به کلبه تنهایی من خوش اومدین ...

تنهایی ...(درد دل های هم نفس)


دلم میخواد عقب بایستام ...


فقط از دور نگاه کنم و هیچ دخالتی توی هیاهوی مردم این دنیا نداشته باشم


گوشه ی این شهر ؛ تنها یه نفر ؛ تنها من و تنهایی ...


گاهی وقتا میشه که اونقدر خسته میشی


که دلت میخواد بری و یه گوشه بشینی


و فقط نگاهت به آسمون باشه ...


بدونی که خدا هم داره نگاهت میکنه ...


یعنی درد و سردی این روزای من رو میدونه ...


اینکه چقدر بهم ریخته ام ...


روزای دلگیرم ...


یه روزایی میرسه که اینقدر توی افکارت ؛ غصه هات ؛ غمهات غرق میشی


که دلت میخواد واقعا دور بشی و دور بشی و دور ...


بری از این شهر ...


جایی که فقط خودت باشی و خدا ...


شاید اونجا به دور از این همه هیاهو و دغدغه های سرد


صدام رو بشنوه ...


دل گرفته ام رو مرهم باشه ...


و دوباره معین ...




این بار هم معین ؛ غوغا کرد ...


آهنگ بسیار زیبای هوای خونه از معین عزیز


پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید و گوش کنید ...



Download Music - 320 Mp3

قطره کوچک آب ؛ درس بزرگ زندگی ...


دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند


اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !


پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم ،فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در


نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد


آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،به مراتب سر سخت تر،


و در رسیدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.


سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.


اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.


در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را،


در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.


گاهی لازم است کوتاه بیایی


گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست و عبور کرد


گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری


گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی


ولی با آگاهی و شناخت


آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت...


انا لله و انا الیه راجعون ...

باران دلتنگی ... ( درد دل های هم نفس )


دلــــــــــــــــــــــــــم گرفـــــــــــت... ای هــــــم نفـــــــــس ...


این شعر واقعا حرفایی رو میگه که شاید حرف دل خیلی از ماها باشه


و شاید حرف دل این روزای من ... !


این روزا دلم واقعا گرفته ؛ ای کاش از یه سری اتفاقات دور و اطرافم سر در می آوردم ...


خدا میگه هر اتفاقی که در زندگی ماها میفته یه حکمتی داره ...


شاید اگه حکمت این اتفاقات رو میدونستیم ؛ امروز اینقدر تو خودمون نبودیم ...


درسته که طرح و آرم و اسم وبلاگ قبلی من همش صحبت از شادی داشت و اونم بخاطر


کمکهای یه دوست خوب بود ؛ اما اون چیزی که روزها در من اتفاق میفته صحبت از یه غم دیرینه


و شایدم آشنا داشته باشه ...


ظاهر نمایی رو نمیتونم تحمل کنم و شاید اون ظاهر شاد من فقط در حد یه ظاهر بود ؛


نه باطن این روزای دل من ...


نه اینکه بخوام همیشه ناراحت و غمگین باشم ؛


اما حال این روزای من شاید شبیه به خیلی های دیگه باشه...


 نیاز به یک بودن ...


شاداب میخواست به من بگه که خدا تنها وجودیست که بندش رو تنها نمیذاره ؛


این که تمام امید و توکلت بخدا باشه و تلاشت رو تو زندگی کن و شاد باش ...


حق داره و درست میگفت ...


اینکه شاید ما بگیم خدایا دلمون گرفته شاید از بی انصافی ما بنده ها هم باشه ...


اما میدونم که خود خدا هم حرف دل ما رو میفهمه ...


میدونه که چی میگیم ...


وقتی یه بنده با خدای خودش راز و نیاز میکنه ؛


خیلی راحت باهم حرف میزنن و درد دل میکنن


و حرف هم رو بخوبی درک میکنن ...


این میشه که باعث آرامش میشه و اینکه حرف میزنیم


و میگیم خدایا دلم گرفته خودش میدونه حرف از چی هست ...


ای کاش ما آدمهای روی زمین هم میتونستیم لااقل کمی از حرفهای همدیگر رو بفهمیم ...


کمی همدیگر رو درک کنیم ...


فقط انسانیتمون در حد حرف و کلمات نباشه و کمی هم تو عمل اون رو ثابت کنیم


و گرنه " دوستت دارم " های پوشالی دنیا رو فراگرفته ...


اینه که باعث میشه دل آدم بیشتر بگیره ...


وقتی کسی رو نبینی کنارت ...


وقتی که کسی حرفت رو نمیفهمه ...


وقتی که دنیا رو ظاهر نمایی پر کرده ...


اونوقته که میفهمی چقدر تنهایی ...


خیلی سخته که کسی حرفت رو نمیفهمه که هیچ ؛ برعکسم برداشت میکنه ...


این روزا شده دنیای تظاهر ...


واقعا دلــــــــــــــــــــــــم گرفــــــــــــــــــــــــت ...


خدایا خودت میدونی حرف دلم چیه ؛ خودت کمکم کن ...

کنارم باش و تنهایم نذار ...

خدا جونم...


خودت که میدونی چقدر دوستت دارم، مگه نه؟


خدایــــــــــــــا...


امروز را مهمان قلبم باش


امروز پای سفره ی درد دلهای من باش


رهایـــــــم نکـــــــن!


خدایا بیش از همیشه دلتنگم...


به اندازه ی تمام روزهای نبـــــــــــودنم...


"دلتـنـگــــــم"


خــــــــــــــــدایا ...!خسته ام میفهمی


من اینجـــــــــــــــــــــــا...


دلـــــــــــــــم سخت معجــــــــــــــــــــزه می خواهد...


دلشکسته ام خدای من میشنوی!!!


"میدانم که حرفهایم بوی ناشکری میدهد"


خــــــــــــدای من...


هم خــــودم رو و هم تــــــو رو آزار میدم...


هر چه قدر تلاش کردم نتونستم اونـــــــــی باشم که تو خواستی...


و هــــــرگز دوست ندارم اونی باشم که تو رهـــــــام کنی...


آنقدر بــی تو تنهــــــام که بی تو یعنی “هیــــچ” یعنی “پـــــوچ” !


 
خـــــــــدایا هیــــــــچ وقت تنها رهــام نکن ....


خدایا نگاه بارانیت را از من برنگیر!


این روزها بدجور دلم برایت تنگ میشود...


دوست دارم کنارم بنشینی و به "گریه هایم" لبخند بزنی



دوس دارم برایم از روزهای خوب وعده دهی



خدای من


آمده ام که بگویم دلم برای خنده های بی غصه تنگ شده...


 در پایان حرفهایم...


امروز وقتی نم بارون میزد


دیدم که بی قراریهای من و آسمون چقدر شبیه هم هست ...


دل هر دومون ابری شده اما ؛ نمیباره ...


معنای حقیقت یک کلمه ؛ " دوست داشتن " ...

این روزا ...


خورشید مثل هر روز تابش خودش رو داره ...


آدم ها هم مثل هر روز به دنبال کارهای خودشون هستن ...


زندگی همینطور در جریان هست ...


اما


درست میون این همه روزمرگی یه چیزی ؛ مث هر روز خودش نیست ...


احساس ؛ محبت ؛ دوست داشتن ...


درست یکسال پیش اینجا یه پستی گذاشتم که خیلی تامل برانگیزه


و بی ربط به دنیای ما نیست ...


وقتی به کسی میگوییم " دوستت دارم " گویی داری با قلب او عهد میبندیم


این عهد رو باید با اعمالمان گرامی بداریم تا ثابتش کنیم


عشق فقط یک احساس نیست ؛


عشق یک فعل است ...

غریب است دوست داشتن...


وعجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...


و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده ؛ 
                           

                             به بازیش می‌گیریم


                           
هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر،

                                                هر چه او دل نازک‌تر ، ما بی رحم ‌تر .
 

 تقصیر از ما نیست ؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به  گوشمان خوانده شده‌اند.

 

"دکتر علی شریعتی"

حس زیبای آرامش ...


دلم امشب صاف است


آسمان هم آرام


و هزاران فانوس


باد هم می آید


و نسیمی زیرک


سعی دارد که بفهماند شب


مظهر این همه تاریکی و دلتنگی نیست...


به گمانم فردا روز خوبی باشد:


صورت ماه به من می گوید...!


یا امام رضا(ع) ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی (ع)

دیگه آروم ندارنم ؛ دلم گرفته ...

کاش میشد این روزا حرمت بودم ...


دستم رو روی ضریحت میذاشتم

و سرم رو تکیه میدادم و چشمهام رو میبستم

و گریه میکردم ...


آخرین صبح ...

نماز و دعای توسلی که روبروی نزدیکترین دیوار

پیش امام رضا (ع) بودم


یا امام رضا ...

این روزا دلم خیلی گرفته ...

 ای کاش میشد این روزا میتونستم حرمت باشم

یه دل سیر گریه کنم ...

خسته ام ...

یا امام رضا کمکم کن تصمیم درستی بگیرم ...


                                                                                  یا امام رضا (ع) ...

آبان یک هزار و سیصد و نود و دو - مشهد الرضا

Royaye Khis                    

ادامه نوشته

دل بارونی ...



غم نویس نیستم ؛ فقط گاه و بی گاه آب و هوای دلم را مکتوب میکنم...

واقعا چه زمستان عجیب و بی معنی شده امسال ...

نه برفی و نه بارونی ...

اما هرچی که هوای طبیعت این روزا صاف و بی بارون و برف هست

دل من حسابی ابری و بارونیه ...

افکارم خیلی بهم ریخته ؛ دلم بدجور توی شک و تردید باقی مونده ...

حسابی به کمک یه نفر احتیاج دارم ؛

فقط از خدا میخوام که واقعا کمکم کنه و تنهام نذاره ...

خدایا کمکم کن ...


خدایا کمکم کن ...

خدایا کمکم کن ...

السلام علیک یا رسول الله (ص) ...

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

   در شـــــام ولادت دو قــطب عالم / تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت


میلاد پیامبر نور و رحمت بر مسلمین جهان مبارک باد

عیدتان مبارک

حرفهای من و تو ...

از نوشته هایم سرسری مگذر ...

این دل نوشته ها را یک " دل " نوشته ... !

اینکه امروز کنار هم هستیم ...

اینکه امروز به هم احتیاج داریم ...

اینکه که گاهی وقتا باید فراموش کرد ...

شاید ...

اتفاقاتی که افتاد ؛ خودمون هم مقصرش بودیم ...

خیلی حرف دارم ؛ میدونم که تو هم مثل منی و پر از حرف نگفته ...

اما خیلی دلم میخواد که بشینیم و مث قدیما درد دل کنیم ...

داداشم ؛ اینجا جایی که حرف های نگفتم نوشته شده ...

حرف هایی که با تو دارم و با هر کس دیگه ای ...

نمیدونی و نمیدونم ؛

اینکه تو این مدت به هر دومون چی گذشت ...

دلم میخواست حرفامو باهات بزنم ...

دلم خیلی ازت شکست ...

شاید انتظاراتی ازت داشتم ...

این روزا پر حرفم ؛ میدونم تو هم واسه گفتن حرف زیاد داری

یک روز ؛ یک جا و یه عالم حرف ...

نخواستم تو ایام امتحاناتت مزاحمت بشم

اما حالا شاید وقت حرفامون رسیده

منتظرت هستم ...

برای یک دوست ... از طرف یک دوست ...

سلام به دوستای خوب وبلاگ رویای خیس

امروز به درخواست بهترین دوستم ؛ یه پست ویژه براش گذاشتم ؛

یه جورایی این پست مربوط به من نمیشه و مربوط به دونفر دیگه هست

اما بالاخره شاید حس میکنم بودن این پست بهتر باشه و رسم ادب ...

امروز روز تولد یه دوســت هست ...

بخاطر این میگم یه دوست ؛ چون با من نسبت دوستانه خانوادگی دارن ...

اما برای ایمان عزیز ؛ تمام دنیای اوست ...

این سالروز زیبا رو به هر دوشون تبریک میگم

و از خداوند میخوام که همیشه سالم و سلامت باشن

و بزودی دست در دست هم ...

تولـــــــــــــــــــدت مبارک ...

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد یک دوست ...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!



                                                                        دهم دی ماه یک هزار و سیصد و نود و دو

                                                                        دوستدار شما ؛ رویای خیس

روایت زندگی ... محبت ...




بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی...آهنگ اشتیاق دلی دردمندرا....    
 
شایدکه بیش ازاین نپسندی به کار عشق..آزار این رمیده ی سردرکمندرا     
 
بگذارسربه سینه ی من تا بگویمت: اندوه چیست؟..عشق کدامست... غم کجاست...... 
 
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان.....عمریست در هوای تو از آشیان جداست
 
دلتنگم ..آنچنان که اگر بینمت به روز...خواهم که جاودانه بنالم به دامنت...     
 
شاید که جاودانه بمانی کنار من..ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت...      
 
تو آسمان آبی آرام و روشنی....من چون کبوتری پرم در هوای تو....          
 
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم....با اشک شرم خویش بریزم بپای تو....
                                       
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح..بگذارتابنوشمت ای چشمه ی سراب..  
 
بیمار خنده های توام بیشتر بخند....خورشید آرزوی منی...گرمتر بتاب...


خیلی با معنا جالب بود برام ؛ با تشکر از دوست عزیز شاداااااااب

که این شعر از وبلاگ ایشون برداشته شده است

دنیای مجازی یا واقعیت ...


امروز از هر روز دیگری حس میکنم حالم بهتره

شاید بخاطر اینه که یسری اتفاقات و ناراحتی هام رو دادم

 به بادهای سرد پاییزی که با خودشون ببرن

اینکه گرمای وجودی و یا بهتر بگم ، حضوری باعث این تحول شد...

اینکه خوب باشیم و تا میتونیم به بقیه هم خوبی هامونو ثابت کنبم

 هرچند بی وفایی دیده باشیم

ما که هبچوقت جای خدا نیستیم و نمیدونیم کاری که داریم میکنیم

یا دلگیری که از کسی داریم  آیا درست و بجا هست یا نه ؟!

اما میدونیم که اگه کسی هم اینوسط دلی رو شکست ؛

شاید از روی عمد و قصد و غرض نبوده ؛

لااقلش اینه که دوست من اهل این ها نبود و نیست و شاید کمی فقط درگیره

تمام این خوبی ها و این حال خوبم رو مدیون یه انسان خوش قلب و مهربون هستم

 که خودشم میدونه کیه

درسته تو این دنیای مجازی دنیا ها واسه خودمون درست کردیم

اما تمام واقعیت زندگی اینجا نیست

واقعیت زندگی یعنی : محبت ؛ انسانیت و دوست داشتن !

تو دنیای مثلا واقعی که پرشده از تظاهر و ریا ؛ آدم از همه چیز خسته میشه

دوست خوب من ؛ ممنونم از این که تو این دنیای غریب و سخت

 همواره دوست داشتی تا شاد باشم و شاداب بمانم ...




نمیدونم چرا اما باز هم حرفام نیمه تمام موند ...

...





زینب جان شرمنده ایم که بهای حسینی شدن ما " بی حسین شدن" تو بود ،

و شرمنده تر آن که تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم .

آخرین غروب ...


از آخرین آشیانه ای که پائیز برای بغض هایم ساخت ...

از آخرین لحظات مبهم آن شب یلدایی که آسمان ابری بود ...

از بازدم های ناامید و ملایم باغ در نیمه شبهای زمستان ...

تنها باور کودکانه برایم مانده

اینکه دوست داشتن تنها کاری ست که از دستم بر می آید ...

                              

نوشتن از دلتنگی ؛ از دل شکستگی شده عادت این روزای من

شده عادت تنهایی هام ...

این روزایی که احتیاج است که انسان را به این لحظه ها میرسونه ؛

احتیاج به بودن ...

دیگه واسم فرقی نداره که کسی میخونه یا نه ؛

اما میدونم اونی که باید بخونه یه روزی میاد و میخونه و میفهمه

اما

ای کاش ؛ اون روز دیــــــــــــــر نشـــــــــــــــــــــــــده باشـــــــــــــــــــه !

آره ؛ گاهی وقتا خیلی زود ، دیر میشه داداشم ... !!!


کاش زمستان زودتر بیاید ؛ تا نفس عمیقی بکشم و خنکای نسیمش

مرهمی باشد بر دل سوخته ام ...


دنیای من ؛ خاطره ای جدید و ماندگار ( معین )

دوست داشتن دوست داشتنی ها ؛ پایان ناپذیرند ...

صدایی که از کودکی بهش علاقه مند بودم و هستم و خواهم ماند ...




بالاخره آهنگ جدید معین هم اومد ؛

ترکـــــــــــــــــــم نکــن ...


البته این اولین آهنگ جدیدی هست که از معین میشنوم و

دلم میگیره ؛ ...

اما از طرفی هم خوشحالم که بالاخره معین دوباره بعد مدت ها ؛

برای مردم یه خاطره جدید ساخت ...




دانلود :

معین - ترکم نکن

دل شکسته ...


وقتی احساسم باتو حرف نمیزند ، بدان که در پشت این سکوت ، دنیایی حرف نهفته است ...

تنها کسی آنرا میفهمد که ، راز بغض های شکسته در گلو را بداند ...


روزهای آخر پائیزی هم دارن بار سفرشون رو میبندن ؛

آره ...

دوباره زمستان ...

همه زمستون رو با سرمای طاقت فرسا و برفش و رنگ سفیدش میشناسن

اما من یاد ایام تلخ و شیرینی می افتم که گذشت ...

ایام دو دوست ...

با اینکه دلم ازش گرفته و ناراحتم ؛ اما امیدوارم خدا هرچه زودتر مادربزرگش

رو شفا بده ؛ بچه ها بیاین واسه اون بنده خدا یه نذری کنیم

نذر صلوات ...

من خودم 1000 صلوات نذر میکنم و برای سلامتی مادربزرگش دعا میکنم

از شما میخوام هرچقدر میتونین تو این پست نذر خودتون رو بذارین

ممنونم


اربعین امام حسین (ع) هم نزدیکه ؛ خیلی امسال امیدوارانه به سوی محرم رفتم

اما نمیدونم دست خالی برگشتم یا ...

میدونم که خدایا اشتباهاتی داشتم و دارم ؛ خودت میدونی

اما خدایا ؛ تمام امید این بندت فقط و فقط تویی...

وقتی که بهترین و تنهاترین دوستم تنهام گذاشت از تو میخوام تنهام نذاری ...


باید بازیگر شوم ؛ آرامش را بازی کنم

باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم ... باید مواظب اشک هایم باشم ...

باز همان تظاهر همیشگی :

" خوبم ... "


حقیقت پنهان درون ما ...


همیشه یک ذره حقیقت پشت هر " فقط یه شوخی بود " هست

یکم کنجکاوی پشت " همینطوری پرسیدم " هست

قدری احساسات پشت " به من چه اصلا " هست

و اندکی درد پشت " اشکالی نداره " هست ...


خیلی باید بی تفاوت باشیم تا نسبت به این روابط و رفتار ها ؛

ساده گذر کنیم

دنیای ما ، دنیایی شده که هر کسی هیچ وقت نمیتونه

حرف دلش رو بی تعارف و خجالت بگه و

همیشه پشت واژه ها پنهون میشیم

و دلیل قانع کننده ای میشه حرفامون واسه بی تفاوتی بقیه

که به راحتی شونه خالی کنن از شنیدن این همه حرف نگفته ما ...


ای کاش میفهمیدی ؛ آن زمانی که گفتم " میخوام تنها باشم ؛ تنهام بذار "

بیشترین زمانی بود که به کمک و همدردیت نیاز داشتم

اما افسوس که خیلی ساده میگوییم :

" هر طور راحتی "

" هر طور راحتی "

" هر طور راحتی "

...!

خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــا ...

دلــــــــــــــــــــــــم تنگ شده ...

برای دفتر خاطراتم که مدت هاست چیزی در آن نمی نویسم ...

برای بی خیالی و آرامشی که مدت هاست که دیگر ندارمش ...

خنده هایی که دارم فراموششان میکنم ...

و برای خودم که دیگر خیلی عوض شده ام ...

واقعا من نمیدونم چی داره این روزا بسرم میاد ...

حسابی خسته شدم از این همه درگیری ها ...

به یه استراحت احتیاج دارم شاید ...

نمیدونم خدا داره چیکار میکنه ؛ فقط میتونم بگم که امروز یه چیزی بهم دلگرمی داد

و اونم یه حدیث از حضرت علی (ع) بود که فرموده اند :

سخترین جایی که کار گره میخورد ، نزدیکترین موقع به فرج الهی است .

دنیای دوست داشتن ها ... (درد دل های رویای خیس)

زندگی بی امید هم مثل "مرگ"است ، پس هرگاه امید کسی شدی ناامیدش نکن!!


وقتی یکی میگه هستــــــــــــــــــــــــم تا آخرش ؛ کنارتم ؛ ...

چه معنی میده ؟!

آره ؛ کلمات دل گرم کننده و آرامش بخشی هستن

اما ...

آیا واقعا میتونن مث معنیشون ، اینقدر تاثیرگذار باشن ؟!

تمام این ها بر میگرده به اون کسی که این ها رو میگه ؛ اونی که میگه دوستت داره ...

اما واقعا وقتی که بهش احتیاج داری ؛ تازه میفهمی که اون حرف ها ؛

فقط بازی با کلمات بود ...

اینکه امید همه ما باید خدا باشه کاملا درسته

اما ما انسان ها هم در قبال هم وظایف و مسئولیتی به دوش داریم 

ای کاش فراموشمون نشه ؛

یادمون نره خدا داره نگامون میکنه که داریم چی میگیم و چیکار میکنیم ...!


کاش میفهمیدی که گاهی معنای سکوتم ، به معنای دل شکسته ام هست ...

دلی که صدای شکستنش مرا فرو ریخت ...




روزهای سرد تنهایی ...

 

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی

و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده،

کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای

و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.!

صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد ، اگر نگاهش را دوست داشتی

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود ، اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود ، اگر مدام به خنده‌ات انداخت

و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی

یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی!

یک چقدر زیبایی و یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند

متهمت می‌کنند

به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود

آن‌‌ وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر،

هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند


درد دل های رویای خیس ...



این روزا ؛ حالم خوب نیست ...

نه دیگر آن حال و هوا ؛ حال و هوای شادیست و نه دیگر رفاقت های صمیمی ...

اینکه گاهی وقتا میگم دلم گرفته ، یه دنیا حرف توشه

اینکه میگم میخوام تنها باشم ؛ یه دنیا حرف دارم که تنهام نذار و کنارم باش ...

اما ...

نمیدانم امروز آیا درک این جملات سخت است

یا اینکه همه میخواهند نشنوند آنچه حرف دل مینامیمش ...

گاهی وقتا حتی فکر میکنند بهانه گیر شده ام

تو اوج دل شکستگی و تنهاییم ؛

تنها نذاشتم اونهایی رو که از صمیم قلبم دوستشون داشتم و دارم

اما ای کاش میفهمیدند ...

کاش میفهمیدند که ...

...

این همه گفتم ! مطمئن باش که اگر میخواست بشنود و کمکم کند و کنارم باشد

خودش تا به امروز این را باید میفهمید ؛

اونی که خودش میدونه صورت حرفام با کیه...

اینبار سکوت ...

خســــــــــــــــته شــــــــــــــــــــــدم !


خدایا

حواست هست ؛ صدای هق هق گریه هایم از همان گلویی میآید

که تو از رگش به من نزدیکتری ...


السلام علیک یا ابا عبدا... الحسین (ع)

دوستان خوب وبلاگ رویای خیس سلام

این ایام رو به همه شما و علی الخصوص به آقا امام زمان (عج) تسلیت میگم

این روزها خیلی روزهای غریب و غم باری هست

برای تمام همراهان کربلا ...

ای کاش بتوانیم تا در این عزا ؛ دلهامون رو هم مثل لب هایمان

با حسین همراه کنیم ...

امسال سال مهمی هست برای من

روز عاشورا ...

دوستان برام دعا کنید ...



کاش سر بر تربت کویش نهم در آخرین دم

در جوار قتلگاه زاده زهرا بمیرم

کشته شد جان جهانی ؛ مرگ بر این زندگانی

زندگی آنست که از این محنت عظما بمیرم

یا کنار نهر علقمه ؛ دست غم بر سر بکوبم

وز غم ناکامی آن تشنه لب ، سقا بمیرم


التماس دعا دارم از همه شما - رویای خیس

سالروز میلاد وبلاگ "رویای خیس"مبارک باد

امروز روز میلاد وبلاگیه که دل من رو با همه خاطره هاش داره تحمل میکنه


وبلاگ جان


برای این یکسال از تو ممنونم


بي نهايت سپاس از کسانی که در این یکسال شدند


دوست ما


همسفر ما


جان ما

و امروز فقط می توانم بگویم:


مهتاب شبهاي تنهايي تولدت مبارك


دوسـتت دارم

کمی تامل ...(حتما بخوانید)

سلام دوستای خوبم ؛

امروز بعد از گذشت دو هفته ، تازه یه مقدار سرم خلوت شد و خلاصه اومدم پای سیستمم

داشتم فایل های شخصیم رو مرتب میکردم که یه دفه چشمم به یه کارت افتاد ...

رفتم تو نت و پیگیر وضعیت صدورش شدم دیدم که هنوز صادر نشده ...


اما اصل موضوع که دلم طاقت نیاورد تا به شما دوستای گلم نگم

تا حالا شده که ، سازمان انتقال خون رفته باشین و خون اهدا کرده باشین ؟!

میدونم که اکثر شما رفتین

درسته که یه مقدار شاید واسه بعضی ها چندش آور و دردناک باشه ...

اما

اون حسی که بعدش دارین تمام این احساس درد و ناملایمتی رو از بین میبره

اینکه با این کارتون دارین به یه انسان دیگه کمک میکنین و زندگی دوباره بهش میدین

چقدر خوبه و احساس زیباییه همین انسانیت و کمک به دیگران!


میدونم که اگه تا الانم اگه نرفتین و این کار رو نکردین ؛

یکبار که برین خودتون مشتاق این کمک میشین

علاوه بر اینکه به دیگران کمک میکنین ؛

این واسه سلامت جسم خودتون هم خیلی موثر و خوبه...

حالا تحقیقات بیشتر با خودتون !


اما صحبت اصلیم رو هنوز نگفتم

اهدای خون با اینکه شاید از نظر ما خیلی ناچیز و ساده باشه اما از نظر خدا اجر و اهمیت زیادی داره

واما نظرتون راجب اینکه اگه ما بعد مرگمون هم بتونیم

یه کار خداپسندانه و بشر دوستانه انجام بدیم چیه ؟!

آره ؛ اهدای عضو ...

حقیقتش خودم وقتی خواستم ثبت نام کنم خیلی میترسیدم

اما وقتی نشستم و کلی فکر کردم ، وقتی که من مرگم فرا برسه و دیگه جسمم بی فایده بشه

چراکه نتونم با این کارم جون یه نفر دیگه رو نجات بدم ؟!!

وقتی که اینقدر میتونم واسه هم نوع خودم اینطور کمکی کنم ؛ دیگه چرا شک و تردید ؟!

این شد که فرم ثبت نام اهدای عضو رو پر کردم و امیدوارم لایق این امر باشم

چون که این امر فقط و فقط با مرگ مغذی امکان پذیر هست ...


ببخشید دوستای گلم که باعث آزردگیتون شدم

اما یکم تامل کنین و تصمیمتون رو واسه کمک به دیگران

بگیرین تا هم خدا از شما راضی باشه و هم انسانهای محتاج به کمک !

چه بسا که ممکنه یه روزی ، خودمون جز این انسانهای نیازمند به عضو بشیم ...

واسه اطلاعات بیشتر راجب ثبت نام و نحوه پرکردن فرم

در سازمان اهدای عضو رو عکس زیر کلیک کنید



ثبت نظرات برای این پست غیر فعال شد

ساده که باشی ...


ساده که میشوی ...

همه چیز خوب میشود

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمای اطرافت

حتی دشمنت


                                       یک آدم ساده که باشی

                               برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

                                 که قیمت تویتا لندکروز چند است

                               فلان بنز آخرین مدل چند ایربگ دارد


                                                                                               مهم نیست

                                                                                             نیاوران کجاست

                                                                                      شریعتی و پاسداران و الهیه

                                                                                            کدام حوالی اند

                                                                                           رستوران چینی ها

                                                                                         گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

برروی جدول کنار خیابان که راه میروی

زیر باران دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

آدم برفی که درست میکنند

شال گردنت را به او میبخشی

                                                                                     ساده که باشی

                                                                       همین که بدانی بربری و لواش چند است

                                                                                         کفایت میکند

                                                                                نیازی به غذای چینی نیست

                                                                                  آبگوشت هم خوب است

                                                    

                                                         ساده که باشی

                                                 آدم های ساده را دوست دارم

                                                     بوی ناب آدم میدهند


یا امام رضا (ع) ...


اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی،

الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری،

الصدیق الشهید، صلاة کثیرة تامة زاکیة متواصلة متواترة مترادفة

کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک



میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)

مبارک باد


»»»دلنوشـته های یه کبوتر خســته «««

سلام امام رضا ؛

خیلی خوشحالم که میلادت رسید ...

روزی که واقعا برای همه ما ایرونی ها ، یه روز دیگست ...

این روزا خیلی دلم شکسته هست امام رضا

از بنده های خدا ، از روزگار ...

ای کاش میشد که میتونستم این روز میلادت پیشت بودم ،

تا شاید دل گرفتگی هام کم بشه و تموم

اما..

مثل اینکه هنوز موقعش نشده ...

دیگه خسته شدم و تاب ادامه ندارم ... هر روز خسته و خسته تر ...

تنهاترین رفیقمم منو تنها گذاشت ...

...

بطلب همه اونایی رو که دوست دارن این روزا پیشت باشن

منم یکیشون ...

دلم خیلی برای حال و هوای حرمت تنگ شده ...

دلم شکسته ...

السلام علیک یا قریب القربا

السلام علیک یا معین الضعفا و الفقرا

السلطان اباالحسن علی ابن موسی الرضا المرتضی (ع)