامل  

 

ترک حرام و ترک مکروه می شود.

 

کمی تعمق کنیم و واجب و حرام اطرافمان را شناسایی کنیم و  

 

دین را به اصل خود برگردانیم.

  

و بدانیم

 

بندگی هدف زندگی است.

 

اطاعت و انجام وظیفه در هر جایگاه ، نه انجام اعمال خاص که شاید اصلا تاثیری  

 

در دنیا و آخرت ما نداشته باشد.

 

واین همان آرامش و شادی حقیقی است.

 

بهار عارفان

همیشه وقتی برای اولین بار جایی می خواهیم بریم،توذهن خودمون

تصویری از آنجا می سازیم.

و سعی می کنیم ،برای همه احتمالاتی که برای شرایط نامعلوم

آن مکان می دهیم،آمادگی لازم را کسب کنیم

و با

چمدانی کامل عزم سفر کنیم.

این معمولا داستان سفرهای دنیایی ماست.

یاد مرگ برای بعضی،اضطراب و ترس ایجاد می کند.

شاید علت اصلیش،مجهول بودن جایی است که قراره بریم.

شایدم علتش،تنبلی تو بستن بار سفر باشه.

بستن چمدانی پربار و کامل ..

که اونجا کارمونو راه بندازه..

ولی

مرگی که بعدش ،بهار باشه ترس نداره.

ما هم می توانیم دوباره بهاری شویم.

اگر گوش جان مان را شنوا کنیم.

وَاللَّـهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا

 إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ(65نحل)

چراکه

 مرگ ازنظر قرآن،به معنی گرفتن و انتقال است.

نه نابودی و فنا.


ترجمه آیه

وخدااز آسمان آبی فرود فرستاد و با آن زمین را پس از پژمردنش،زنده

گردانید.قطعا در این امر برای کسانیکه شنوایی دارند نشانه است.

 

 

باور یک حقیقت بزرگ

بزرگترین حادثه زندگی انسان،قیامت است.

فَإِذَا جَاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَىٰ ﴿٣٤نازعات)

روزی که اعمال ما؛

سعی و تلاش ما،

به ما عرضه می شود.

يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَىٰ ﴿٣٥نازعات)

روزی که انسان ها،دو دسته می شوند.

کسی که استکبار ورزید و

در مقابل پروردگارش،اظهاربرتری کرد؛

فَأَمَّا مَن طَغَىٰ ﴿٣٧نازعات)

وبه دنیا مشغول شد؛

وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا ﴿٣٨نازعات)

و برای رسیدن به دنیای مطلوب خود؛

نافرمانی کرد؛

جهنم جایگاه اوست.

فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿٣٩نازعات)

و کسی که عظمت خدا را درک کرد و درمقابل او

اظهار عجز و نیاز کرد؛

بندگی کرد

و نفس، از خودخواهی حفظ کرد؛

وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٤٠نازعات)

جایگاه ابدی او بهشت است.

 فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿٤1نازعات)

و

قیامت بزرگتری است

که انسان قبل از

 قیامت کبری،قیامتش

را در دنیا ببیند

و به محاسبه اعمالش بپردازد.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ

 وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸حشر)

و تا فرصت هست،جبران کند.

وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿۷۱فرقان)

که خدا توبه پذیر است.


ترجمه آیات

پس آنگاه كه آن هنگامه بزرگ دررسد (۳۴نازعات)

 [آن] روز است كه انسان آنچه را كه در پى آن كوشيده است به ياد آورد (۳۵نازعات)

اما هر كه طغيان كرد (۳۷نازعات)

و زندگى پست دنيا را برگزيد (۳۸نازعات)

پس جايگاه او همان آتش است (۳۹نازعات)

و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت (۴۰نازعات)

پس جايگاه او همان بهشت است (۴۱نازعات)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا داريد و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا[ى خود]

از پيش چه فرستاده است و از خدا بترسيد در حقيقت‏خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است (۱۸حشر)

 و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد در حقيقت

 به سوى خدا بازمى‏گردد (۷۱فرقان)

 

 

ایمان بدون اخلاق

اینکه میگویند کسی بااخلاق و خوش اخلاق است یعنی چی؟

خوش اخلاقی چگونه بدست میاد؟

به صفات و ملکات نفسانی که در جان انسان،رسوخ می کند وباعث

 بروزرفتارهای متناسب با آن صفت می شود،اخلاق میگویند.

یعنی انسان می تواند با خودسازی و مهار نفس خود،فضایل اخلاقی را کسب کند

 و

رفتارهای شایسته انسانی را از خود نشان دهد.

صفاتی مثل صداقت و راستگویی

صبر

خیرخواهی برای دیگران

عدالت

...

که بدست آوردن این صفات نیکو است که باعث تفاوت درجات مومنین می شود.

پس طبق کلام شهید مطهری رحمة الله علیه

با دادن غذای فاسد به روحمان،نظم آن را برهم نزنیم.

وتا می توانیم در کسب فضایل بکوشیم و غذای سالم برای روح فراهم کنیم.

کسب صفات انسانی به قدری اهمیت دارد که حفظ ایمان و جلوگیری

از تزلزل ایمان بستگی به میزان

پرورش صفات اخلاقی در انسان دارد.

ایمان بدون اخلاق،مثل خانه بدون حفاظ و در است که هر لحظه در معرض

ویرانی است.

تلاش در جهت رسیدن به ملکه تقوا و پایدارکردن صفات اخلاقی انسانی،درحقیقت

رسیدن به تقوا و ادا کردن حق بندگی است.

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ

 إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿۱۰۲آل عمران)

و این منّتی است از جانب خدا بر مومنین؛

که بعد از ایمان،

 در جهت کسب تقوا بکوشند.

و خود را تزکیه کنند.

لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ

يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ

مِن قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُّبِينٍ ﴿۱۶۴ال عمران)

  


ترجمه آیات

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنيد

و زينهار جز مسلمان نميريد (۱۰۲آل عمران)

به يقين خدا بر مؤمنان منت نهاد [كه] پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت

 تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد

قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند (۱۶۴آل عمران)

عمل أحسن چیست؟

فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَهُمْ فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ ﴿١٥رم)

وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ

فَأُولَـٰئِكَ فِي الْعَذَابِ مُحْضَرُونَ ﴿١٦رم)

عمل شایسته و أحسن نزد خدا چه عملی است؟

چه عملی ارزش حقیقی دارد؟

گاهی امیال نفسانی ما،معیار سنجش خوب و بد بودن عملی می شود.

که این معیار ارزش گذاری،به تدریج

ما را از درک حقیقت دین دور می کند.

پس چه چیز را در زندگی معیار قرار دهیم تا دچار خسران ابدی نشویم؟

به فرموده قرآن؛

عمل أحسن.

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا ﴿٣0کهف)

که شرط عمل أحسن،ایمان و عمل صالح ،است.

و عمل صالح،انجام واجبی است که خدا واجب کرده است

و ترک حرامی است که خدا نهی کرده است.

نه واجب و حرامی که ساخته ذهن ماست.

چرا که عمل صالح بالا می رود و سعادت انسان را در پی دارد.

... وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ...(10فاطر)


ترجمه آیات

اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند در گلستانى شادمان مى‏گردند (۱۵روم)

 اما كسانى كه كافر شده و آيات ما و ديدار آخرت را به دروغ گرفته‏اند پس آنان در عذاب حاضر آيند (۱۶روم)

كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند [بدانند كه] ما پاداش كسى را

كه نيكوكارى كرده است تباه نمى‏كنيم (۳۰کهف)

 

یا لثارات الحسین

عاشورا دو جنبه فردی و اجتماعی دارد.

عاشورای  فردی و غلبه بر هوای نفس و ترجیح رضایت خدا بر خواسته های نفسانی.

عاشورای اجتماعی وانتخاب جبهه حق یا باطل.

نتیجه این دو انقلاب رسیدن به فرهنگ شهادت است

که خشکیدن این حس در فرد، او را نسبت به مشکلات فردی و اجتماعی،

بی تفاوت می کند و یکی از آثار آن که امر به معروف و

نهی از منکر است در جامعه رخت می بندد.

بزرگترین مانع سعادت حقیقی انسان و رسیدن به انسانیت،نداشتن خط فکری صحیح در افراد است .

و

دو خط فکری بیشتر در این هستی وجود ندارد.

حق و باطل.

که هوای نفس و گرایش به تمتعات نامشروع دنیا خط فکری دیگری را به بشر القا کرده است که

حد میانه و خط فکری سومی را پدید آورده که بسیار خطرناکتر از خط فکری باطل محض است 

 چراکه مخرب دین است.

حال با این مقدمه ببینیم جایگاه ما و غالب متدینین جامعه ما در کدام خط فکری است

و قضاوت را به شما واگذار کنیم.

در اعمال عبادی و احکام دین ،همه این اعمال و احکام و دستورات دارای یک ارزش و جایگاه نیستند.

برخی نمره اش در بالاترین حد و برخی متوسط و برخی کم ارزشتر و برخی صفر است.

که می توان آنها را از نگاه فقهی به چهار دسته واجب،مستحب ومکروه،و حرام تقسیم کرد.

که

اگر بخواهیم رتبه اعمال افراد را فقط در ایام محرم بررسی کنیم ،بیشتر آن را در دسته

حرام و مستحب می توانیم جای دهیم.

چقدراز افراد،به دنبال ادامه راه امام هستند؟ ودنبال انجام وظیفه شان در عاشورای فرا رویشان ؟

چقدر عاشورا را از جنبه خصوصی و ارتباط فردی با امام خارج کردیم و به آن جنبه

اجتماعی و دگرخواهی دادیم؟

مگر بدون عاشورا، توسل به امام امکان نداشت؟

عاشورا ،باید ،فرهنگ ایثار و شهادت را در افراد ایجاد کند.

فرهنگ دگرخواهی و از خود گذشتن.

 تا همه، به ارزشهای اصیل و حقیقی انسانیت برسند.

و عزاداری برای امام حسین، باید این آثارراایجادکند.

 که اگر

عشق به امام و راه ایشان ،بامعرفت باشد،قطعا این روحیه را در فرد ایجادمی کند .

عزاداری دراین ایام بعنوان وسیله ،مقدس و دارای اجر است و هدف باید

 رسیدن به آرمان امام باشد.

و

اشک بر امام اگر از عشق به دین خدا و ادامه راه او باشد ارزشمند می شود.

وباید

از این عزاداریها،ره توشه گرفت، برای تحول بنیادی فردی و اجتماعی.

و هم سنخ امام شد.

به رنگ حسین.

حال بنگریم که در کجای عاشورا ایستاده ایم؟

آیا در دسته ای هستیم که حدوسط را انتخاب کرده ایم؟

که نه در جریان باطل میرویم و نه در سپاه حق حضور میابیم؟

یا در دسته حق طلب ؟

یا..؟

زنده نگه داشتن عاشورا فقط به برگزاری مراسم نیست.

و عاشورا در عاشورا خلاصه نمی شود.

بیاییم امام و جبهه خود را انتخاب کنیم تا روزی که هر امتی با امام خود دعوت 

 می شود شرمنده نباشیم.

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ  فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَـٰئِكَ يَقْرَءُونَ

 كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ﴿٧١اسراء)

 و بدانیم ظلم پایدار

نمی ماند که فرموده

وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿٢٢٧شعرا)

و  با تمام توان از دین خدا حمایت کنیم .

و رتبه اعمال واجب ،برایمان در اولویت باشد و تا واجب هست ،دنبال مستحب نباشیم.

تا گرسنه هست دنبال اطعام اغنیا نباشیم.

و تا جان داریم از حق و حقیقت دفاع کنیم و بدانیم ،حضور در جبهه حق،

به بینش و بصیرت کافی،نیاز دارد.

پس در کسب بصیرت بکوشیم و حجاب  تفکر صحیح را کنار بزنیم.

بیاییم در هیاتهاومجالس حسین،حسینی شویم و

 برای خودسازی شرکت کنیم و اخلاصی که لازمه گسترش فرهنگ عاشورا است

را از امام بگیریم و ازاین توشه،

 در جهت رفع موانع ظهور بکوشیم.

که با این تلاش عزاداری از حالت سنتی و فردی خارج می شود

و روح نوع دوستی در افراد تقویت می شود

که

با استعانت از خود امام حسین به اهداف حقیقی عاشورا می رسیم.

 


ترجمه آیات

ياد كن] روزى را كه هر گروهى را با پيشوايشان فرا مى‏خوانيم پس هر كس كارنامه‏اش

را به دست راستش دهند آنان كارنامه خود را مى‏خوانند و به قدر نخك هسته خرمايى

به آنها ستم نمى‏شود (۷۱اسرا)

 و كسانى كه ستم كرده‏اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت (۲۲۷شعراء)

عاشورای من

از خود گذشت؛

جهاد کرد؛

برای احیای دین.

برای زنده کردن معروف.

در روزگاری که

عاشورایی فراتر، ما را ندای

هل من ناصر ینصرنی

می دهد،

چقدر برای یاری دین خدا

به این دعوت پاسخ می دهیم؟

پاسخ به این دعوت

از خودسازی و شکستن موانعی شروع می شود که مارا احاطه کرده اند.

و به ما شهامتِ پاسخ نمی دهد.

از خود که بگذریم،

حرف خدا برای ما

 ارزشمند می شود.

و تا پای جان پیش می رویم.

که وعده داده است

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ ﴿۷محمد)

 

و چه پیروزی بزرگتر از یاری خدا

 که

إِن يَنصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن يَخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِي يَنصُرُكُم

مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱۶۰آل عمران)

 

این محرم بیاییم

مُحْرِم شویم و مرز حرام و حلال را کاملا جداکنیم.

 


ترجمه آیات

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر خدا را يارى كنيد ياريتان مى‏كند و گامهايتان را استوار مى‏دارد (۷محمد)

اگر خدا شما را يارى كند هيچ كس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از يارى شما بردارد چه كسى بعد از او شما را يارى خواهد كرد و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند (۱۶۰آل عمران)

ولایتمداران علی

 

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿۶۷مائده)

ولایت پذیری امامان شرط اکمال دین محمد صلوات الله است.

شرط کامل کننده

شرطی که با نبودن آن ،دین ناقص می ماند و دین ناقص بی ثمر خواهد بود.

 این ولایت پذیری،تنها در اعتقاد خلاصه نمی شود.

 محبین ولایت علی و فرزندانش

در عمل

هم

 محبت قلبی شان  را نشان می دهند.

که ولایت پذیری امام؛

پذیرش ولایت خداست و جدایی ناپذیر.

همچنان که در زیارت جامعه می خوانیم:

وَ مَنْ عاداكُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ

 مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، اَنْتُمُ الصِّراطُ الاْقْوَمُ

وَ مَنْ اَحَبَّكُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَ مَنْ اَبْغَضَكُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ

و

 همواره در هر شرایطی دین خدا را یاری می کند.

که  خداوند ایمان آورندگان و محبّین حقیقی اش

را در این راه یاری می کند

 إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ﴿۵۱غافر)


ترجمه آیات

اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش

را نرسانده‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند (۶۷مائده)

 در حقيقت ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويده‏اند در زندگى دنيا و روزى

 كه گواهان برپاى مى‏ايستند قطعا يارى مى‏كنيم (۵۱غافر)

 

راز آرامش

اولین رکن اعتقادی ما توحید است.

چرا؟

معتقد شدن به این اصل اساسی اسلام،آرامش بخش است.

چراکه موحد،در قلبش می داند

جز او

وبالاتر از او قدرتی نیست.

و دائم می خواند و زمزمه می کند:

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ  هُوَ

الْحَيُّ الْقَيُّومُ

لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ

لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ

مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ

يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء

وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ

وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا

وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (255بقره)

ولایتمداران حقیقی که در درجه اول خدا را ولی خود قرار دادند،

و ولایتهای بعدی را هم برای خدا و رسیدن به حق،می خواهند،

هیچ گاه دچار اضطراب و نگرانی نمی شوند.

و دل به او داده اند

که اراده و خواست او منشاء هر اثر است.

پس از دنیا دل برکنیم و دل به او دهیم که آرامش حقیقی انسان و

سعادت او در همین است.

و

 دنیایی شدن جز نا آرامی برای روح ما ،چیزی ندارد.


ترجمه آیه

خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپادارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمانها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ (۲۵۵بقره)

یقین کنیم که او هست

بعضی گمانشان بر این است که با انجام دستورات دین

از خدا طلبکار میشن.

انتظار دارن با هر نمازی

دنیا اونجوری بشه که اونا دوست دارن.

عبادت و شرع برای تضمین و سلامت آخرت آمده است.

و دنیا محل عمل و کاشتن است.

وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا

 وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ(60قصص)

اگر عبادت کنیم

و بدانیم او دانای مطلق است

دنیاهم به سلامت میگذرد.

و مطلوب ما خواهد بود.

و

مطلوب انسان و میل حقیقی نفس

چیزی جز آرامش نیست که

در پرتو تبعیت و در حضور بودن حاصل می شود.

 

پس

 بیاییم توکل کنیم

و او را وکیل کنیم که خیر ما را بهتر می داند.

توکل سازنده و ارزشمند،

فرد را وادار به تلاش میکند و در مسیر،

او را از انحراف و گناه دور نگه می دارد.

و انسان متوکل تحت هیچ شرائطی برای رسیدن به

تمایلات نفسانی و آرزوهایش،به گناه و خواسته شیطان

راضی نمیشود.

و

می داند خدا آگاه به این صبر است.

و پاداش صابرین محفوظ است.


ترجمه آیه

و هر آنچه به شما داده شده است كالاى زندگى دنيا و زيور آن است و[لى]

آنچه پيش خداست بهتر و پايدارتر است مگر نمى‏انديشيد (۶۰قصص)

چرا باید شکر نعمت کنیم؟

 

شکر جایی معنا پیدا میکند که عدم نعمت و نبود آن هم امکان داشته باشد.

و رسیدن به این درجه عظیم؛

اینکه انسانی در مرتبه شاکرین خدا قرار بگیرد،

نیاز به معرفت و آگاهی دارد.

اینکه بدانیم همه لطف پروردگار است.

اینکه بدانیم ،می توانست نباشد.

بندگان شکرگزار ،با شکر

و

استفاده از هر نعمت،در همان جهتی که آفریده شده است،

هرچه بیشتر خود را در معرض کسب نعمات الهی قرار می دهند.

و

بنده ای که در حیات مادی دنیا

به این بینش و بصیرت رسد،در آخرت هم از دیدن و درک حقیقت،محروم نمی ماند.

و

وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا(72اسراء)

 

 

الهی

ما را از کسانی قرار ده که در محرومیت هم شکر گزارند.

که این درجه بالاتری از شکر است.


ترجمه آیه

و هر كه در اين [دنيا] كور[دل] باشد در آخرت [هم] كور[دل] و گمراهتر خواهد بود (۷۲اسراء)

 

دستاورد رمضان

 

اونقدر ارزش داره که بعد از رفتنش بازهم براش بنویسیم.

اوج بندگی و اطاعت در این ماه خودش رو نشون داد.

هرکسی خودش رو بهتر شناخت.

هرکس به نسبت توان و معرفتش توشه جمع کرد.

حالا چه کار کنیم که ما موندیم و نفس و شیطان.

چه جوری سرمایه مون رو حفظ کنیم؟

تا همینجوری تازه بمونه.

برای اینکه محصول رمضان حفظ بشه،

باید ببینیم تو رمضان چه اتفاقی افتاده بود،

که حالمون بهتر بود؟

چی ما رو تغییر داده بود؟

 

سحر بیدار شدن

قرآن خوندن بیشتر

کم خوری

تفکر

شب زنده داری

استغفار

...

اینها همه خوبه و باعث نزدیکی ما به خدا میشه،

ولی رازی که تو اینهاست چیه؟

یعنی الان دیگه بدون گرسنگی و تشنگی و..نمیشه به خدا نزدیک شد؟!

چرا میشه!

ما یک ماه، ویژه

تمرین  اطاعت کردیم.

یک ماه لب از حلال و حرام بستیم.

شب خوردیم و روز نخوردیم.

تا اطاعت کرده باشیم.

تا این کلاس بندگی ما رو آب دیده کنه.

پس حالا هم میشه اطاعت کرد.

پس

به فردا بیندیشیم

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ

وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸حشر)

و

خدا را همواره رمضانی یاد کنیم

و

 وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۱۹حشر)


ترجمه آیات 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا داريد و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا[ى خود]

از پيش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسيد در حقيقت‏خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است (۱۸حشر)

و چون كسانى مباشيد كه خدا را فراموش كردند و او [نيز] آنان را دچار خودفراموشى

كرد آنان همان نافرمانانند (۱۹حشر)