چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کن
یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
ذکر ایام هفته
ذکر روز شنبه صد مرتبه يارب العالمين می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز یکشنبه صد مرتبه يا ذلالجلال و الكرام می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز دوشنبه صد مرتبه يا قاضيالحاجات می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز سه شنبه صد مرتبه يا ارحم الراحمين می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز چهارشنبه صد مرتبه يا حي و يا قيوم می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز پنج شنبه صد مرتبه لااله الاالله الملك الحق المبين می باشد.![]()
![]()
![]()
![]()
ذکر روز جمعه صد مرتبه صلوات می باشد![]()
![]()
![]()
![]()
گاهی دلگرمی یک دوست آنقدر معجزه مکند
که انگار خدا در زمین کنار تو نشسته
عاشق
علت عاشق ز علتها جداست....عشق اصطرلاب اسرار خداست
هرچه گویم عشق را شرح و بیان....چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشن تر است ....لیک عشق بی زبان روشن تر است![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حضرت زهرا دلش از یاس بود/ دانههای اشکش از الماس بود

باید از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق یاس، مشکی پوش بود
یاس ما را رو به پاکی می برد
رو به عشقی اشتراکی می برد
یاس یک شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعد روی صبح، پرپر می شود
راهی شبهای دیگر می شود
یاس مثل عطر پاک نیّـت است یاس استنشاق معصومیّـت است
یاس بوی حوض کوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
می چکانید اشک حیدر را به چاه
عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یک چشمه الماس است و بس
اشک می ریزد علی مانند رود
بر تن زهرا: گل یاس کبود
گریه کن زیرا که دُخت آفتاب
بی خبر باید بخوابد در تراب
این دل یاس است و روح یاسمین
این امانت را امین باش ای زمین