معذرت


هر وقت خواستم مرتب بنویسم و یه سر و سامانی به وبلاگم بدم یه اتفاقی پیش اومد و نشد

تو این مدت اینترنت خوابگاهمون قطع بود و اگه هم وصل میشد سرعتش داغون بود و از همه مهمتر درگیر پایان نامه بودم

ایشالا سال بعدهمین موقع ها تموم میشم

از همه شمایی که این مدت اومدید و بهم سر زدید ممنونم و عذر میخوام که به روز نبودم و بهتون سر نزدم


چای داغی که دلم بود به دستت دادم

آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم

مهدی موسوی

بلاتکلیف


گذشتم از او به خیره سری / گرفته ره مه دگری

کنون چه کنم با خطای دلم / گرم برود آشنای دلم


چه بلاتکلیفم وسط این بحران

تو کجایی بانو تو کجایی الان ...

پ.ن: نبودم به خاطر قطع اینترنت خوابگاهمون بود


تعلیق


تو عروس شدی و من تعلیق

مسئولان هم فهمیدند بی تو بلا تکلیف و معلقم


پ.ن: اومدم تا نبودم منزجرکننده نباشه توی این زندگیه پر از زجر

بد عکس


آره خیلی بد عکسی

.

.

.

زیباییت در هیچ عکسی نمیگنجد


پ.ن1: دوباره اومدممممممممممممممم

پ.ن2: آرزو دارم که نوروزی که پیش رو داری آغاز روزهایی باشد که آرزو دارید


رفت و آمد


هر رفتنی یک آمدنی دارد

.

.

.

تو رفتی تا به خودم بیایم


برادر


تو بودنت را انكار ميكني

و من نبودنم را جار ميزنم

اين بود فرق ما برادر

آخرالزمان


آخر الزمان شده

این روزها حرف ناحق جواب ندارد ....

ندانستن


ندانستن تنها عیب تمام معشوقه های جهان است

آنها نمیدانند که عشاق چقدر دوستشان دارند

یا اصلا نمیدانند که دوستشان دارند

ترس


من که مجنون نیستم

من که فرهاد نیستم

من فقط آقای دیوانه هستم

دیوانه ی شما

و میترسم از شما " بانو "

میترسم از " عشق "

میترسم از ...................


                        دنیای این روزای من : ترس

نرسیدن


همیشه دویدن و نرسیدن قسمت ما بود

در عشق هم نرسیدنش به ما رسید