من مدت ها بود ننوشته بودم
چون از لاک خودم اومده بودم بیرون ، تصمیم گرفتم سرگرم زندگی بشم با تمام مشکلات
اما نادیده نمیگیرم که به کمک یه عاملی تونستم اینکارو بکنم که اگر اون عامل نبود فکر میکنم باز خونه میموندم و هر روز افسرده تر میشدم
نمیدونم بگم اوضاع روبراهه یا نه
اما دیگه آرومم
چون یه راه حلی مثل مرگ هست و بهم آرامش میبخشه 👍🏻
دوباره دارم برمیگردم به دوران اوج ناکامی ها
من واقعا نمیفهمم چه کردم با خودم که مرگ و زندگی برام فرقی نداره بقول آقای روزبه بمانی
به گذشتم که فلش بک میزنم میبینم کلا هیچ تایمی نبوده تو زندگیم که خیالم راحت باشه و همه چی روال باشه ... یعنی منظورم اینه خیال آسوده در هیچ زمینه ای نداشتم ،،، همه چی رو با فکر و تلاش و سختی رسوندم به اینجا
آدم موفقی هستم ، و شاید موفق بودن تو این زندگی تاوان دادن داشته باشه
البته همممه همه آدما تاوان این زندگی کوفتی رو میدن ...
من خودم میدونم تو زندگیم چیکار کردم که الان دارم عذاب میکشم ،دل کسی رو شکستن خیلی تاوان داره
اما من خودم هم دلم شکست خودم هم نابود شدم ...
به قدری محبت ازم دور شده که دلم به حال خودم میسوزه ...
متاسفم
خدایا من التماستو کرده بودم
خواهش کرده بودم
هرکاری از دستم برمیومد کردم
ولی نکردی
ولی نابودم کردی
هیچ وقت نمیبخشمت
خدایا من دلم ۴ سال پیش به قبلو میخواد
من از الان و ادامه خستم ..
خدایا چرا من انقدر به افراد زندگیم وابسته شدم
پشت سر همه گریه میکنم
دوسشون دارم
بدون اونا واقعا برام سخته
فقط باید مثبت فکنم و حرفای مثبت بزنم
فهمیدی ؟؟؟؟؟🤬😠😡😤
باز میشه این در
صبح میشه این شب
صبر داشته باش
| مطالب قدیمی تر |
.: Weblog Themes By Pichak :.