...

آسمان،

فرصت پرواز،
بلند است ولی...

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی...

آسمان،  فرصت پرواز، بلند است ولی...  قصه این است چه اندازه کبوتر باشی.

قدر لحظات خود را بدانید...

اندکی فکر کن...
به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.
به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند:
."روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.
به بچه هایی فکر کن که گفتند:
."مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.
به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.
به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.
من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند،سوگواری می کنم.
من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم.

به افراد دور و بر خود فکر کنید...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.
قدر لحظات خود را بدانید...

بی اندازه...

نه

تو دروغگو نیستی

من حواسم پرت است!

گفته بودی دوستم داری بی اندازه

خوب که فکر می کنم

تازه می فهمم که “بی اندازه” یعنی چه!

..........................

جای خالی ات سبز ست

همیشه یک جا در من

خاطره ای

تا پای تو

به گریه می برد مرا !


اندوه...

نگاه که محزون باشد

حجم لبخند

درون خسته ات را پوشش نمی دهد
 
و مادامی که فقط لب ها می خندند،

نه اندوه سانسور می شود

و نه شادی ات تثبیت

و این خود تویی

که بهتر از هر کسی می دانی

از درون ات تو را گریزی نیست...

زندگــــــــی

زندگــــــــی خیلی کوتاه است

قوانین را کنار بگـــــــــــذار

بدی ها را ببخش !

یک عاشقِ واقعی باش

تا می توانی بخند...

و هیچ وقت از چیزی که بر روی لبانت خـــــــــنده نشانده پشیمان نشو..!

محبت

تمام محبت خود را به یکباره برای دوستت ظاهر مکن،

زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد؛

تو را دشمن می‌پندارد.



مُردن...

همه ما از مرده می ترسیم . اگر بگویند قرار است نیم ساعت ‌، فقط نیم ساعت با یک مرده ‌، با یک جسد در یک اتاق تنها باشی ،‌ به سختی جلوی اضطراب و ترسمان را می‌توانیم بگیریم .
اما یک جسد که ترس ندارد ‌، جسد یک تکه گوشت و مقداری استخوان بی خاصیت است که نه می‌تواند حرف بزند ‌، نه قضاوت کند ‌، نه خیانت . جسد بیشتر از ترسناک بودن ‌، خنده دار است !

اما اگر بدانید که هر روز با صد ها مرده دست می دهید ،‌ صحبت می‌کنید ‌، می‌خندید ‌، گریه می‌کنید ‌، قدم می‌زنید ،‌ چقدر خواهید ترسید ؟!

مردن که همیشه جار زدن ندارد . قرار نیست همیشه کسی زنگ خانه ای را بزند و خبر مرگ عزیزی را بدهد . قرار نیست همیشه یکی تلفن بزند و بگوید فلانی تمام کرد . گاهی کسی بر اثر یک حادثه ،‌ بر اثر یک دوست داشته نشدن ،‌ بر اثر شنیدن یک جمله ‌، چنان ساده و آرام ‌، چنان فجیع و غریبانه ‌، تکه تکه می‌شود ‌و جان می دهد که حتی خودش هم جرات بازگو کردن‌اش را ندارد !

می آید ‌، می‌نشیند کنارت ‌، نفس می‌کشد ‌، نگاهت می‌کند ‌، اما زنده نیست . مرده است و فقط نمی‌داند چگونه باید این خبر را به دیگران بدهد تا باور کنند و نترسند !‌

خدایــــــــــــــــــــــــــــــا


خدایــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــا
...
من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد
و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
همانی که گاهی لج می کند
و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود
و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من که هستم
خدایــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــ
ـا
می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری
که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم ...

دلم عجیب گرفته است…


دلم گرفته

دلم عجیب گرفته است

و هیچ چیز،

نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست

نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند

و فکر می کنم

که این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد. (سهراب سپهری)


پ.ن :

گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد ...

برای من از دور دست تکان نده من تورا همین نزدیکی گم کرده ام...

شاید آرام تــــــر میـــشدم

فقطـــ و فقطــــــ ....

اگر میفهمیــــدی...

شعرهایمــــــــ به همین راحتیــ که میــــ خوانی

نوشتــــه نشده انــــد...

یکی میگفت : خدا به سه صورت به خواست های بنده هاش نگاه میکنه!!!

اینا رو به فرشته هاش امر میکنه. . .

اولیش : این بنده م  هر وقت ازم چیزی طلب کرد فورا هرچی خواست بهش بدید بره

نمیخوام ریخت شو ببینم!!


اینا همان هایی هستند که از رحمت خدا دور شدند!!

دومیش : این بنده ام اگه اومد سراغم اگه چیزی  خواست اگه نامه ای برام فرستاده بود نامه ش رو پاره کنید

جوابش رو اصلا ندید ، کم محلیش کنید بذارید بره آخه شما نمیدونید من این بنده ام  رو خیلی دوست دارم

وقتی چیزی ازم درخواست میکنه وقتی جواب رد بهش میدم باز بیشتر میاد سراغم بهم نزدیک تر میشه

شما نمیدونید من عاشقشم!!!


سومیش : من همیشه از این دسته بودم (خودم این جوری حس میکنم)

وقتی این بند ه ام درخواستی ازم داشت یه گوشه ای خواست شو یاداشت کنید

تا سر فرصت ببینم چی میخواد چی میگه !!!


هر وقت چیزی ازت خواستم به گونه ای از دیدگاه خودم بهم بی اعتنایی کردی

من حقیر از روی کج فهمی کفر گفتم به زمین و زمان گلایه و شیکایت کردم!!!

اما نفهمیدم بهتر از اونی که ازت خواسته بودم برام کنار گذاشته بودی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اومدم بگم به خاطر داده هات و نداده هات شکر. . .

خدایا من که دستم به آسمون نمیرسه اما تو که دستتت به زمین میرسه بلندم کن. .  .

خدایا تقدیرم را آن گونه ای بنویس که وقتی توو دیر میخواهی من زود نخواهم. .. .

اززمانی که تصمیم گرفتم که از کسی انتظار نداشته باشم مشاهده میکنم

زندگیم شکل و جلوه ای خاص از خودش بروز داده ...


در این مدت زمانی که این تصمیم رو به صورت عملی در زندگیم جاری ساختم ، شده یک رمز موفقیت. . ..

                                                
فــقــط بــایــد صــدا کــنــیــم کــسـی رو ؛

کــه دسـتـش بــازه ، مــیــتــونــه بـبـخـشـه …

خـــدا خـــاصــیــت دســتـــاش ایـــنــه ؛

کـــه بـــی انـــدازه مـــیتـــونـــه بــبـــخــشــه


خدایا درهایی که به رویم میبندی بهم طوری بفهمان که بگذارم برحکمت و صلاح تو

ودرهای بسته رو ندانسته در پی این نباشم که به اصرار بگشایم


امواج زندگی رو باید پذیرفت حتی اگه آدم رو به عمق دریا ببره

ماهی که همیشه آسوده بر روی آب می بینی مرده است!!!


گنجشک میخندید به اینکه چرا هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم، من میگریستم به اینکه

حتی او هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد...


من همیشه بر این باورم که در دو صورت اشخاص حقیقی زندگی ازت دلسرد میشوند...

زیادی نزدیک و زیادی دور بشی


همیشه این جمله به صورت روزمره درجای جای ها به کار میره که دل کندن آسان نیست

اگه از قبل خودمون رو آماده این کنیم که هر شخصی یک کوکی داره

و با تمام شدن کوک از کنارمان خواهد رفت دگر دل کندن آسان میشود


یادتون باشه کسی که با میل و رغبت خودش از زندگیتون خارج شد بدون در نظر گرفتن شما

اگه دلتنگش شدی مطمئن باش حماقت کردی...


من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس همون بهتر نبودم تکه گاه هیچ کس...

تقدیر گل ها چیدن و پژمردن است سعی کن نباشی دل بخواه هیچ کس....