مناسبات

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

    باسلام                                                                                           1392/11/19

                                                                                                

  باعرض تبریک به مناسبت مولود یازدهمین اخترتابناک امامت وولایت حضرت امام حسن العسکری(ع)و عرض دلدردی جهت تخریب مرقدمقدس حضرت سکینه(س)وتعجیل در فرج منجی عالم بشریت حضرت حجه بن الحسن المهدی(عج)از خدا خواستاریم و از شما دعا برای ایشان را خواستاریم که با ظهورش مرحمی بر دل سینه ی مادرش واهل بیت(ع)وعلل خصوص تمام شیعیان شود  انشاالله 

                                                           والسلام علی من اتبع الهدی

                                                           باتشکرـمدیر سایت

تبریک نامه

                                         بسم الله الرحمن الرحیم


سالروز ولادت حضرت ختمی مرتبت رحمه للعالمین سید الکونین خاتم الانبیا محمد المصطفی

(ص)و موسس مذهب جعفری حضرت جعفربن محمد الصادق(ع)را به تمامی دوستداران ان حضرات و بازدید کننده گان از این سایت با تمامی وجود تبریک عرض میکنم       وعجل اللهم فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

از بازدید کننده گان عزیز تقاضا میشود نظراتشان را در این قسمت ثبت نکنند

                                                                                                        با تشکر مدیر وبلاگ

برای دیدن عکس مدیر وبلاگ به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته



http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.gif

ادعیه وزیارات



ادعیه و زیارات

ادعیه و زیارات با صدای استاد حاج مهدی سماواتی

 
ردیف

توضیحات

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مناجات شعبانیه 3,722 0:15:51
2 زیارت وارث 4,483 0:15:17
3 دعای ابو حمزه ثمالی - قسمت اول 10,602 0:36:10
4 دعای ابو حمزه ثمالی - قسمت دوم 9,398 0:32:03
5 دعای ابو حمزه ثمالی - قسمت سوم 9,942 0:33:55
6 دعای ابو حمزه ثمالی - قسمت چهارم 10,515 0:35:42
7 دعای افتتاح 7,634 0:25:53
8 حدیث کساء 6,953 0:23:33
9 مناجات منظومه - قسمت اول 4,547 0:15:21
10 مناجات منظومه - قسمت دوم 5,171 0:17:38
11 دعای مجیر 6,260 0:21:11
12 دعای ندبه - قسمت اول 5,372 0:18:09
13 دعای ندبه - قسمت دوم 5,568 0:17:59
14 دعای توسل - قسمت اول 5,568 0:18:50
15 دعای توسل - قسمت دوم 5,564 0:18:58
16 دعای کمیل 1,386 0:34:36
17 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) _قسمت اول 1,280 0:20:44
18 مناجات حضرت امیرالمؤمنین (ع) _قسمت دوم 1,081 0:17:29
19 زیارت امین الله (امیرالمؤمنین) 698 0:07:23
20 زیارت عاشورا (امام حسین (ع) ) 5,977 0:20:13
21 زیارت آل یس (امام زمان (ع) ) 4,159 0:14:01
22 زیارت جامعه کبیره 9,385 0:31:51
23 دعای علقمه 6,357 0:27:09

برای دانلود کردن ادعیه های فوق، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

گذاشته شده توسط مهدی شکوری لطفا از سایت من هم دیدن کنید در قسمت لینک ها وجود داره    خدمت گذار این سایت.مهدی شکوری مهدی شکوری سایت دوم نوحه

احیای نیمه شعبان



یکی از اعمال سفارش شده در شب نیمه شعبان برگزاری مراسم احیا است

استغفار و طلب بخشش از در گاه خداون متعال و عجز و لابه به درگاه او برای درک ظهور حضرت صاحب.

در این شب تا صبح باید گریست و بارها آیه شریغه 62 از سوره مبارکه نمل را قرائت کرد:

أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ .

يا آن كه بنده درمانه، وقتى كه او را بخواند اجابتش كند و محنت از او بر دارد و شما را  خلفای خود بر اين زمين كند، چگونه با اين خدا خدايى هست؟ چه كم است اندرز گيرى شما.

این همان آیه ای است که شب ظهور خود حضرت تا صبح اشک میریزد و آنرا تکرار می فرماید. تا انتهای آیه مستجاب می گردد(يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ).

بیایید امشب تا صبح با مولایمان هم نوا شویم وان شا الله این کار را  رواج دهیم تا سنتی سالانه شود.

چه زیباست در این شب نخست طلب استغفار از درگاه خدا کنیم و هنگامی که با نظر امام حی حاضر پاک شدیم تمام دعایمان ظهور باشد ظهور...


ندبه بخوانیم و ندبه کنیم در فراق یار و عهد بخوانیم و عهد ببیندیم برای نصرت یار.

و فراموش نکنیم که منتظران موسی با ندبه کردن و اشک ریختن 170 سال ظهور او را نزدیک کردند.

بنی اسرائیل جای خود ببینید ائمه چگونه برای ظهور دعا می کنند:

امام رضا (عليه السلام) در يکي از بهترين لحظات نيايش خود در قنوت نماز جمعه اين چنين ظهور را از خداوند طلب مي‌کنند که:

«اللهم أصلِح عبدکَ و خَليفتک بِما أصلَحت بهِ أنبياء و رُسُلکَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ و أيدهُ بِروحِ القُدُس مِن عِندِک ...»؛ «بار الها! كار ظهور بنده‌ي شايسته و خليفه‌ي راستينت را اصلاح فرما! همان‌گونه كه كار پيامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودي، از سوي خويش و به وسيله‌ي روح القدس، او را ياري و پشتيباني فرما ... .»

«وَ جعَلنا مِمَّن تَنتَصِرُ به لِدينك و تُعِزُّ بِه نَصَرَ وَليک ... وَ جعَلنا في حِزبهِ ... حتی تَحشُرنا يومَ القيامَةِ في أنصارِه و أعوانِه و مُقَوِّيةِ سُلطانِهِ»؛«و ما را از کساني قرار ده که دين خود را به وسيله‌ي آن‌ها غلبه مي‌دهي و به سبب ايشان ياري ولي خود را عزت مي‌بخشي ... و ما را جزو حزب ايشان قرار بده ... تا آن‌جا که ما را در قيامت در زمره‌ي ياران و ياوران و تقويت کنندگان سلطه‌ي ايشان محشور فرمايي.»(سيد بن طاووس، جماع الاسبوع، ص 256 و 309).

امام صادق (عليه السلام) نيز در حالي كه اشك مي‌ريختند با خود زمزمه مي‌كردند كه:

«سَيِّدي غَيبَتُكَ نَفَت رُقادي و ضَيَّقَت عَلَیَّ مِهادي و البتَزّت عَنّي راحَةَ فُؤادِي»؛ «سرور من، غيبت تو خواب را از ديدگانم ربوده و زمين را بر من تنگ كرده و آسايش قلبي را از من برده است.»

(شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 31)

جایی که خود حضرت صاحب الزمان(عج) اینچنین دعا کند به خدا سوگند حجت برما تمام شده است:

«يا نورَ النّور يا مدبّر الأُمور ... اجعَل لِي و لِشيعتي مِنَ الضَيق فَرجاً و مِنَ الهَمِّ مَخرجاً و أوسِع لَنا المَنهَج و أطلِق لَنا مِن عندِک ما يفَرِّج»؛ «اي نور روشنايي و اي تدبير کننده‌ي امور ... براي من و شيعيانم گشايشي از تنگناها و راه نجاتي از ناراحتي‌ها قرار بده و راه (پيروزي) را براي ما وسيع گردان و از جانب خود آن‌چه فرج ما را برساند بر ما ارزاني دار.»

کفعمی، المصباح، ص 305

آقا جان تو را شاهد می گیرم و خود میدانی  قنوتی نگرفتم الا اینکه دعای ظهور و فرج شما و در واقع خودمان را زمزمه کردم.

برادران و خواهرانم برای هم دعاکنیم.

«اللهم اجعَلني مِن أَنصارِهِ و أَعوانهِ، و الذّابينَ عَنهُ، و المُسارِعينَ إليه في قَضاءِ حَوائِجِه و المُمتَثِلِينَ لِأوامِرِهِ و المُحامينَ عَنه و السّابِقينَ إلي إرادَتهِ و المُستَشهدينَ بَينَ يَدَيه»

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

اطلاعیه تکمیلی احیای نیمه شعبان

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

«هر که شب عید(قربان،فطر) و شب نیمه شعبان را احیا کند، در روزی که دلها می میرد، دل او نمی میرد . »(میزان الحکمة)

جنبش مصاف در نظر دارد در شب نیمه شعبان دل های شما عاشقان و منتظران حضرت ولی عصر(عج) را گرد هم آورد تا با هم ، هم نوا شده ندبه بخوانیم و عهد ببندیم با مولایمان ...

همچون صادق آل محمد اشک بریزیم و بگوییم : « سرور من غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و زمین را بر من تنگ کرده و آسایش قلبی را از من ربوده... ( شیخ صدوق –کمال الدین )» و مانند بنی اسرائیل که با اشک چشم و تمنای دل 170 سال ظهور منجی شان را نزدیک کردند ، ظهورشان را نزدیک کنیم انشاا...

امید داریم که رحمت بی کران خداوند متعال شامل حال ما گردد و ما نیز در تعجیل ظهور مولایمان موثر باشیم.



به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عج) که صد البته نزدیک است.

دفاع از حقیقت گویا جز لاینفک این مردم است

خدا اولین ها را دوست دارد ، خودش می گوید : "السابقون الاولون"  این مردم همیشه در دفاع از حق اولین بوده اند.

اولین مردمی که به داد قوم موسی (ع) رسیدند و آن ها را دوباره به سرزمینشان بازگرداندند.

اولین مردمی که به مسیح ایمان آوردند حتی قبل از آنکه به دنیا بیاید دو نفر ایرانی بودند که به دنبال حقیقت به فلسطین رفتند.

اولین مردمی که..... بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

دانلودتفسیرالمیزان

تفسیر المیزان
حجم: 14.1mb

گريه براي امام حسين (ع)

گريه رسول خدا (ص) در عزاي امام حسين (ع)

قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم :

يَا فَاطِمَةُ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهَا ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِيمِ الْجَنَّة .

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 293 .

اى فاطمه! هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين گريه كند ؛ صاحب آن چشم خندان است و مژده نعمت‏هاى بهشت به وى داده خواهد شد .  بقیه در ادامه مطلب                                                     

ادامه نوشته

تصویر متحرک

مگه خانم بهت نمی گم ازم فیلم نگیر! (عکس متحرک)

مگه خانم بهت نمی گم ازم فیلم نگیر! (عکس متحرک)
 
 
مگه خانم بهت نمی گم ازم فیلم نگیر! (عکس متحرک)  www.taknaz.ir
تعداد بازدید ۱۹۹۷۷ بار

لینک دانلود

» نرم افزارگلستان سعدی


عناوين اصلي كتاب شامل:

معرفي؛ گلستان

مشخصات کتاب :
پدید آورنده: مصلح‌بن عبدالله‌سعدي

دانلود با حجم فایل : 889 کیلوبایت 

راهنمای دانلود :
در صورت عدم دانلود از مرورگر اینترنت اکسپلور استفاده نمایید روی لینک دانلود راست کلیک کنید و سپس Save Target As را انتخاب نمایید .

پرسش

 پاسخ به یک پرسش!

پاسخ به یک پرسش!

در حديث داريم كه حضرت مهدي‌ عجل الله تعالي فرجه الشريف مي¬فرمايد: «هر كس بگويد مرا ديده، دروغ گفته است»؛ در حالي كه در بسياري موارد، از شخصيت¬هاي بزرگ نقل شده است كه امام زمان را ديده¬اند. تناقض چگونه قابل حل است؟
براي آن كه بتوان به درستي در اين‌باره گفت و گو كرد و به قضاوت نشست، ابتدا لازم است متن كلام حضرت را به دقت مرور كنيم، تا روشن شود مراد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چيست؟ حديثي كه بحث مشاهده و دروغگو بودن مدعي مشاهده را مطرح مي¬كند، آخرين توقيع و نامه¬اي است كه امام زمان‌ عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهارمين و آخرين نايب خاص خود، چند روز پيش از مرگ او نوشته است. متن نامه چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم؛ اي علي بن محمد سمري! خداوند، اجر برادرانت را در عزاي تو عظيم گرداند. به درستي كه تو تا شش روز ديگر از دنيا مي‌روي. پس به كارها¬ي خود رسيدگي كن و به احدي وصيت مكن كه پس از وفات، جانشين تو شود. به تحقيق، دومين غيبت (غيبت كامل) واقع شده است. پس ظهوري نيست. مگر بعد از اذن خداي عزّوجّل و آن، بعد از مدّتي طولاني و قساوت دل¬ها و پرشدن زمين از ظلم خواهد بود. به زودي نزد شيعيان من مي¬آيد، كسي كه ادعاي مشاهده مي¬كند. بدانيد كسي كه ادعاي مشاهده كند، پيش از خروج سفياني و ندا، او دروغگو و افترا زننده است. و لاحول و لاقوة‌ إلا بالله العلي العظيم.1

اين حديث، در بردارنده نكاتي است، از جمله:

1. مدعيان مشاهده، در اين دوره، وجود خواهند داشت.
2. مدعي مشاهده، پيش از خروج سفياني و ندا (دو علامت حتمي ظهور) هم دروغگو است و هم افترا ‌زننده‌.
افترا يا تهمت، آن است كه فردي به شخص ديگر، عملي يا قولي را نسبت دهد، در حالي كه او چنين نكرده باشد؛ بنابراين، بين دروغگو¬بودن و تهمت¬زدن، تفاوت است. هر دروغگويي، تهمت‌زننده نيست. اگر كسي فقط مدعي ديدن باشد؛ ولي به حضرت، نسبتي ندهد، ممكن است دروغگو باشد؛ ولي تهمت¬زننده نيست. امام، در اين نامه هر دو صفت ناپسند را به مدعي مشاهده، وارد كرده است؛ يعني، مدعي مشاهده، نسبتي نيز به حضرت مي¬دهد.
اين نكات در نامه‌، بزرگان را بر آن داشت، تا با تأمل و تدبّر دقيق¬تر، به محتواي نامه بنگرند و سپس اظهار نظر كنند.
عده¬اي با توجه به اين‌كه نامه، در آخرين روزهاي عمر نايب چهارم صادر شده و در آن، به پايان نيابت خاصه تصريح شده است، چنين گفته¬اند كه مراد از مدعي مشاهده، ادعاي نيابت خاصه و ارتباط با حضرت است؛ زيرا نيابت خاص يعني حضور نزد حضرت، همراه شناخت آن بزرگوار و رساندن سؤالات مردم و ابلاغ پاسخ¬ها و پيام¬ها. اين فرد، هم ادعاي ديدار دارد و هم آنچه مي¬گويد را از جانب حضرت بيان مي¬كند و حرف¬ها را پيام حضرت اعلام مي¬كند.2
حضرت امام خميني‌; مي¬گويد: مراد از تكذيب مدعي مشاهده اين است كه فردي، مدعي ملاقات باشد؛ ولي شاهد و دليلي نداشته باشد.3 شهيد صدر مي¬گويد: مراد، ادعاي انحرافي است كه شخصي با ادعاي مشاهده و ارتباط، بخواهد عقايد و نظر خود را با نام پيام¬هاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به مردم القا كند.4 برخي نيز گفته¬اند: مراد از تكذيب مدعي مشاهده، تكذيب مدعي ظهور است.5 بنابراين مي¬توان دريافت كه در روايت، صِرف ديدار، منتفي نشده است و عالمان نيز نفي اصل ديدار را استفاده نكرده¬اند. به علاوه، روايت، مدعي مشاهده را كذّاب مي¬داند؛ حال اگر كسي امام را ببيند و به ديگران نگويد، تحت اين روايت قرار نمي¬گيرد؛ لذا اصل ديدار، امر ممكني خواهد بود.
نكته آخر اين‌كه علماي ما كه موفق به ديدار حضرت شده بودند، آن را براي مردم بازگو نمي¬كردند؛ بلكه اطرافيان و خواص آنان، از روي شواهد و قرايني يا در زمان¬هاي بعد، متوجه وقوع ديدار آن عالم با امام مي¬شدند؛ لذا عالمان تحت «عنوان مدعي مشاهده» قرار نمي¬گيرند و اين روايت، با داستان ملاقات برخي بزرگان تنافي ندارد. ضمناً به علت فراواني مدعيان دروغين ملاقات، هر كس ادعاي ديدار نمود نبايد فوري آن را پذيرفت.

پي نوشت:

1. كمال الدين، ج2، ب45، ح 45.
2. بحار الانوار، ج52، ص151.
3. انوار الهداية، ج1، ص256.
4. تاريخ الغيبة الصغري، ج1، ص639-654.
5. مهدي منتظر، ص93.

احکام

 حکم پا گذاشتن روى قبور

حکم پا گذاشتن روى قبور

در برخى قبرستان هاى بسیار قدیمى مخصوصا بسیارى از قبرستان هاى کشورهاى عربى مانند وادى السلام در شهر نجف اشرف و خرابات در شهر دمشق قبرها را یک تا یک و نیم متر از زمین بلندتر درست مى کرده اند و بعد از آن بنا به دلایلى از ارتفاع قبرها کاسته و آن را تا حدود سى الى چهل سانتیمتر از زمین بلندتر قرار مى دادند. ولى اخیرا که امور قبرستان ها جزء وظایف شهردارى ها محسوب شده ، اموات با یک ترتیب خاص دفن شده و قبرهاى آنها همکف با زمین قرار مى گیرد.
معمولا در قبرستان هائى که قبرها یک تا یک و نیم متر از زمین بلندتر باشند رفت و آمد از روى آنها و پا گذاشتن روى آنها ممکن نیست ، اما با همکف قرار گرفتن آنها با زمین ، پا گذاشتن و رفت و آمد از روى قبور سهل و آسان شده و مردم بدون توجه از روى آنها رفت و آمد مى کنند. سخن ما در این  است که آیا رفت و آمد از روى قبور و پا گذاشتن روى آنها از نظر شرع ، اشکال و ایرادى دارد و منعى نرسیده و مى توان روى آنها نشست و یا پا گذاشت ؟
الف -  از نظر شرع و مسائل شرعى خداوند متعال همان گونه که براى مسلمین و مومنین در مقایسه با دیگران ارزش و احترام قائل است ، قبرستان و قبور مسلمانان و مومنین نیز داراى احترام و ارزش است . فقهاء و علماء بزرگ شیعه بر این عقیده اند که بى احترامى نسبت به قبور مومنین ، اهانت به قبرستان مومنین ، ریختن خاشاک و زباله و چیزهائى که موجب هتک حرمت قبور مومنین در قبرستان است ممنوع و حرام است . این بى احترامى چه نسبت به همه و کل قبرستان و یا نسبت به یک قبر، تفاوتى ندارد و گناه است
ب- اگر رفت و آمد از روى قبور همین عنوان جسارت به قبور مومنین را پیدا کند با همان ریختن خاشاک در قبرستان فرقى ندارد. پس از این جهت که ملاک در جواز و عدم جواز، اهانت و جسارت و عدم اهانت و جسارت است بازگشت آن بستگى به قصد انسان دارد؛ اگر به قصد اهانت روى قبر بنشیند، راه برود و یا پا بگذارد حرام و گناهکار محسوب است ، ولى اگر قصد اهانت نیست ؛ مثلا از کثرت جمعیت ضرورت ایجاب مى کند، یا قبور درهم و برهم است که اگر بخواهیم روى قبور پا گذاشته نشود با پیچ و خم هاى زیادى روبرو هستیم ، در این صورت ایراد و اشکالى ندارد.
ج _ در ارتباط با اصل موضوع (پا گذاشتن روى قبور) مرحوم صدوق (ره ) در من لایحضر و مرحوم مجلسى در بحار به نقل از حضرت موسى بن جعفر (ع ) آورده اند:
… و قال ابوالحسن موسى بن جعفر (ع ): اذا دخلت المقابر فطا القبور، فمن کان مومنا استروح الى ذلک و من کان منافقا وجد المه
حضرت موسى بن جعفر (ع ) فرمود: وقتى به قبرستان داخل مى شوید و روى قبرها مى روید، اگر صاحب قبر مومن باشد این پا گذاشتن روى آن موجب آسایش و راحتى او از گرفتارى خواهد شد، و اگر صاحب قبر منافق باشد، پا گذاشتن موجب عذاب و غم و اندوه بیشترى براى او مى شود.
معناى حدیث این نیست که باید روى قبور، به این دلیل که براى آنها اثر دارد پا گذاشت بلکه حدیث در مقام بیان این نکته است که اگر از روى بى توجهى روى قبور رفتیم گناهى نداریم ، گرچه صاحب قبر اگر مومن است بهره مند خواهد شد.
نکته دیگرى که در این بحث مورد توجه است این که فرمودند: در صورتى که صاحب قبر مومن است ، چنین و اگر منافق است چنان ؛ یعنى فقط از مومن و منافق نام برده شده و در مورد قبور کفار سخنى به میان نیاورده اند؟
پاسخ این پرسش در یک جمله و آن این است که : دفن اجساد کفار و مشرکین در قبرستان مومنین جایز نیست .

منبع : انسان و عالم برزخ ، محمد مظاهرى

امام علي(ع)

مقالات اميرالمومنين علي (عليه السلام) > نظر دانشمندان غیر مسلمان درباره امیرالمومنین
نظر دانشمندان غیر مسلمان درباره امیرالمومنین
نظر دانشمندان غیر مسلمان درباره امیرالمومنین

جورج جرداق مسيحي درباره اين بزرگ مرد آقا اميرالمؤمنين علي (ع) مي گويد: 
در پيشگاه حقيقت و تاريخ برابر است چه اين بزرگ مرد را بشناسي و چه نشناسي زيرا حقيقت و تاريخ گواهي مي دهند که او عنصر بي پايان فضيلت، شهيد و سالار شهيدان نداي عدالت انساني و شخصيت جاودانه شرق است. 
اي جهان چه مي شد اگر همه نيروهايت را درهم مي فشردي و در هر روزگاري شخصيتي مانند (آقا) علي (ع) با آن عقل و قلب و زبان و شمشير نمودار مي کردي اسلام علي (ع) مانند اسلام ساير مسلمانان در شرايط خاصي نبود، اسلام او از نهاد قلبش مانند جريان آب از سرچشمه جوشش داشت، نيايش هر يک از مسلمانان آن روز در آغاز براي بت هاي قريش بود اما نخستين نيايش علي (ع) در برابر خداي محمد(ص) برگزار شد آري اين است اسلام مردي که آنچنان خواسته شده تا در عشق به نيکي و ياري پيامبر رشد کند و رهبر عدالت خواهان و ناخداي کشتي در اعماق طوفانهاي سهمگين و امواج فتنه گردد. 
درميان فرزندان آدم و حوا در تاريخ بشريت هيچکس مانند علي (ع) و سقراط در راه حق گام برنداشته است از يک اجتماع نوين و نيازمنديهاي تازه اي بودند که اصول فرسوده اي را در هم ريختند و بنيادي نو درانداختند ولي مردم به دشمني آنان برخاستند. 
اما آنها هم مانند کوه در راه حق پاي استقامت بدامن کشيدند هر کدام از اين دو مرد با سرشت انساني پاک و نيروي خرد و دلگرمي روشني نهاد و ايماني که به خيرو نيکي داشت در برابر اشرافيت و سرمايه پرستي و ظلم و قدرتهاي حکومت فاسد مقاومت و مبارزه کرد هر يک از اين دو مرد بزرگ بر انسانيت ميراثي گرانبها بشمار مي رود. 
(فراموش نشود که جورج جرداق يک مسيحي است و اين مقايسه علي و سقراط از لحاظ يک مسيحي چندان قابل سرزنش نمي باشد ولي از لحاظ يک مسلمان اين مقايسه مع الفارق است هر چند که سقراط را در هر مرتبه اي هم بشناسند). 
چه بزرگ مردي که بشريت او را مقياس مردي و انسانيت مي بيند، آنچنان که اگر کسي به او عشق بورزد و پيرو او باشد، عاشق و جوياي نيکي و عدالت و حق و جوانمردي است، و اگر از محبت او برکنار باشد، از نيکي و فضائل بزرگي سرزده است. 
آري نام علي (ع) در تاريخ اسلام انگيزه آرزوهاي هر ستمديده اي است و فريادي است که از گلوي هر مظلومي برمي خيزد تا آنجا که نام علي (ع) مرادف نهضت و اصطلاحات شده است. 
از نقطه آساني کار هيچ چيز را نمي توان يافت که در اعلاميه حقوق بشر که سازمان ملل متحد آن را انتشار داده وجود داشته و فرزند ابوطالب در قانونش آن را فرو گذار کرده باشد بلکه در قانون او چيزهائي خواهيد يافت که به مراتب برتر و افزون تر است. 
علي (ع) درياي مواجي است که سراسر هستي را فرا گرفته اما از قطره اشک يتيمي طوفاني مي شود. 
اين علي (ع) است که در جنگ معني ديگري مي دانست غير آنکه ديگران مي دانستند و به قصد ديگر جنگ مي کرد غير آنکه ديگران مي کردند. با زهد جهاد را برگزيد و زاهدان گوشه انزوا را، مهرباني نسبت به بيچارگان او را به فتح قلعه ها و اميداشت و در راه محبت به درماندگان کاخ ستمگران را با خاک يکسان کرد چون در مکارم اخلاق به حداعلي رسيده بود. 
قرن بيستم مي آيد و ناگاه مي نگريم که معاني و ارزشهائي که از شخصيت فرزند ابوطالب نمودار مي شود.همواره در نفوس بزرگ مي گردد و اوج مي گيرد، و ادب اخلاق دامنه داري را نتيجه مي دهد که بدان وسيله وفاي انسان مجسم مي شود به ارجمندترين کيفيت تجسم وفا، و همينگونه زمانها به کمک هم برمي خيزند تا همه با هم در آستانه دوستي و بزرگداشت علي (ع) فرو آيند و همانا اين دوستي عظيم و اين تجليل و بزرگداشت عظيم است که در راه آن بيش از گذشتن هزار سال و با اختلاف زمين ها و شرايط جغرافيائي نابغه معرّه و هنرمندان لبنان بهم مي رسند. 
نهج البلاغه علي (ع) از فکر و خيال و عاطفه آياتي بدست مي دهد که تا انساني وجود دارد با ذوق بديع ادبي و هنري وي پيوند خواهد داشت. 
عبارات بهم پيوسته و متناسب جوشان از حسي عميق و ادراکي ژرف بيان شده با شور و شوق واقعيت زيبا و نغز، که زيبائي موضوع و بيان در آن بهم آميخته تا آنجا که تعبير با مدلول و شکل با معني چنان يکي مي شود و متحد مي گردد که حرارت با آتش و نور خورشيد با هوا، و آدمي در برابر آن چيزي نيست مگر همانند مردي در برابر سيل خروشان و درياي مواج و تند بادي که مي وزد و تکان مي دهد. 
يا مانند مردي در مقابل يک پديده طبيعي که بايد بالضروره و به حکم جبر، جريان به آن نحوي باشد که اکنون هست. 
با يگانگي و وحدتي که اگر در اجزاء آن تغييري داده شود وجود آن از بين مي رود و تغيير ماهيت مي دهد. با بياني که اگر براي انتقاد سخن گويد. گوئي تندباد خروشاني است. 
اگر فساد و مفسدين را تهديد کند همچون آتشفشانهاي سهمناک و پرغرش زبانه مي کشدو اگر به استدلال منطقي بپردازد عقلها و احساسات و ادراکات بشري را مورد توجه قرار مي دهد، و راه هر دليل و برهاني را مي بندد و عظمت منطق و برهان خود را ثابت مي کند و اگر براي تفکر و دقت دعوت کند حس و عقل را در آدمي همراه مي سازد و بسوي آنچه که مي خواهد سوق مي دهد، و آدمي را با جهان هستي پيوند مي دهد و نيرو و قواي انساني را آنچنان متحد و يگانه مي سازد که حقيقت را کشف مي کند و اگر پند و اندرز دهد، مهر و عاطفه پدري و وفاي انساني و گرمي محبت بي انتها در آن ديده مي شود آنگاه که براي آدمي از ارزش هستي و زيبائيهاي خلقت و کمالات جهان آفرينش سخن مي گويد. 
آنها را با قلمي از نور ستارگان در دل قلب مي نويسد و ترسيم مي کند بياني که بلاغتي از بلاغت قرآن است، بياني که در اسباب و اصول بيان عربي به آنچه که بوده و خواهد بود پيوند دارد. تا آنجا که درباره آن گفته اند گفتار او پائين تر از کلام خداوند و بالاتر از سخن مخلوقات است. 
انشاء علي (ع) پس از قرآن عالي ترين نمونه بلاغت است، و بلاغت ادبيات علي (ع) هميشه در خدمت تمدن و بشريت بوده و خواهد بود. 
واقعا سزاوار است که در جهان امروز آتش افروزان جنگ و عوامل و مسببين بدبختي ملتها و افراد به سخنان و کلمات قهرمان انديشه عربي، بزرگمرد وجدان انساني علي بن ابيطالب (ع) گوش فرا دهند و آن را حفظ کنند و در مقابل گوينده بزرگ آن سخنان سر تعظيم فرو آورند.... 

بولس سلامه مسيحي مي گويد: 
آري من يک مسيحي هستم ولي ديده باز دارم و تنگ بين نيستم من يک مسيحي هستم که درباره شخصيت بزرگي صحبت مي کنم که مسلمانان درباره او مي گويند خدا از او راضي است.صفا با اوست و شايد هم خدا به او احترام مي گذارد و مسيحيان در اجتماعات خود از وي سخن گفته از تعليمات او سرمشق مي گيرند و دينداريش را پيروي مي نمايند، از آنجا که در آئينه تاريخ مردم پاک و نفس کش بخوبي نمايان هستند مي توان علي (ع) را بزرگتر از همه آنها شناخت. 
او بطوري از وضع رقت بار يتيمان و فقيران متاءثر و غمگين مي گشت که حالت وحشتناکي بخود مي گرفت. 
اي علي شخصيت تو مرتفع تر از مدار ستارگان است و اين خصائص نور است که پاک و منزه باقي مانده گرد و غبار نمي تواند آن را لکه دار و کثيف نمايد. 
آن کس که از حيث شخصيت ثروتمند و غني است هرگز نمي تواند فقير باشد، نجابت و شرافت او با غم ديگران عالي تر و بزرگتر شده است، شهيد راه دينداري و ايمان با لبخند و رضايت درد و مشقت را مي پذيرد. 
اي استاد ادب و سخن شيوه گفتار تو مانند اقيانوس است که در عرصه پهناور آن روح ها بهم مي رسند و به يکديگر مي پيوندند. 
ميخائيل نعيمه مسيحي مي گويد: 
البته قهرمانيهاي علي (ع) فقط منحصر به ميدان کارزار نيست بلکه او در روشن انديشي، پاکي وجدان، شيوايي بيان، عمق و کمال انسانيت، شور و حرارت ايمان، بلندي همت و فکر، ياوري و هواداري از رنجديده ها و ستم کشيده ها در قبال جفاکاران و ستم پيشگان، فروتني در مقابل حق هر کجا که تجلي کند نيز قهرمان بوده و به هر اندازه که از زمان آن بگذرد هميشه پناهگاه پرمايه اي است که امروز و هر روز ديگري که شوق ما براي پي ريزي اجتماع و زندگي سعادتمندانه و فاصله اي شديد مي شود بسوي آن رو مي کنيم. 
در واقع بر مورخ و نويسنده اي به هر اندازه که با هوش و با شخصيت نکته سنج نابغه هم باشد امکان ندارد که حتي در هزار صفحه بتواند تصوير کاملي از علي (ع) نشان دهد و براي شما مجسم سازد و بتواند رويدادهاي مهمي را که در دوران آن به وقوع پيوسته به نحو شايسته اي روشن سازد پس آنچه را که علي (ع) درباره آن فکر و دقت نموده و آنچه که اين شخصيت بزرگ عربي بين خود و خداي خود گفته و عمل کرده است از اموري است که هرگز هيچ گوشي آن را نشنيده و هيچ چشمي آن را نديده البته آن خيلي بيشتر از آن است که با دستش نمودار و يا با قلم و زبانش آشکار کرده است.

گابريل دانگيري درباره شخصيت علي (ع) مي گويد: 
شخصيت علي (ع) داراي دو خاصيت برجسته و ممتاز است که در هيچ يک از قهرمانان بزرگ نمي توان يافت نخست آنکه علي (ع) در عين حال که عنوان قهرماني و امام هر دو را دارا بود. 
سردار جنگي شکست ناپذير و عالم الهي و فصيح ترين خطباي صدر اسلام بشمار مي رفت. آيا ممکن است (رولان) و (بايار) دو قهرمان مشهور تاريخ اروپا را تصور کرد که متون مقدس را استادانه تفسير نموده و نکات مهم تورات و انجيل را شرح داده و از بالاي منبر نطق نموده و بغرنج ترين معضلات قانون مدني و قانون جزا راحل نمايند؟ 
آيا مي توان (سن تماس داکن) و (سن ژان کريز و ستوم) يا(سونه) روحاني بزرگ مذهب را در نظر مجسم کرد که شمشير بدست به خيل دشمنان هجوم کرده و ديوارهاي محکم ترين دژها را فرو ريزند؟ 
خاصيت دوم علي (ع) اين است که از نظر تمام مذاهب اسلام مورد ستايش و تکريم است و بي آنکه او خود خواسته باشد، تمام فرق و مذاهب اسلامي او را پيشواي خود مي شناسند، در صورتي که پيشواياني از قبيل (نسطوريوس ) و (فوسيوس) و (لوتر) فقط مورد احترام کليساهاي خود هستند و از نظر کليساهاي ديگر طرد شده اند. 
علي (ع) خطيبي زبردست و نويسنده اي توانا و قاضي عاليقدري مي باشد و در صف مؤسسين و واضعين مکتب ها مقام اول را دارد، و مکاتبي که او تاسيس نموده از لحاظ صراحت و روشني و استحکام منطق و همچنين از لحاظ تمايل بارز آنها به ترقي و تجدد امتياز دارد. 
علي (ع) بلند همتي و نجابت را براستي از حد گذرانده بود، بلاغت علي (ع) به پايه اي است که گوئي سخن را مانند جواهر تراشي مي دهد. 

توماس کارلايل مي گويد: 
پيامبر اسلام سالياني دراز رسالت خود را به عالميان ابلاغ مي نمودند و اشراف قريش و حتي اقوام و اقارب او با او مخالفت مي کردند تا اينکه روزي مي گفت: آيا کسي به ياري من و اعلاء کلمه حق قيام خواهد کرد؟ 
تنها کسي که دعوت او را اجابت نمودند نوجواني 16 ساله بنام علي بود که تمام بزرگان مکه و اکابر قريش و اقوام و اقارب او، صاحب دعوت و ناصر، او را مضحکه نمودند و لکن اشتباه نمودند و ندانستند که اينکار بيهوده و بازي نيست. 
نمي توانيم از ستايش و مدح علي خودداري کنيم زيرا جواني بود شريف القدر و بزرگ منش، سرچشمه رحمت و لطف و رأفت آميخته بود و عدل و داد تنها شعار اخلاقي اين قهرمان مذهبي بشمار مي رفت بهترين شاهد اين مدعا عبارتي است که پيش از رحلت خود با فرزندان خود در باب قصاص قاتل گفت و فرمود: اگر من زنده ماندم عفو يا قصاص ضارب با خود من و اگر در گذشتم اين فسخ عزيمت کرد. کار با شماست. 
ولي اگر خواستيد او را قصاص کنيد در برابر ضربتي که به من وارد آورده است فقط يک ضربت به او بزنيد و اگر از او درگذريد و خطاي او را ببخشيد به پرهيزگاري و جوانمردي نزديکتر خواهد بود. 

رودلف ژايگر آلماني مي گويد:
در صدر اسلام علي بن ابيطالب (ع) يکي از دانشمندان معدود اسلام بود و علي (ع) را در کشورهاي خارج بخصوص در ايران خوب مي شناختند در صورتيکه مردي جوان بشمار مي آمدو کمتر اتفاق مي افتاد که يک دانشمند جوان بتواند در خارج از زادگاه خود معروفيت و احترام پيدا کند. 
يکي از علل ارادت ايرانيان به علي (ع) معروفيت و احترامي است که وي به عنوان يک دانشمند در ايران داشت. 
به همين جهت قبل از سقوط مدائن دانشگاه جندي شاپور (واقع در خوزستان امروزي) از علي (ع) دعوت کرد که براي تدريس به آنجا برود و علي (ع) هم مي خواست عازم ايران شود ولي جنگ عرب و ايران پيش آمد و علي (ع) فسخ عزيمت کرد.

استاد فؤاد افرام بستاني مسيحي، استاد ادبيات عربي در بيروت در کتاب علي بن ابيطالب مي نويسد: 
علي بن ابيطالب (ع) داراي شخصيت جذابي است که مورخان و دانشمندان در پيرامون آن قلمفرسائي نموده اند. و عقول نقادان و اشخاص فکور در فهم اين شخصيت کوشش کرده اند و سالکان و زاهدان به هدايت او راه پيموده اند و بسياري از ادباء در زير پرچم آن حضرت قد افراشته اند. و اختلاف آراء و نظريات متباين در صدها سال براي افزوني ظهور مقام بلند و عقل نيرومند او بوجود آمده. 
شگفتا عظمت اين مرد بزرگ تا چه حد است و علو مقام اين مجسمه ادب تا چه پايه است؟ 
علي (ع) داراي روح بزرگ و اخلاص شديد و ايمان قوي بود. 
علي (ع) در هموار ساختن راه اسلام که دين جديدي بود و خوشنود کردن پيغمبر(ص) پسر عمويش خود را مي گداخت. در آن موقع که پيغمبر(ص) ناچار شد به مدينه فرار کند، علي (ع) بجاي آن حضرت قرار گرفت و به خود کوچکترين هراسي راه نداد. 
علي (ع) نيمي از عمر خود را در مبارزه با بت پرستان و مشرکان بسر برد و بقيه را در احتياجات و اعتراضات صرف کرد و با مردان و ياراني انيس و جليس شد که اغلب آنها معني اخلاص را نمي فهميدند. 
علي (ع) در آن هنگام که ديد نتيجه زحماتش مانند ذرات متلاشي شده دست به گريبان شد و در صلاحيت بشر براي اصلاح شک کرد و وقتي ديد حق را نفهميده. به رايگان از دست مي دهند حيات و زندگي را ملامت نمود. 
حکمت نزد پسر ابوطالب پرمعني و زيبا است عقل بي درنگ و خالص و بي نشان او حکمت را گرفته و در بوته انديشه خود فرو گداخت سپس بصورتي چنان زيبا نشان داد که هستي را به اهتزاز در آورد. 
پس علي (ع) بيش از هر کس حکيم است، او در تمام مواعظ و خطبه هاي خود فيلسوفي بي مانند است. 
جبران خليل جبران فيلسوف و شاعر بزرگ مسيحي لبنان مي گويد: 
به عقيده من پسر ابوطالب اولين قديسي است که با روح کلي ملازم شده و با او همنشيني ها داشته است، و آهنگهاي ابديت را از روح کلي شنيده و در گوش قومي که از اين گونه نغمه ها نشنيده بودند. منعکس ساخته است. هر کس از او خوشش آيد بر فطرت توحيد است و هر کس که با او دشمن است از انباء جاهليت است. 
پسر ابوطالب شهيد راه عظمت خود شد. در حالتي از دنيا گذشت که نماز را بر زبان داشت و قلبش از شوق لقاي پروردگار سرشار بوده اعراب حقيقت مقام و موقعيت آن حضرت را نشناختند تا آن زمان که مرداني از ايران ظهور کردند که گوهر را از سنگريزه تشخيص دادند. 
بارون کاراديفو مي گويد: 
علي (ع) همچون قهرمان شکست ناپذير دوشادوش پيامبر پيکار و معجزاتي نشان داد و پيامبر به او مهر ورزيد و اطميناني عميق به وي داشت تا آنجا که يک روز در حالي که به وي اشاره مي کرد چنين گفت:هر کس را من سرور و آقايم تو نيز سرور و آقا هستي. علي (ع) قهرماني رزمنده و شهسواري پاک نهاد و پاکباز و امامي شهيد بود که روحي بس عميق و آرام داشت که در ژرفاي آن اسرار خدائي نهفته بود. 
استاد سليمان کتاني دانشمند و اديب مسيحي در کتاب (الامام علي نبراس و متراس) يا امام علي (ع) مشعلي و دژي مي گويد: 
چه کم اند کساني که از سرنوشت علي بن ابيطالب (ع) عبرت گرفته باشند.... 
زندگي از ايشان مايه بگيرد و برفراز نسل هاي بشر همچون مشعلي فروزان نهاده باشند تا با سوز و فروز پيوسته اي راه بشريت را روشن سازند. 
و يا همه کمي، به ستونهائي مي مانند که در ميانه پهنه هاي معبدي به پا ايستاده و سنگين هاي توانفرسا را بر دوش گرفته باشند تا از فراز بلندي هايش به مناره ها نور افشانند. 
بسان کوهسارند، که وزش تند بادهاي باران ريز و غرش ابرها را به سينه مي گيرد، تا از چشمه ساران دامنه اش جويبارهايي با برکت و لطف و زيبائي بردشت ها روان گردند. در ميان همين گروه کم شمار چهره علي بن ابيطالب (ع) مي درخشد. 
آن هم در هاله اي از تابش رسالت. در تاريک ترين شبي که طولاني سياهي اعصار و قرون را با خود داشت، و آدمي را به زير خروارها ستم و انحراف به گور سرد خاموشي و فراموشي خوابانده بود....
مردي به وجود آمد با گنجينه هائي گرانبار از مواهب و استعداد و فضائل که نمي شود کسي بدان دست يابد و هم طراز نوابغ و قهرمانان بزرگ نشود. 
سخن را به علي بن ابيطالب (ع) کشاندم، آبي پاک که عطش مرا فرو بنشاند و مايه تسلي خاطر من است.اي سرور من! آيا اين روا و سزاست که به جاي فراهم آمدن به خدمتت درباره ات اختلاف پيدا کنند.؟ 
با اين مناجات، مي خواهم رو به آستان علي بن ابيطالب (ع) آورم و سخن آغاز کنم، و مي دانم که در آمدن به آستان وي کم تر از در آمدن به محراب نيست. 
آن علي (ع) که در مکه بزاد و شصت سال بزيست و سپس شهيد شد با گذشت چهارده قرن هنوز زنده است و فرسودگي کفن را به خود نديده است. 
هر سخني درباره علي بن ابيطالب (ع) گفته شود، که او را در مکان و زمان محصور دارد، جز سخن پردازي و ترتيب الفاظ نخواهد بود. گام هرگز به محراب اين سرور بزرگوار نخواهم نهاد، مگر به حالي که سر از تعظيم و ستايش بر درگهش فرو افکنده، و مهر سکوت بر لب، و گوش پند نوش فرا داده باشم. 
در دست او شمشيري درخشان و بران و روان بود با دو لبه: لبه اي بر سپرو ديگر لبه بر کاغذ. 
و در دو جبهه مبارزه مي کرد: جبهه پيکار مسلحانه، و جبهه پيکار اعتقادي، به خاطر بر قراري نظم و حق و عدالت. 
عفت و راستي در وي چنان محکم و پر صلابت است که سپر و تيغ در دو دستش، پارسايي و بخشندگي دو بالند که او را به سايه خويش گرفته اند: تقوي و ايمان دو احساس صميم و وفا دارند و دو چشمه پاک که در سينه اش نفوذ کرده و از زبانش جوشيده است، چنان که او را چون شمشيري در برانداختن بت هاي کعبه به کار مي آيند و در همان حال او را قبله اهل اسلام مي سازند. 
حق و عدالت، دو صفت همراهند و دو گردن بند بي همتاو درخشان... در وجدانش احساسند و در بيانش برهان و در شمشيرش بران. عشق و اخلاص، دو رشته متيني بودند که دل و زبانش را به هم مي پيوستند... و بشريت را با همه گروهها و نژادهايش در نظرش يگانه مي نمودند. 
مواهب و فضائلي در شخصيت علي بن ابيطالب (ع) شکل گرفت و تبلور يافت که انسان، ارزش خويش را از او مي گيرد و به او مديون است. 
از علي بن ابيطالب (ع) پوزش مي خواهم اگر نتوانستم بخوبي از عهده برآيم که او خوب ترين پوزش پذيران است و سرآمد بخشايشگران. 

کار و شاعر مسيحي معاصر مي گويد: 
سلام بر تو اي پرچم دار حقانيت انکار ناپذير حق، اي يکپارچه ترين مردان قرون ديرين..... اي دست خدا..... دست آسمان..... دست زمين..... 
سلام بر تو اي اميرالمؤمنين..... اي انسان فناناپذير، انسان جاوداني، تو اي علي اي مرد تکرار ناپذير تاريخ..... تو شمشير برهنه بر دست در وحشي ترين ادوار تاريخ زندگي، بخاطر نجات بشر از چنگ ظلمت، بخاطر رهائي بندگان گمنام و بيگناه خدا از سيه چال زندگي، متين و مطمئن و سرافراز سينه بازت را پناهگاه قلب محبت پرور نغمه پردازت را طپش به طپش به پاي حقيقت ريختي. 
شبها خودت را بخاطر راحت خواب درماندگان با بيداري هاي پايان ناپذير به هم آميختي... صميمانه استدعا مي کنم، اي شاه مردان، پذيرا باش. 
درود بي پايان يکي از بندگان مسيح را که در مقابل عظمت روح تو زانو به زمين زده است. من به همان مسيح که مي پرستم سوگند، مطمئنم که اگر مسيح زنده بود با کمال صميميت همراه من بر شرافت يکپارچه تو، به عدم نيازت به فکر آفريننده و سپهر پروازت درود مي فرستاد. 


دکتر شبلي شميّل ماترياليست معروف ميگويد: 
علي بزرگ بزرگان جهان و تنها نسخه منحصر بفردي است که در گذشته و حال شرق و غرب جهان نمونه اي مانند او را نديده است. 
فؤاد جرداق مسيحي مي گويد: 
هر گاه دشواريهاي زندگي به من رو مي آورد و از رنج روزگار آزرده مي شوم به آستان علي (ع) از اندوه خود پناه مي برم زيرا او پناهگاه هر ماتمي است، او بر ستمکاران همچون رعد و برشکست خوردگان ياوري دلسوز و مشفق است
جرجي زيدان مسيحي مي گويد: 
اگر بگويم مسيح از علي بالاتر است عقلم اجازه نمي دهد و اگر بگويم علي از مسيح بالاتر است دينم اجازه نمي دهد.

مناظره ي امهم صادق (ع)

مناظره علمي بسيار عجيب امام جعفر صادق(ع)
مناظره علمي بسيار عجيب امام جعفر صادق(ع)
مقاله ذيل قسمتي از كتاب-امام جعفر صادق (ع) مغز متفكر جهان شيعه- مي باشد.اين كتاب نوشته شده توسط مركز مطالعات اسلامي استراسبورگ است.بد نيست بدانيد25دانشمند در اين مجمع در مورد شيعه دوازده امامي تحقيق كرده اند. در بخشهايي از كتاب مطالبي از امام صادق (ع) ثبت گرديده كه اين دانشمندان معتقداند جواب ان متعلق به قرن بيستم مي باشد وخود متحيراند كه چگونه امام صادق(ع)درچهارده قرن قبل چنين اشارات علمي داشته اند.از شما تقاضا مي كنيم اين مطلب را با دقت مطالعه فرماييد.

امام جعفر صادق يكي از صبورترين مدرسين دنياي قديم بود.او در دوره ايكه تدريس ميكرد نه فقط هر روز درس ميداد،بلكه بعد از خاتمه درس مخالفين علمي خود را مي پذيرفت وايرادهاي انها را مي شنود و جواب مي داد. بعضي از شاگردان او،در روزهايي كه مي دانستند استادشان به مخالفين علمي جواب مي دهدپس از خوردن غذا مراجعت مي كردندتا در جلسه مباحثه شركت داشته باشند. يكي از مخالفين امام مرشدي بود به اسم ابو شاكر.ان مرد يك روز بعد از اينكه امام صادق از خواندن نماز فارغ گرديدبحضورش رسيد و گفت:ايا اجازه مي دهي انچه مي خواهم بگويم. جعفر صادق جواب داد بگو. 


ابوشاكر گفت:انچه تو درباره خدا مي گويي غير از افسانه نيست وتو با افسانه سرايي مي خواهي مردم را وادار به قبول چيزي بكني كه وجود ندارد وبه اين دليل خدا وجود ندارد كه ما نمي توانيم با هيچيك از حواس پنجگانه انرا درك كنيم.ممكن است بگويي با عقل بوجود خدا پي ميبري ولي من مي گويم عقل هم بدون حس ظاهري قادر بفهم چيزي نيست. اي مردي كه دعوي دانشمندي مي كني وميگويي جانشينپيغمبر مسلمين هستي من بتو مي گويم كه در بين افسانه هايي كه مردم نقل مي كنندهيچ افسانه اي بي پايه تر از موجود بودن يك خداي ناديده نيست. اما من فريب تو را نمي خورم وافسانه ات را درباره خداي كه ديده نمي شود نمي پذيرم.من خدايي را مي پرستم كه بتوانم با دو چشم او را ببينم

و.. در تمام مدتي كه ابوشاكر مشغول صحبت بود امام حتي يكبار تكلم نكرد ووقتي گفته ابوشاكرباتمام رسيد باز جعفرصادق چند لحظه لب به سخن نگشود ومنتظر بود كه ابو شاكر حرف بزند. 

سپس جواب داد:..تو گفتي كه من افسانه سرايي مي كنم و مردم را به پرستش خدايي دعوت مي نمايم كه ديده نمي شود.اي ابوشاكر تو كه منكر خداي ناديده هستي،مي تواني درون خود را ببيني؟ 

ابوشاكر گفت:نه
امام صادق فرمود:هرگاه مي توانستي درون خود را ببيني نمي گفتي كه چون خدا رانمي توان ديد پس افسانه اي بيش نيست. 

ابوشاكر گفت:ديدن درون چه ربطي به پرستش خدايي كه موجود نيست دارد.
امام فرمود:تو ميگويي چيزي كه ديده نمي شودو نمي توان صدايش راشنيد و انرا لمس كرد وجود ندارد
ابوشاكر گفت:بله

امام صادق فرمود:ايا صداي حركت خون را در بدن خود مي شنوي؟
ابوشاكر گفت:مگر خون در بدن حركت دارد؟!
امام فرمود:اي ابوشاكر خون هر چند دقيقه يك مرتبه در تمام بدن تو حركت مي نمايدو اگر حركت ان چند دقيقه در بدن تو متوقف شود تو خواهي مرد.ايا تا امروز گردش خون را در بدن خود ديده بودي؟
ابوشاكر گفت:نه و من نمي توانم قبول كنم كه خون در بدن من حركت مي كند.
جعفر صادق فرمود:انچه مانع از اين مي شود كه قبول كني خون در عروق تو حركت مي كند جهل است و همين جهل مانع از ان ميگردد كه تو خداي واحد و ناديده را بشناسي.
ايا تو ازمخلوقاتي كه خداوند افريده و انها را دربدن تو گمارده و تو بر اثر كار انها زنده اي اطلاع داري؟
ابوشاكر گفت:نه
امام فرمود:تو فقط متكي به مشاهدات خود هستي و ميگويي انچه را نمي بيني وجود ندارد.انها در كالبد تو بوجود مي ايند رشد مي كنند و داراي اولاد مي شوند وبعد از مدتي از كار مي افتند....ولي تو نه صدايشان را مي شنوي و نه لمس مي كني.
اي ابو شاكر بدان كه شماره موجودات جاندار كه اينك در كالبد تو زندگي مي كنند و ميميرندنه فقط از شماره تمامي ادميان كه در اين جهان زندگي مي كنند بيشتر است بلكه از شماره ريگهاي بيابان بيشتر است.

چرا گفته اند كسي كه خود را يشناسد خداي خود را مي شناسد
اي ابوشاكر آيا اين سنگ را مي بيني كه در پاي ديوار كار گذاشته اند.
تو اين سنگ را بيحركت ميبيني چون چشم تو حركت انرا نمي بيند وهر كس بتو بگويد در سنگ حركاتي وجود دارد كه حركات ما كه در اينجا جمع هستيم چون سكون است تو نمي پذيري و مي گويي افسانه سرايي مي كند.غافل از اينكه چون تو نادان مي باشي نمي تواني به حركت درون اين سنگ پي ببري وشايد روزي برسد كه بر اثر توسعه دانايي مردم بتوانند حركت درون سنگ را ببينند.(مجله علم چاپ امريكا در تاريخ جون 1973نوشت:توانسته اند با عكسبرداري بوسيله ليزر براي اولين بار حركت مولكولها را بطور واضح ببينند ومدت فلاش دوربين عكاس كه بوسيله ايزر عكس ميگيرد يك تريليونيم ثانيه است وبراي اينكه بدانيم يك تريليونيم ثانيه در مقابل يك ثانيه چقدر كوتاه است ميگوييم كه متناسب است با يك شيانه روز از عمر مادر قبال ده ميليارد سال)....

اي ابوشاكر با اينكه هوا وسيله حيات تو وساير افراد بشر است تو انرا نمي بيني و فقط وقتي كه باد مي وزد انرا حس مي كني.ايا مي تواني منكر وجود هوا بشوي.... اي ابوشاكر انكار خالق كردن از جهل است نه عقل.

من خداي خود را نساخته ام و او را از انديشه هاي خود بيرون نياورده ام.اما خداي توبقول تو ساخته دستهاي تو مي باشد.انچه من كردم و مي كنم اينستكه با انديشه خود خدا را بهتر بشناسم وزيادتر بعظمت او پي ببرم.

مغز متفكر جهان شيعه ص378

اره بابا

تاريخ : دوشنبه ششم آذر 1391 | 17:48 | نویسنده : unknown
یک روز بوش و اوباما نشسته بودن.
یک نفر میرسه و میپرسه : چیکار دارین می کنین؟ بوش جواب می ده: " داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم. "
یارو می پرسه: "چه اتفاقی قراره بیافته ؟!"
بوش میگه: " قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! "
یارو با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جولی رو بکشید؟! "
بوش رو می کنه به اوباما و میگه:
" دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا نگران 140 میلیون مسلمان نیست!!!!!
 

ديدني

تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آذر 1391 | 16:49 | نویسنده : unknown
 

مذهبي

بسم رب المهــــدی

  

ای عطــر گــل یاس! دلـم را دریاب!

ای منبع احساس دلم را دریاب
من تشنه یک قطره محبت هستم
یا حضـرت عباس! دلم را دریاب

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

عــباس، رخ تــو مـاه نوخاسته شد
از جـلوه تـو، رونـق مه کاسته شد
از پرده درآمدی و گفتی که حسین
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

جـانـبـازی بی‌شماره یعنی عباس

سجـاده پـُرستـاره یعنی عباس

بر دفترِ سبز عشق پایانی نیست

معشوق هزارباره یعنی عباس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

به شوق آسمان یا کاشف الکرب!
پـرم از نـاگهـان یـا کــاشــف الـکـرب!

بـه دستانت قسم امشب دلم را

به سوی خود بخوان یا کاشف الکرب!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دل تـو تشنه و بی‌تاب می‌رفت
به لبیک «عمو به شتاب» می‌رفت
تو دست رود را رد کردی آن روز
اگــر نــه آبـــروی آب مــی‌رفــــت

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

امــام عـشـق را مــاه مـنـیری
وفــاداران عـالــم را امـــیــــری
دو دستت گرچه افتادند بر خاک
به خاک افتادگان را دست گیری

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

کسی جز دست تو آب آورش نیست
کسی سقّـای باغ پرپرش نیست
دریــغ از او چــرا کــردنــد آن قــــوم
مگر این آب، مهر مادرش نیست؟

                                           ابالفضل

عطش را با نگاه آورده بودند
ولی سرشار آه آورده بودند
تـمـام کودکان تشنه آن روز
به دست تو پناه آورده بودند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

من از تو شرم دارم دستِ خود را
تو دادی هم دل و هم دستِ خود را
عــلــم از دســت تــو افـتـاد امـا
علــم کــردی به عالم دستِ خود را

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هر چند ز غربتت گزند آمده بود
زخمت به روان دردمند آمده بود
گـویـند که از هیبت دریای دلت
آن روز زبـان آب بــنــد آمـده بود

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

ذکر دل و جان عاشقان، مردی توست
ورد لب مردان جهان، مردی توست
تاریخ عـطـشنـاک دل شـیـعـه هـنوز
سیراب شریعه جوان‌مردی توست

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

یادم ز وفـای اشجع الناس آید
وز چشم ترم سوده الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری
هـیـهـات برادری چو عبـاس آید

                                             ابالفضل

منتظران هوشیار باشید،حسین را منتظرانش کشتند.


طنز

تابلو های باغ وحش در مکان های مختلف:

برای خارجیها: لطفا به حیوانات غذا ندهید.

در اردبیل: لطفا غذای حیوانات را نخورید.

درلرستان : لطفا حیوانات را نخورید.

در اصفهان : لطفا به حیوانات غذا بدهید.

در قزوین : لطفا با حیوانات ور نروید.

در رشت: لطفا در محیط باغ وحش مراقب همسر خود باشید.

در تهران: لطفا برای ورود بلیط تهیه کنید و در هنگام خروج حیوانات را با خود بیرون نبرید.

در شیراز : لطفا از استراحت ،خوردن و آشامیدن بر روی چمنهای باغ وحش خود داری کنید.

در کرمان : از هر گونه استعمال مواد مخدر و توزیع آن میان حیوانات خودداری فرمایید.

در سیستان وبلوچستان: لطفا حیوانات را نکشید.

دراراک، مشهد و قم :لطفا از لگد زدن به حیوانات و ایجاد نزاع بین آنها خودداری فرمایید.

در جنوب: لطفا برای حیوانات کلاس نگذارید!

جوك

 دکتر اول : امروز یکی از بیمارهام می گفت که ، پدر پدر پدر پدربزرگ خودش رو دیده!!
    دکتر دوم : از دو حال خارج نیست ، یا دروغ میگه ، یا سایکوز حاد داره!
    دکتر اول : نه ، فقط لکنت زبون داره !!!

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

    بیمار: دکتر جون دستم به دامنت ، دیگه تحمل این درد رو ندارم ، بکش منو ، راحت بشم.
    دکتر : آقا جان من خودم کارمو بلدم ، شما لازم نیست یادآوری کنی !؟

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

    بیمار: واقعا عجیبه آقای دکتر! از وقتی شروع کردم به صحبت با شما و دردها و مشکلاتمو براتون گفتم، سردردم کلا از بین رفته.
    دکتر: از بین نرفته خانم ، به من منتقل شده .

بقیه در ادامه مطلب


ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

    دکتر بعد از معاینه و دیدن آزمایشات بیمار میگه: پدر جان ، شما بیماری قلبی دارین . داروهایی رو که براتون نوشتم مصرف کنید . سعی کنید استراحت داشته باشید . به خصوص از پله بالا و پایین نرید . سه ماه دیگه هم بیاید من ببینمتون .
    سه ماه بعد که بیمار میره پیش دکتر .دکتر دوباره آزمایشش میکنه و میگه: تبریک میگم ، وضع قلبتون خیلی بهتره .
    طرف میگه: یعنی حالا میتونم از پله بالا و پایین برم.
    دکتره میگه: البته .
    طرف می پره هوا و میگه: خدا خیرتون بده آقای دکتر، پدرم در اومد از بسکه توی این سه ماه از ناودون رفتم بالا و از پنجره پریدم پایین!!

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

    طرف رفت داروخانه گفت: آقا یک شیشه داروی تقویت مو بدید.
    داروخانه چی پرسید بزرگ یا کوچیک؟
    طرف جواب داد : نه کوچیکشو بدید، من اصلا از موی بلند خوشم نمیآد

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

دکتر:« متأسفانه چشم شما دوربین شده.» حیف نون : «آخ جان! پس می توانم یك حلقه فیلم بیندازم توش و چند تا عكس بگیرم.»

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

مردی به مطب پزشك رفت و گفت: «آقای دكتر! چند وقتی است كه بیماری فراموشی گرفته ام. چه كار كنم؟» پزشك:« اول بهتر است تا فراموش نكرده ای، ویزیت مرا بدهی.»

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ

 

طرف پاش درد میگیره قرص مسكن می ذاره تو جورابش

 

ـــــــــــــــــــــــــ جوکهای خنده دار پزشکی ـــــــــــــــــــــــــ


از حیف نون می پرسند «چرا قرص های چرک خشکنت را سر وقت نمی خوری؟» پاسخ می دهد: «می خواهم میكروب ها را غافلگیر كنم.»