happy Birthday

تسنیم جان

امشب دامن تو پر از هدیه های کوچک و بزرگ می شود

اما من هیچ ندارم که به تو هدیه دهم

جز دلی که به من پس دادی

تولدت مبارک . . .

www.parsnaz.ir - عکسهای متحرک و زیبای تولدت مبارک


den-rozhdenija10.gifliniia-244.gif




prazdnik7.gif

20080307141716748.gif           
      
cascata-fiori.gif    

           ornament-145.gif1420903360.gif                                 

این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .

liniia-1136.gif

predmet13.gifzhivotnye10-01.gif

cvetok143.gif

cvetok3.gif

cveta-1133.gifcvetok116.gifornament-129.gifagy8x2est8utuxipgo3.jpg

zhivotnye19.gif

کارت پستال های تولدت مبارک -www.jazzaab.ir

cvetok140.gif

 

کارت پستال های تولدت مبارک -www.jazzaab.ir

cvetok41.gif

animaatjes-floaties-87132.gif

cvetok98.gif

کارت پستال های تولدت مبارک -www.jazzaab.ir

                                                             

نمی دانم که دانستی دلیل گریه هایم را
 
نمی دانم که حس کردی سکوتم را
 
ولی دانم که می دانی من عاشق بودم و هستم
 
وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم

320.gif

ايستاده ام...


ایستاده ام

کنارِ خطوط ِبی کسی

ومی شمارم روزهای مانده را

تا مرز تنهایی ، راهی نیست

شمارش را فراموش کرده ام

شاید روزها

گریزان از ازدحام

در عبورند بی من

و من از نفس افتاده ام

بی حتی توانی

برای رهایی از تنهایی

ترانه و انتظار


راه را بر گلو می بندد
ترانه ای خاموش
نیم روشن من كو
سایه ها با من چه كرده اند؟
یادم هست
دل پرنده داشتم
و پیراهن باران
و چشمان گیاه
اما
به سایه پیوستم
و نیم من گم شد
چشم انتظار دستی
كه با چراغ بیاید
و این نیمه را
برباید!

"وسيع باش و تنها،و سر به زير و سخت!"


تو نيستي و باز پنجره ي اين اتاق باز مانده است

بادي مي وزد

و آخرين تكه از بوي تنت را

از لابلاي دستان خسته ام مي ربايد

             .............

و من براي صدمين بار به خود مي گويم

"وسيع باش و تنها،و سر به زير و سخت!"



اين روزها پوستم كمي نازك تر شده...

اين روزها طاقتم كمي بي حوصله تر شده...

اين روزها انتظارم كمي بي صبرتر شده...

اين روزها شب هايم كمي بي ماه تر شده...

اين روزها دست هايم كمي خالي تر شده...

اين روزها وجودم پر از تَرك شده...

تلنگر نزن، مي شكنم!



بايد آرام رفت،

آنقدر آرام كه حتي...

روزي دلش براي صداي قدم هايت تنگ شود.

آنقدر آرام كه از اين آرامشت ...

دق كند،

اين سزاي كسي است كه قَدرت را نمي داند!



اين روزها 

آب و هواي دلم آنقدر باراني ست

كه رخت هاي دلتنگيم را

فرصتي براي خشك شدن نيست!

تولدت مبارك

همیشه به قداست چشمهای تو ایمان دارم چه کسی چشمهای تو را رنگ کرده است

چه وقت دیگر گیتی تواند چون تویی خلق کند؟فرشته ای فقط در قالب یک انسان

فقط ساده می توانم بگویم تولدت مبارک

تولدت مبارک . . .


این چندمین تولد توست؟

و چندمین انبساط مجدد کائنات؟

این چندمین بارخلقت است؟

و چندمین انفجار سکوت؟

چندمین لبخند آفرینش؟

خورشید را چندمین بار است که میبینی؟

و پروانه ساعتها چندمین بار است که میچرخد؟

و ثانیه چندمین بار است که به احترام تو برمیخیزد؟

چندمین بار است که مجدداً نفس میکشی؟

چندمین دم!؟

چندمین آن!؟

آه که تو چقدر خوشبختی!

و جهان چه پرغوغاست

که بینهایتمین تولد تو را جشن میگیرد . . .


دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی بود

سرشار از عشق و محبت کردی  ، نازنیم ، زیباترینم

حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس می گویم

تولدت مبارک . . .



اين كيك يلدايي تقديم به تو 

"احسان عزيز"

اميدوارم سال هاي زندگيت مانند شب تولدت طولاني باشد


احساس ما


چه مي كني باد؟!؟!؟

عـطـرتنش راجاي ديگري بپــاش...

اين خانه خــودش ويران استــــ...



شك ندارم همين روزها...

هيچ گرسنه اي باقي نمي ماند...

همه سيرمي شوند اززندگــي...



مي روم،اما نمي پرسم زخويش ره كجا؟

منزل كجا؟مقصودچيست؟

بوســــــــه مي بخشــــم

ولي خودغافلم كاين دل ديوانه رامعــــبودكيستـــــ...؟



دستم را بگير

وبه مــــن بگو

چگونه درگرگ وميش اين روزگارپربالاوپايين خاكستــــري

هنوز مي توانم بخنـــــدم...؟


نيلوفرآبي

لحظه هايم را،كه ورق مي زنم

                                    بين تمام خطوط يادگاري

خط لبخندت،روي لب

                         مرا به اوج خاطره ها مي برد

مي انديشم

               كه من چگونه

همه خاطرات را 

                     مي نوشتم

موبه مو 

          لحظه به لحظه

وسطرهاي دفترم

هميشه پرمي شد ازنيلوفران آبي

اما

   در برگه هاي آخرش

نوشته شد

              مرگ نيلوفران  

                                درمرداب خودخواهي...

عشق ممنوعه

قرآن من باد است

وآياتش،

نفس

حج ام سفري بود

تاخانه اي بي در،وطوافم

هفت هزاربارگردِدرياهايي خشك

"چرخيدن"

روزي كه ازبهشت رانده شدم

پدرم گفت:

"سجده برمن فرودآور"

شيطان نبوده ام

اماتمامي راه را تا زمين

ديوانه وارخنديدم

وحواشدم

تنهابراي تو

(آدمي كه تا ابد سزاوارمعشوقه اي گناهكار است.)

سفري كوتاه

سحرگاهان

سفري خواهم رفت

باتـــــــــــــــو

سفري به شهري زيبا

تابي كرانه ها

سفري كوتاه

كه مرافاصله دهدازدنياي مجازي

وشبانه،خواهم برگشت

هنگامي كه

ستاره هاخوابيده اند

دريك سكوت زيبا

درنيمــه شب

خواهم بر گشت وبازدريك سحر

دوباره شعرهايم بيدارمي شوند

ازخواب،باآمدنم

برف

طلوع زيبارا

ازكنارپنجره ي خيال

به تماشامي نشينم

آه!

اي خداي من!

برف

اين روياي ِ نقش بسته در زمستان

من برف را

مرواريدي رقصان

ازدل خسته ي ابر مي دانم

اين بلوراشك يخ زده ي آسمان

درپس سردي صبح

چه زيبا كرده است!

خانه ي گرمي را كه اجاقش

آتش دل توست

آرام

     باناز

چون دختري طناز

مي رقصدوفرود مي آيند

روي شانه هاي خسته كوه...