ره بر و فلسطین 65 ؛مصر بین دو راهی

با سلام

این که می بینید کم رنگیم تقصیر خودمون نیست .ما همیشه بر خطیم اما بعضی مواقع اشارات «ره بر »درباره قضیه فلسطین کم میشه ما هم کم رنگ میشیم.قسمت عربی نماز جمعه ره بر گر چه در باره مصره اما مسائل مصر تنیده با مسئله فلسطینه لذا همه اون خطبه رو می آورم.
 
بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر آحاد امت اسلامی هر جا كه باشند. اكنون در دنیای اسلام حادثه‌ئی بزرگ و باشكوه و سرنوشت‌ساز در حال وقوع است. حادثه‌ئی كه می تواند همه‌ی معادلات استكبار را در این منطقه به سود اسلام و به سود ملت‌ها دگرگون سازد. حادثه‌ئی كه می تواند عزت و كرامت را به ملت‌های عرب و امت اسلامی برگرداند و غبار ده‌ها سال رفتار ظالمانه و تحقیر و تذلیلی را كه از سوی آمریكا و غرب بر این ملت‌های كهن و ریشه‌دار وارد آمد، از سر و روی آن‌ها پاك كند.

این حادثه‌ی معجزآسا به‌وسیله‌ی ملت تونس آغاز شد و به‌وسیله‌ی ملت بزرگ و رشید مصر به اوج رسیده است. نَفَس در سینه‌ی دنیای غرب و نیز دنیای اسلام –هر یك به دلیلی- حبس شده است كه ببینند مصر بزرگ؛ مصر نوابغ قرن اخیر؛ مصر محمد عبده و سیدجمال؛ مصر سعد زغلول و احمد شوقی؛ مصر جمال عبدالناصر و الشیخ حسن البنا؛ مصر 1967 و 1973، اكنون چه خواهد كرد؟ و پرچم همت خود را تا كجا بلند نگه خواهد داشت. اگر این پرچم معاذالله سقوط كند دوران تیره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد كشید.

ملت تونس توانستند حاكم خائن و سرسپرده‌ی آمریكا و دین‌ستیز را برانند، ولی خطا است اگر گمان شود كه این، آن نتیجه مطلوب است. یك نظام وابسته باخروج مهره‌های آشكارش، ساقط نمی شود. اگر بجای آن مهره‌ها، هم‌پالگی های آنها جایگزین شوند چیزی عوض نشده و دام فریب در برابر ملت گسترده شده است. در انقلاب اسلامی ایران بارها خواستند ملت ما را در این دام بیفكنند ولی هوشیاری ملت و رهبر عظیم و الهی‌اش، ترفند دشمن را دانستند و خنثی كردند و راه را تا آخر ادامه دادند.

سقوط دیکتاتور



و اما مصر، مساله‌ی مصر یك نمونه بی‌نظیر است، زیرا مصر در دنیای عرب یك كشور بی‌نظیر است.

مصر اولین كشور دنیای اسلام است كه با فرهنگ اروپائی آشنا شد،

و اولین كشور دنیای اسلام است كه خطر تهاجم این فرهنگ را شناخت و در برابر آن موضع گرفت.

اولین كشور عربی است كه پس از جنگ جهانی دوم یك دولت مستقل تشكیل داد و از منافع ملی خود در ملی كردن كانال سوئز دفاع كرد،

اولین كشوری است كه با همه‌ی توان به كمك فلسطین رفت و در دنیای اسلام ملجأ فلسطینیان شناخته شد. سیدجمال‌الدین، مصری نبود ولی جز در مصر هم نمی توانست امیدی به فهم دغدغه‌ی بزرگ خود از سوی یك ملت مسلمان داشته باشد.

ملت مصر، در صحنه‌ی مبارزات دینی و سیاسی، لیاقت خود را به اثبات رسانید و در تاریخ ثبت كرد. محمد عبده و شاگردانش و سعد زغلول و هوادارانش مردمی مرتجع و دنیانشناس نبودند. آنها نوابغ بزرگ و شجاع و بیداری بودند كه هر ملتی با پرورش یك نفر مانند آنان می تواند به لیاقت خود فخر بفروشد. مصر با این عمق فرهنگی و دینی و سیاسی، به حق، در جایگاه رهبری دنیای عرب قرار گرفت.

بزرگترین جرم نظام كنونی مصر این است كه این كشور را از آن جایگاه رفیع به رتبه­‌ی یك مهره‌­ی بی­‌اختیار در بازیهای سیاسی‌اش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است كه دیكتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتكب شد.

خشم انقلابی


امروز در همه دنیا بازار تحلیل های گوناگون درباره‌ی قیام ملت مصر، داغ است و هركس چیزی می‌گوید، ولی هركس مصر را بشناسد به روشنی خواهد دانست كه مصر در حال دفاع از كرامت و عزت خویش است. ملت مصر گریبان خیانتكارانی را گرفته است كه كرامت او را بر باد داده و ملتی را كه در اوج عزت بود، پایمال غرور و تكبر دشمنانش كرده­اند. یك نمونه­ی بارز، جایگاه مصر در قضیه فلسطین است. فلسطین از ده‌ها سال پیش، محوری‌ترین مساله این منطقه است و در‌هم‌تنیدگی مسائل این منطقه چنان است كه هیچ كشوری و هیچ ملتی در آن، نمی تواند سرنوشت خود را جدا از مساله فلسطین تصور كند. دو جبهه بیشتر هم وجود ندارد: یا حمایت از فلسطین و از مبارزات عادلانه آن، و یا قرار گرفتن در جبهه مقابل.

ملتهای منطقه از ابتدا موضع خود را روشن كرده‌اند، لذا وقتی دولتی به حمایت از فلسطین می‌پردازد از حمایت ملت خود و ملتهای عرب و مسلمان برخوردار می شود. این را مصر در سالهائی از دهه 60 و 70 آزموده است اما وقتی خود را در جبهه دیگری تعریف كند، ملت از او روی برمی گرداند. در مصر از پیمان ننگین كمپ دیوید این شكاف میان دولت و ملت مصر پدیدار شد. ملت مصر كه در 67 و 73 با جان و مال خود به كمك فلسطین رفته بود، بتدریج دید كه حاكمان چنان در سرسپردگی و اطاعت از آمریكا افراط كرده‌اند كه مصر به هم‌پیمان وفادار دشمن صهیونیستی و غاصب تبدیل شده است. سیطره‌ی آمریكا بر حاكمان مصر همه‌ی زحمات گذشته‌ی آنان در حمایت از فلسطین را بر باد داد و مصر به بزرگترین دشمن فلسطین و بزرگترین حامی صهیونیستها تبدیل شد.

و این در حالی بود كه سوریه شریك مصر در جنگ 67 و 73 با وجود فشارهای شدید آمریكا توانست مواضع مستقل خود را حفظ كند. كار نظام سرسپرده‌ی مصر به جائی رسید كه مردم مصر برای نخستین بار در تاریخ دیدند كه در جنگ اسرائیل علیه برادرانشان در غزه دولتشان در جبهه‌ی اسرائیل قرار گرفته است و نه تنها كمك نمی كند بلكه در جبهه‌ی دشمن بشدت فعال است. تاریخ هرگز فراموش نخواهد كرد كه حسنی‌مبارك همان كسی است كه در محاصره‌ی وحشتناك مردم غزه و در 22 روز كشتار زن و مرد و كودك غزه، همكار و امین و شریك اسرائیل و آمریكا بود. مردم مصر در آن روزها چه كشیدند؟ تلویزیون صحنه‌هائی از احساسات شدید مردم مصر را نشان داد كه با گریه از وضعیت خود و از این كه اجازه نمی‌یابند به برادران فلسطینی خود یاری برسانند، سخن می‌گفتند. ملت مسلمان مصر دیگر چقدر می توانست تحمل كند؟ آنچه امروز در قاهره و دیگر شهرهای مصر مشاهده می شود، انفجار خشم مقدس و فوران عقده‌هائی است كه در طول سالیان متمادی رژیم نامسلمان و خائن و دست‌ نشانده با رفتار خود در دل مردان و زنان آزاده‌ی مصری متراكم ساخته است.

قیام ضد صهیونیستی


قیام ملت مسلمان مصر، یك حركت اسلامی و آزادیخواهانه است. من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود می فرستم و پیروزی كامل شما را از خداوند عزیز مسألت می كنم. من به شما و قیامتان افتخار می كنم. شك نیست كه قیام ملت ها، بسته به اقتضائات جغرافیائی و تاریخی و سیاسی و فرهنگی،در هر كشوری دارای مختصات منحصر‌ به ‌فرد است و نمی توان چیزی را كه در انقلاب كبیر اسلامی در 30 سال پیش در ایران واقع شد، عیناً در مصر یا تونس یا هر كشور دیگر اسلامی انتظار داشت، لیكن مشتركاتی هم وجود دارد كه در آنها، تجربیات هر ملتی می‌تواند برای ملتهای دیگر به كار آید. تجربه‌هائی كه امروز می‌تواند به كار بیاید اینها است:

1. در هر قیام مردمی، جنگ واقعی بین اراده‌ها است. هر طرفی كه مصمم‌تر باشد و سختی‌ها را تحمل كند پیروز قطعی است. قرآن به ما می‌آموزد كه: «إنّ الّذینَ قالُوا رَبُّنُا اللَّه ثُمَّ استَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِكَه ألَّا تَخافُوا وَ لا تَحزَنُوا وَ أبشِرُوا بِالجَنَّهِ الَّتی كُنتُم تُوعَدونَ»(۱) وبه پیامبرش می‌فرماید: « فَلِذَٰلِكَ فَادْعُ وَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ »(۲) دشمن می‌كوشد با زور و فریب، اراده‌ی شما را تضعیف كند. مراقب باشید اراده‌ی شما سست نشود.

2. دشمن شما سعی می‌كند شما را از دست یافتن به هدف‌های خود نومید كند. در حالی كه وعده‌ی الهی می‌گوید: «وَنُرِيدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ» (۳). به وعده‌ی مؤكد و بی‌تردید خداوند اعتماد كنید كه می‌گوید: «وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ »(۴).

3. دشمن شما با تجهیز مزدوران امنیتی خود آن‌ها را به مقابله با شما گسیل می‌كند تا با ناامنی و هرج و مرج مردم را به ستوه بیاورند. از آن‌ها نهراسید. شما از مزدوران قوی‌ترید. شما اكنون در مرحله‌ای قرار دارید كه خداوند در آن مرحله به پیامبر و یارانش فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ» (۵). شما می‌توانید با اتكال به خدا و اعتماد به جوانان پر‌انگیزه‌ی خود بر هر ناامنی و هرج و مرجی فائق آئید.

4. سلاح مهم ملت‌ها در مواجهه با ابرقدرت‌ها و حكام مزدور، اتحاد و یكپارچگی آن‌ها است. دشمن شما تلاش می‌كند با انواع ترفندها یكپارچگی شما را از بین ببرد. مطرح كردن نقاط افتراق، مطرح كردن شعارهای انحرافی، مطرح شدن چهره‌های بدسابقه و نامطمئن به عنوان جانشین رئیس جمهور خائن، از جمله‌ی انگیزه‌سازی برای تفرقه است. اتحاد خود را بر محور دین و نجات كشور از شر مزدوران دشمن، حفظ كنید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»(۶).

5. به مانورهای سیاسی و مزورانه‌ی آمریكا و غرب، اعتماد نكنید. آنها كه تا چند روز پیش از رژیم فاسد پشتیبانی می كردند، اكنون كه از نگهداشتن آن ناامید شده‌اند دم از حق ملت ها می‌زنند. آنها با این پوشش، تلاش می كنند مهره‌ها را جابجا كنند و با چهره ‌سازی، وابستگان خود را بار دیگر بر شما مسلط كنند. این توهین به شعور ملت ها است، آن را تحمل نكنید و جز به استقرار یك نظام كاملا مستقل و مردمی و مؤمن به اسلام رضایت ندهید.

6. علمای دین و ازهر شریف كه سوابق درخشان آن زبانزد است، نقش خود را كاملا برجسته كنند. مردمی كه قیام خود را از مسجد و نمازجمعه آغاز می كنند و شعار الله اكبر می دهند، از علمای دین توقع بیشتری دارند و این توقع بجا است.

7. ارتش مصر كه افتخار شركت در حداقل دو جنگ با دشمن صهیونیست را دارد در این مرحله در معرض آزمونی بزرگ و تاریخی است. دشمن می خواهد از آن برای سركوب مردم استفاده كند. اگر خدای نخواسته این اتفاق بیفتد ضایعه‌ئی كه پیش خواهد آمد برای ارتش قابل جبران نیست آن كه از ارتش مصر باید بترسدصهیونیست هایند نه مردم مصر. البته عناصر ارتشی كه خود از مردم و فرزندان آنهایند سرانجام به مردم خواهند پیوست و این تجربه‌ی شیرین یك بار دیگر در مصر تكرار خواهد شد.

8. و بالاخره آمریكا كه سی سال از حكام مزدور، بر ضد ملت مصر حمایت كرده، اكنون در موضعی نیست كه بتواند در قضیه‌ی مصر به عنوان میانجی وارد شود. به هرگونه توصیه و اقدام آمریكایی در این زمینه‌ها به چشم بدبینی بنگرید و به آن اعتماد نكنید.

برادران و خواهران عزیز! اینها تجربیات ما است، من به عنوان برادر مسلمان شما و از سر تعهد دینی، آن را با شما درمیان گذاشتم. بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند كرد كه ایران میخواهد دخالت كند، میخواهد مصر را شیعه كند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر كند و میخواهد و میخواهد... این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یكدیگر جدا و از كمك یكدیگر محروم كنند ومزدوران آنها هم آن را تكرار میكنند. «يُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا  وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ  فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ»(۷). با این ترفند‌ها، هرگز وظائفی را كه اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم كرد. و الله من وراء القصد.
واستغفرالله لی و لكم.

 متن خطبه عربی

صدای خطبه عربی

 



۱) فصلت:30
۲)شورا: 15
۳) قصص: 5
۴) حج:40
۵) انفال:65
۶) آل عمران: 103
۷) انعام: 112

رهبر و فلسطين ؛ 64

پيام ولی‌امر مسلمین به حجاج بيت‌الله‌الحرام

گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز، حقیقتی است كه فردای نیكی را به امت اسلامی نوید می‌دهد. از سه دهه پیش كه با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد، امت بزرگ ما بی‌وقفه پیش رفته، موانعی را از سر راه برداشته و سنگرهایی را فتح كرده است.

پیچیده‌ترشدن شیوه‌های دشمنی استكبار و تلاش پرهزینه‌ای كه در مقابله با اسلام می‌كند نیز به دلیل همین پیشرفت‌ها است. تبلیغات وسیع دشمن در جهت اسلام‌هراسی، تلاش شتاب‌زده‌ای كه برای ایجاد اختلاف میان فرقه‌های اسلامی و برانگیختن تعصب‌های فرقه‌ای می‌كند، دشمن‌تراشی‌های كاذب از شیعه برای سنی و از سنی برای شیعه، تفرقه‌افكنی میان دولت‌های مسلمان و كوشش برای تشدید اختلافات و تبدیل آن به دشمنی‌ها و معارضه‌های لاینحل، استفاده از سازمان‌های اطلاعاتی و جاسوسی برای تزریق فساد و فحشاء میان جوانان، همه و همه واكنش‌های سرآسیمه‌گون و آشفته در برابر حركت متین و گام‌های استوار امت اسلامی به سوی بیداری و عزت و آزادگی است.

امروز برخلاف سی سال پیش، رژیم صهیونیستی دیگر یك هیولای شكست‌ناپذیری نیست؛  برخلاف دو دهه پیش، آمریكا و غرب تصمیم‌گیران بی چون و چرا در خاورمیانه نیستند؛  بر خلاف ده سال پیش فن‌آوری هسته‌ای و دیگر فن‌آوری‌های پیچیده برای ملت‌های مسلمان منطقه، دور از دسترس و افسانه‌گون به شمار نمی‌رود. امروز ملت فلسطین، قهرمان مقاومت است، ملت لبنان به تنهایی شكننده‌ی هیبت پوشالی رژیم صهیونیستی و فاتح جنگ 33 روزه است و ملت ایران پرچمدار و خط‌شكن حركت به سمت قله‌ها است.

امروز آمریكای مستكبر، فرمانده‌ خودخوانده‌ی منطقه‌ی اسلامی و پشتیبان اصلی رژیم صهیونیستی، در باتلاقی كه خود در افغانستان پدید آورده گرفتار است؛ در عراق با همه‌ی جنایت‌هایی كه به مردم آن كشور وارد كرده، در حال منزوی شدن است؛ در پاكستان مصیبت‌زده از همیشه منفورتر است. امروز جبهه‌ی ضداسلام كه دو قرن بر ملت‌ها و دولت‌های اسلامی تحكمی ظالمانه می‌كرد و منابع آنان را به یغما می‌برد، شاهد زوال نفوذ خود و ایستادگی دلیرانه‌ی ملت‌های مسلمان در برابر خود است و در نقطه مقابل، حركت بیداری اسلامی در حال پیشروی و عمق‌یابی روزافزون است.

این اوضاع امیدبخش و حامل بشارت، باید ما ملت‌های مسلمان را از سویی مطمئن‌تر از همیشه، به سوی آینده‌ی مطلوب به پیش براند و از سوی دیگر با درس‌ها و عبرت‌های خود، هشیارتر از همیشه نگهدارد. این خطاب عمومی، بی‌گمان علمای دینی و رهبران سیاسی و روشنفكران و جوانان را بیش از دیگران، متعهد می‌سازد و از آنان مجاهدت و پیشگامی مطالبه می‌كند.

قرآن كریم، رسا و زنده، ما را مخاطب می‌سازد: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ1». امت اسلامی در این خطاب عزتمند، پدید آمده برای بشریت است.  هدف از پیدایش این امت، نجات بشر و خیر بشر است.

وظیفه‌ی بزرگِ آن هم، فرمان دادن به نیكی و بازداشتن از بدی و ایمان راسخ به خداست.  هیچ معروفی برتر از نجات ملت‌ها از چنگال قدرت اهریمنی استكبار و هیچ منكری زشت‌تر از وابستگی و خدمت به مستكبران نیست.

امروز كمك به ملت فلسطین و محاصره شوندگان غزه، همدردی و همراهی با ملت‌های افغانستان و پاكستان و عراق و كشمیر، مجاهدت و مقاومت در برابر تعدی آمریكا و رژیم صهیونیستی، پاسداری از اتحاد مسلمانان و مبارزه با دست‌های آلوده و زبان‌های مزدوری كه به این اتحاد ضربه می‌زنند و گستردن بیداری و احساس تعهد و مسئولیت در میان جوانان مسلمان در همه‌ی اقطار اسلامی، وظایف بزرگی است كه متوجه خواص امت است.

منظره‌ی شكوهمند حج، زمینه‌های مساعد برای انجام دادن این وظایف را به ما نشان می‌دهد و ما را به تلاش مضاعف و همت مضاعف فرا می‌خواند.

رهبر و فلسطين ؛  63

بيانات در ديدار كارگزاران حج‌   17/7/1389

 دنياى اسلام احتياج دارد به تفاهم، به احساس همدردى، به همكارى. چرا اينقدر بين دولتهاى اسلامى اختلاف مى‌اندازند؟ چرا بر سر يك موضوع عام‌الابتلاء مثل مسئله‌ى فلسطين، دولتهاى اسلامى حاضر نيستند يك طريق واحد و يك نقطه‌ى واحدى را مورد اتفاق قرار بدهند و بر آن تصميم بگيرند؟ مسئله‌ى فلسطين مگر كم مسئله‌اى است؟ يك عده انسانهاى دور از هر دينى - اينها يهودى هم نيستند؛ يهوديان مؤمن و متدين به دين خودشان، از حزب سياسى صهيونيسم تبرّى مي جويند - عليه اديان توحيدى، عليه هر معنويتى قيام كردند، اقدام كردند؛ قطعه‌ى زمين اسلامى را، قبله‌ى اول مسلمانان را، مراكز مقدس معنوى اسلامى را غصب كردند؛ مردمِ صاحب اين خانه را از خانه‌ى خودشان بيرون كردند و هر روز هم آنها را زير فشار قرار دادند. الان بيش از شصت سال است كه دنياى اسلام با اين بليه مبتلاست. خوب، يك مدتى خود فلسطينى‌ها غفلت داشتند، ساكت بودند؛ امروز كه به پا خاستند، امروز كه استنصار مي كنند، امروز كه دنياى اسلام را به كمك مي طلبند؛ چرا دنياى اسلام در مقابل اينها ساكت است؟ مگر پيغمبر نفرمود: «من اصبح و لم يهتمّ بأمور المسلمين فليس بمسلم»؟ اين اهتمام به امور مسلمين نيست؟ در يك چنين مسئله‌ى واضحى، اين همه دارد به مسلمانها ظلم ميشود - در فلسطين، به فلسطينى‌ها اعم از مسلمان و مسيحى دارد ظلم مي شود - اما دنياى اسلام يك موضع واحدى ندارد؛ چرا؟ اين اختلاف از كجا آمده است؟ اينهاست مسائل حج.

من المسلم ؟


 مسئله‌ى وحدت را خيلى جدى بگيريد. امروز در كانونهاى فكر و انديشه و توطئه برنامه‌ريزى دقيق مي شود، براى اينكه دنياى اسلام را به جان هم بيندازند؛ دولتها را يك جور، ملتها را يك جور. هر وقت بين دولتهاى اسلامى يك زمزمه‌اى پيش مى‌آيد، يك حرفى پيش مى‌آيد كه نشانه‌ى نزديك شدن است، ناگهان مى‌بينيم يك عامل خارجى، يك عامل صهيونيستى، يك عامل آمريكائى وارد قضيه مي شود و مانع مي شود از نزديكى. وقتى كه دولتهاى اسلامى با هم خوبند، به هم نزديكند، آنجا را هم مشغول تفتين مي شوند. در ميان ملتها هم همين طور. ملتها عليه هم انگيزه‌اى ندارند؛ لذا انگيزه‌ى مذهب را، انگيزه‌ى قوميت را، تعصبات ملى‌گرائى را وارد ميدان مي كنند تا اينها را به جان هم بيندازند. اينها چيزهائى است كه اگر ما متوجه به آنها نباشيم، از دشمن ضربه مي خوريم. اگر ما مراقب نباشيم، اسلام سيلى مي خورد. امروز دشمنى با اسلام در دستگاه استكبار علنى شده است.

 اگرچه باز هم به زبان انكار مي كنند، اما واضح و آشكار است كه با اسلام دشمنند، با اسلام مخالفند. اين، وظيفه‌ى ما را خيلى سنگين ميكند.

بيانات در ديدار قاريان قرآن‌   24/4/1389

 امروز جبهه‌ى مخاصم با جمهورى اسلامى ايران را نگاه كنيد؛ يك جبهه‌ى عريض و طويل است؛ همه‌ى شياطين و اشرار عالم در اين جبهه جمعند؛ از صهيونيستها تا آمريكائى‌ها، تا خبيث‌ترين دولتهاى غربى، تا وابسته‌ترين و حقيرترين دولتهاى غيرغربى - حالا دائره را بيشتر محدود نكنيم - همه توى اين جبهه هستند؛ هر كارى هم كه مي توانند، دارند مي كنند. خيال نكنيد كارى هست كه دشمنان ما ميتوانند عليه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نمي دهند؛ نه، هر كار توانستند، تا حالا كرده‌اند؛ هر كارى هم كه بتوانند، مي كنند. هر كار نمي كنند، به خاطر اين است كه نمي توانند. اما ملت ايران، با قدرت، با عزت و با سربلندى، در مقابل همه‌ى اينها ايستاده است.

 

رهبر و فلسطين ؛  62

خطبه‌های نماز عید سعید فطر  19/6/1389

اولين مطلبى كه در خطبه‌ى دوم عرض مي كنم، تشكر از ملت عظيم‌الشأن ايران به مناسبت حركت پرشكوه روز قدس است. ملت ايران نشاط خود را، روحيه‌ى خود را، عزم و اراده‌ى خود را، موقع‌شناسى خود را در اين اجتماع عظيم نشان دادند. سى و يك سال از روزى كه امام بزرگوار ما اين روز را اعلام كرده‌اند مي گذرد، توقع دشمنان اين بود كه روزبه‌روز كم رنگ‌تر شود و به فراموشى برسد. خدا را شكر كه روزبه‌روز اين انگيزه، اين شعله‌ى فروزان در دل مردم و در عمل مردم برجسته‌تر شد. امسال در كشورهاى گوناگون: در آسيا، در خاورميانه، در آفريقا، در آمريكا، در اروپا، مسلمانها در نقاط مختلف عالم اين روز را گرامى داشتند و ملت بزرگ ايران، محور اصلى اين حركت عظيمِ امت اسلامى، اين روز را با شكوه تمام برگزار كرد و نشان داد كه در شرائطى كه اقتضائات بين‌المللى وجود دارد، وظائف خود را گرمتر و گيراتر، پرانگيزه‌تر و پرشورتر انجام مي دهد.

رژيم صهيونيستى قساوت خود را به اعلى درجه رساند. از اطراف و اكناف عالم هر چه صداى حمايت بلند شد، بى‌اعتنائى كرد، جنايت كرد. ملت مسلمان ايران در اين شرائط، روز قدس را از همه سال گويا گرم تر و گرامى‌تر داشتند. تلاشهاى مغرضانه‌ى آمريكا و غرب بر عليه جمهورى اسلامى، ملت ما را پرانگيزه‌تر كرد. در اين قضيه‌اى كه براى استكبار جهانى و سلطه‌گران جهانى، مسئله‌ى فلسطين يك مسئله‌اى است كه مي خواهند آن را به هر نحوى كه ممكن است به انزوا بكشانند، ملت ايران اين را در متن آورد. آفرين بر اين ملت بزرگ.

اميد و انگيزه موج ميزند در رفتار و گفتار مردم عزيز ما. من بازتاب اين اميد و اين انگيزه را، امسال در ملاقات با دانشجويان، در ملاقات با دانشگاهيان و نخبگان، در ملاقات با كارگزاران و مسئولان عمده‌ى كشور و نظام، در ملاقات با مديران ارشد، با كارآفرينان، در ملاقات با قشرهاى مختلف در ماه رمضان، در گفتار آنها مشاهده كردم؛ در منش آنها و سيماى آنها اين اميد و اين انگيزه را مشاهده كردم. ملتى كه يك چنين اميدى در او هست، اينجور به سمت آينده با نگاه خوش بينانه و با عزم و اراده نگاه مي كند، اين ملت مسلماً و قطعاً و يقيناً به قله‌ها دست پيدا خواهد كرد.
مسئله‌ى فلسطين، همچنان مسئله‌ى اول دنياى اسلام است. جنايات در غزه همچنان ادامه دارد. جنايات در كرانه‌ى غربى رود اردن همچنان ادامه دارد. رژيم صهيونيستى با كمال وقاحت و پرروئى ظلم و ستم خود را بر مردم مظلوم فلسطين ادامه مي دهد، آن وقت آنجا در واشنگتن جلسه‌ى كنفرانس صلح مي گذارند! صلح با كى؟! مي خواهند قضاياى فلسطين را، جنايات دشمنان ملت فلسطين را سرپوش بگذارند، با اين مذاكراتى كه اسمش را گذاشته‌اند «مذاكرات صلح»! غاصبى آمده است خانه‌ى يك ملت را غصب كرده است، به اين اكتفاء نكرده؛ از هر نوع امكانى براى سركوب اين ملت استفاده مي كند، اينها هم با كمال بى‌اعتنائى - دنياى غرب، آمريكا و ديگران - نشسته‌اند دارند تماشا مي كنند، متجاوز و ظالم و سركوبگر را تشويق هم مي كنند، آن وقت جلسه مي گذارند براى صلح! كدام صلح؟! چه صلحى؟! بين كى و كى؟ آن وقيح هاى ستمگرِ صهيونيست هم با كمال پرروئى در مقابل فلسطينى‌ها مى‌ايستند، مي گويند بايستى يهودى‌سازى را شما قبول كنيد. جنايت بزرگ آنها اين است كه مي خواهند يهودى‌سازى كنند. قدس شريف را، قبله‌ى مسلمانان را، فلسطين عزيز را، به عنوان يهودى‌سازى، مركز ظلم و ستم و توطئه‌ى خودشان قرار بدهند. اين مسئله‌ى اصلى ماست.

اميدواريم كه خداوند متعال به ملتهاى مسلمان توفيق بدهد، به دولتهاى مسلمان كمك كند كه بتوانند وظيفه‌ى خودشان را در مقابل اين حادثه‌ى تلخ، اين واقعه‌ى تلخ بشناسند. البته ملت فلسطين خوشبختانه با همه‌ى اين فشارها، با كمال قدرت و استقامت ايستاده است. آدم باورش نمى‌آيد؛ يك ملت اينقدر مقاوم! اينقدر با همت و با غيرت! اين فشارهاى عجيب و غريب آنها را نتوانسته است به عقب وادار كند، به عقب بنشاند. از بيست سال پيش و سى سال پيش، فلسطينى‌ها امروز قوى‌ترند، مصمم‌ترند، عازمترند؛ توانائى‌شان هم بحمداللَّه بيشتر است و بدون شك و ترديد فلسطينى‌ها خواهند توانست دست متجاوز را قطع كنند و بساط اين رژيم قلابى و دروغين را از سرزمين فلسطين جمع كنند.
بيانات درديدار مسئولان نظام‌ وسفرای كشورهای اسلامی   19/6/1389

اين دلها اگر با يكديگر متحد شد، اگر اختلاف‌انگيزى‌هاى ساخته‌ى دست دشمنان امت اسلامى و دشمنان اسلام از ميان برداشته شد، آنوقت دستها و قدمها و توانها و فكرها هم در يك جهت واحد قرار مي گيرد و در مواجهه‌ى با جبهه‌ى عظيمِ مقابل با اسلام و امت اسلامى از خود كارائى نشان خواهد داد.

اين يك حقيقتى است كه امروز در مقابل اسلام و مسلمين، جبهه‌اى وجود دارد. از زبانشان خارج شد - در واقع از دستشان در رفت - و اسم جنگ صليبى را چند سال قبل آوردند. اين معناش اين است كه امت اسلامى به صورت واحدى مواجه است با تهديد دشمنان. خطاست اگر خيال كنيم كه دشمنان اسلام و مسلمين، اين بخشِ از دنياى اسلام را دشمن ميدارند، آن بخشِ از دنياى اسلام را دوست ميدارند؛ اينجور نيست. آنها با امت اسلام مخالفند؛ چون در ذات اسلام، در جوهر اسلام، ايستادگىِ در مقابل زورگويان و سلطه‌طلبان وجود دارد. با اسلام مواجه‌اند، با اسلام مقابلند. اين وظيفه‌ى ماست؛ وظيفه‌ى همه‌ى دنياى اسلام است.

و ما امروز مشاهده ميكنيم كه خوشبختانه بسيارى از ملتها به حقايقى آشنا شدند و پى بردند كه شايد در ده‌ها سال گذشته اين حقايق براى آنها روشن نبود. امروز مسئله‌ى فلسطين براى دنياى اسلام يك مسئله‌ى زنده است. قصد دشمنان فلسطين اين نبود؛ آنها مي خواستند اين مسئله را به انزواء بيندازند، اصلاً كشورى به نام فلسطين فراموش شود، از صحنه‌ى جغرافيا حذف شود؛ قصدشان اين بود. امروز خوشبختانه ملتهاى اسلام با آگاهى، با هوشيارى، به اين مسئله اهتمام مى‌ورزند. بعضى از دولتها همكارى مي كنند، بعضى از دولتها هم كوتاهى مي كنند؛ لكن ملتها همه ميخواهند اين را و اين به نتيجه خواهد رسيد بدون شك؛ و مسائل گوناگون دنياى اسلام.

رهبر و فلسطين ؛  61

بيانات در ديدار مسئولان نظام در روز عيد مبعث‌   19/4/1389

 اينكه ما جاهليت مستقرِ امروز دنيا را جاهليت مدرن مي ناميم، به خاطر همين است. دوران جاهليت پايان نيافته است. جاهليت يعنى مقابله‌ى با حق، مقابله‌ى با توحيد، مقابله‌ى با حقوق انسان، مقابله‌ى با راهى كه خدا براى انسانها در جهت سعادت گشوده است. اين جاهليت، امروز هم هست؛ با شكل مدرن، با استفاده‌ى از دانش، با استفاده‌ى از فناورى‌هاى پيشرفته، با استفاده‌ى از سلاح هسته‌اى، با استفاده‌ى از انواع تسليحات براى پر كردن كيسه‌ى صاحبان صنعتهاى مخرب و منهدم كننده‌ى زندگى بشر.

 داستان تسليحات و هزينه‌هاى نظامى، امروز در دنيا يكى از داستانهاى غم‌انگيز بشريت است. امروز در دنيا كارخانه‌هاى اسلحه‌سازى انواع سلاحها را مي سازند، براى اينكه اين سلاحها فروش برود. در دنيا جنگ ايجاد مي كنند، انسانها را به جان هم مى‌اندازند، دولتها را در مقابل هم قرار مي دهند، ايجاد تهديد مي كنند تا بتوانند فكر خائنانه و طمع خباثت‌آلود خودشان را تأمين و اشباع و ارضاء كنند.

 

فهرست خرید سلاح کشورهای مختلف از آمریکا در سال مالی 2009 برحسب میلیارد دلار

 لذا تا وقتى كه ابرقدرتها سلسله‌جنبان مسائل جهانى هستند، جنگ در دنيا تمام نمي شود. جنگ براى آنها داراى منافع مادى است. اين جنگ، جنگ در راه عدالت نيست. دروغ مي گويند آمريكائى‌ها و ديگران كه مي گويند ما جنگ مي كنيم براى اينكه امنيت بدهيم؛ نه، درست عكس اين است. هر جا حضور نظامى و حركت نظامى دارند، موجب ناامنى و موجب بى‌عدالتى و موجب سخت كردن زندگى براى انسانها هستند. از وقتى كه اين ابزارهاى مدرن در دنيا به وجود آمده است، انسانها دچار فشارند. در طول چهل و پنج سال - يعنى از بعد از جنگ جهانى دوم تا سال 1990 مسيحى - كه به اصطلاح دوران «جنگ سرد» ناميده مي شود، در گزارشهاى رسمىِ بين‌المللى آمده است كه فقط سه هفته در دنيا جنگ وجود نداشته است! در تمام اين چهل و پنج سال، در گوشه و كنار دنيا جنگهائى وجود داشته است. اين جنگها را كى به وجود مى‌آورد؟ همان كسانى كه تسليحات را توليد مي كنند. هزينه‌هاى نظامى قدرتهاى بزرگ، امروز يكى از سرسام‌آورترين هزينه‌هاست. طبق آمارهاى خودشان، در همين سال گذشته‌ى مسيحى، دولت آمريكا بيش از ششصد ميليارد دلار صرف هزينه‌هاى نظامى كرده است! اين هزينه‌هاى نظامى را ما امروز در همسايگى خودمان داريم مشاهده مي كنيم. اين هزينه‌ها صرف افغانستان مي شود، براى سركوب ملت مسلمان افغانستان؛ صرف عراق مي شود، براى در قبضه نگهداشتن ملت عراق؛ صرف كمك به رژيم خبيث صهيونيستى مي شود، براى ملتهب نگهداشتن هميشگى خاورميانه. امروز جهت قدرتهاى فاسد اين است. اسلام با اينها مبارزه مي كند، با اينها مخالفت مي كند.

بیانات در دیدار كارگزاران نظام     27/5/1389

يك جبهه‌بندى قديمى‌اى بين ايران اسلامى و بين يك مجموعه‌اى وجود دارد.
امروز در اين جبهه‌بندى، دو پديده به چشم مي خورد: يك پديده اين است كه طرف مقابل ما، جبهه‌ى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ يعنى حركت جبهه‌ى مقابل، حركت به سمت نزول بوده است؛ ضعيف شده است. پديده‌ى دوم اين است كه جبهه‌ى ما به سمت قوّت است؛ يعنى حركت ما حركت رو به تقويت بوده. اين دو پديده، دو پديده‌ى قابل استدلال است؛ يعنى حرفِ شعارى نيست، متكى به واقعيات است.

 يك نكته‌ى كوتاهى را من در مورد جبهه‌ى مقابل عرض بكنم. جبهه‌ى مقابل يعنى چه؟ تبليغات آن جبهه به خودش اسم «جامعه‌ى جهانى» گذاشته، كه اين يك دروغ بزرگى است؛ به هيچ وجه جامعه‌ى جهانى نيستند؛ يك تعداد معدودى از كشورها هستند. محور اصلى دشمن هم عبارت است از رژيم صهيونيستى و كشور ايالات متحده‌ى آمريكا؛ بقيه يا از لحاظ سياستها تابعند، يا دچار رودربايستى‌اند، يا دچار ضعف مفرطند و كارى نمي توانند بكنند. عدد زيادى بر محور اين دو عنصر اصلى مجتمع نيستند؛ نه امروز، نه سالهاى گذشته. ادعاها را رها كنيد؛ واقعيتها اين چيزى است كه عرض مي كنم.

آمريكا و اسرائيل ؛داستان مرغ و تخم مرغ

 خوب، ملاك چيست در اينكه ما اين دو تا دولت را يا اين دو مجموعه را مخالفين اصلى خودمان در اين جبهه‌بندى مي دانيم؟ اين مخالفت چيست؟ ببينيد، دو جور مخالفت است: مخالفتهاى بنيانى، مخالفتهاى سطحى. مخالفتهاى سطحى مثل مخالفت هاى ارضى، مخالفت بر اثر مسائل تجارى، مخالفت در بعضى از سياست هائى كه بين دو كشور وجود دارد. مخالفت بنيانى، مخالفت با موجوديت است؛ يعنى دو كشورى كه موجوديت يكديگر را قبول ندارند. در مورد رژيم صهيونيستى وضع ما اينجورى است. ما موجوديت رژيم صهيونيستى را قبول نداريم؛ ما معتقديم اين رژيم يك رژيم جعلى است، يك رژيم تحميلى است، يك عارضه‌ى زشت در طبيعت منطقه‌ى خاورميانه است، كه اين عارضه هم بلاشك از بين خواهد رفت؛ يعنى ترديدى در اين نيست كه آن باقى نميماند. به هر حال با هويت او، با موجوديت او مخالفيم. آن رژيم هم با موجوديت نظام اسلامى مخالف است. ايران را در صورتى كه تحت كنترل يك نظام طاغوتى باشد، دوست دارند؛ اما با نظام اسلامى بشدت مخالفند. مخالفت بنيانى يعنى اين.

 در مورد آمريكا: نگاه ايالات متحده‌ى آمريكا به نظام اسلامى، نگاه نفى موجوديت است؛ اين را در طول سالها كاملاً فهميديم. البته خودشان مي گويند نخير، تغيير رفتار. تغيير رفتارى كه آنها مي گويند، اگرچه هميشه هم روى آن پافشارى ندارند، معنايش نفى هويت است. يعنى آن رفتارهاى اصلى‌اى كه شاخص اسلامى بودن است، بايد تغيير پيدا كند. ما هم نگاهمان به آمريكا، نفى موجوديت استكبارى آمريكاست؛ والّا رژيم آمريكا و دولت آمريكا يك كشورى است مثل بقيه‌ى دولتها. استكبارى بودن آمريكا، سلطه‌ى جهانى بودن، ابرقدرتى آمريكا، از نظر ما مردود است؛ ما قبول نداريم. پس اين شد مخالفت بنيانى. اين مخالفت بنيانى هم گاهى اوقات فعال است، گاهى آرام است. ممكن است اين مخالفت بنيانى را بعضى ديگر از كشورها هم در دنيا داشته باشند، بين ما و آنها اين مخالفت وجود داشته باشد؛ اما اين مخالفت، مخالفت فعال نيست؛ به دلائلى آرام است. دلائلى آنها دارند، ممكن است دلائلى ما داشته باشيم. مخالفت اين دو دولت، مخالفت فعال است. پس اين شد جبهه‌ى مخالف. اين جبهه‌ى مخالف در حال حركت به سمت ضعف و تنزل است. يعنى اگر با سى سال قبل از اين مقايسه كنيم؛ مقايسه كنيم وضع سياسى او را، وضع اقتصادى او را، وضع اجتماعى او را، نفوذ و حضور او را در دنيا، بوضوح خواهيم ديد كه تنزل كرده و رو به ضعف آمده است. در اين خصوص، مواردى را من اينجا يادداشت كرده‌ام:

 جبهه‌ى مقابل ما (آمريكا)از عقبه‌ى مردمى در دنيا بكلى محروم است. يعنى شما هيچ كشورى را پيدا نميكنيد كه مردم آن طرفدار رژيم ايالات متحده‌ى آمريكا يا رژيم غاصب صهيونيستى باشند. اينها هيچ جا عقبه‌ى مردمى ندارد؛ حتّى آنجاهائى كه دولتهاي شان متعصبانه از اينها دفاع مي كنند، مردم شان نسبت به اينها مخالفند؛ با اينكه خيلى‌شان غير مسلمانند. همين امروز توى روزنامه‌ها ديديد. رئيس رژيم صهيونيستى به يكى از كشورهاى اروپائى رفته، مردم به شكل هزاران نفر - آنطور كه توى خبرها بود - جمع شدند و خطاب به او گفتند كه برو گم شو، برو بيرون! همه جا همين جور است؛ هرجا مي روند، همين است. پس اينها هيچ عقبه‌ى مردمى ندارند. حالا رژيم صهيونيستى كه به جاى خود؛ رژيم آمريكا با همه‌ى قدرتش، با همه‌ى نفوذ سياسى و اعمال قدرتى كه مي كند، وضعش همين جور است. علاوه‌ى بر اين، جبهه‌ى مقابل ما در بين ملتها منفورند. فقط اين نيست كه طرفدارى از آنها وجود ندارد؛ نفرت از آنها وجود دارد: پرچمشان را آتش ميزنند، عكسشان را آتش مي زنند، آدمَك شان را زير پا مى‌اندازند. اين، وضع آنهاست.

 از حوادث اخير نظامى‌اى كه راه انداخته‌اند، تجربه‌ى تلخى دارند. آمريكا از افغانستان تجربه‌ى تلخى دارد، از عراق تجربه‌ى تلخى دارد؛ ناكام شدند. در قضيه‌ى فلسطين، فعاليت و تلاش سياسى آمريكا به جائى نرسيده است؛ ناكام شدند. صهيونيستها هم كه منفوريتشان و شكستشان در جنگ 33 روزه و در حمله‌ى به غزه، براى همه روشن و آشكار است.

 جبهه‌ى مقابل ما همچنين در وضع اقتصادى بدى قرار دارد. با همه‌ى تلاش هائى كه كردند، هنوز نتوانستند اين بختك سنگين ركود اقتصادى و وضع بد اقتصادى را برطرف كنند. البته مي گويند كارهائى شده است، ليكن نخير، هنوز كار درستى انجام نشده است؛ هنوز زير فشار اقتصادى‌اند. تدابيرى كه به كار گرفته‌اند - تزريق پولهاى فراوان و هنگفت به مراكز مالى - افاقه‌اى نكرده است؛ هنوز در وضع اقتصادى بسيار بدى هستند.

 در سياستهاى خاورميانه‌اى خودشان، چه در فلسطين، چه در سوريه، چه در لبنان، ناكام مانده‌اند. اشتباهات فاحشى كه كردند، دولت مردان آنها را از حالت تصميم‌گيرى عاجز كرده است؛ يك حالت حيرتى دارند. حقيقتاً امروز آمريكائى‌ها نمي دانند در افغانستان چه كار بايد بكنند و چه كار خواهند كرد. بين خودشان اختلاف است. نميتوانند تصميمى بگيرند كه مطمئن باشند اين تصميم به سود آنهاست. از افغانستان خارج بشوند، يك جور بدنامى و بدبختى براى آنها دارد؛ در افغانستان بمانند، يك جور ديگر براى آنها ناكامى و بدبختى دارد. عين همين قضيه در مورد عراق هم كم و بيش هست؛ نمي دانند چه كار بايد بكنند. دخالت هم مي كنند، فعاليت هم مي كنند، به جائى هم نمي رسند. اعتماد به نفس مسئولين شان امروز از گذشته بسيار كمتر است. آمريكاى امروز را مقايسه كنيد با آمريكاى دوران ريگان در اوائل انقلاب؛ آن اعتماد به نفسى كه آن روز آنها داشتند، اينها ندارند؛ آن توانائى‌هائى كه آن روز داشتند، اينها ندارند؛ آن نفوذى كه آن روز آنها داشتند، اينها ندارند. پس دشمن در خط نزولى است و امروز در موضع ضعف است.
 بزرگترين ناقض دموكراسى، خود اينهايند. در بسيارى از جاها نتائج مردم‌سالارى‌ها و انتخابات مردمىِ واضح را آمريكائى‌ها به هم زدند. يك نمونه‌اش غزه است - حكومت حماس - نمونه‌هاى قبلى هم در جاهاى ديگر دارد كه من نمي خواهم اسم بياورم. بدترين‌ها خودشان هستند. اما به هر حال اينها هست.

ره بر و فلسطين 60

بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراى اسلامى‌   18/3/1389


 به همين منطقه‌ى خودمان، به خاورميانه نگاه كنيد؛ حوادثى كه امروز در خاورميانه و حول و حوش مسئله‌ى فلسطين دارد اتفاق مى‌افتد، ديگر سابقه ندارد؛ شبيه اين، هيچ وقت پيش نيامده است. اين نشانه‌ى اين است كه يك جابه‌جائى دارد صورت مي گيرد، يك تحول دارد اتفاق مى‌افتد. در سطح دنيا هم كه نگاه كنيد - جايگاه آمريكا، جايگاه برخى كشورهاى اروپائى، تأثيرات آنها در دنيا، نقش‌آفرينى‌هايشان - مى‌بينيد تغييرات بزرگى در حال انجام است. در دوران اين سى سال، در برهه‌هائى - كه من حالا يك مواردى را در ذهن دارم - شبيه اين را ما ديديم؛ اما امروز به شكل روشنى آدم اين را احساس مي كند.
بيانات در ديدار اعضاى بسيجى‌ هيئت علمى دانشگاه‌ها  2/4/1389
 به نظر من امروز نظام سلطه در مواجهه‌ى با حركت اسلامى يك چنين حالتى (كسي كه روي بلندي ايستاده هم بايد مواظب خودش باشد و هم مواظب وسايلش)دارد. جاپايش محكم نيست؛ زيرا بسيارى از شگردهاى تبليغاتىِ استواربنيانِ قديمىِ اينها براى مردم دنيا رو شده است. امروز در جامعه‌ى آمريكا، خشم عميق از حضور قدرتمند لابى صهيونيستى بتدريج دارد توسعه پيدا ميكند. اين نارضائى در بين مردم آمريكا - كه مركز تحرك صهيونيستها و قدرتمندان صهيونيستى و سرمايه‌داران صهيونيست است - بتدريج دارد به وجود مى‌آيد؛ البته رژيم حاكم در آمريكا بر مردم بسيار سخت مي گيرند - يك نوع خاص سختگيرى - و آنچنان اينها را مشغول زندگى و گرفتار زندگى مي كنند كه فرصت سر خاراندن ندارند؛ در عين حال اين حالت دارد به وجود مى‌آيد. اين اطلاعات موثق ماست. در كشورهاى اروپائى هم به يك نحو ديگر. كشورهاى اسلامى كه معلوم است. كشورهاى خاورميانه كه معلوم است. ملتها حالت نفرت - و بعضاً بغض - نسبت به رژيم ايالات متحده و مجموعه‌ى سلطه در دنيا دارند. اين را هم نميتوانند جمع كنند؛ هى تلاش مي كنند، اما نمي توانند جمع كنند.

دیدار اعضای بسیجی هیات علمی دانشگاه‌ها

 اگر نظام جمهورى اسلامى در دنيا سر نكشيده بود و طلوع نكرده بود، مشكل آنها به اين زودى پيش نمى‌آمد و ممكن بود اين مشكل پنجاه سال ديگر براى آنها بُروز پيداكند؛ ممكن هم بود اين مشكل به اين زودى‌ها پيش نيايد. اما حضور جمهورى اسلامى و ظهور جمهورى اسلامى كار را بر اينها مشكل كرده؛ لذا بشدت دشمنند. دشمنى هم ميكنند؛ اما دشمنى دستپاچه و سراسيمه. دشمنى‌ها از اين قبيل است. حالا كارهائى كه ميكنند، تدابيرى كه مي كنند، جنجالهائى كه مي كنند، تبليغاتى كه دنبالش مي گذارند، يك قطعنامه در سازمان ملل، چند قلم تحريم، بعد هم بزرگنمائى تحريمها، بيش از آنچه كه واقعيت دارد اين تحريمها را اهميت دادن، بعد تهديد نظامى را هم به صورت احتياطاً نيم‌بند پشت سرش نگه داشتن، همه به خاطر اين است كه اينها در مواجهه‌ى با اين حركت عظيم و متين و بنيانى اسلامى در كليه‌ى جهان اسلام، دچار انفعالند. ملت ايران هم پيشرو اين حركتند. البته زحماتى را ايجاد مي كنند؛ شكى نيست. در همه‌ى برخوردهاى اجتماعى زحمتهائى وجود دارد؛ اما انسان زحمتها را تحمل مي كند براى اينكه به منافع بزرگتر و به نقطه‌ى عالى‌ترى برسد. امروز اين جورى است. بنابراين، اين مقطع از اين نظر كه گفتم مقطع حساسى است و احتياج به كار هست، احتياج به تلاش هست.

رهبر و فلسطین 59

خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره)14 خرداد 89

در بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره)

مبانى امام، مبانى روشنى بود. اين مبانى - اگر كسى نخواهد مجامله كند، تعارف كند - در كلمات امام، در بيانات امام، در نامه‌هاى امام، و بخصوص در وصيتنامه‌ى امام - كه كوتاه شده‌ى همه‌ى آن مواضع است - منعكس است. اين مبانى فكرى همان چيزى است كه آن موج عظيم و سهمگين را عليه غارتگرى‌هاى غرب و يكه‌تازى‌هاى آمريكا در دنيا به وجود آورد. شما خيال ميكنيد اينكه رئيس جمهورهاى گوناگون آمريكا به هر كشورى از اين كشورهاى آسيا و خاورميانه  سفر كردند، حتّى در بعضى از كشورهاى اروپائى مردم جمع شدند و عليه آنها شعار دادند، هميشه اينجور بود؟ نه، اين حركت امام بود، افشاگرى امام بود، موضعگيرى امام بود كه استكبار را رسوا كرد، صهيونيسم را رسوا كرد، و روح مقاومت را در ملتها و بخصوص در جوامع اسلامى زنده كرد.

مراسم نماز جمعه در 21 سالگرد امام خمینی

 يك نقطه‌ى ديگر از نقاط روشن خط امام، جهانى بودن نهضت است. امام نهضت را جهانى مي دانست و اين انقلاب را متعلق به همه‌ى ملتهاى مسلمان، بلكه غير مسلمان معرفى مي كرد. امام از اين ابائى نداشت. اين غير از دخالت در امور كشورهاست، كه ما نمي كنيم؛ اين غير از صادر كردن انقلاب به سبك استعمارگران ديروز است، كه ما اين كار را نمي كنيم، اهلش نيستيم؛ اين معنايش اين است كه بوى خوش اين پديده‌ى رحمانى بايد در دنيا پراكنده شود، ملتها بفهمند كه وظيفه‌شان چيست، ملتهاى مسلمان بدانند كه هويت شان چگونه است و كجاست. يك نمونه‌ى اين نگاه جهانى، موضعگيرى امام در باب فلسطين است. امام صريحاً فرمود: اسرائيل يك غده‌ى سرطانى است. خوب، غده‌ى سرطانى را چه كار ميكنند؟ غير از قطع غده، چه علاجى ميتوان براى آن كرد؟ امام ملاحظه‌ى كسى را نكرد. منطق امام اين بود.

 اين حرف شعارى نيست؛ اين منطقى است. فلسطين يك كشور تاريخى است. در طول تاريخ، كشورى وجود داشته است به نام فلسطين. يك عده‌اى با پشتيبانى قدرت هاى ستمگر عالم آمده‌اند با عنيف‌ترين و شديدترين وجهى اين ملت را از اين كشور بيرون كرده‌اند؛ كشتند، تبعيد كردند، شكنجه كردند، اهانت كردند، اين ملت را بيرون كردند - كه امروز چند ميليون آواره‌ى فلسطينى در كشورهاى همجوار فلسطين اشغالى و در كشورهاى ديگر زندگى ميكنند؛ اغلب هم توى اردوگاه‌ها - در واقع آمدند كشور را از صحنه‌ى جغرافيا حذف كردند، ملت را بكلى از هستى ساقط كردند، يك واحد جغرافيائى جعلى و جديدى به جاى آن تحميل كردند و اسمش را گذاشتند اسرائيل. ببينيد منطق چه اقتضاء ميكند؟ حرفى كه ما در مورد مسئله‌ى فلسطين داريم، يك حرف شعارى نيست؛ يك حرف صددرصد منطقى است.

 يك عده قدرتمند كه در رأس آنها اول انگليس بود، بعد هم آمريكا ملحق شد، دنباله‌روِ آنها هم كشورهاى غربى، آمده‌اند ميگويند كشور فلسطين و ملت فلسطين بايد حذف بشوند تا به جاى آن، كشورى به نام اسرائيل و ملت جعلى‌اى به نام ملت اسرائيل به وجود بيايد. اين يك حرف؛ يك حرف ديگر هم در مقابلش هست كه حرف امام است؛ ميگويد: نه، اين واحد جعلى و تحميلى بايد حذف شود؛ به جاى آن، ملت اصلى و كشور اصلى و واحد جغرافيائى اصلى سر كار بيايد. از اين دو حرف، كدام منطقى است؟ آن حرفى كه متكى به سرنيزه و سركوب است و مي خواهد يك نظام سياسى را، يك واحد جغرافيائىِ تاريخى را با چند هزار سال سابقه، بكلى از صحنه‌ى جغرافيا حذف كند، اين منطقى است يا آن حرفى كه ميگويد نه، اين واحد اصلى جغرافيائى بايد بماند، آن واحد جعلى و تحميلى بايد از بين برود؟ امام اين را مي گفت. اين منطقى‌ترين حرفى است كه در باب اسرائيل غاصب و در باب مسئله‌ى فلسطين مي شود گفت. امام اين را گفت؛ صريح هم اين را بيان كرد. حالا اگر كسى اين حرف را به اشاره هم بيان كند، يك عده‌اى كه مدعى خط امامند، ميگويند آقا چرا اين حرف گفته شد؟! خوب، اين حرف امام است؛ اين منطق امام است؛ اين منطق صحيح است؛ همه‌ى مسلمانان عالم، همه‌ى آزادگان عالم، ملتهاى بى‌طرف بايد اين حرف را قبول كنند و بپذيرند. اين، درست است. اين، موضع امام است.

امروز جهان اسلام، بلكه سرتاسر جهان، شاهد تحولات بزرگى است كه خبر ميدهد از تغيير معادلات جهانى. توجه ملت ايران به اين تحولات، از اين نقطه‌نظر حائز اهميت است.

 يك مسئله، مسئله‌ى فلسطين، مسئله‌ى غزه و - بخصوص در اين آخرى - مسئله‌ى حمله‌ى به اين كاروانى است كه براى امداد و شكستن حصر غزه حركت مي كرد و مورد حمله‌ى صهيونيست هاى غدار و قسى‌القلب قرار گرفت. آنچه كه در قضيه‌ى فلسطين در اين سال اخير يا ماه‌هاى اخير بالخصوص بيشتر مورد توجه است، يكى مسئله‌ى يهودى‌سازى فلسطين است. سياست رژيم صهيونيستى اين است كه بتدريج آثار اسلامى را بكلى از منطقه‌ى فلسطين و ساحل غربى رود اردن - كه خود آنها تصديق دارند كه اين منطقه، منطقه‌ى اشغالى است؛ و دنيا اين را قبول دارد و اين همه قطعنامه‌ى سازمان ملل پشت سرش هست - حذف كند و اين منطقه را يهودى‌سازى كند. شهرك‌سازى‌هاى غير قانونى و ظالمانه، ويران كردن خانه‌هاى مردم، دست كارى در شهر الخليل و در شهر قدس با هدف يهودى‌سازى، براى اين است كه ريشه‌ى اسلام را به خيال خودشان از كشور فلسطين قطع كنند. اين يك نقطه است، كه بسيار مهم است و دنياى اسلام بايد در مقابل اين مسئله با همه‌ى وجود بايستد و مانع اين جنايت بزرگ بشود.

 يكى هم محاصره‌ى ظالمانه‌ى غزه است كه اين محاصره سه سال شد؛ يك حركت بسيار سبعانه، قساوت‌آميز، وحشيانه، و با شگفتى فراوان مورد تأييد و تصديق و حمايت آمريكا و انگليس و قدرتهاى غربى كه داعيه‌ى دفاع از حقوق بشر را هم دائم تكرار مي كنند.

حقیقتی به نام غزه

 سه سال است كه يك و نيم ميليون جمعيت را محاصره كرده‌اند؛ نه ميگذارند دارو برود، نه ميگذارند غذا برود، در آب آشاميدنى‌شان اخلال مي كنند، در نيروى برق شان اخلال مي كنند، در رسيدن سيمان و مصالح ساختمانى براى اينكه ويرانى‌هاى جنگ را از بين ببرند، اخلال مي كنند - اين كاروانى كه ميرفت، بخش عمده‌اى از محموله‌ى آن سيمان بود، براى اينكه مردم بتوانند خانه‌هاى خراب خودشان را تعمير كنند - علاوه‌ى بر اينها به طور متناوب گلوله‌باران هم مي كنند، آدم‌كشى هم مي كنند، كودكان مظلوم و زن و مرد را به قتل هم مي رسانند. اين، حركت رژيم صهيونيستى است.

 سازمانهاى مدعى حقوق بشر ايستاده‌اند تماشا مي كنند. قدرتهاى غربى نه فقط تماشا، بلكه حمايت مي كنند. متأسفانه بسيارى از كشورهائى كه بايد دفاع كنند - يعنى برخى كشورهاى عربى، برخى كشورهاى اسلامى - سكوت محض كرده‌اند؛ اگر نگوئيم حتّى رفتارهاى خائنانه در پشت سر. خيلى وضع عجيبى است.

 اين حركت اخيرى كه صهيونيستها كردند - يعنى مورد تهاجم قرار دادند اين چند كشتى‌اى را كه وسائل مي برد طرف غزه، براى اينكه بشكند اين محاصره را در درياى آزاد، نه در ساحلهاى خودشان و محيط دريائى متعلق به خودشان - از دو بعد بايد مورد توجه قرار بگيرد:

كاروان كمك‌هاي بشردوستانه در نزديکي غزه

 يكى خوى توحش صهيونيست هاست كه اين را دنيا ديگر فهميد. دنيا بايد بفهمد. صهيونيست ها ادعا مي كنند كه ما براى بازرسى يا براى اينكه بگوئيم به سمت غزه نيائيد، وارد كشتى‌هاى اينها شديم - كه البته مثل سگ دروغ ميگويند! براى حمله رفتند، نقشه‌ى حمله كشيدند، اهداف شان هم مشخص است - اينها و لو براى اندرزگوئى هم رفته باشند، باز برخلاف همه‌ى مقررات بين‌المللى رفتار كردند. يك كشتى دارد در درياى آزاد حركت مي كند؛ شما حداكثر كارى كه مي توانستيد بكنيد، اين بود كه نگذاريد آنها وارد بنادر شما بشوند. چرا وسط دريا رفتيد، به اينها حمله كرديد، كشتار كرديد، عده‌ى زيادى را كشتيد، عده‌ى بيشترى را مجروح كرديد، عده‌ى بيشترى را اسير كرديد؟ چرا؟ خوى توحش. اين همان چيزى است كه جمهورى اسلامى سى سال است آن را فرياد ميزند و غربى‌هاى دورو و دروغگو و رياكار اين را نديده و نشنيده ميگيرند. امروز همه‌ى دنيا به چشم ديد كه اينها چقدر خوى توحش دارند.

 

 نكته‌ى دومى كه اين موضوع را بايد در كانون توجه قرار بدهد، اين است كه صهيونيستها در محاسبه‌ى خودشان خطا كردند. آنها اشتباه بزرگى كردند. اين اشتباه در سالهاى اخير دارد مكرراً اتفاق مى‌افتد. حمله‌ى به لبنان كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به غزه كردند، اشتباه كردند؛

حمله به كاروان كمك‌هاي بشردوستانه توسط رژيم صهيونيستي

حمله‌ى به اين كشتى‌ها كردند، اشتباه كردند. اين اشتباه‌ها يكى پس از ديگرى نشان‌دهنده‌ى اين است كه رژيم غاصب صهيونيستى به نهايت قطعى خود - يعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در دره‌ى نيستى - دارد قدم به قدم نزديك مي شود.

 يك حادثه‌ى مهم ديگر كه خوب است ملت ما به اهميت آن توجه داشته باشد و اين حادثه معنا دارد، اتفاقى است كه در گردهمائى طولانى مربوط به ان.پى.تى در نيويورك افتاد. اصلاً اين گردهمائى را تشكيل داده بودند تا قدرتهاى زورگو بتوانند به بركت اين گردهمائى، ملت هائى را كه هنوز به انرژى هسته‌اى دسترسى پيدا نكرده‌اند، باز هم محدودتر كنند، موانع سر راه آنها را بيشتر كنند. البته دلشان مي خواست و برنامه‌ريزى كرده بودند كه در اين اجلاس، بالخصوص نسبت به جمهورى اسلامى كينه‌ورزى خودشان را آشكار كنند. درست عكس آنچه كه مي خواستند، اتفاق افتاد. تقريباً يك ماه اين گردهمائى طول كشيد. به جاى اينكه آنها بتوانند مقاصد خودشان را پيش ببرند و كشورهائى مثل جمهورى اسلامى را محدود كنند، نتيجه‌اى كه از اين كنفرانس طولانى به دست آمد، اين بود كه قدرتها به وسيله‌ى 189 كشور موظف شدند كه سلاحهاى هسته‌اى خودشان را نابود كنند؛ از ادامه‌ى توليد اين سلاحها مانع بشوند؛ حق دستيابى به قدرت هسته‌اى صلح‌آميز به وسيله‌ى كشورهاى ديگر شناخته شد و رژيم صهيونيستى - كه دايه‌هاى او در اين كنفرانس بشدت هم به نفع او فعال بودند - محكوم شد به اينكه بايستى به قرارداد ان.پى.تى بپيوندد؛ درست عكس آنچه آنها مي خواستند. اين حادثه‌ى كوچكى نيست؛ اين نشان‌دهنده‌ى اين است كه قدرت زورگو و متكبر و مستكبر آمريكا و ديگر قدرتهاى زورگو و دنباله‌روان اينها در دنيا حرفشان پيشروى ندارد. امروز ديگر آمريكا در موضعى نيست كه بتواند در سياستهاى بين‌المللى دخالت مؤثر بكند. جمهورى اسلامى با ايستادگى سى ساله‌ى خود توانسته است وضعيتى را در افكار عمومى جهان به وجود بياورد كه نه فقط ملتها، حتّى دولتها هم - يعنى 189 دولت - در مقابل آمريكا مى‌ايستند و على‌رغم او تصميم‌گيرى مي كنند و رأى مي دهند. اينها جزو بشارتهاى الهى است به ملت بزرگ ايران.

رهبر و فلسطین 58

پیام رهبر انقلاب در پی جنایت رژیم صهیونیستی 11/3/1389
بسم‌الله الرحمن الرحیم
حمله‌ی جنایتكارانه و قساوت‌آمیز رژیم صهیونیست به كاروان دریائی امدادی و بشردوستانه، حلقه‌ی دیگری از زنجیره‌ی جنایتهای بزرگی است كه آن حكومت شریر و خبیث، هفتمین دهه‌ی حیات ننگین خود را با آن انباشته است. این نمونه‌ئی است از رفتار گستاخانه و بی‌رحمانه‌ئی كه مسلمانان در این منطقه و بخصوص در سرزمین مظلوم فلسطین دهها سال است كه با آن دست و پنجه نرم میكنند. این بار این كاروان، اسلامی یا عربی نبود، بلكه افكار عمومی و وجدانهای بشری از سراسر جهان را نمایندگی می كرد. این حمله‌ی جنایت بار باید برای همه مدلّل كرده باشد كه صهیونیزم، چهره‌ی جدید و خشن‌تری از فاشیزم است كه این بار از سوی دولتهای مدّعی آزادی و حقوق بشر و بیش از همه دولت ایالات متحده آمریكا، حمایت و كمك می شود.

آمریكا و انگلیس، فرانسه و دیگر دولتهای اروپائی كه از این جانیان بالفطره، حمایت سیاسی و رسانه‌ئی و نظامی و اقتصادی كرده و همواره پشت سر فاجعه‌آفرینی‌های آنان ایستاده‌اند، جداً باید پاسخگو باشند. وجدانهای بیدار در سراسر جهان باید جداً بیاندیشند كه بشریت امروز با چه پدیده‌ی خطرناكی در منطقه‌ی حساس خاورمیانه روبرو است؟ چه رژیم سفاك و گستاخ و دیوانه‌ئی امروز بر كشور غصب شده‌ی فلسطین و مردم مظلوم و داغدیده‌ی آن تحكّم میكند؛ سه سال محاصره‌ی غذائی و داروئی و حیاتی یك و نیم میلیون زن و مرد و كودك در غزه، به چه معنی است؛ كشتار و حبس و شكنجه‌ی روزانه‌ی جوانان در غزه و ساحل غربی چگونه قابل فهم است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/frame1/890311-12.jpg


فلسطین، دیگر نه مسأله‌ئی عربی و حتی نه فقط مسأله‌ئی اسلامی، بلكه مهمترین مسأله‌ی حقوق بشری جهان معاصر است.

كار نمادین و درخشان اعزام كاروان دریائی به غزه، باید در دهها شكل و شیوه‌ی دیگر بارها و بارها تكرار شود. حكومت سفاك صهیونیست و حامیان آن بویژه آمریكا و انگلیس باید قدرتِ شكست‌ناپذیر عزم و بیداریِ وجدان عمومی جهان را در برابر خود ببینند و حسّ كنند.

دولتهای عربی در معرض آزمونی دشوار قرار گرفته‌اند. ملتهای بیدار عرب از آنان اقدامی قاطع و جازم مطالبه می كنند. كنفرانس اسلامی و اتحادیه‌ی عرب نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصره‌ی غزه و توقف كامل دست‌اندازی به خانه‌ها و سرزمینهای فلسطینی در كرانه‌ی غربی و محاكمه‌ی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند.

ملت مجاهد فلسطین و مردم و دولت مردمی غزه نیز بدانند كه دشمن خبیث آنان اكنون از همیشه ضعیف تر و آسیب‌پذیرتر است. جنایت دریائی روز دوشنبه نه نشانه‌ی قدرت، كه نشان درماندگی و سراسیمگی رژیم غاصب است. سنت الهی بر این جاری شده كه ستمگران در اواخر دوران ننگ‌آلود خود، به دست خویش، سرنوشت محتوم فنا و زوال خود را نزدیكتر كنند. حمله به لبنان و سپس حمله به غزه در سالهای پیش، از جمله‌ی همین اقدامهای دیوانه‌وار بود كه تروریست های اریكه‌نشین صهیونیست را به دره‌ی سقوط نهائی نزدیك تر كرد.حمله به كاروان امدادی بین‌المللی در آبهای مدیترانه نیز اقدام ابلهانه‌ی دیگری از همان قبیل است.

برادران و خواهران فلسطینی! به خداوند حكیم و قدیر اعتماد كنید، قدرت خود را باور كنید و بر آن بیفزائید. و به پیروزی نهائی یقین داشته باشید. و بدانید كه: وَلَيَنصُرَنَّ اللَّـهُ مَنْ يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّـهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ1.

سید علی خامنه‌ای
11/خرداد/1389

1. سوره حج، آیه 40
 



دریافت نسخه PDF - پیام رهبر انقلاب در پی جنایت رژیم صهیونیستی [ حجم فایل : 89 کیلوبایت ]

فایل صوتی پیام رهبر انقلاب درپی جنایت رژیم صهیونیستی با مدت 00:04:51 را می توانید با توجه به پهنای باند اینترنت خود از یکی از سه لینک مستقیم زیر دریافت کنید :
کيفيت پایین 16K و حجم 1.11 مگابايت
کيفيت متوسط 24K و حجم 1.11 مگابايت
کيفيت بالا 64K و حجم 2.21 مگابايت

رهبر و فلسطین 57

بیانات در دیدار مسئولان و شخصیت‌های علمی سیاسی 17/1/1389

 بشر بايد به دين برگردد، و برميگردد و شروع كرده به برگشتن؛ چه بخواهند، چه نخواهند، اين خواهد شد. و در اين حركت عظيم، اسلام آن نقطه‌ى درخشان است؛ آن نگين اصلى در گردونه و منظومه‌ى توجهات معنوى به اديان است. اسلام ميدرخشد. ميخواهند جلوى اسلام را بگيرند، نميتوانند.

 دشمنى با جمهورى اسلامى هم يك قسمت عمده‌اش مربوط به اين است؛ چون ميدانند اين حركتِ دينى است، اين ايمانِ دينى است كه مردم را به راه انداخته، در صحنه‌ها نگه داشته؛ آنها را در مشكلات، در دست‌اندازهاى خطرناك، در پيچهاى خطرناك هدايت كرده؛ اين را مى‌بينند و ميفهمند. البته خيلى از اين سياستمدارها، سياستگذارهاى واقعى نيستند؛ مجريان سياستهايند، ظواهر را مى‌بينند؛ اما آن كسانى كه طراحان سياستهاى بين‌المللى هستند، كه واقعاً با هدايت آنها دارد اين دنياى مادى حركت ميكند، آنها ناگزير ميفهمند قضيه اين است؛ چاره‌اى هم ندارند.

 البته سعى ميكنند دنياى اسلام را مشغول كنند. امروز همين قضاياى فلسطين در سايه‌ى مشغول شدن دنياى اسلام به مسائل فرعى دارد اتفاق مى‌افتد. واقعاً امروز در فلسطين فاجعه‌آفرينى است، در غزه فاجعه‌آفرينى است، در كرانه‌ى باخترى هم فاجعه‌آفرينى است. قضاياى حرم ابراهيمى را نبايد دست‌كم گرفت؛ اينها خيلى مهم است. به خاطر اقامه‌ى نماز، مسلمانها را از پايگاهشان و خانه‌شان بيرون كنند و راه ندهند! اسلام‌زدائى از آثار اسلامى، يكى از آن كارهاى بسيار خطرناكى است كه دارد جلوى چشم مسلمانهاى عالم اتفاق مى‌افتد. از بس همه مشغولند، سرگرم چيزهاى فرعى و جزئى هستند، نميفهمند در دنياى اسلام چه دارد ميگذرد. توطئه عليه دنياى اسلام اين است.

 امروز سازمان كنفرانس اسلامى كه وظيفه و اساس فلسفه‌ى وجودى‌اش اصلاً دفاع از فلسطين و مسئله‌ى فلسطين بوده، واقعاً وظيفه دارد كه ايستادگى كند؛ دنياى اسلام را در مقابل اين حركت موذيانه‌ى صهيونيستها و حاميانشان - كه اغلب دولتهاى مستكبر غربى، على‌رغم اختلافاتى كه دارند، در اين پشتيبانى سهيم و شريكند - بسيج كند.

 دنياى اسلام بايستد، و ميتواند. ظرفيتهاى دنياى اسلام براى ايستادگى در مقابل خباثتها و طمع‌ورزى‌هاى صهيونيستها خيلى بالاست. همه‌ى توجه فوراً متوجه نفت ميشود؛ مسئله‌ى نفت نيست. اينجا مركز دنياست، بزرگترين بازارهاى مصنوعات غربى توى اين منطقه است، آبرويشان به اينجا وابسته است، مهمترين گذرگاه‌هاى جهانى در اختيار اين مجموعه‌ى كشورهاى مسلمان است؛ اين چيزها رگهاى حيات دنياست، دست مسلمانهاست؛ مسلمانها از اينها استفاده كنند، ميتوانند.

 از همه‌ى اينها هم كه بگذريم، منطق سياسى و حرف سياسى در دنياى امروز كارگر است. ميتوانند بخواهند، بدون اينكه حتّى از اين ابزارها بخواهند استفاده كنند. نفس خواستن دولتها و ملتها، وزنه‌ى عظيمى در حوادث جهانى است. متأسفانه از اين استفاده نميشود، غفلت مي شود.

رهبر و فلسطین 56

بیانات در ديدار به مناسبت ولادت حضرت رسول اعظم (ص)

امروز امت اسلامى بشدت نيازمند بازتوليد حقائق اسلامى است، بازتوليد آن حوادث شگرف و عظيم است. امروز ما امت اسلامى نهايت احتياج را به چراغ هدايت وجود پيامبر مكرم داريم. امت اسلامى از لحاظ حجم جمعيت، يك مجموعه‌ى برجسته است - يك و نيم ميليارد انسان تشكيل دهنده‌ى امت اسلامى است - مناطق استقرار اين جمعيت عظيم، از لحاظ وضع جغرافيائى، از لحاظ خصوصيات طبيعى، از لحاظ منابع حياتى، جزو حساس‌ترين و مهمترين مناطق عالم است؛ در عين حال با اينكه هم از استعداد انسانى، هم از استعداد طبيعى هيچ چيز كم ندارد، اين امت امروز يك مجموعه‌ى سرگردان است. دليل سرگردانى آن همين است كه شما مشاهده ميكنيد. گرفتارى‌هاى بزرگ عالم، عمدتاً در همين كشورهاى مسلمان است. فقر در ميان امت اسلامى است، بى‌عدالتى و تبعيض در ميان ماست، عقب‌ماندگى علمى و فناورى در ميان ماست، هزيمت فرهنگى و ضعف فرهنگى مال امت مسلمان است. قدرتمندان عالم، حق امت مسلمان را به‌آسانى و بروشنى ضايع مى‌كنند و امت اسلامى نميتواند از حق خودش دفاع كند.

 امروز شما نگاه كنيد به وضعيت فلسطين؛ فلسطين يك نمونه است. البته نمونه‌ى بسيار مهمى است، اما فقط مخصوص فلسطين نيست. نگاه كنيد به فلسطين، ببينيد امت اسلامى يك جراحت بزرگى را در وجود خود دارد و آن، مسئله‌ى ملت بزرگ فلسطين و سرزمين تاريخى و مقدس فلسطين است. چه بر سر اين سرزمين آوردند؟ چه بر سر اين ملت آوردند؟ چه ميكنند با اين مردم؟ ماجراى غزه مگر قابل فراموش شدن است؟ مگر از ذهن امت اسلامى قابل زدوده شدن است؟ فشارها، بى‌رحمى‌ها، قساوتها و ظلمهائى كه همين امروز نسبت به مردم غزه ميشود، حتّى بعد از آن جنگ بيست و دو روزه كه دولت صهيونيست ناكام شد و نتوانست مقاصد خودش را عمل كند، تا امروز همچنان اين ظلم بر مردم غزه ميرود و امت اسلامى نميتواند از آنها دفاع كند. امت اسلامى در مقابل اين پديده آنچنان قرار گرفته است كه گوئى اين مربوط به او نيست، غصب حق او نيست، ظلم به او نيست. ما چرا اينجورى‌ايم؟ چرا امت اسلامى به اين وضعيت دچار شده است؟ يك سرطان خطرناك مهلكى به نام دولت جعلى صهيونيستى اسرائيل در اين منطقه به دست دشمنان اسلام و دشمنان امت اسلامى به وجود آمده است. حاميانش كه در ظلم و گناهان بزرگ او شريك هستند، همچنان از او حمايت ميكنند و امت اسلامى نميتواند از خودش دفاع كند؛ اين ضعف ماست. چرا؟ اين ضعف را بايد با برگشت به اسلام، با محور قرار دادن تعاليم رسول مكرم اسلام جبران كنيم.

 امروز بيش از همه چيز، در امت اسلامى اتحاد لازم است. وحدت پيدا كنيم، حرفمان را يكى كنيم، دلمان را يكى كنيم؛ اين وظيفه‌ى يكايك كسانى است كه در اين امت بزرگ مسلمان قدرت تأثيرگذارى دارند. چه دولتها، چه روشنفكران، چه علما، چه فعالان گوناگون سياسى و اجتماعى، هر كدامى در هر كشورى از كشورهاى اسلامى هستند، وظيفه دارند امت اسلامى را بيدار كنند و اين حقائق را به آنها بگويند؛ اين وضعيت تلخ را كه دشمنان اسلام به وجود آوردند، براى آنها روشن و تبيين كنند؛ آنها را دعوت كنند به اينكه درصدد انجام وظيفه بربيايند؛ اين وظيفه‌ى همه‌ى ماست.

 برادران عزيز! خواهران عزيز! از هر جا كه هستيد، با هر مذهبى كه هستيد، بدانيد دشمنان اسلام و مسلمين امروز بيشترين تكيه‌شان بر روى ايجاد اختلاف و تفرقه است. ميخواهند نگذارند دلها به هم نزديك شود؛ چون ميدانند اگر دستها در هم فشرده شد، دلها به هم نزديك شد، امت اسلامى به فكر علاج مشكلات بزرگ خود بر خواهد آمد. منشأ بسيارى از اين مشكلات - كه يكى از آنها همين قضيه‌ى فلسطين است، يكى از آنها همين قضيه‌ى دولت جعلى صهيونيست است - قدرتمندان عالمند. دشمن ميداند كه متمركز خواهيم شد و همه‌ى امت اسلامى و همه‌ى نيروها را در اين راه به كار خواهيم برد تا با اين تجاوز آشكارى كه دارد صورت ميگيرد، مقابله كنيم؛ لذا نميگذارد دلها به هم نزديك شود.

 امروز فرياد تفرقه از سوى دشمنان اسلام بلند ميشود. مسئله‌ى شيعه و سنى را امروز آمريكائى‌ها و انگليسى‌ها مطرح ميكنند؛ اين براى ما ننگ است. تحليلگران آمريكائى و انگليسى و غربى، جزو مسائلى كه مطرح ميكنند، روى آن مطالعه ميكنند، روى آن تأكيد ميكنند، اين است كه بيائيم اسلام سنى را از اسلام شيعى جدا كنيم و بين اينها درگيرى به وجود بياوريم. دشمن ميخواهد اين كار را بكند؛ هميشه همين جور بوده است. هميشه دشمنان دنياى اسلام سعى كرده‌اند از اختلافات مذهبى و قومى و جغرافيائى و منطقه‌اى حداكثر استفاده را بكنند. امروز ابزارهاى مدرن را در استخدام اين كار به كار گرفته‌اند؛ اين را بايد ما متوجه باشيم، بيدار باشيم. ميخواهند ما را به همديگر مشغول كنند تا از آن نقطه‌ى اصلى كه ما بايد متوجه به آن باشيم، منصرف كنند. ميخواهند اقوام مسلمان، ملتهاى مسلمان، مذاهب مسلمان، از شيعه و سنى و غير اينها را متوجه به هم كنند تا مسئله‌ى اسرائيل فراموش شود. ماجراى غصب فلسطين بايد ما را به هم نزديك ميكرد. اينها دارند از همين مسئله براى دور كردن ما استفاده ميكنند. در همين ماجراى فلسطين، بين دنياى اسلام ايجاد اختلاف ميكنند؛ دولتها را در مقابل هم قرار ميدهند. مسئله‌ى فلسطين، مسئله‌ى روشنى است. هيچ مذهبى از مذاهب اسلامى ترديد ندارد كه آن وقتى كه سرزمين اسلام، سرزمين مسلمين، مورد تعرض قرار گرفت، مورد تجاوز قرار گرفت، دفاع بر همه‌ى مسلمانان واجب است. همه‌ى مذاهب اسلامى در اين متفقند؛ اين محل اختلاف نيست. اين مسئله‌ى متفقٌ‌عليه را محل ترديد قرار ميدهند، مسلمانها را شقه شقه و دسته دسته ميكنند، تعصبهاى مذهبى و طائفى را در دلها زياد ميكنند، آتش آن را برافروخته ميكنند، براى اينكه خودشان براحتى مشغول باشند.

 ما بايد بيدار باشيم؛ حرف جمهورى اسلامى اين است. جمهورى اسلامى از اول تشكيل، جزو سطور اولِ اصلىِ اهداف خودش، يكى اين را قرار داد: اتحاد مسلمانان و نزديك كردن دلهاى آنها به يكديگر، و يكى هم مسئله‌ى فلسطين را.

 در بيانات امام راحل (رضوان اللَّه تعالى عليه) اين دو نقطه، دو نقطه‌ى بسيار روشن و واضحى است: يكى مسئله‌ى اتحاد مسلمين در همه‌ى موضوعات و كم كردن اختلافات و كمرنگ كردن اختلافات، و مانع شدن از اينكه اختلافات فكرى و فقهى و كلامى و امثال اينها دو طرف را به عداوت بكشد و با هم دشمنى كنند، يكى هم مسئله‌ى فلسطين.

 جمهورى اسلامى پاى اين حرف ايستاده است. ما هزينه‌هايش را هم داريم ميدهيم. ملت ما به عنوان يك واجب، به عنوان يك وظيفه‌ى شرعى به اين قضيه نگاه ميكنند و ميدانند كه اگر اين سرطان مهلك و خطرناك از پيكر جامعه‌ى اسلامى بيرون آورده شود، بسيارى از مشكلات جوامع اسلامى حل خواهد شد و بسيارى از همكارى‌ها به وجود مى‌آيد.

 امروز كشورهاى اسلامى يك مجموعه‌ى بزرگ را تشكيل ميدهند؛ ميتوانند در ميان خودشان تبادل علم كنند، تبادل ثروت كنند، تبادل تجربه كنند، تبادل معرفت كنند، يكديگر را به پيشرفت كمك كنند و خودشان را به قله برسانند. اين غده‌ى سرطانى را اين وسط گذاشته‌اند و موجب شده‌اند كه كشورهاى اسلامى از هم دور شوند. البته ملتها با هم دشمنى ندارند؛ متأسفانه مسئولان در مواردى مقصرند.

 اين را بايد به عنوان يك درسى، يك يادآورى و تذكر مهمى در ولادت نبى مكرم اسلام (صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم) در ذهن خودمان نگه داريم، از آن درس بگيريم، از آن عبرت بگيريم، و نزديك بشويم؛ همچنان كه نزديك هم شده‌ايم. امروز خوشبختانه فرياد رساى دفاع از اتحاد امت اسلامى و بيدارى اسلامى در دنياى اسلام، در كشورهاى مختلف، در ميان ملتهاى مختلف، انعكاسهاى بسيار مطلوب و مثبتى داشته است. خداى متعال به حرف حق بركت ميدهد؛ ميروياند نهالى را كه در سرزمين حق نشانده شده است. اين حرف، امروز در دنيا وقع دارد. امروز در دنيا پذيرش وجود دارد نسبت به اين سخن حقى كه جمهورى اسلامى با صداى رسا و با همه‌ى وجود آن را بيان ميكند. دولت، ملت، مسئولين، همه و همه در اين مسائل اصولى، حرفشان يكى است، فريادشان يكى است. سخن جمهورى اسلامى در اين زمينه‌ها سخن واضحى است و بحمداللَّه انعكاس هم دارد.

رهبر و فلسطین55

ديدار شركت كنندگان در افتتاحيه‌ى همايش غزه‌

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما مهمانان عزيز، برادران و خواهر محترممان. و از خداوند متعال متضرعانه مسئلت ميكنم كه ما و شما را موفق بدارد بر ادامه‌ى اين راه و ادامه‌ى اين كار بسيار بزرگ. از برادران عزيزى كه اين گردهمائى را در تهران به راه انداختند هم تشكر ميكنيم و اميدواريم ان‌شاءاللَّه اين اجتماع شما دوستان، گامى به جلو باشد.

 اولاً لازم ميدانم كه از ملت فلسطين و مردم غزه يك تشكر و تقدير شايسته‌اى بكنم. آنچه كه ذكر كرديد از پيشرفتهاى مقاومت و استحكام مواضع فلسطين در اين سالهاى اخير، ممكن نميشد اگر اين ايستادگى عظيم ملت فلسطين نبود. حقاً، انصافاً، مردم فلسطين، مردم غزه در تاريخ، نام خودشان را به عنوان مقاوم‌ترين ملتها ماندگار كردند.



 آنچه كه بر مردم فلسطين گذشته است، در طول اين چند سال اخيرى كه انتفاضه‌ها شروع شده و مقاومت واقعى شكل گرفته، يك پديده‌ى عجيبى است. اين، جز هدايت الهى و دستگيرى الهى چيز ديگرى نيست. انسان مى‌بيند در غزه اين همه مصيبت، اين همه تلخى، اين همه فشار؛ چه در طولِ آن بيست و دو روزى كه جنگ بود، چه بعد از آن تا امروز - كه مصائب پشت سر هم بر مردم وارد ميشود - اما اين مردم مثل كوه ايستاده‌اند. اين خيلى واقعيت عظيمى است؛ اين را نميشود نديده گرفت.

 من عرضم اين است كه اين استقامت را، اين روحيه را بايد در مردم هر چه ميتوانيد پايدار كنيد. شما گفتيد و درست هم گفتيد: تنها راه حل مسئله‌ى فلسطين، مقاومت است و مبارزه است. اين، درست است؛ لكن اين مقاومت و مبارزه، متوقف است بر حفظ روحيه‌ى اين مردم، حفظ اميد اين مردم، نگه داشتن مردم در صحنه. اين، به نظر من بزرگ‌ترين كارى است كه مجموعه‌هاى فلسطينى و سازمانهاى فلسطينى، مبارزان فلسطينى بايد انجام بدهند. اين فشارهائى كه امروز از هر دو طرف، چه از طرف دشمن صهيونيست، چه از آن طرف، بر غزه وارد ميشود، به قصد اين است كه مردم را از مقاومت روگردان كنند. فشارهائى كه در ساحل غربى بر مردم وارد ميشود؛ چه در شهرك‌سازى‌ها، چه در مسئله‌ى قدس - كه ايشان بيان كردند - چه آن سختگيرى‌هاى عجيب، چه در ديوار حائل و امثال اينها، براى اين است كه مردم را از مقاومت روگردان كنند و به سمت گزينه‌ى تسليم، سوق بدهند. نبايد بگذاريم؛ نبايد بگذاريد كه اين اتفاق بيفتد. مردم فلسطين را، مردم غزه را، اين ملت مقاوم و پولادين را بايد اميدوار نگه داريد و بدانند كه اين حركت عظيم آنها به نتيجه خواهد رسيد. اين، يك نكته است كه به نظر من خيلى مهم است.

 نكته‌ى ديگر اين است كه ما آنچه كه در قضيه‌ى فلسطين از پيشرفت مشاهده ميكنيم - كه اين پيشرفت قابل انكار نيست - اقتدار روزافزون جبهه‌ى مقاومت در مقابل جبهه‌ى استكبار و كفر است كه امر مشهود و واضحى است. آنچه در اين زمينه ملاحظه ميشود، ناشى از ايمان به خدا و توكل به خدا و وارد كردن عنصر معنويت در مبارزه است. اگر يك مبارزه با عنصر ايمان همراه نباشد، آسيب‌پذير ميشود. آن وقتى مبارزه موفق خواهد شد كه در او ايمان به خدا و توكل به خدا وجود داشته باشد. روحيه‌ى دين را و ايمان حقيقى به وعده‌ى الهى و توكل به خداى متعال را بايد در مردم تقويت كنيد؛ حسن‌ظن به خداى متعال و به وعده‌ى الهى را بايد در مردم تقويت كنيد. خود ما هم بايستى به خداى متعال حسن‌ظن داشته باشيم. خداى متعال اصدق القائلين است؛ او به ما ميگويد: «لينصرنّ اللَّه من ينصره»؛(1) او به ما ميفرمايد كه: «من كان للَّه كان اللَّه له»؛ او ميگويد كه: از دشمن نهراسيد، «ان كيد الشّيطان كان ضعيفا».(2) او به ما اين را تلقين ميكند؛ بيان ميكند. خداوند متعال صادق است. ما اگر به وظيفه‌ى خودمان در اين راه عمل بكنيم، براى خدا حركت كنيم، براى خدا مبارزه كنيم، هدف را رضاى خدا قرار بدهيم، بدون شك پيروزى نصيب خواهد شد.

 من به شما عرض كنم: پيروزى ملت فلسطين در بازگرداندن حق خود، دشوارتر نيست از پيروزى‌اى كه ملت ايران در ايجاد جمهورى اسلامى در ايران داشت. آن روز - روزى كه طاغوت بر اين كشور حكومت ميكرد - اگر كسى نگاه ميكرد به صحنه‌ى عالم و به صحنه‌ى منطقه، جزو محالات قطعى بود كه رژيم طاغوت در اينجا تغيير پيدا كند، آن هم اينكه تبديل بشود به يك نظام اسلامى. اين، جزو محالات به نظر مى‌آمد و به حسب موازين طبيعى، به حسب موازين عادى، چنين چيزى ممكن نبود؛ مقدور نبود. قدرت بى‌كلام آمريكا در اين منطقه و حمايت بى قيد و شرطش از رژيم شاه، نداشتن هيچ گونه امكانى براى مبارزين در اينجا - يعنى امكانات ما آن روز در حال مبارزه، بسيار كمتر بود از امكاناتى كه امروز مردم شما در غزه دارند يا در ساحل غربى دارند - در عين حال اين اتفاق افتاد، اين محال ممكن شد و واقع شد؛ به بركت تداوم مبارزه، به بركت توكل به خدا، به بركت رهبرى عازم و جازم و قاطع امام بزرگوارمان. من ميگويم اين اتفاق در مورد فلسطين ممكن است پيش بيايد. بعضى نگاه ميكنند به صحنه، قدرت آمريكا را نگاه ميكنند، پشتيبانى غرب را از صهيونيستها نگاه ميكنند، قدرت شبكه‌هاى مالى صهيونيستها را در آمريكا و در ساير نقاط عالم مى‌بينند، قدرت تبليغاتى‌شان را مى‌بينند، به نظرشان مى‌آيد كه برگرداندن فلسطين به فلسطينى‌ها يك امر ناممكنى است. من ميگويم نه، اين امر ناممكن، ممكن خواهد شد؛ به شرط ايستادگى و استقامت. خداى متعال ميفرمايد كه: «فلذلك فادع و استقم كما امرت».(3) استقامت لازم است، ايستادگى لازم است، ادامه دادن راه لازم است. اين ادامه دادن راه، يكى از مقدماتش همين گردهمائى‌هاى شماست، هماهنگى‌هاى شماست، تبليغات جهانى شماست؛ همين حرفهائى كه آقايان زديد و همه درست است. اين پيشنهادها همه لازم است و همه درست است؛ اينها لازم است. افكار عمومى دنيا را اينها مسموم كردند.

 امروز آمريكا و غرب در قضيه‌ى فلسطين و در بسيارى از قضاياى ديگر صريحاً دارند دروغ ميگويند؛ صريحاً دروغ ميگويند. فاجعه‌ى عظيمى مثل فاجعه‌ى غزه را در جنگ 22 روزه وارونه وانمود ميكنند. بايد به اين توجه كنيم. اين را ميخواهم يادآورى كنم. امروز غزه و فلسطين عرصه‌ى رسوائى غرب است. غرب با ادعاى حقوق بشر بزرگ‌ترين و فجيع‌ترين نقض حقوق بشر را در غزه نديده گرفته. تا روزهاى متمادى غربى‌ها در سال گذشته يك كلمه حرف به نفع مردم غزه و در دفاع از آنها نزدند. روزهاى متمادى پشت سر هم ميگذشت، ما هى گوشمان بود ببينيم آيا از اروپا - از آمريكا كه هيچ - از سازمانهاى حقوق بشر، از سازمانهاى به اصطلاح مدافع آزادى، يك كلمه حرف به نفع مردم غزه صادر ميشود؟ نميشد. بعد از آنى كه سر و صداى مردم بلند شد، مردم در كشورهاى مختلف سر و صدا كردند، راهپيمائى كردند، تظاهرات كردند، حرف زدند، رسوائى بالا گرفت، شروع كردند به حرف زدن؛ فقط حرف! غرب هيچ گونه حمايتى از مردم غزه نكرد؛ در مقابل يك چنين فاجعه‌ى عظيمى كه جلوى چشم همه داشت اتفاق مى‌افتاد. تا امروز هم باز غرب در همان مواضع است. سازمان ملل خودش را رسوا كرد. آمريكا رسوا بود و رسواتر شد. با اينكه اين گزارش گلدستون در آمده است و همه از او مطلع شدند. امروز بايستى سران جانى و مجرم رژيم صهيونيستى بيايند پاى محاكمه و بايد مجازات بشوند؛ ولى هيچ خبرى نيست، هيچ اقدامى انجام نميگيرد؛ بلكه حمايتها از دولت غاصب و دولت جعلى صهيونيستى باز هم بيشتر ميشود! اينها غرب را رسوا كرد. آمريكا با اين دولت جديد و رئيس جمهور جديد، ادعا كرد ميخواهد تغيير به وجود بيايد. شعار تغيير براى اين بود كه بى‌آبروئى و بدنامى آمريكا در اين منطقه‌ى اسلامى، يك مقدارى بلكه ترميم بشود؛ اما نتوانستند ترميم كنند و بدانند كه تا آخر نخواهند توانست ترميم كنند؛ چون دروغ ميگويند؛ چون صريحاً به مردم دارند دروغ ميگويند. آنها در خيلى از قضايا دروغ ميگويند. حالا ما كه در جمهورى اسلامى هستيم، دائماً داريم دروغهاى اينها را مى‌بينيم و ميشنويم.

واژگونه كردن حقايق و وارونه نشان دادن واقعيات، سى سال است كه جلوى چشم ماست و ما به اين عادت كرديم؛ لكن دنيا قضاوت خواهد كرد، تاريخ قضاوت خواهد كرد. امروز تمدن غرب - من به شما عرض بكنم - در مقابل قضيه‌ى فلسطين به چالش كشيده شده. امروز دعوى ليبرال دمكراسى غرب زير سؤال رفته. يعنى شما در فلسطين به خاطر مقاومتتان، يك ادعاى چند صد ساله‌ى غرب را، كه به وسيله او به دنيا تحكم ميكرد، به زير كشيديد و اين ادعا را باطل كرديد. مقاومت اين قدر مهم است و عظيم است؛ اين مقاومتى كه شما داريد انجام ميدهيد.


 مسئله‌ى غزه مسئله‌ى يك تكه سرزمين نيست؛ مسئله‌ى فلسطين فقط مسئله‌ى جغرافيا نيست؛ مسئله‌ى بشريت است؛ مسئله‌ى انسانيت است. امروز مسئله‌ى فلسطين شاخص ميان پايبندى به اصول انسانى و ضديت با اصول انسانى است. مسئله اين قدر اهميت دارد. آمريكا هم از اين معامله زيان خواهد ديد بلاشك. اين چيزهاى تاريخى، ده سال و بيست سال و سى سال در تحولات تاريخى مثل يك لحظه است؛ به‌زودى خواهد گذشت. قطعاً تاريخ آمريكا و آينده‌ى آمريكا مغلوب اين حركتى خواهد شد كه در اين پنجاه شصت سال اخير آمريكائى‌ها در رابطه‌ى با مسئله‌ى فلسطين انجام دادند. مسئله‌ى فلسطين مايه‌ى بدنامى آمريكا در طول قرنهاى متمادى در آينده خواهد بود. فلسطين آزاد خواهد شد؛ در اين هيچ شبهه‌اى نداشته باشيد. فلسطين قطعاً آزاد خواهد شد و به مردم بر خواهد گشت و در آنجا دولت فلسطينى تشكيل خواهد شد؛ در اينها هيچ ترديدى نيست؛ اما بدنامى آمريكا و بدنامى غرب برطرف نخواهد شد. اينها همچنان بدنام خواهند بود. شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ى جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه، خاورميانه‌ى اسلام خواهد بود؛ كما اينكه مسئله‌ى فلسطين يك مسئله‌ى اسلامى است. همه‌ى ملتها در مقابل فلسطين مسئولند. همه‌ى دولتها در مقابل فلسطين مسئول هستند؛ چه دولتهاى مسلمان، چه دولتهاى غير مسلمان. هر دولتى كه ادعاى طرفدارى از انسانيت را دارد، مسئول است؛ منتها وظيفه‌ى مسلمانها وظيفه‌ى سنگين‌ترى است. دولتهاى اسلامى موظفند و بايد به اين وظيفه عمل بكنند و هر دولتى كه به وظيفه‌ى خود در قضيه‌ى  فلسطين عمل نكند، لطمه‌ى آن را خواهد ديد؛ چون ملتها بيدار شدند و از دولتها مطالبه ميكنند و دولتها مجبورند نسبت به اين قضيه تن بدهند و تسليم بشوند.

 ما در جمهورى اسلامى مسئله‌ى فلسطين برايمان يك مسئله‌ى تاكتيكى نيست، يك استراتژى سياسى هم نيست، مسئله‌ى عقيده است، مسئله‌ى دل است، مسئله‌ى ايمان است. لذاست كه بين ما و بين مردممان در اين زمينه هيچ گونه فاصله‌اى وجود ندارد؛ همان قدر كه ما براى مسئله‌ى فلسطين اهتمام قائليم، مردم ما هم - آنهائى كه ميدانند مسئله‌ى فلسطين چيست كه اكثريت عظيم ملت ما، بلكه قاطبه‌ى ملت ما هستند - همان انگيزه را دارند. و شما مشاهده ميكنيد در روز قدس و در جمعه‌ى آخر ماه رمضانِ هر سال، كه امام آن را به عنوان روز قدس معين كردند، مردم مى‌آيند در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، حتّى در روستاها، مثل راهپيمائى 22 بهمن - 22 بهمن يادآور و سالگرد پيروزى انقلاب ماست كه يك مسئله‌ى مربوط به خود ملت و داخل كشور است - همان احساسات را به خرج ميدهند؛ همان حضورى را نشان ميدهند كه در روز 22 بهمن نشان ميدهند. در روز قدس هم مردم در همه‌ى شهرهاى كشور، در همه‌ى شهرهاى بزرگ و كوچك و روستاها، مى‌آيند در خيابانها؛ هوا گرم باشد، هوا سرد باشد؛ و حضور خودشان و انگيزه‌ى خودشان را نشان ميدهند. بدانيد اگر ما - ما كه مسئولين كشور هستيم - جلو مردم را نميگرفتيم، بسيارى از جوانهاى ما راه مى‌افتادند براى اينكه با جسم خودشان و با تن خودشان هم در عرصه‌ى فلسطين حضور داشته باشند. در قضيه‌ى غزه جوانهاى ما به فرودگاه رفتند، هر كار هم ميكردند، نمى‌آمدند؛ با پيغام من برگشتند. اگر من پيغام نميدادم، از فرودگاه برنميگشتند. ميگفتند ما را ببريد كه ما برويم غزه؛ خيال ميكردند كه ميتوانند خودشان را به غزه برسانند. اين، انگيزه‌ى جوانهاى ماست. مسئله‌ى غزه و مسئله‌ى فلسطين، مسئله‌ى ماست؛ مسئله‌ى اسلامى ماست؛ مسئله‌ى همه‌ى مسلمين است و وظيفه‌ى ماست. آنچه كه انجام هم ميدهيم، وظيفه‌ى ماست؛ بر كسى هم منت نداريم؛ وظائفمان را انجام داديم. از خداى متعال هم ميخواهيم كه كمك كند، بتوانيم وظائف را انجام بدهيم؛ لكن شما دوستانى كه اينجا حضور داريد، روى همين حرفهائى كه اين آقايان زدند: اينى كه اصل، مبارزه است؛ اينكه هيچ راه حلى جزو مقاومت در قضيه‌ى فلسطين وجود ندارد، روى اين حرفها ايستادگى كنيد. اين حرفها را صريحاً بزنيد؛ نگذاريد مجاملات سياسى و جوسازى‌هاى سياسى بر اين منطق غلبه پيدا كند. هر كسى از فلسطينى‌ها كه از راه مقاومت پايش را كنار گذاشت، ضرر كرد. اسرائيل در خواست صلح صادق نيست؛ اگرچه اگر صادق هم بود، غلط ميكرد و او در اينجا حق ندارد؛ اما صادق هم نيست. آن كسانى كه در راه مذاكره وارد شدند، مجبور شدند تحميلات دشمن را قبول كنند. اگر يك لحظه پايشان را از مسير تحميلات دشمن دور گذاشتند، يا حذف شدند يا تحقير شدند؛ كه شما نمونه‌هاى هر دواش را ملاحظه كرديد و ديديد. بعضى‌ها را حذف كردند، بعضى‌ها را هم تحقير و تدرى‌ء(4) كردند. راه قدس، راه فلسطين، راه نجات مسئله‌ى فلسطين و حل مسئله‌ى فلسطين، جز راه مبارزه نيست، كه آقايان اين را گفتند و من خوشحالم از اينكه مى‌بينم اين مسئله در جمع شماها مورد اتفاق است و همه آن را قبول داريد. آن كسى كه اين راه را قبول ندارد، چه دانسته و چه ندانسته، دارد به مسئله‌ى فلسطين ضربه ميزند. اگر دانسته باشد، اسمش خيانت است؛ اگر ندانسته باشد، اسمش جهل و غفلت است؛ على‌اىّ‌حال ضربه است به مسئله‌ى فلسطين؛ ضربه ميزنند به مسئله‌ى فلسطين. فلسطين هيچ راهى جز مقاومت ندارد؛ اين را بايد بگويند، بايد بخواهند؛ دولتهاى اسلامى هم بايد همين را تكرار كنند. البته بسيارى از دولتهاى عرب، در قضيه‌ى غزه و قبل از او در قضاياى ديگر، امتحان بسيار بدى دادند؛ بسيار امتحان بدى دادند. هر وقت صحبت مسئله‌ى فلسطين شد، هى گفتند مسئله‌ى فلسطين مسئله‌ى عربى است! آن وقتى كه وقت عمل آمد، مسئله‌ى فلسطين بكلى از همه‌ى معادلاتشان حذف شد و به جاى اينكه به فلسطين كمك كنند، به فلسطينى كمك كنند، به برادر عرب خودشان كمك كنند - اگر به اسلام هم عقيده ندارند، اقلاً به عربيت خودشان پابند باشند - همه از ميدان عقب كشيدند! بسيار امتحان بدى دادند. اينها هم در تاريخ خواهد ماند. و اين سزاها و جزاها مربوط به آخرت فقط نيست، در دنيا هم اينجور است. همچنانى كه نصرت خداوند نسبت به شماها كه داريد مبارزه ميكنيد، مال آنجا نيست. در همين آيه‌اى كه خواندند - كه آقاى خالد مشعل هم تكرار كردند - ملائكه ميگويند: «نحن اولياؤكم فى الحياة الدّنيا و فى الاخرة».(5) بنابراين فقط براى آخرت نيست، در دنيا هم ملائكة اللَّه، فرشتگان الهى و قواى معنوى الهى كمك ميكنند آن كسانى كه: «قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا».(6) اينها كمك ميكنند.

 حالا اين كمك آنها را ما در دنيا به چشم داريم مى‌بينيم؛ به چشم خودمان داريم مشاهده ميكنيم و مى‌بينيم. ملائكة اللَّه به ما هم در دفاع هشت ساله‌مان كمك كردند؛ ما اين كمك را به چشم خودمان ديديم. حالا يك آدم غرق در ماديات باور نميكند، خب نكند؛ ما اين كمك را ديديم. امروز هم ملائكة اللَّه دارند به ما كمك ميكنند؛ امروز هم به كمك الهى است كه ما ايستاديم. ما نيروى نظامى‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست؛ نيروى اقتصادى‌مان، امكانات مالى‌مان، امكانات تبليغاتى‌مان، گستره‌ى فعاليت سياسى‌مان با آمريكا قابل مقايسه نيست؛ اما در عين حال ما قوى‌تر از امريكائيم. با اينكه او پولدارتر است، او مسلح‌تر است، او امكانات تبليغاتى‌اش بيشتر است، او امكانات مالى و سياسى‌اش بيشتر است؛ اما در عين حال او ضعيفتر است و ما قويتريم. دليل قويتر بودن ما اين است كه در همه‌ى اين ميدانهائى كه ما و امريكا با هم مواجهيم، او قدم به قدم عقب‌نشينى ميكند؛ ما عقب‌نشينى نميكنيم؛ ما جلو ميرويم. اين، نشانه؛ اين به بركت اسلام است؛ اين به بركت كمك الهى و كمك ملائكة اللَّه است. ما به اينها اعتقاد داريم، اينها را باور داريم، اينها را به چشم خودمان داريم مى‌بينيم. و ان‌شاءاللَّه آن روزى را كه قدس شريف، على‌رغم اين دغدغه‌هائى كه در مورد قدس بيان كردند - كه يك دغدغه‌هاى واقعى است - به دست مسلمانها بيفتد، شايد خيلى از شماها آن را ببينيد؛ ما باشيم يا نباشيم؛ به هر حال اين را يك روزى مردم فلسطين و مردم دنيا مشاهده خواهند كرد.

 مجدداً از شماها تشكر ميكنم و خوشحالم از اينكه جمع شما را اينجا ملاقات كرديم. حرف ما و شما خيلى زياد است؛ ما حرفمان با اين دقائق تمام نميشود؛ منتها ظهر است و ديگر، وقت نماز است و بايد برويم. ان‌شاءاللَّه اميدوارم كه همه‌تان موفق و مؤيد باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) حج: 40
2) نساء: 76
3) شورى: 15
4) تدرى‌ء: دور كردن و گمراه كردن‌
5) فصلت: 31
6) فصلت: 30


دریافت صوت

کيفيت پایین 16K و حجم 3.16 مگابايت
کيفيت متوسط 32K و حجم 6.28 مگابايت
کيفيت بالا 64K و حجم 12.41 مگابايت

رهبر و فلسطین54

خطبه‏هاى نماز عيد سعيد فطر29/6/1388
در خطبه‏ى دوم، اولين مطلبى كه وظيفه‏ى خود ميدانم عرض بكنم، عرض سپاس و قدردانى است از ملت عظيم‏الشأن ايران به خاطر نمايش عظمتى كه در روز قدس در برابر چشم جهانيان قرار دادند. چقدر سعى كرده‏اند در طول اين سالها كه روز قدس را كه نماد صف‏بندى حق در مقابل باطل است، تضعيف كنند. روز قدس نشان‏دهنده‏ى صف‏بندى حق و باطل، صف‏بندى عدل در مقابل ظلم است. روز قدس فقط روز فلسطين نيست؛ روز امت اسلامى است. روز فرياد رساى مسلمانان عليه سرطان كشنده‏ى صهيونيزم است كه به وسيله‏ى دست متجاوز اشغالگران، مداخله كنندگان، قدرتهاى استكبارى به جان امت اسلامى افتاده است. روز قدس چيز كوچكى نيست. روز قدس يك روز جهانى است. يك پيام جهانى هم دارد. نشان‏دهنده‏ى اين است كه امت اسلامى اولاً زير باز ظلم نميرود، ولو اين ظلم از پشتيبانى بزرگترين و قدرتمندترين دولتهاى عالم برخوردار باشد. چقدر سعى كردند روز قدس را تضعيف كنند و امسال بيش از هميشه تلاش كردند؛ اما روز قدس در ايران اسلامى، در تهرانِ باعظمت به همه‏ى دنيا نشان داد كه عقربه‏ى انقلاب و ملت ايران به كدام سمت و كدام جهت است؛ نشان داد كه اراده‏ى ملت ايران چيست؛ نشان داد كه ترفندها و حقه‏ها و پول خرج‏كردنها و خباثتهاى سياسى آنها بر روحيه‏ى ملت ايران اثرى ندارد.

خاک تو سرت


سران و سياسيون غرب در اين چند ماه فريب رسانه‏هاى خودشان را خوردند، فريب تحليلگران حرفه‏اى مطبوعات و راديو تلويزيونهاى خودشان را خوردند، خيال كردند كه ميتوانند روى ملت ايران اثر بگذارند. روز قدس شما نشان داديد كه آنها در پى سراب بودند. حقيقت اين است. حقيقت ملت ايران همان چيزى است كه در روز جمعه‏ى آخر ماه مبارك رمضان - روز قدس - نشان‏داده شد و نشان‏داده شد كه امتداد اين عظمت، اين حركت در دنياى اسلام گسترده است و مخصوص ايران نيست؛ در نقاط مختلف عالم مسلمانها هر جائى كه امكان پيدا كردند، روز قدس را با فرياد خود عليه ظلم آميختند. روز قدس روز بسيار عظيمى است. اين كار را شما به بهترين وجهى انجام داديد. يك بار ديگر ملت ايران نشان داد كه در مواقع حساس، سخن خود را با رساترين فرياد به گوش مردم دنيا ميرساند.

 دریافت صوت

رهبر و فلسطین53

خطبه‌های نماز جمعه‌ی‌ تهران20/6/1388
هفته‏ى آينده - جمعه - روز قدس است؛ اين يكى از برجسته‏ترين يادگارهاى امام عزيز ماست؛ نشانه‏ى دلبستگى انقلاب و دلبستگى ملت ما به ماجراى قدس شريف و ماجراى فلسطين است. به بركت روز قدس، اين نام را ما توانستيم هر سال در دنيا زنده نگه داريم. خيلى از حكومتها و خيلى از سياستها ميخواستند، مايل بودند، تلاش كردند، پول خرج كردند كه مسئله‏ى فلسطين فراموش شود. اگر تلاش جمهورى اسلامى نبود، اگر ايستادگى جمهورى اسلامى با تمام قوا در مقابله‏ى اين سياست خباثت‏آلود نبود، بعيد نبود كه بتوانند مسئله‏ى فلسطين را بتدريج به زاويه بكشانند؛ اصلاً فراموش كنند. الان هم خود دستگاه استكبار و خود صهيونيستهاى خبيث معترفند، معتقدند و ناراحتند از اينكه جمهورى اسلامى پرچم فلسطين را برافراشته است و نميگذارد كه با سازشكارى هائى كه ميخواهند انجام بدهند، مسئله‏ى فلسطين را از دور خارج كنند. روز قدس، روز زنده كردن اين ياد و اين نام است. امسال هم به توفيق الهى، به هدايت الهى، ملت عظيم ما در تهران و در همه‏ى شهرستانها روز قدس را گرامى خواهند داشت، راهپيمائى خواهند كرد. در كشورهاى ديگر هم بسيارى از مسلمانان در روز قدس از ملت ايران تبعيت ميكنند. روز قدس، روز متعلق به مسئله‏ى قدس است و ضمناً مظهر وحدت ملت ايران است. مراقب باشيد در روز قدس كسانى نخواهند از اين اجتماعات براى ايجاد تفرقه استفاده كنند.

اخلالگران بی آبرو

حیوونکی های عقده ای

از تفرقه بايد ترسيد. با تفرقه بايد مقابله و معارضه كرد. تفرقه نبايد به وجود بيايد. آن وقتى ملت ايران ميتواند پرچم قدس را با افتخار بلند كند كه يكپارچه باشد. در طول اين سالها سعى كردند اين را هم به هم بزنند، اما بحمداللَّه نتوانستند؛ ان‏شاءاللَّه بعداً هم نخواهند توانست.

دریافت فایل صوتی

رهبر و فلسطین52

بیانات در سالروز ولادت علی علیه السلام15/4/1388
جامعه‏ى اسلامى در تمام ادوار مختلف از ناحيه‏ى بى‏عدالتى ضربه خورده است؛ و از ناحيه پراكندگى و نفاق و جدائى افراد از يكديگر و مقابل يكديگر ايستادن، ضربه خورده است. از اين چيزها دنياى اسلام ضربه خورده. هر چه شما به تاريخ اسلام مراجعه كنيد - بخصوص در قرون اخير - اين معنا را روشنتر مى‏بينيد. دنياى اسلام نيازمند اتحاد است. اميرالمؤمنين مايه‏ى وحدت دنياى اسلام بايد باشد. دشمنان اسلام ميخواهند بين طوائف مسلمان به وسيله‏ى اميرالمؤمنين كه خود وسيله‏ى وحدت و اتحاد است، اختلاف ايجاد كنند. اينها را بايد دنياى اسلام بگوش باشد.
امروز كسانى و دستهائى را كه براى ايجاد اختلاف بين شيعه و سنى به شيعه تهمت ميزنند، بدگويى ميكنند، اختلاف‏افكنى ميكنند، ببينند. از اين طرف هم همين جور؛ يك كسانى از اين طرف احساسات برادران مسلمان خودشان را تحريك ميكنند، جريحه‏دار ميكنند، آزرده ميكنند. دنياى اسلام بايد متحد باشد. امروز دنيا اين را ميخواهد. امروز نيازهاى جامعه‏ى اسلامى اين را ميطلبد كه جوامع اسلامى با هم باشند، در كنار هم باشند، اتحاد و اتفاق داشته باشند، نگذارند دشمنانى از ضعف آنها استفاده كنند؛ دشمنانى كه خودشان به طور طبيعى قدرتى ندارند. اسرائيل چيست؟ دشمن صهيونيستى در مقابل يك ميليارد و نيم مسلمان عددى نيست؛ به حساب نمى‏آيد. اختلاف در دنياى اسلام -اين ضعفى كه در درون دنياى اسلام است- موجب ميشود كه دشمن ضعيف بتواند راه خود را پيدا كند، يارگيرى كند، از بين برادران مسلمان دشمن براى خود يارگيرى كند.


اين مسئله را ملت ايران هم بايد توجه داشته باشند. ما يك ملت متحديم؛ اسلام ما را متحد كرد؛ انقلاب ما را بيدار كرد؛ دلهاى ما را به هم نزديك كرد؛ انگيزه‏هاى ما را در هم تنيده كرد؛ به هم پيوند زد؛ شديم يك مشت محكم و مقتدر در مقابل دشمنان نظام اسلامى و دشمنان اسلام و مسلمين و دشمنان ايران. دشمنان منتظرند اين اتحاد كلمه را به هم بزنند؛ بين مردم ايجاد نفاق كنند؛ ايجاد اختلاف كنند؛ برادران را در مقابل هم قرار بدهند؛ بايد ملت ايران هوشيار باشد.

دریافت فایل

رهبر و فلسطین51

بيانات در خطبه‏هاي نماز جمعه تهران 7/1/1371

امروز، روز جهاني قدس است. روزي است که يکي از اساسي‏ترين مسائل مسلمين عالم و شايد بشود گفت اساسي‏ترين مسائل امروز جهان اسلام، در آن مطرح مي‏شود. شما ملت عزيزمان راهپيمايي و اجتماع کرديد و حضور خودتان را مقتدرانه نشان داديد. من از همه شما برادران و خواهران، در تهران و در ساير شهرهاي کشور، صميمانه تشکر مي‏کنم. بي‏شک مسلمانان در نقاط ديگر جهان هم، به اين وظيفه عمومي اسلامي عمل کرده‏اند. سه موضوع را در خطبه دوم بايد عرض کنم که يکي از آنها درباره مسأله فلسطين است؛ يکي اشاره‏اي به وضع کنوني اسلام و تحوّلات جهاني دارد و مسأله سوم، مربوط به انتخابات است که يکي از مهمترين مسائل داخلي آينده ماست. درباره مسأله فلسطين، آنچه بنا دارم عرض کنم اين مطلب است که در اين قضيه، نکته بسيار تلخي وجود دارد. اگر چه همه مسائل مربوط به سرزمين فلسطين تلخ است، اما اين نکته، انصافاً گزنده است که در تبليغات جهاني، در تمام اين چهل و پنج سال که از اشغال فلسطين مي‏گذرد - بخصوص در اين يک، دو دهه اخير - سعي شده است نشان داده شود که يهودياني که آمده‏اند وفلسطين را گرفته‏اند، مردمي مظلوم، داراي حق و مورد فشار و تعدّي هستند؛ اما اعرابي که تلاش مي‏کنند خانه‏هاي خودشان را پس بگيرند، مردمي خشن و زورگويند، که به موازين پايبند نيستند.

در دنيا، تبليغات امريکايي و صهيونيستي، اين دروغ بزرگ و اين فريب بي‏نظير را باوراندند که خيلي گزنده و تلخ است. آنها حتّي در نشان دادنِ فيلم و عکس هم، نکات اغوا کننده را رعايت مي‏کنند. مثلاً وقتي مي‏خواهند اعراب را در مجلّات يا روزنامه‏هاي خودشان نشان دهند، تصاويري انتخاب مي‏کنند که نشانگر يک عدّه زن و بچه مظلومِ آواره ستمديده نيست. يا جواناني را که با ظلم صهيونيستهاي ظالم پرپر مي‏شوند و از مواهب دنيا و همه خيرات روي زمين محروم شده‏اند، نشان نمي‏دهند؛ بلکه يک چهره خشن چفيه بسته را نشان مي‏دهند که اسلحه در دست دارد و مي‏گويند: «فلسطينيها اينهايند!»

رسانه در تسخیر صهیونیسم

از آن طرف، وقتي صهيونيستها و يهوديانِ روسي مي‏خواستند به فلسطين مهاجرت کنند، نمي‏گفتند اينها غاصبند؛ اينها اهل فلسطين نيستند که به آنجا مي‏روند؛ اينها اهل روسيه‏اند، اهل اوکراينند، اهل کشورهاي اروپايي و اهل امريکايند که هر کدام در سرزمين خود، جايي، مکاني، خانه‏اي، ثروتي، پولي و زندگي‏اي دارند. با اين حال به فلسطين مي‏روند تا حق يک فلسطيني را بگيرند، خانه او را صاحب شوند، ثروت و سرزمين او را غصب کنند و امکان تشکيل خانواده را از او بگيرند. اين را که نمي‏گفتند! مضاف بر اين، عوامل صهيونيست و امريکايي، در رسانه‏هاي خود، تصاوير يک عدّه زن و بچه يهودي را با حال خستگي نشان مي‏دهند که مردم دنيا بگويند: «عجب! چرا اين عربها با اين بيچاره‏هاي مظلوم، چنين رفتار مي‏کنند؟!»اينها مظاهر استکبار جهاني است. نظام نويني که امريکاييها مي‏گويند، يعني اين. يعني کاري کنند که همه دنيا، آن‏طور که آنها مي‏خواهند فکر کنند و حقايق را وارونه بفهمند! قضيه فلسطين از قضايايي است که من، نظيري به اين شکل، براي آن در تاريخ سراغ ندارم. چگونه مي‏توان ملتي را از کشور و سرزمين خودش بيرون کرد؟ فرض کنيد رژيم عراق، عدّه‏اي را از کشور خودش بيرون کرد - مثلاً جمعيتي در حدود يک تا دو ميليون نفر را - اما اين‏که يک ملت را به‏طور کامل از سرزمين خودشان بيرون کنند؛ اسم آنها را از روي سرزمينشان بردارند و هويّت آن سرزمين را در جغرافيا و تاريخ از بين ببرند، چنين چيزي اتفاق نيفتاده است. اگر بنا بود اين عمل در مورد يک کشور غيراسلامي انجام گيرد، قدرتمندان اروپايي چه مي‏کردند؟ اگر بنا بود اين عمل در غيرِ اين منطقه حسّاس، که منطقه اسلامي است، انجام گيرد، قدرتمندان عالم چه مي‏کردند؟عکس آن اوضاع، در اين‏جا انجام گرفت! در اين‏جا، قدرتمندان عالم به اين غصب بزرگ و ظلم بي‏نظير کمک کردند. آنها به اين حرکتي که شبيه آن در دنياي معاصر و حتّي در گذشته هم اتفاق نيفتاده است، کمک کردند. تلختر اين‏که، بيرون راندن مردم فلسطين از سرزمين خودشان، به حالت عادي هم انجام نگرفت. يک وقت است که مي‏آيند زمينهايشان را مي‏خرند؛ پولش را مي‏دهند و مي‏گويند «بايد برويد.» البته اين هم ظلم است، اين هم غصب است؛ اما اين‏طور هم عمل نکردند. شبانه رفتند و يک ده را با اهلش سوزاندند! هر که توانست خودش را نجات دهد، نجات داد و هر که ماند، سوخت که سوخت! قضيه «دِيرياسين» راست است؛ قضيه «کفَرقاسم» راست است؛ روستاهايي را که صهيونيستها آتش زدند، حقيقت دارد. همين کار را کردند.

گوشه ای از جنایت صهیونیست ها در صبرا و شتیلا

گوشه ای از جنایت صهیونیست ها در صبرا و شتیلا

 نخست‏وزير اسبق صهيونيست که همين روزها و همين اواخر به درک واصل شد و امريکاييها به خاطر مرگ او اظهار تأسّف کردند، يکي از کساني بود که در نابود کردن و آتش زدن روستاها و خانه‏هاي مردم فلسطين، دخالت داشت. تبليغات جهاني، گنگ شدند و اين حادثه تلخ را نگفتند، تا مردم دنيا پي نبرند که در اين گوشه دنيا چه اتّفاقي افتاده است. يک ملت بي پناه و مظلوم، مواجه با زور و قلدري و دروغ و فريب شد و اين دروغ و فريب و زور و قلدري، تا امروز هم ادامه دارد.

صهيونيستها از اهداف خودشان منصرف نيستند. هدفِ «از نيل تا فرات» را که بر زبان آورده‏اند، پس نگرفته‏اند. هنوز هم قصدشان اين است که از نيل تا فرات را بگيرند! منتها، استراتژي صهيونيستها اين است که ابتدا با حيله و ترفند، جاي پاي خودشان را قرص کنند و بعد که جاي پا محکم شد، با فشار و حمله و آدمکشي و استفاده از زور و خشونت، تا جايي که مي‏توانند پيش بروند! اينها همين که با يک مقابله جدّي - چه مقابله سياسي و چه نظامي - رو به رو شوند متوقّف مي‏شوند و باز در خطّ حيله و ترفند مي‏روند تا بتوانند با مکر، يک قدم ديگر به جلو بردارند! وقتي يک قدم به جلو برداشتند، مجدّداً همان فشار و خشونت را اعمال مي‏کنند. اين کاري است که از شصت، هفتاد سال پيش تا به امروز انجام داده‏اند؛ يعني بيست و پنج سال قبل از آن‏که فلسطين را رسماً اشغال کنند، همين روش را انجام دادند.

نقشه اسرائیل بزرگ

آرمان صهیونیسم

 اينها ابتدا که وارد فلسطين شدند، نگفتند «ما مهاجر به فلسطين مي‏آوريم.» مردم فلسطين تعجّب مي‏کردند که اينها چه‏کساني هستند که مي‏آيند؟! به دروغ گفتند «متخصّص مي‏آوريم!» مطالبي که مي‏گويم، مستند است؛ در اسناد وزارت خارجه انگليس بوده که افشا شده است. بعضي از وزارتخانه‏هاي امور خارجه دنيا، اسناد قديمي و کهنه را منتشر مي‏کنند و در اختيار همه قرار مي‏گيرد. اسنادي که عرض مي‏کنم، امروز بعد از شصت، هفتاد سال در اختيار ما قرار گرفته است. در اين اسناد، افسر انگليسي‏اي که در فلسطين مسؤول کاري بوده، در گزارش خود مي‏نويسد: ما به مردم فلسطين گفتيم کساني که وارد فلسطين مي‏شوند، متخصّص و مهندسند؛ دکترند و فلان و بهمانند که مي‏آيند کشور شما را آباد کنند! وقتي هم سرزمين شما را آباد کردند، مي‏روند.

همين افسر انگليسي در نامه‏اي نوشته است: ولي ما به اين مردم، دروغ مي‏گوييم! يهوديان فاقد تخصّص و بي هنر را از اطراف دنيا جمع کردند به فلسطين بردند و امکانات و زمين و همه چيز در اختيارشان گذاشتند؛ چون مي‏خواستند صاحبان اصلي فلسطين را از آن کشور بيرون کنند! از اوّل، با ترفند وارد شدند و همين که جاي پايشان محکم شد، دست به حمله زدند.

چادر های یهودیان صادر شده به فلسطین

 در سال 1948 ميلادي، تشکيل دولت اسرائيل را اعلام کردند و يک سال بعد از آن هم، به مصر و ديگر کشورهاي مسلمان حمله‏ور شدند؛ براي اين‏که سرزمين بيشتري را بگيرند. وقتي که توي دهانشان خورد، مدّتي صبر کردند. البته زمين زيادي گرفتند؛ اما چون ديگر نتوانستند پيش بروند، متوقّف شدند و باز به حيله‏گري پرداختند تا ببينند چگونه مي‏توانند جاي پاي جديدي پيدا کنند. به همين ترتيب، تا امروز پيش آمده‏اند. امروز حيله‏گري آنها، همين ايجاد «کنفرانس فلسطين» يعني کنفرانس براي شناسايي اسرائيل است. همين کنفرانس ژنو و ديگر مجامع جهاني، که امريکا کارگرداني مي‏کند، ترفند اينهاست. به مجرّد اين‏که اعراب، اينها را به رسميت بشناسند و اين مانع که مانع مهمي است، از سر راه صهيونيستها برداشته شود، باز نوبت زور و خشونت و خباثت آنها مي‏شود. هم‏اکنون نيز در لبنان به خباثت و خشونت متوسّل شده‏اند. اين، وضع رفتار استکبار خبري با قضيه صهيونيسم و غصب فلسطين است. به نظر من، گزنده ترين حوادث فلسطين اين است که واقعيّتها چنين وارونه شده است و معکوس نشان داده مي‏شود.

حقيقت قضيه اين است که ملتي را از خانه و زندگي خود آواره کرده‏اند و اين ملت حق دارد برگردد و خانه خودش را پس بگيرد. اين مبارزه، مبارزه‏اي حق‏طلبانه است. امريکا، اين مبارزه را «تروريسم» مي‏نامد؛ اما خباثت صهيونيستها نسبت به مبارزين فلسطيني را تروريسم نمي‏داند! ببينيد در ذهن و عمل کساني که امروز مدّعي شباني بشريت و رهبري دنيا هستند، چقدر حقايق، وارونه شده است! ببينيد چقدر از حقيقت و انسانيت دورند! ببينيد اين سياست، چه اندازه غير انساني است! صهيونيستها واردکشور لبنان مي‏شوند و انسان والا و شايسته‏اي مثل سيد عبّاس موسوي را به شهادت مي‏رسانند. تنها خود او را هم نمي‏کشند؛ بلکه زن و کودک او را هم مي‏کشند، بي‏آن‏که آنها در ميدان جنگ بوده باشند. آنها در اتومبيل بودند و در جاده‏اي تردّد مي‏کردند. امريکاييها اين جنايت را محکوم نمي‏کنند! پس معلوم مي‏شود که شما طرفدار ظلميد. چرا اين را انکار مي‏کنيد؟ شما طرفدار خباثتيد، طرفدار تجاوزيد، طرفدار تروريد.ترور از اين بالاتر و واضحتر نيست. از آن طرف، هنگامي که چند جوان فلسطيني که فلسطين خانه آنهاست، برمي‏خيزند و با فداکاري، اقدامي عليه دولت غاصب صهيونيستي انجام مي‏دهند، مي‏گويند «حرکتي تروريستي است!«شما به چه حقّي اسم گذاري وارونه مي‏کنيد و خودتان را محق مي‏دانيد؟!

اين را ملتها بايد بفهمند! خودِ امريکاييها - يعني سردمداران رژيم امريکا - خوب مي‏فهمند چه مي‏کنند؛ ولي من گمان مي‏کنم حتي ملت امريکا هم نمي‏داند که امريکاييها، امروز در سطح عالم چه خباثتي انجام مي‏دهند. همه جا همين‏طور است. تروريسم دولتي، امروز جزو واضحترين کارهاي امريکاييهاست. تروريسم دولتي يعني اين‏که يک دولت، دست به کارهاي تروريستي بزند. کار تروريستي چيست؟ کار تروريستي اين است که يک دولت، با هواپيماهاي جنگنده خود به يک کشور حمله‏ور شود و خانه رئيس آن کشور را مثلاً بمباران کند. در ليبي اين کار را کرد و گفتند کودکي هم در آن حمله کشته شد. کار تروريستي اين است که دولتي برود و دولت ديگري را در کشوري سرنگون کند؛ کاري که امريکاييها در گرانادا کردند. کار تروريستي اين است که مردم را در يک کشور نابود کنند؛ کاري که امريکاييها در عراق کردند. مبارزه امريکاييها با رژيم عراق، يک مسأله ديگر بود؛ امّا مردم عراق را نابود کردند. عدّه زيادي را کشتند و زندگي مردم و کارخانه‏هاي مردم را خراب کردند. حتّي بسياري از مراکز غيرنظامي را بمباران کردند. شما ببينيد عملي را که امروز صهيونيستها انجام مي‏دهند و مورد تأييد امريکاست. کدام حرکت تروريستي، از اين خشن‏تر و ظالمانه‏تر است؟! بعضاً در گزارشهاي خبري تلويزيون مي‏بينيم که در کشوري، مردم جنجالي مي‏کنند و پليس آن کشور در مقابل آنها با خشونت رفتار مي‏کند. منظره‏هايي چنين، در بسياري از کشورها ديده مي‏شود؛ اما در هيچ کشوري برخورد پليس با مردم، به خشونت، خباثت و عصبانيتِ مقابله صهيونيستها با مردم فلسطين نيست. اين در حالي است که پليسِ حمله کننده به مردم فلسطين، بيگانه است و جواني که پليس او را گرفته و آن‏طور با خشونت کتکش مي‏زند، صاحبخانه است! ملت ايران نسبت به اين قضيه آگاه است. ملتهاي ديگر هم بايد بفهمند. بحمدالله بسياري از ملتهاي اسلامي و ملل آزاده دنيا، کم و بيش از اين مسائل اطّلاع دارند. آنچه ما مي‏خواهيم نتيجه بگيريم، اين است که چهل و پنج سال از غصب سرزمين فلسطين مي‏گذرد. هر چه دولتهاي عربي و سازمانهاي فلسطيني کوتاه آمدند، دشمن پرروتر و خشونت از طرف او بيشتر شد. نتيجه اين است که ملت فلسطين براي نجات خود، يک راه بيشتر ندارد و آن، مبارزه خشن فداکارانه‏اي است که بايد در داخل و خارج سر زمينهاي اشغالي انجام گيرد. وظيفه همه مسلمانان هم اين است که به اين مبارزه اسلامي کمک کنند.

دریافت فایل صوتی

رهبر و فلسطین50

سخنراني در اجتماع بزرگ مردم قم، در سالروز ميلاد حضرت مهدي (عج) 30/11/1370
 خاصيت قدرت استكباري اين است كه به همه‏ي دنيا مثل منطقه‏يي كه متعلق به خود اوست، يا او حق استفاده‏ي از آن را دارد، نگاه مي‏كند؛ اگر بناست يك نقطه را تقويت كند، چون به نفع اوست، بدون هيچ ملاحظه‏يي تقويت مي‏كند. امروز شما ببينيد اسرائيل چه‏قدر مورد حمايت امريكاست؛ اسرائيلي كه بعد از آن‏كه حقوق  ملت فلسطين را تضييع كرده است، هيچ حقي براي ملتهاي همسايه‏ي خود قائل نيست؛ هر وقت فرصت پيدا كند، تجاوز مي‏كند؛ امروز چون مي‏تواند به لبنان تجاوز كند، تجاوز مي‏كند؛ ولي روزي اگر لازم بداند، به اردن يا به سوريه هم حمله  مي‏كند؛ چه چيزي مانع او خواهد شد؟!
 اسرائيل رژيمي است كه در داخل سرزمينهاي اشغالي فلسطين، براي مردم اين سرزمين كمترين حق حيات و حيثيت زندگي‏يي قائل نيست؛ به آنها اجازه‏ي زندگي در خانه‏ي خودشان هم نمي‏دهد؛ آن كساني كه در مقابل فشار نيروهاي صهيونيستي فريادي بكشند، آن‏طور خشن آنها را خفه و سركوب مي‏كند؛ به هيچيك از قراردادهاي بين‏المللي كه در عرف دولتهاي جهاني مورد قبول است، اگر نخواهد، عمل نمي‏كند؛ هركدام كه براي او اندك مشكلي داشته باشد، آن را خيلي راحت كناري مي‏گذارد! امريكا از چنين رژيمي وحشي و گستاخ و بي‏اعتناي به قوانين  انساني و مقررات بين‏المللي حمايت مي‏كند!  به مناسبت سالروز شهادت سید عباس موسوی؛خونی که حزب الله را پروراند
 اين كارهايي كه امروز اسرائيل مي‏كند، اگر كمتر از آن را دولتي انجام مي‏داد كه در خدمت منافع امريكا نبود، مي‏دانيد تبليغات امريكايي با آن دولت چه مي‏كرد؟! در همين جريان شهادت دبير كل حزب‏الله لبنان - مرحوم سيّدعباس موسوي؛ اين  مجاهد شهيد و بااخلاص - هليكوپترهاي صهيونيست وارد فضاي كشور ديگري مي‏شوند؛ آزادانه در آن رفت‏وآمد مي‏كنند؛ نقطه‏يي را زير نظر مي‏گيرند و كاروان اتومبيلهاي غيرنظامي را با موشك مي‏زنند؛ مرد را مي‏كُشند، زن را مي‏كُشند، فرزند خردسال را مي‏كُشند؛ اما شما ببينيد در مقابل اين جنايت واضح - كه هيچ كس در جنايت بودن اين رفتار نمي‏تواند كمترين ترديدي بكند - دنياي استكباري چه  موضعي مي‏گيرد؟! مگر معناي تروريسم چيست؟! مگر تروريسم غير از اين است؟!

به غيرمسلحي حمله كنند؛ به زن و فرزند مردم حمله كنند؛ به خانه‏ي مردم حمله كنند؛ از داخل خانه، صاحبِ خانه را بربايند؛ شكنجه كنند و بكُشند؛ مگر  تروريسم چيست؟! آيا رژيم ايالات متحده‏ي امريكا و سازمانهايي كه دم از طرفداري از حقوق بشر و مخالفت با تروريسم مي‏زنند، نمي‏فهمند كه تروريسم يعني اين؟! نمي‏دانند كه تروريسم دولتي، يعني آن كاري كه چهل و چند سال است كه رژيم  غاصب صهيونيست دارد انجام مي‏دهد؟! يا مي‏فهمند و به رو نمي‏آورند؟! آيا  وقتي ملتي مي‏بيند كه اين‏طور فرهنگها و واژه‏ها و لغات، در قاموس استكبار  امريكايي، نابجا و غلط مصرف مي‏شود، جا دارد كه از اين‏كه امريكا به او تروريست بگويد، تحاشي كند؟ امريكاييها عده‏يي را در ليست تروريستها قرار  دادند؛ غلط كردند! اگر بناست كساني در ليست تروريستها قرار بگيرند، اول  خود رژيم امريكاست كه تروريست‏تر از ديگران است و حامي خبيث‏ترين رژيمهاي دنيا - يعني رژيم صهيونيست - است.
امروز ممكن است در دنيا چيزهايي دور از دسترس به چشم بيايد. ما  وقتي  درباره‏ي آزادي فلسطين هم حرف مي‏زنيم، بعضي به نظرشان دور و از  دسترس خارج مي‏آيد. وقتي راجع به حاكميت اسلام در كشورهاي مسلمان سخن  مي‏گوييم، بعضي ممكن است اين را دور از دسترس بدانند و به نظرشان بعيد  برسد؛ اما زمان و دوران ما، دوران كارهاي بزرگ و استثنايي است. 
سخنراني در ديدار با جمعي از روحانيون در آستانه‏ي ماه مبارك رمضان 14/12/1370
اگر اينها طرفدار حقوق بشر بودند، در مقابل شهادت اين شهيد عزيز -  مرحوم سيّدعباس موسوي - كه همراه با زن و بچه‏اش توسط موشك اسرائيليها در داخل خاك لبنان به شهادت رسيد، يك كلمه اعتراض مي‏كردند؛ اما اعتراضي نكردند! بعضيها آن‏قدر بي‏شرمي بخرج دادند كه حتّي اين حركت را تأييد كردند! اينها تجاوز اسرائيل به لبنان را محكوم نمي‏كنند؛ تجاوز اسرائيل به مردم مسلمان صاحب فلسطين را محكوم نمي‏كنند؛ قضاياي كشمير را به زبان نمي‏آورند؛ مسائل  مسلمانان ميانماري را اصلاً بكلي كأن‏لم‏يكن فرض مي‏كنند؛ چرا؟! مگر جرم  اينها چيست؟! جرم اينها اين است كه مسلمانند. آنها با اسلام دشمنند و از اسلام مي‏ترسند. امروز كار به جايي رسيده است كه مبارزه‏ي با اسلام، زير پوشش انجام نمي‏گيرد! در الجزاير تصريح مي‏كنند كه ما با گرايشهاي اسلامي مبارزه  مي‏كنيم! الجزاير يك كشور اسلامي است؛ وقتي در آن‏جا اين‏طور بگويند، شما از دولتهاي غيراسلامي و ضداسلامي، ديگر چه انتظاري داريد؟

رهبر و فلسطین49

پيام به مناسبت شهادت حجت‌الاسلام سيّد عباس موسوي، دبير كل حزب‏الله لبنان 28/11/1370
 بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحيم
 من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا
 با تألم و تأسف بسيار، خبر شهادت مظلومانه‏ي روحاني مجاهد و خستگي‏ناپذير و رهبر فداكار حزب‏الله لبنان، حجةالاسلام آقاي سيّد عباس موسوي و همسر و فرزند خردسالش را به دست جنايتبار رژيم صهيونيست دريافت كردم. 
رحمت خدا بر اين سيّد عالي‏قدر و شجاع و بااخلاص و هوشمند؛ و لعنت و نفرين خدا و خلق بر صهيونيستهاي ددمنش و خون‏آشام كه در راه مقاصد پليد و تجاوزكارانه‏ي خود، از هيچ جنايتي رويگردان نيستند؛ و بر حاميان خبيث و مستكبرشان كه با چشم‏پوشي از جنايات بزرگ آن رژيم و كمك به ادامه‏ي آن، چهره‏ي ضد انساني و خباثتبار خود را بيش از پيش آشكار مي‏كنند و از هيچ توطئه و خيانتي عليه مسلمانان حق‏طلب روي نمي‏گردانند.

شهید سید عباس موسوی

 خون بناحق‏ريخته‏ي اين شهيد بزرگوار عزيز و همراهان مظلومش، مبارزه‏ي حق‏طلبانه‏ي مردم لبنان و فلسطين را بر ضد اشغالگران صهيونيست جدي‏تر و  عميق‏تر خواهد ساخت. اين سيّد عالي‏قدر كه علم را با عمل، و گفتار را با صدق، و  فداكاري را با درايت توأم كرده بود، در راه هدف الهي و مقدس خود - كه دفاع از  اسلام و مقابله با ظلم و تجاوز بود - به شهادت رسيد و به سعادت ابدي نايل آمد و  راه او به وسيله‏ي ياران و همسنگرانش و ملت مسلمان و مظلوم لبنان و فلسطين ادامه  خواهد يافت. اسرائيل و امريكا بدانند كه اين‏گونه جنايات نخواهد توانست راه سلطه‏گري ظالمانه‏ي آنان را هموار كند و ملتهايي را كه در طول ساليان دراز مورد ظلم و شرارت آنان قرار گرفته‏اند، بترساند.
 اين‏جانب اين شهادت افتخارآميز را - كه پاداش خداوند به جهاد مستمر آن  انسان مخلص و فداكار بود - به ملت لبنان و به جوانان پاك و عزيز حزب‏الله و رهبران آن، مخصوصاً به خانواده و دوستان و ارادتمندان آن شهيد بزرگوار تبريك و تسليت مي‏گويم و رحمت و فضل الهي را براي وي مسألت مي‏كنم.
 والسّلام علي عبادالله الصّالحين                    

                                                                         سيّد علي خامنه‏اي    

 سيزدهم شعبان هزاروچهارصدودوازده مطابق با بيست‏وهشتم بهمن‏ماه هزاروسيصدوهفتاد


  شهيد سيّد عباس موسوي در سال 1331 هجري شمسي در شهرك نبي‏شيت از توابع بعلبك ديده به  جهان گشود. در سال 1346 براي ادامه‏ي تحصيلات ديني به حوزه‏ي علميه‏ي نجف رفت و از محضر اساتيد بزرگي چون آيةالله العظمي خويي و آيةالله شهيد سيّد محمّدباقر صدر كسب فيض كرد. در سال 1357 به لبنان بازگشت و در همان سال حوزه‏ي علميه‏ي بعلبك را تأسيس نمود. وي از هواداران سرسخت مبارزه با دشمن صهيونيستي در لبنان و بويژه مناطق اشغالي جنوب لبنان بود و از بنيانگذاران جنبش انقلابي حزب‏الله لبنان به شمار مي‏رفت. وي در سال 1369 پس از شيخ صبحي طفيلي به عنوان دومين دبير كل حزب‏الله لبنان برگزيده شد و در تاريخ 27/11/1370 پس از ايراد سخنراني در مراسم هشتمين سالگرد شهادت شيخ راغب حرب در جبشيت، هنگامي كه با اتومبيل عازم بيروت بود، در منطقه‏ي تفاحتا در  جنوب لبنان در معرض حمله‏ي هليكوپترهاي توپدار رژيم صهيونيستي قرار گرفت و به همراه همسر و فرزند خردسالش به شهادت رسيد.

رهبر و فلسطین48

نماز جمعه با شکوه 29 خرداد 88
(در جریان اعتراض خیابانی برخی نامزدها و بروز اغتشاشات)چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‏ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟
در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‏سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‏هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‏ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت. اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‏نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است. اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‏دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‏ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

نماز جمعه با شکوه تهران در 29 خرداد 88

آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‏تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟! افغانستان را كى‏ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‏ زير چكمه‏ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى‏ها به قول خودشان ديويدى‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟!

نماز جمعه با شکوه 29 خرداد 88

به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‏دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‏اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‏ى همين است. نشانه‏ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‏ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند.

دریافت فایل صوتی

رهبر و فلسطین47

سخنراني در ديدار با جمعي از خانواده‏هاي شهدا و اقشار مختلف مردم 13/9/1370
پشت سر اسرائيل غاصب متجاوز پُرروي بداخلاق خشن غاصب اين منطقه ايستاده‏اند، براي اين‏كه حق فلسطينيها را بكلي از بين ببرند. پس ملتهاي اسلامي كي مي‏خواهند در مقابل اين زورگوييها اظهار وجود بكنند؟ يك اسمي را تكرار كردند، اينها را كشاندند به آن‏جا بردند، دور هم نشاندند، نشستند امضاء كردند و حقوق يك ملت را ضايع نمودند. هرچه هم كه مسلمانان كوتاه بيايند، آن دشمن خبيث و وقيح، پُرروتر خواهد شد.
  الان ببينيد اينها در جنوب لبنان چه مي‏كنند.

 كمتر هفته‏يي، و شايد گاهي كمتر روزي است كه نيايند و منطقه‏يي را بمباران نكنند و يك عده مردم بيچاره‏ي روستايي جنوب لبنان را بدون هيچ‏گونه جرمي، بي‏خود نكشند. اين سازمانهاي حقوق بشر هم مرده‏اند. يك كلمه حرف از كسي بيرون نمي‏آيد و كسي نفس نمي‏كشد؛ ولي اگر چهار نفر يهودي روسي را آن روزها نمي‏گذاشتند از شوروي خارج بشوند و به اسرائيل بروند، تمام دنيا جنجال مي‏شد كه چرا مانع مي‏شويد؛ يك شهروند روسي مي‏خواهد به زير سايه‏ي دولت اسرائيل بيايد؛ چرا دولت شوروي مانع مي‏شود! تمام رسانه‏هاي دنيا - كه البته رسانه‏ها متعلق به خود صهيونيستهاست -  پُر از جنجال مي‏شد! سازمانهاي حقوق بشر هم كه ادعاي حقوق بشر مي‏كنند، با آنها هماهنگ مي‏شدند! پس حالا مرده‏ايد؟! چرا خفه شده‏ايد؟! ملت فلسطين را قتل‏عام مي‏كنند، ملت لبنان را قتل‏عام مي‏كنند؛ اما هيچ‏كس هم هيچ حرفي نمي‏زند! البته ما هم نبايد از آنها انتظاري داشته باشيم؛ زيرا دشمنند. از دشمن چه انتظاري است؟ اينها با اسلام و با ملتهاي اسلامي و با هرچه كه جلوي زورگوييها را بگيرد، دشمنند. ما نبايد از آنها انتظاري داشته باشيم؛ ما بايد از خودمان و از ملتهاي اسلامي انتظار داشته باشيم. چرا ملتهاي اسلامي بيدار نمي‏شوند؟ چرا دولتهاي اسلامي، و بخصوص بعضي از دولتهاي عربي، به خود نمي‏آيند؟
 شما ملت ايران قدر موقعيت خودتان را بدانيد. شما تنها ملتي هستيد كه قدرتمندانه و با صداي رسا مي‏گوييد: فلسطين آري، اسلام آري، اسرائيل نه، امريكا نه، استكبار نه، قلدري نه. اين به بركت اسلام است. اسلام، شماها را زنده، بيدار و مستقل كرد. شما زير پرچم و زير بليت كسي نيستيد. قدرتها نمي‏توانند به شما بگويند اين كار را بكن، اين كار را نكن؛ هرچه تكليفتان است، همان كار را مي‏كنيد؛ اين نعمت و افتخار خيلي بزرگي است. الان ملتهاي مسلماني هستند كه دلشان هم پُرخون است، اما نمي‏توانند كاري بكنند؛ البته به نظر ما بي‏همتي هم مي‏كنند. اسلام را حفظ كنيد. پايبندي به احكام اسلام و موازين اسلام و روش اسلامي و نظم اسلامي را حفظ كنيد. وحدت اسلامي را در بين خودتان، با كمال قوّت حفظ كنيد. نگذاريد همين دشمنان خبيثي كه از آنها اسم آورديم، بتوانند يا طمع كنند كه بين شما ملت اختلاف ايجاد كنند. اميد است به فضل الهي، وحدت و يكپارچگي و ايمان و اقتدار شما، دنياي اسلام را هم بيدار كند. از خداوند متعال مي‏خواهيم كه ما را مشمول ادعيه‏ي زاكيه‏ي ولي‏عصر(ارواحنافداه) قرار بدهد.
سخنراني در جمع گروهي از خانواده‏هاي شهدا 11/10/1370
 من به شما عرض مي‏كنم كه اي پدران و مادران و همسران و فرزندان و برادران و خواهران شهدا ! اين آبرو و اين روحيه را براي خودتان حفظ كنيد؛ همچنان كه بحمدالله حفظ كرده‏ايد. دنيا تاريك و پُر از ظلم است. ملتها تنهايند و احتياج به پشتگرمي دارند. روحيه‏ي شما و تداوم نهضت شما و استقامت شما، مايه‏ي روحيه و پشتگرمي براي ملتهاست.

شما زنان مسلمان، براي زنان فلسطين و زنان كشورهاي اسلامي، مايه‏ي دلگرمي هستيد. صريحاً مي‏گويند كه ما از شما -  بخصوص از شما جوانان - ياد گرفته‏ايم. اين مقاومت را حفظ كنيد و اين ايستادگي را غنيمت بشماريد. با استقامتتان، با وحدتتان، با حضورتان در صحنه‏هاي گوناگون سياسي و اقتصادي و سازندگي و اداره‏ي كشور، و با پيشبرد كارها و پشت سر مسؤولان قرار گرفتن، آبرويي را كه به اسلام داده‏ايد، تداوم ببخشيد؛ شماها اسلام ر زنده كرديد.

رهبر و فلسطین46

سخنراني در دانشگاه افسري امام علي(ع) 8/8/1370
 امروز مي‏بينيد كه وضع دنيا چگونه است. اين كنفرانسي كه همين امروز در مادريد تشكيل مي‏شود و تصميم مي‏گيرد، يك زورگويي عليه ملتهاي مسلمان، و يك ظلم بزرگ نسبت به ملت فلسطين است.

کنفرانس مادرید

سردمداران سياست دنيا گمان نكنند كه با نشستن و گفتن و كف زدن خواهند توانست سرنوشت ملتها را در دست بگيرند و كشورها را به ميل خودشان اين‏جا و آن‏جا كنند. تاريخ معاصر ما، بي‏بنيادي و سستي اين‏گونه تصميم‏گيريها را نشان داد. بعد از جنگ جهاني دوم هم قدرتمنداني نشستند و گفتند و برخاستند؛ ملتهايي را چند ده سالي به دنبال تصميمات خودشان كشاندند؛ اما آخر چه شد؟ ديديد كه فطرت تاريخ و سنت خدا در تاريخ، چگونه به دهن همه‏ي آنها زد؟ ديديد كه چگونه گفته‏ها و تصميمهاي آنها نقش بر آب شد و در مقابل اراده‏ي ملتها و سنت تاريخ، نشاني از آن باقي نماند؟ قضيه‏ي فلسطين هم همين‏گونه است. چهل سال قبل از اين نشستند، دولتي جعلي و مليتي مجعول در وطني مغصوب به وجود آوردند؛ امروز هم مي‏خواهند به گمان خود قضيه را مُهر پايان بزنند؛ اما اشتباه مي‏كنند.
 البته كساني كه در اين خيانت شركت بكنند، مبغوض ملتها خواهند شد؛ اما ملتها و سنتهاي خدا در تاريخ، راه خود را خواهند رفت؛ اين سخني نيست كه امروز ما بگوييم. نمي‏خواهد بيهوده تبليغات پُرحجم و انبوه خودشان را عليه جمهوري اسلامي ايران بسيج كنند. ما در دفاع از آرزوي بزرگ و برحق فلسطين، با هيچ‏كس رودربايستي و از هيچ‏كس ملاحظه نداريم.

 کنفرانس دفاع از ملت فلسطین سال 1370

 ملتها تريبون ندارند. ملتها جايي كه به آنها اجازه داده بشود سخن خود را بگويند، به دست نمي‏آورند. شما به ملتها فرصت بدهيد؛ شما در خيابانهاي مصر و اردن و بقيه‏ي كشورهاي اسلامي، با گاز اشك‏آور و باتوم و سلاح گرم جلوي ملتها را نگيريد، تا معلوم بشود كه ملتهاي اسلامي چه مي‏گويند و چه مي‏خواهند. اين، حرف همه‏ي ملتهاي اسلامي است.
سخنراني در ديدار با گروه كثيري از دانشجويان و دانش‏آموزان 15/8/1370
چرا دولتهاي عربي در مقابل توطئه‏ي اسرائيل سلاح انداختند؟ آن كنفرانس خيانت تمام شد؛ حرفهايشان را زدند و صهيونيستها و دولت غاصب را عملاً به رسميت شناختند! عاقبت چه شد؟ چه چيزي گير فلسطينيها آمد؟ چه چيزي گير دنياي عرب آمد؟ دولت غاصب و دروغين اسرائيل آرزو داشت كه چنين حادثه‏يي بعد از چهل‏واندي سال اتفاق بيفتد؛ درعين‏حال اين طور وانمود مي‏كرد كه علاقه‏يي ندارد؛ هي ناز مي‏كرد، هي شرط جلو قرار مي‏داد! بعد هم به كنفرانس رفت و شديدترين و وقيحترين حرفها را در مقابل اعراب زد و از كنفرانس جدا شد و آمد! چرا دولتهاي عربي در مقابل چنين توطئه و چنين فريبي سلاح انداختند؟! تاريخ به اينها چه خواهد گفت؟ خدا در قيامت چگونه از اينها بازخواست خواهد كرد؟ ملتهايشان با اينها چه خواهند كرد؟ البته راه جبران - نه جبران كامل - باقي است و دولتهاي عرب مي‏توانند اين كار زشتي كه انجام شد، تا حدودي جبران كنند: همه‏ي دولتهاي عرب اعلان كنند كه ما اسرائيل را به رسميت نمي‏شناسيم و آن حرفهايي كه در آن‏جا زده شده است - چون اسرائيل در مقابل، با آن وضع رفتار كرده است - كأن‏لم‏يكن و ملغاست. با اين تصميم، ملتها را خوشحال كنند؛ مي‏توانند اين كار را بكنند؛ اما اميد به ملتها و جوانان است.

فلسطینی مبارز


 نبايد شك كرد كه اين شجره‏ي خبيثه‏يي كه «اجتثّت من فوق الارض ما لها من قرار» هيچ پايه و پايگاه و استمراري نخواهد داشت و بي‏شك نابود خواهد شد. و شك نبايد كرد كه حق پيروز خواهد شد و فلسطين به پيكر اسلامي برخواهد گشت؛ اما دير و زود شدن آن، بسته به همت و غيرت مسلمين است. مسلمين بايستي همت كنند؛ جوانان بايستي مسأله را رها نكنند؛ مثل ملت سرافراز و شجاع ايران حرفشان را بزنند؛ آنچه را كه مي‏خواهند، مطالبه كنند؛ بلاشك خداي متعال هم به آنها تفضل خواهد كرد. 

رهبر و فلسطین45

بيانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خمينی (ره)
در حقيقت امام بزرگوارِ ما در اين نهضت عظيمى كه در كشورمان و در جهان اسلام به وجود آوردند، دو پرچم را بلند كردند و برافراشته نگاه داشتند: يك پرچم عبارت است از پرچم احياء اسلام؛ به عرصه آوردن اين قدرت عظيم و لايتناهى‏. پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندى ايران و ايرانى. اين دو تا پرچم برافراشته‏ى به دست قدرتمند امام بزرگوار ماست. پرچم اول كه در حقيقت يك بعد از دعوت امام و نهضت امام است، مربوط به امت بزرگ اسلامى است. پرچم دوم هم اگرچه كه مربوط به ملت ايران است، مربوط به ايران و ايرانى است، اما چون يك تجربه‏ى عملى از تحرك حيات‏بخش اسلام است، براى امت اسلامى اميدآفرين و حركت‏ساز است. چون اين نهضت بزرگ در ايران تجربه‏ى عملىِ بيدارى اسلام و تحقق اسلام بود، بنابراين اگرچه كه به طور مستقيم مربوط به ايران و ايرانى است، اما نتيجه‏ى آن باز براى امت اسلام داراى ارزش و اهميت است. من درباره‏ى هر دو بعد، مطالب كوتاهى را عرض ميكنم.
 در بعد اول كه برافراشتن پرچم اسلام بود، اين موجب شد كه مسلمانان در همه‏ى جاى دنيا احساس هويت كردند؛ احساس شخصيت كردند. بعد از آنى كه در طول سالهاى متمادى كوشش شده بود كه هويت اسلامى خرد شود، له شود، وقتى اين انقلاب به وجود آمد، وقتى قامت برافراشته‏ى امام بزرگوارِ ما در منظر مردم مسلمان عالم پديدار شد، همه احساس كردند كه يك هويتى، يك شخصيتى، يك اصالتى پيدا كرده‏اند. همين موجب شد كه در شرق و غرب دنياى اسلام نشانه‏هاى بيدارى مسلمانان پديدار بشود: ملت فلسطين بعد از ده‏ها سال ناكامى جان گرفت؛ جوانان كشورهاى عربى كه بعد از شكستِ در سه جنگ كه دولتهايشان با رژيم صهيونيستى داشتند و دلمرده و مأيوس بودند، دوباره روحيه گرفتند - اينها ديگر مربوط به دنياى اسلام است؛ مخصوص به مسائل كشور ما نيست - رژيم صهيونيستى كه غده‏ى سرطانى در دل كشورهاى اسلامى است و تا آن روز يك چهره‏ى شكست‏ناپذير از خود نشان داده بود و  خيلى‏ها در دنياى اسلام باور كرده بودند كه رژيم صهيونيستى شكست‏ناپذير است، از دست جوانان مسلمان سيلى خورد؛

انتفاضه‏هاى فلسطينى شروع شد، ضربه‏هاى پياپى بر رژيم غاصب وارد شد؛ چه در انتفاضه‏ى اول، چه در انتفاضه‏ى اقصى‏، چه در شكست و عقب‏نشينىِ نه سال قبل از لبنان، چه در جنگ سى و سه روزه و چه در سال گذشته در جنگ بيست و دو روزه‏ى با مردم مظلوم غزه؛ همه‏ى اينها ضرباتى بود كه بر رژيم صهيونيستى وارد شد. اين در حالى است كه آن روزى كه انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، رژيم صهيونيستى از نظر دولتهاى مسلمان و ملتهاى مسلمان، بخصوص ملتهاى عرب، يك رژيم شكست‏ناپذير به حساب مى‏آمد. اين موجب شد كه رژيم صهيونيستى عجالتاً شعار از نيل تا فرات را كنار بگذارد و به دست فراموشى بسپرد. ملتهاى مسلمان - از آفريقا تا شرق آسيا - به فكر ايجاد نظام اسلامى و حكومت اسلامى افتادند با فرمولهاى گوناگون؛ نه لزوماً با همان فرمول نظام جمهورى اسلامى ما؛ اما به فكر حاكميت اسلام بر كشورشان افتادند. بعضى از كشورها موفق هم شدند؛ بعضى هم آينده‏ى نويدبخشى در انتظارشان هست از حركتهاى اسلامى.
 روشنفكران در دنياى اسلام با اميد تازه‏اى به ميدان آمدند؛ همان شاعران و هنرمندان و نويسندگانى كه با يأس حرف ميزدند، احساس شكست ميكردند، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى، بعد از حركت عظيم امام بزرگوار و ايستادگى‏هاى اين ملت، روحيه‏ى‏شان عوض شد، لحن كلامشان و شعرشان و قلمشان تغيير پيدا كرد؛ رنگ اميد به خود گرفت. و اين رشته سر دراز دارد.
 من همين جا به ملتهاى مسلمان عرض ميكنم اگر امروز شما مى‏بينيد كه لحن دنياى غرب در برابر شما نرمتر شده است، اين در نتيجه‏ى همين بيدارى عمومى و ايستادگى در دنياى اسلام است. وعده‏ى بى‏تخلف خداوند كه پيروزى مؤمنان را وعده كرده است، تحقق پيدا نميكند، مگر در صورتى كه مؤمنان ايستادگى كنند، پافشارى كنند، جانفشانى كنند. همان مقدارى كه اين ايستادگى ديده شد، ورق برگشت؛ دنياى اسلام در مقابل غرب از آن حالت تحقيرشدگى خارج شد.
 در گذشته، دنياى سلطه و قدرتمندان سلطه‏گر نسبت به كشورهاى اسلامى به طور دلخواه تصميم‏گيرى ميكردند؛ نه نظر ملتهاى مسلمان و نه نظر دولتهاى اسلامى را حتّى سؤال هم نميكردند. اگر نفت داشتند، براى نفتشان؛ اگر بازار داشتند، براى بازارشان برنامه‏ريزى ميكردند، تصميم ميگرفتند و آن تصميم بايد عمل ميشد. با بيدارى دنياى اسلام اين وضعيت تا حد زيادى تغيير پيدا كرد. مسلمانها بايد اين تجربه را در همه‏ى دنياى اسلام به عنوان يك تجربه‏ى موفق و مغتنم قدر بدانند و راه خودشان را بر اساس او تنظيم بكنند. آنچه ملتها را عزيز ميكند، سربلند ميكند، ايستادگى آنهاست.
 امروز شما ملاحظه كنيد حتّى اين دولت جديد آمريكا، سعى ميكند چهره‏ى جديدى را از دولت ايالات متحده براى مردم اين منطقه ترسيم كند. البته حق هم دارند كه اين را بخواهند؛ چون دولت قبلىِ آمريكا يك چهره‏ى زشت و منفور و خشنى از دولت ايالات متحده در نزد ملتهاى اين منطقه به وجود آورده است. ملتهاى منطقه‏ى خاورميانه، منطقه‏ى اسلامى و شمال آفريقا از ته دل از آمريكا متنفرند؛ چون در طول سالهاى متمادى از آمريكا در اين منطقه خشونت ديدند، دخالت نظامى ديدند، حق‏كشى ديدند، تبعيض ديدند، مداخله‏هاى زورمدارانه ديدند، از دست رفتنِ حقوق خودشان را به وسيله‏ى دولتهاى زورگوى آمريكائى در طول سالهاى گذشته مشاهده كردند، لذا متنفرند. خوب، حالا دولت جديد آمريكا درصدد است اين چهره را متحول كند؛ يعنى چهره‏ى جديدى از آمريكا در اين منطقه ترسيم كند. اين چه جورى ميشود؟ من اين را به طور قاطع ميگويم: اين با حرف و نطق و شعار به دست نخواهد آمد. آنها كارهائى كرده‏اند كه عميقاً ملتهاى اين منطقه را آزرده است، رنجانده است، به آنها ضربه زده است؛ نميشود با حرف و نطق و شعار اين آزردگى را، اين رنجش را، اين نفرت عميق را برطرف كرد؛ عمل لازم است.


 آمريكا از دمكراسى حرف زد، از اعتبار رأى ملتها حرف زد؛ اما در فلسطين، آراء مردم كه يك دولتى را انتخاب كرده بودند، نديده گرفت، به هيچ گرفت، اعتنائى به آن نكرد. اين چه نتيجه‏اى در ذهن مردم ميبخشد؟ معلوم است. در مورد حقوق ملت فلسطين، يعنى يك ملتى كه ده‏ها سال است از خانه‏ى خود، از ميهن خود با يك روش خشونت‏آميز و خشن و ظالمانه رانده شده است - اين را كه همه ميدانند، اينكه تاريخ ناشناخته‏اى نيست، مربوط به شصت سال قبل است. ملت فلسطين با اين وضعيت، از حقوق خود محروم، آواره‏ى در كشورهاى مختلف - آمريكا نه فقط نسبت به حقوق اينها هيچگونه توجهى نكرد، از آنها حمايتى نكرد، بلكه بعكس، از رژيم غاصب صددرصد حمايت كرد، و اگر فلسطينى‏هاى مظلوم درصدد برآمدند اعتراضى بكنند، آن اعتراض را اخلالگرى و كارهاى شريرانه معرفى كرد. اين چه جور درست خواهد شد؟
 حق‏كشى‏هاى آمريكا در اين منطقه يكى دو تا نيست.


دریافت فایل صوتی

رهبر و فلسطین44

سخنراني در ديدار با شركت كنندگان در كنفرانس حمايت از فلسطين 27/7/1370
 بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحيم
 الحمدلله ربّ العالمين والصّلاة والسّلام علي محمّد و اله الطّاهرين
 در ابتدا به همه‏ي ميهمانان عزيز اين كنفرانس خوش‏آمد عرض مي‏كنم و اميدوارم كه اجتماع شما منشأ آثار برجسته و تعيين‏كننده‏يي درباره‏ي قضيه‏ي فلسطين بشود.
 مسأله‏ي فلسطين، يكي از مصايب بزرگ جهان بشريت كنوني است. هر كس كه احساسي در مورد انسان و حقوق انسان دارد و دم از حمايت از انسانهاي مظلوم مي‏زند، بايد در اين قضيه صاحب داعيه باشد و اين قضيه را، قضيه‏ي خود بداند. شايد بشود گفت كه قضيه و مصيبت فلسطين، جزو قضاياي كم‏نظير تاريخ است. تا آن‏جا كه ما دانستيم و شناختيم، اين‏طور حادثه‏يي با اين عظمت نسبت به يك ملت، در طول تاريخ هم كم‏نظير است.
 شما هرچه از مصايب انساني فرض كنيد، در مصيبت و قضيه‏ي فلسطين جمع است؛ از قتل نفوس بي‏گناه، از آواره كردن انسانها و بي‏خانمان كردن آنها، از شكنجه و زجر و حبس و تبعيد و از اين قبيل، از اهانت به كرامت انساني، از نابود كردن سرمايه‏هاي بشري يك عده انسان، از فشار و ظلم و اختناق و اجازه‏ي فعاليت ندادن به يك عده بشر. همه‏ي اين مصايبي كه اگر در گوشه‏يي از عالم براي جمعي از مردم اتفاق بيفتد، بشريت را جريحه‏دار و داغدار مي‏كند، در قضيه‏ي فلسطين در طول چهل‏وپنج سال اخير اتفاق افتاده است.
 آن كساني كه دم از طرفداري از حقوق بشر مي‏زنند، اگر راست مي‏گويند، بايد از حقوق ملت فلسطين سخن بگويند. شما كدام ملت را سراغ داريد كه در اين چهل‏وپنج سال اخير، به قدر ملت فلسطين شكنجه ديده باشد، مصيبت كشيده باشد، عزيزانش را از دست داده باشد و حقوقش ناديده گرفته شده باشد؟ چه‏طور شد كه اگر در گوشه‏يي از عالم، يكي از اين مصايب براي عده‏يي انسان پيش بيايد، كساني ادعا مي‏كنند كه دلسوز و غمخوار حقوق بشرند؛ سينه سپر مي‏كنند، حرف مي‏زنند و اقدام مي‏كنند؛ اما مجموع اين همه مصيبت را در مردم فلسطين نديده مي‏گيرند؟!


 توطئه‏ي بزرگ اين است كه در قضيه‏ي فلسطين، حقيقت را واژگونه جلوه دادند. آن كسي كه براي مسأله‏ي فلسطين - يعني براي خانه‏ي خود، براي حق انساني و حق ملي خود - اقدامي مي‏كند، در عرف مطبوعات استكباري دنيا و دستگاه تبليغاتي وابسته به استكبار و صهيونيسم، تروريست معرفي مي‏شود! مصيبت بزرگ آن است كه اين مصايب را، با قبول و تأييد دنياي متمدن، بر سر يك ملت مي‏آورند! دنياي به اصطلاح متمدن، دنياي به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن كساني ايستاده است كه اين همه حقوق انساني و الهي و مشروع يك ملت را نديده گرفته‏اند.
 صهيونيستها آمدند خانه‏ي فلسطينيها را غصب كردند؛ آنها را از اوليترين حقوقشان محروم كردند؛ در خاك آنها، دولتي را عليه آنها به وجود آوردند؛ و امروز دنياي به اصطلاح متمدن - امريكا و بلندگوهاي استكباري - به جاي اين‏كه در جهت آن ملتي كه مظلوم واقع شده است، قرار بگيرند، در طرف آن دستگاهي قرار مي‏گيرند كه اين ستمها را در طول آن چهل‏وپنج سال كرده است! واقعاً چه مصيبتي از اين بالاتر؟! ما هيچ ظلمي با اين عظمت سراغ نداريم. به يك ملت با چنين حجم عظيمي ظلم كنند، و آن وقت اگر آن ملت از روي ناچاري حركت و اقدامي بكند، آن اقدام را به عنوان تروريسم و به عنوان اعمال خشونت بكوبند! امروز وضع سياست استكباري دنيا اين است. امروز دستگاههاي زر و زور در دنيا دست به دست هم داده‏اند تا حقوق ملت فلسطين را تضييع كنند؛ سعي مي‏كنند جنبه‏ي انساني اين قضيه را بكلي نديده بگيرند؛ بلكه بالعكس وانمود كنند.
 آن كساني كه براي فلسطين دل مي‏سوزانند، براي صدها هزار و ميليونها انسانِ از حقوق انساني محروم شده دل مي‏سوزانند. كساني كه با حضور دولت غاصب صهيونيستي در وطن فلسطيني مخالفت مي‏كنند، براي بشريت، براي مادران داغديده و براي جوانان مؤمن دل مي‏سوزانند؛ براي انسانهايي دل مي‏سوزانند كه حرفشان اين است كه خانه‏ي ما را به خود ما بدهيد، وطن ما را از ما نگيريد، در داخل خانه‏ي ما اين‏قدر به ما ظلم نكنيد. آيا اين حرف، خلاف است؟ آيا اين حرف، زورگويي و خشونت است؟ آيا اگر كسي در اين دنيا براي احياي حق مليت خود مبارزه كند، مبارزه‏ي غيرعادلانه‏يي انجام داده است؟ ما از كساني كه امروز مي‏گويند مي‏خواهيم در قضيه‏ي فلسطين راه حل عادلانه پيدا كنيم، سؤال مي‏كنيم كه اين راه‏حل عادلانه چيست؟ فلسطين متعلق به كيست؟ جز اين‏كه متعلق به فلسطيني است؟
 آيا شما با تغيير اسم مي‏توانيد يك ملت را از اوليترين حقش - يعني حقِ داشتن سرزمين خود - محروم كنيد؟ آيا با تبليغات مي‏توانيد يك مليت دروغين به نام مليت اسرائيلي به وجود بياوريد؟ آيا چنين چيزي مقبول است؟ آيا چنين چيزي مطابق با انصاف است؟ آيا چنين چيزي عادلانه است؟ مسأله غير از اينهاست؛ مسأله اين است كه دنياي استكباري، به سرزمين فلسطين به عنوان قلب جغرافيايي جهان اسلام احتياج دارد، تا اسلام را بكوبد، ملتهاي اسلامي را زير فشار قرار بدهد و از حركت اسلامي مانع بشود.
 دولت اسرائيل در اين نقطه، قائم‏مقام حضور استكباري است، تا منافع استكبار را در اين منطقه تأمين كند؛ قضيه اين است.

آيا انسانهاي سالم و بي غرض حاضرند گول تبليغات دروغين و خباثت‏آلود استكبار را نسبت به فلسطين بخورند؟ امروز اردوگاه استكبار ايستاده است تا حق بزرگ ملت فلسطين و ملتهاي اسلامي را تضييع كند. آيا ملتهاي اسلامي حق دارند بنشينند و تضييع حق يك ملت مسلمان و تضييع حقوق خود را تماشا كنند؟!
 راه‏حل مسأله‏ي فلسطين، راه‏حل روشني است. كساني كه گول اين مطلب را مي‏خورند كه بروند با دشمن - يعني با عامل غصب - مذاكره كنند، خودشان را فريب مي‏دهند. آنها مي‏خواهند ملتها را فريب بدهند؛ اما ملتها فريب نمي‏خورند. راه حل مسأله‏ي فلسطين اين نيست كه بروند با اسرائيل غاصب فلسطين بنشينند حرف بزنند. آنها كه در اين منطقه صلح مي‏خواهند، اگر خانه‏ي فلسطينيها را به خودشان برگردانند، صلح ايجاد خواهد شد. چرا شما افرادي را با مليتهاي مختلف روسي، انگليسي، امريكايي، آفريقايي، آسيايي، از هند و از مناطق ديگر دنيا در اين‏جا جمع كرده‏ايد، تا مردمي را از خانه‏ي خودشان بيرون كنيد؟ اگر شما صلح مي‏خواهيد، صلح به اين است كه افرادي كه متعلق به كشورهاي ديگرند، به خانه‏هاي خودشان برگردند و فلسطين را به فلسطينيها بدهند.
 فلسطين متعلق به فلسطينيهاست. اگر مردم سرزمين فلسطين در داخل فلسطين - يعني در همه‏ي فلسطين، بدون تجزيه - دولتي تشكيل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مي‏گوييد، و اگر توطئه‏يي عليه ملت فلسطين و ملتهاي اسلامي و عليه اسلام در نظر نداريد، راه حل اين است. اما اگر نخواهيد اين راه حل را عمل كنيد، اردوگاه استكبار بداند كه با اين نشست‏وبرخاستهايي كه ترتيب مي‏دهند و با اين تصميم‏گيريها، مسأله‏ي فلسطين حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطين خاموش نخواهد شد، و نبايد بشود.
 اسرائيل ثابت كرده است كه جز زبان زور، چيز ديگري نمي‏فهمد. با او جز با زبان قدرت يك ملت و قدرت يك امت اسلامي در سراسر عالم، نمي‏شود حرف زد. شما نمايندگان ملتهاي اسلامي هستيد. شما نمايندگان مردم فلسطين، نمايندگان پارلمانها و نمايندگان ملتها در اين‏جا جمعيد؛ نسبت به فلسطين تصميم بگيريد. تصميم بايد استنقاذ فلسطين باشد، و لاغير؛ و اين هم يك راه بيشتر ندارد و آن راه، همان راهي است كه عناصر انتفاضه‏ي مقدسه‏ي فلسطين آن را شناختند و دارند تعقيب مي‏كنند؛ راه مبارزه در داخل سرزمينهاي فلسطين؛ علاج اين است و لاغير.
  شما يك‏چهارم جمعيت دنيا هستيد. مسلمانان بزرگترين ابزارهاي قدرت را در اختيار دارند. امروز دنيا به نفت شما محتاج است. امروز دنيا به منطقه‏ي حساس حيات و زندگي شما محتاج است. چرا امريكا بايد بتواند چيزي را بر شما تحميل بكند؟ تحمل نكنيد، قبول نكنيد. اينها شعار نيست؛ اينها واقعيتهايي است كه اگر ما همت بكنيم و با اين تكليف عظيم الهي و انساني صادقانه برخورد نماييم، قابل تحقق و قابل عمل است.
 امروز يك عده مسلمان، فداكار، برگزيدگان ملت فلسطين، از پير و جوان و مرد و زن، در سرزمينهاي مقدس فلسطين دارند مبارزه مي‏كنند؛ به آنها كمك كنيد؛ راه اين است. كمك به فلسطين، يعني كمك به عناصري كه دارند مبارزه مي‏كنند. كمك به فلسطين، معنايش اين نيست كه به عناصر سازشكاري كه دلشان براي فلسطين نسوخته، بلكه دلشان براي منافع شخصي خودشان سوخته، كمك كنند. آن سازماني مورد قبول است و نماينده‏ي واقعي مردم فلسطين است، كه در راه آرمان فلسطين مبارزه بكند؛ نه آن سازماني كه برود آرمان فلسطين را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بكند!

 

ماهیت سران عرب


 بايد ملتهاي مسلمان حركت كنند و احساس تكليف نمايند. من آنچه را كه به نظرم مي‏رسد امروز بايد گفته بشود و بايد انجام بدهيم، در بيانيه گفته‏ام؛ الان هم دارم مي‏گويم: ملتهاي اسلامي به هر نحو كه مي‏توانند، بايد انواع كمكهاي خودشان را به آن مردمي كه دارند در داخل فلسطين مبارزه مي‏كنند، برسانند؛ اين يك تكليف شرعي و الهي و انساني است.
 اگر امروز شما مسلمانان عقب بنشينيد، بدانيد كه دشمن يك سنگر جلو مي‏آيد - دشمني كه تمام نمي‏شود - اسرائيل يك سنگر جلو مي‏آيد؛ امريكا كه دشمن جهان اسلام است، يك سنگر جلو مي‏آيد. اگر شما عقب بنشينيد، آنها جلو مي‏آيند. دشمني ميان آنها و ميان شما امت اسلام كه تمام نخواهد شد. خواسته‏هاي استكباري استكبار كه تمامي ندارد.
 شما بايد در اين‏جا يك حركت قاطع و يك تصميم‏گيري قطعي بكنيد. اين اجتماع در تهران مي‏تواند اجتماع مباركي باشد. كار به دست شماست؛ تصميم‏گيري كنيد. پارلمانها بنشينند براي سرنوشت فلسطين تصميم‏گيري كنند و آن را از دولتها بخواهند. روشنفكران و نويسندگان بنويسند و افكار عمومي را بيدار كنند. دانشجويان و جوانان آماده باشند، تا با صداي بلند خواست ملتها را اعلام كنند.
 ملت ايران آماده است. ما در حد توان و قدرتمان آماده هستيم، تا اين تكليف را انجام بدهيم؛ دشمني استكبار را هم تحمل مي‏كنيم. ما را به خاطر حمايت از فلسطين و از انتفاضه‏ي فلسطين و از قيام مردم فلسطين تهديد نكنند؛ اين حمايت وظيفه‏ي ماست؛ ما اين را انجام مي‏دهيم و از هيچ تهديدي هم نمي‏هراسيم. از بعد از انقلاب، بلافاصله ما در معرض تهديدهاي استكبار بوديم؛ و به فضل پروردگار و به حول و قوّه‏ي الهي، استكبار نتوانسته است كاري بكند. ما باز هم تكليفمان را انجام خواهيم داد.
 من از شما آقايان محترم و از شما برادران عزيز خواهش مي‏كنم كه اين اجتماع را به طور كاملاً جدي مورد نظر قرار بدهيد و سعي كنيد كه در نشست‏وبرخاستها به تصميم برسيد. صرف اجتماع تنها، صرف نشستن و گفتن و برخاستن، كافي نيست؛ بايد تصميم بگيريد، با تصميم برگرديد و آن تصميم را به مرحله‏ي اجرا بگذاريد؛ آنگاه خواهيد ديد كه آنچه به نظر بن‏بست مي‏آيد، گشوده خواهد شد. در مقابل اراده‏ي ملتهاي مسلمان، هيچ بن‏بستي وجود ندارد.
 از خداوند متعال توفيقات شما برادران عزيز را مسألت مي‏كنم. از مجلس شوراي اسلامي كه اين كار بزرگ را تدارك كردند و اين اجتماع را به وجود آوردند، صميمانه تشكر مي‏كنم. از همه‏ي مسؤولان و از همه‏ي ملت ايران مي‏خواهم كه به هر نوعي كه مي‏توانند، حمايت خودشان را از اين مجموعه، از اين حركت و از قيام مردم فلسطين ابراز كنند.
 والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته

رهبر و فلسطین43

بيانات در ديدار روحانيون و طلاب تشيع و تسنن كردستان‏23/2/1388
شما اگر تو خيابان به يكى يك تلنگر بزنيد، حداكثر اين است كه خشمگينانه نگاهى به شما بكند؛ رد ميشود ميرود. اگر يك مشت بزنيد، برميگردد دوتا به شما حرف درشت ميزند. اما اگر يك ضربه‏ى كارى بزنيد، يقه‏ى شما را ميگيرد و رهايتان نميكند. اينكه مى‏بينيد يقه‏ى جمهورى اسلامى و نظام اسلامى را ميگيرند و رها نميكنند، نشانه‏ى اين است كه ضربه‏اى كه جمهورى اسلامى بر پيكر استكبار وارد كرده است، خيلى عميق بوده. دشمن ما فلان گروهك منزوى با چهارتا آدم كوچك يا بزرگ نيست. دشمن ما فلان دولت منطقه‏اى عاجز و ناتوان نيست كه تو ملت خودش هم پايگاهى ندارد. دشمن ما دستگاه عظيم استكبار است كه مهمترين تصميم‏گيرهايش سرمايه‏داران صهيونيست و كمپانى‏دارها و تراست‏دارها و كارتل‏دارهاى گردن‏كلفت دنيايند. اين، در مقابل نظام اسلامى ايستاده است و البته از همه‏ى شيوه‏ها هم استفاده ميكند. ضربه به او خورده است كه اين جور مى‏بينيد از همه‏ى امكانات استفاده ميكند، از همه‏ى وسائل استفاده ميكند. حالا از ايجاد واگرائى نسبت به عقايد اسلامى، سوق دادن جوان به مواد مخدر، به فساد، به استفاده‏ى از غفلت بعضى از دستگاه‏ها، جوانها را آسيب‏پذير كردن، تا اختلافات مذهبى، تا اختلاف شيعه و سنى، تا فلان گروهك؛ و اگر دستش برسد در متن مسئولين بالا و نيمه‏بالاى جمهورى اسلامى هم نفوذ بكند، اين كار را هم ميكند. همه‏ى تلاش را دارند ميكنند. با همه‏ى اين تلاشها مؤمنين ايستاده‏اند: «كالجبل الرّاسخ لا تحرّكه العواصف». اين تندبادها نميتواند جمهورى اسلامى را تكان بدهد.دریافت فایل صوتی

 

ديدار علما و روحانيون كردستان با رهبر انقلاب


خدا حجت را بر ما تمام كرده؛ اين امكان، اين زمينه. حركت كنيد پيش برويد. روحانىِ اين زمان از اين امكان بايد حداكثرِ استفاده را بكند، با افكار جديد آشنا شوند، راه‏ها و شيوه‏هاى دشمن را بشناسند و به زمان خودشان عالم شوند؛ «العالم بزمانه لاتهجم عليه اللّوابس». درست مثل جبهه‏ى جنگ. شايد بسيارى از اين جمع حاضر جبهه‏هاى جنگ را ديده باشند - حالا جوان‏ترها آن روزها را نديده‏اند - در داخل جبهه‏ى جنگ، از اطراف گلوله‏ى توپخانه مى‏آيد، خمپاره مى‏آيد، انواع و اقسام آتش از اطراف ميبارد و از بالاى سر انسان رد ميشود؛ به طورى كه گاهى انسان جهتگيرى را گم ميكند؛ نميداند اين گلوله‏اى كه دارد مى‏آيد، از طرف دشمن دارد مى‏آيد، يا از طرف دوست دارد مواضع دشمن را ميكوبد. اين خيلى خطر بزرگى است. براى يك رزمنده بزرگترين خطر اين است كه جهتگيرى را گم كند؛ نداند دشمن كجاست، دوست كجاست. اگر ندانست دشمن كجاست و دوست كجاست، آنوقت ممكن است به طرف دوست آتش كند؛ به خيال اينكه دارد به طرف دشمن آتش ميكند. اينها خيلى خطرناك است. بعضى از ما به طرف دوستانمان آتش ميكنيم، خيال ميكنيم به طرف دشمن داريم آتش ميكنيم! بعضى از ما غفلت ميكنيم از اينكه ايجاد اختلاف مذهبى، نقشه و طرح دشمن است براى اينكه ما را مشغول به خودمان كند. غفلت ميكنيم؛ همه‏ى همت يك شيعه ميشود كوبيدن سنى، همه‏ى همت يك سنى ميشود كوبيدن شيعه. خوب، اين خيلى تأسف‏آور است. و دشمن اين را ميخواهد.
 ببينيد، در قضيه‏ى حمايت از فلسطين - اين يك مثالى است ميخواهم بزنم - هيچ كشور و هيچ دولتى به گرد جمهورى اسلامى نرسيد. اين را همه‏ى دنيا تصديق كردند. جورى شد كه بعضى از كشورهاى عربى از ناراحتى دادشان بلند شد، گفتند ايران دارد براى مقاصد خود اينجا تلاش ميكند! البته فلسطينى‏ها به اين حرف اعتنائى نكردند. از جمله در قضيه‏ى غزه - در اين جنگ بيست و دو روزه‏ى چند ماه قبل - جمهورى اسلامى در همه‏ى سطوحش؛ از رهبرى و رياست جمهورى و مسئولين گوناگون و مردم و تظاهرات و پول و كمك و سپاه و غيره، همه در خدمت برادران فلسطينىِ مظلوم و مسلمان قرار گرفتند. در بحبوحه‏ى اين حرفها، يك وقت ديديم كه ويروسى دارد تكثير مثل ميكند؛ دائم ميروند پيش بعضى از بزرگان، بعضى از علماء، بعضى از محترمين، كه آقا! شما داريد به كى‏ كمك ميكنيد؛ اهل غزه ناصبى‏اند! ناصبى يعنى دشمن اهل‏بيت. يك عده هم باور كردند! ديديم پيغام و پسغام كه آقا، ميگويند اينها ناصبى‏اند. گفتيم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شيطان رجيمِ خبيث. در غزه مسجد الامام اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب هست، مسجد الامام الحسين هست، چطور اينها ناصبى‏اند؟! بله، سنى‏اند؛ اما ناصبى؟!

مسجد امام علی علیه السلام-نابلس

مسجد فاطمه الزهرا، واقع در جنوب طولکرم، فلسطين

 اينجور حرف زدند، اينجور اقدام كردند، اينجور كار كردند. نقطه‏ى مقابلش هم هست: يك عده بلند شوند بروند قم، لابلاى كتابهاى شيعه را نگاه كنند، ببينند كجا اهانت به مقدسات اهل سنت است، از او عكس بگيرند، بيايند تو محافل سنى پخش كنند، ببينيد آقا! اين كتابهاى شيعه است. يا يك گوينده‏ى نادان، غافل يا مغرضى روى منبر نسبت به مقدسات اهل سنت حرف مهمل و بدى بزند؛ اين را نوار كنند، سى دى كنند، بروند اينجا آنجا پخش كنند: بگويند ببينيد آقا! اين شيعه است. اين را به او بدبين كنند، او را به اين بدبين كنند. اين معنايش چيست؟ «و تذهب ريحكم» يعنى چه؟ يعنى همين ديگر. وقتى اختلاف پيدا شد، وقتى تفرقه پيدا شد، وقتى نسبت به هم سوءظن وجود داشت، وقتى يكديگر را خائن دانستيم، طبيعى است كه با هم همكارى نخواهيم كرد. همكارى هم اگر بكنيم، با هم صميمى نخواهيم بود. اين همان چيزى است كه آن دشمن دنبال اوست. هم عالم شيعه، هم عالم سنى، بايد اين را بفهمند، اين را درك كنند.دریافت فایل صوتی

رهبری و فلسطین42

پيام به ملتهاي مسلمان 22/7/1370
بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحيم
 اذن للّذين يقاتلون بانّهم ظلموا و انّ الله علي نصرهم لقدير. الّذين اخرجوامن ديارهم بغير حقّ الّا ان يقولوا ربّناالله و لولا دفع‏الله النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع وبيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم‏الله كثيرا ولينصرنّ الله من ينصره انّ الله لقوي عزيز
 در تاريخ ملتها لحظاتي است كه نوع تصميم‏گيري در آن، بر زماني طولاني از عمر آن ملت اثر مي‏گذارد و تلخي و رنج و ذلت و اسارت، و يا آزادگي و عزت و شادكامي، براي نسلهايي به ارمغان مي‏آورد. اگر آن روزي كه صهيونيستها اولين تيشه‏ها را بر ريشه‏ي عميق مليت فلسطيني مي‏زدند، تا مليتي دروغين و جعلي و بي‏ريشه به جاي آن در خاك متعلق به مسلمين بگذارند، سران مسلمان و عناصر مؤثر و به‏تبع آنان توده‏هاي مردم، حضور و مقاومت جدي و هوشيارانه‏يي از خود نشان مي‏دادند، امروز از اين همه مصيبت و بلايي كه ميوه‏ي زهرآگين شجره‏ي خبيثه‏ي دولت صهيونيستي است، در اين منطقه خبري نبود و شايد ملتهاي منطقه و بخصوص ملت مظلوم فلسطين، از آنچه در اين چهل‏وپنج سال كشيده است، معاف مي‏بود. آن‏روز سست‏عنصري بعضي و قدرت‏طلبي بعضي و راحت‏طلبي بعضي و ناهشياري بعضي، دست به هم داد و خيانتي عمومي را شكل بخشيد و نتيجه آن شد كه شد:

انور سادات و مناخیم بگین

 هزاران خون به‏ناحق‏ريخته، هزاران ناموس هتك‏شده، هزاران خانه‏ي ويران‏شده، هزاران سرمايه‏ي بربادرفته، هزاران آرزوي دفن‏شده، هزاران روز و شب تلخ و مصيبت‏باري كه با گرسنگي و دربه‏دري و بي‏خانماني و اشك و آه يك ملت در اردوگاههاي اردن و لبنان سپري‏شده، يا در وطن اشغالي در زير چكمه و سرنيزه‏ي دشمن به‏سرآمده، هزاران انساني كه بي هيچ جرمي در معرض سخت‏ترين عقوبتهاي زمانه قرار گرفته، و هزاران غم ناگفتني ديگر كه جز آنان كه روزهاي جان كندن تدريجي در اردوگاه را در مجاورت خانه‏ي غصب‏شده‏ي خود يا در خانه‏ي زير قيمومت بيگانه مي‏گذرانند، كسي ديگر قادر به درك آن نيست. ... همه و همه از آن خيانت بزرگ پديد آمد، و آن خيانت، خيانتهاي ديگر را به دنبال آورد؛ و اين امواج خيانت، چه فضيلتها را كه خشكاند و چه روحيه‏ها را كه ميراند و چه شعله‏ها را كه فسرد. ...
 هر كسي آن روز مي‏توانسته كاري بكند و قدمي در راه دفع اين ظلم بزرگ بردارد، و نكرده و برنداشته، محكوم لعن و نفرين اين دو نسل فلسطيني، و مشمول قضاوت قاطع و سخت تاريخ معاصر و آينده، و مورد عذاب و تقاص الهي در روز جزاست؛ و در اين، فرقي ميان رجال سياست و رجال اقتصاد و رجال فرهنگ و ادبيات و رجال جنگ و نبرد نيست. ...

او هم عجب روايتي داشت

امروز يك بار ديگر يكي از آن لحظه‏هاي سرنوشت‏ساز در پيش است، و يكي از آن امتحانهاي عمومي آماده. مسأله اين است كه امريكا در بحبوحه‏ي آنچه پيروزيهاي پس از پايان «جنگ سرد» ناميده مي‏شود، و به بركت سكوت رعب‏آميزي كه بر برخي از كشورهاي اين منطقه حاكم گشته، و با تكيه بر حضور نظامي غاصبانه در خليج فارس، درصدد است مشكل خود و مشكل صهيونيستهاي غاصب را حل كند؛ اسرائيل از سوي اعراب به رسميت شناخته شود و داعيه‏ي «فلسطين» براي هميشه پايان يابد. خلاصي اسرائيل از دغدغه‏ي معارضات دولتهاي عربي، آن دست‏آموز امريكا را اولاً براي وظيفه‏ي اصليش، يعني مبارزه با حركتهاي اسلامي در اين منطقه - كه بزرگترين خطر جدي براي امريكاست - آماده مي‏سازد؛ ثانياً نفوذ امريكا را بر كشورهاي اين منطقه‏ي حياتي قطعي كرده، منطقه را به صورت خانه‏ي امن امريكاييان درمي‏آورد و شيطان بزرگ، صاحب‏اختيار بي‏دردسر خاورميانه مي‏شود؛ و ثالثاً اسرائيل در راه توسعه‏ي سرزمينهاي اشغالي و آرزوي «از نيل تا فرات»، يك سنگر مهم ديگر را فتح مي‏كند.
 دشمن درصدد است فلسطين را يكباره از پيكر دنياي اسلام جدا كند و شجره‏ي ملعونه‏ي صهيونيسم را در خانه‏ي مسلمين ماندگار سازد. امريكا درصدد است با تثبيت رژيم اشغالگر، همه‏ي سررشته‏هاي زندگي در اين منطقه‏ي حساس را به دست گيرد و خود را از نگراني خيزش اسلامي در خاورميانه و آفريقا نجات دهد. دشمنان اسلام مي‏خواهند همه‏ي كينه‏ي ديرين خود با اسلام و شكستهايي را كه در سالهاي اخير بر اثر بيداري مسلمين تحمل كرده‏اند، در اين‏جا جبران كنند. اين حادثه با هيچيك از توطئه‏هاي چند سال اخير درباره‏ي خاورميانه قابل مقايسه نيست؛ اين‏جا سخن از غصب يك كشور و دربه‏دري مستمر و ابدي يك ملت و جداسازي نهايي پاره‏ي تن جهان اسلام و مركز جغرافيايي وطن بزرگ اسلامي و قبله‏ي اولاي مسلمين است.
 در اين لحظه‏ي خطير، مسلمين جهان بايد احساس تكليف كنند؛ بايد وظيفه‏يي را كه مسلماني بر دوش آنان نهاده، درك كنند. از سويي تكليف حفاظت از سرزمينهاي اسلامي است، كه از ضروريات فقه مسلمين است؛ و از سوي ديگر پاسخ به استغاثه‏ي ملتي مظلوم ... كه پيامبر(ص) فرموده است: هر كس نداي استغاثه‏ي مسلمي را بشنود و پاسخ نگويد، مسلمان نيست. ... و امروز نه يك فرد، كه يك ملت صدا به استغاثه برداشته است.

به خدا این ها هم مسلمانند


 امروز دولتهاي مسلمان بايد احساس تكليف كنند.
قدرت دولتهاي مسلمان، اگر متفق و همصدا باشند، از قدرت امريكا بيشتر است. امريكا به اين منطقه محتاجتر است، تا اين منطقه به امريكا. دولتها بايد بدانند كه خواست ملتهاي مسلمان آن است كه همه‏ي آنها با هم به خواست مستكبرانه‏ي امريكا و اسرائيل پاسخ «نه» بگويند. اين مطمئن‏ترين اقدام براي حفظ خود دولتها و حفظ شرف و عزت كشورهاي اسلامي است. بايد از تهديد و تطميع امريكا و فشار تبليغاتي مطبوعات صهيونيستي نهراسند و به نداي وظيفه‏ي اسلامي و ملي خود پاسخ گويند.
 ملتهاي مسلمان بدانند كه آنان نيز به اندازه‏ي دولتها نزد خدا و نزد تاريخ مسؤولند. شما مي‏توانيد دولتها را به مقاومت در برابر فشارهاي استكباري وادار، و آنان را در اين راه كمك كنيد؛ و مي‏توانيد براي دولتهايي كه به اين وظيفه‏ي حتمي پشت پا مي‏زنند، خطري بزرگ بيافرينيد.
 شما علماي اسلام و نويسندگان و روشنفكران و دانشجويان كشورهاي اسلامي، وظايف فوري‏تري داريد. شما مي‏توانيد ملتها را از عظمت مصيبتي كه امريكا و اسرائيل براي جهان اسلام تدارك مي‏بينند، آگاه كنيد و نيروي عظيم ملي را براي مقابله با آن بسيج نماييد. دولتهايي كه خود را براي همراهي با اين خيانت آماده مي‏كنند، بايد خطر خشم ملتهاي خود را دريابند.
 محور اين مبارزه‏ي حساس و خطير، ملت مظلوم و شجاع فلسطين است، كه مصايب را با همه‏ي وجود درك كرده و اكنون به بركت تمسك به اسلام، با مبارزه‏ي جانانه‏ي خود در داخل وطن غصب‏شده، خطري عظيم براي دشمن آفريده است.
توطئه‏ي بزرگ استكباري بر آن است كه اين مبارزه را خاموش كند؛ اما به حول و قوّه‏ي الهي و به همت فلسطينيان شجاع و به كمك ملتها و دولتهاي مسلمان، اين شعله بايد روزبه‏روز برافروخته‏تر گردد، تا همه‏ي بناي پوشالي دشمن را در كام خود فرو برد؛ و اين خواهد شد و نصرت الهي بر آنان نازل خواهد گشت؛ «ولينصرنّ الله من ينصره انّ الله لقوي عزيز».
 دشمن بداند كه هيچ تهديد و هيچ ترفندي از قبيل شركت دادن فلسطينيانِ پشت‏كرده به آرمان فلسطين در كنفرانس امريكايي، نخواهد توانست نفوس مؤمنه‏يي را كه جهاد در راه نجات فلسطين را تكليف اسلامي خود مي‏دانند، از اين مبارزه‏ي برحق رويگردان كند، و علي‏رغم خواست امريكا و دستياران و وابستگانش، جهاد ملت فلسطين ادامه خواهد يافت و اين شعله‏ي مقدس، با خيانت سياستمداران وابسته‏ي فلسطيني و عرب خاموش نخواهد شد.
 مهمترين علاج توطئه‏ي امريكا، در داخل سرزمينهاي اشغالي و در دستان نيرومند مبارزان فلسطيني است؛ ليكن همه‏ي مسلمين موظفند در اين جهاد شركت جسته و كمكهاي مالي و سياسي و اطلاعاتي و نظامي و تجهيزاتي را به سوي آنان سرازير كنند. ملت فلسطين بايد احساس تنهايي نكند. صهيونيستها و كساني كه شكنجه و كشتار مبارزان فلسطيني منتسب به آنهاست، بايد در هيچ جاي جهان احساس امنيت نكنند. صندوقهاي پشتيباني و هسته‏هاي كمك به فلسطينيان مبارز بايد در همه جاي عالم و از سوي دولتها و ملتها تشكيل شود. تحريم اقتصادي دولت غاصب و به رسميت نشناختن آن، وظيفه‏ي همه‏ي دولتهاي مسلمان است و ملتها بايد در برابر اين مسأله حساسيت نشان دهند ...

قابل توجه مسلمان ها

 و با اين وسايل و با همه‏ي وسايل ممكن بايد با توطئه‏ي جاري مقابله، و از تأثير آن ممانعت به عمل آيد. به هر تقدير، مسأله‏ي فلسطين يك راه حل بيشتر ندارد و آن، تشكيل دولتي فلسطيني در تمامي سرزمين فلسطين است. هدايت و كمك الهي را براي همه‏ي دولتها و ملتهاي مسلمان مسألت مي‏كنم و دوام اميد و پيروزي آنان را خواهانم.
 والسّلام علي عبادالله الصّالحين علي الحسيني الخامنه‏ئي بيست‏وپنجم مهرماه يكهزاروسيصدوهفتاد مصادف با هشتم ربيع‏الثاني 1412

رهبری و فلسطین41

سخنراني در ديدار با خانواده‏هاي شهدا 17/7/1370
هيچ ريشخندي نسبت به ارزشهاي اسلامي تلختر و بالاتر از اين نيست كه امريكاييها ادعا كنند طرفدار حقوق بشرند! وضع فلسطينيها را ببينيد؛ توطئه‏ي اينها عليه فلسطينيها را ببينيد. آيا اينها مي‏توانند طرفدار حقوق بشر باشند؟! خون در دل ملتها موج مي‏زند. هوشياران و بيداران ملتها دلشان مي‏خواهد فرياد بكشند، حرفي بزنند؛ مي‏خواهند پرچم عصيان عليه قدرتهاي استكباري را برافراشته ببينند و پشت سرش راه بيفتند. اين پرچم امروز در دست شماست؛ آن را محكم نگه‏داريد.
سخنراني در ستاد فرماندهي نيروي زميني سپاه 24/7/1370
امروز همه‏ي دنيا متوجه شماست. همه متوجه شما هستند؛ هم قدرتهاي چپاولگر عالم و جهانخواران، هم مظلومان عالم، هم آن كساني كه در صحنه منتظرند تا ببينند كفه به سود كدام طرف سنگينتر خواهد شد. امروز ملت فلسطين چشمشان به شماست. ملتهاي مظلوم و روشنفكران مسلمان، نگاهشان به سوي شماست. حتّي كساني هم كه مسلماني را نشناخته‏اند، در دلشان فروغ اميدي از سوي شما هست. اين همان سكويي است كه بايد ملت مسلمان ايران، و به دنبال آن ديگر ملتها، به سوي «ليظهره علي‏الدّين كلّه» پرش و حركت كنند. اين، كار بزرگي است. اين كار، قدرت ايمان، قوّت اراده، توكل به خدا، آمادگي معنوي و مادّي مي‏خواهد.


 امروز علي‏رغم پيروزيهاي ظاهري امريكا در صحنه‏ي سياسي عالم و در صحنه‏ي جنگ نا برابر با رژيم شكست‏خورده و ذليل عراق - كه اين پيروزيهاي خيالي، امريكا را مغرور كرده است - واهمه و دغدغه‏ي شديدي در دل سردمداران استكبار وجود دارد؛ آن هم فقط از ناحيه‏ي اسلام. نمي‏خواهند به اين قضيه اعتراف كنند؛ نمي‏خواهند اسلام و انقلاب و حركت و خيزش اسلامي را در حرفهاي خود بزرگ كنند؛ اما علي‏رغم ميلشان، آنچه در دل آنهاست، آشكار و معلوم مي‏شود كه از حركت عميق اسلامي بشدت بيمناكند.
 خيانتي كه امروز نسبت به سرزمين مقدس فلسطين و به سود رژيم غاصب اسرائيل انجام مي‏گيرد، درحقيقت حركت و تدبيري براي مقابله‏ي با خيزش اسلامي در منطقه است. با اين عجله مي‏خواهند جاي پا را در منطقه قرص كنند، تا بتوانند از خيزش اسلامي ملتها جلوگيري كنند. آيا خواهند توانست؟ ممكن است به ظاهر درباره‏ي مسأله‏ي فلسطين نشست‏وبرخاستي بكنند؛ اما امكان ندارد كه دشمنان ملت اسلام و امت بزرگ اسلامي بتوانند علي‏رغم خواست ملتهاي مسلمان، اين توطئه‏ي بزرگ را به كرسي بنشانند. مسأله‏ي فلسطين، اين‏طوري حل نخواهد شد. مبارزه و جهاد، با شور هرچه بيشتر باقي خواهد ماند.

رهبری و فلسطین40

سخنراني در ديدار با جمعي از رزمندگان، پرسنل و مسؤولان ستاد فرماندهي 3/7/1370
 امروز در دنيايي كه بر اساس فرهنگ زور و نامردمي بنا شده است، همه‏ي ملتها بايد روح دفاع از مصالحشان را در ميان خود تقويت كنند. مي‏بينيد كه چه‏طور سياستهاي عالم بر اساس زور، ظلم و ناديده گرفتن حقوق انسانها مي‏چرخد و اداره مي‏شود. ملت فلسطين كه يك ملت مظلوم است، با ظلم و جور و قساوت و نامردمي و تبعيض نژادي و نژادپرستي يك‏عده سرمايه‏دار و سياستمدار ظالم در فلسطين اشغالي، از خانه‏ي خود اخراج شد. آنچه كه در فلسطين اشغالي از مظاهر نژادپرستي انجام شده است، در كمتر جايي نظير آن را مي‏شود مشاهده كرد؛ مثل آفريقاي جنوبي. منتها در آفريقاي جنوبي، مسأله، مسأله‏ي رنگ و نژاد سياه و سفيد است؛ ولي در اين‏جا مسأله‏ي نژاد يهود و نژاد غيريهود است. در اين سرزميني كه متعلق به مردم اين سرزمين بوده است، همه چيز از آنها بايد سلب شود و در خدمت اين حكومت نژادپرست صهيونيست قرار گيرد!
 تقريباً پنجاه سال است كه صهيونيستها در اوايل كار در بخشهايي از سرزمين فلسطين و بعد در همه‏ي اين سرزمين، با يك نژادپرستي خشونت‏بار كه ديگر وحشيانه‏تر از آن متصور نيست - حكومت مي‏كنند. جوانان فلسطيني را با بدترين شكنجه‏ها در زندانها شكنجه‏كردن، حتّي آن‏طوري كه نقل شد، در مواردي خون آنها را گرفتن - كه در طول اين سالها گفته شد و از اين صهيونيستهاي دژخيم هيچ بعيد نيست - به وجود آوردن مناظري مثل شكستن دست يك پسربچه جلوي چشم همه، كه به وسيله‏ي مأموران انجام گرفت و اتفاقاً تلويزيون آن را نشان داد و دنيا را به ضجه آورد، كارهاي معمولي آنهاست! در اين مدت تقريباً پنجاه سال، از اين قبيل حوادث مكرر اتفاق افتاده است.
 آيا اينها نژادپرستند يا نه؟ آيا نژادپرستي از اين خشن‏تر و خباثت‏آلوده‏تر ممكن است؟ اگر اينها نژادپرست نيستند، پس چه كسي نژادپرست است؟!

 آن وقت رئيس جمهور امريكا  به سازمان ملل مي‏رود - به اصطلاح خانه‏ي ملتها؛ آن‏جايي كه بايد از حق ملتها دفاع بكند - مثل يك قلدر مي‏ايستد و عليه ملت فلسطين حرف مي‏زند و براي اين نژادپرستهاي دژخيم، شفاعت و وساطت مي‏كند!
شما چه مي‏فهميد كه حقوق بشر چيست؟! شما كه عليه ملت فلسطين چنين خيانتي را روا مي‏داريد و با صهيونيستهاي نژادپرست اين‏گونه همدست و همراه و حمايت‏كننده‏ي آنها هستيد، چه مي‏فهميد كه حقوق بشر چيست؟ما اعلام مي‏كنيم كه رژيم صهيونيستي، يك رژيم نژادپرست و ظالم و خشن و وحشي است. حق با ملت فلسطين است كه تشخيص داده است بايد با اين رژيم به معناي واقعي كلمه بجنگد. با آن‏چنان آدمهايي، با زبان خوش و با زبان منطق نمي‏شود حرف زد و طرف شد. آنها خشنند؛ بايد با خشونت با آنها برخورد كرد. اين، وضع ملتها در جهان است. اين، وضع سياستهاي حاكم بر عالم است. ملتها خودشان بايد بيدار باشند و دفاع كنند. اين «نظم نوين جهاني»  كه استكبار بيان مي‏كند، سخني است كه نيتهاي بسيار خائنانه و خباثت‏آميزي پشت سر آن است. نظم نوين جهاني يعني چه؟ يعني نظام دو قطبي عالم تمام شد، درگيريهاي شرق و غرب تمام شد؛ بله، تمام شد؛ اما آيا نتيجه‏ي تمام‏شدن درگيري شرق و غرب بايد قدرت مطلقه و روزافزون امريكا بر ملتهاي ضعيف باشد؟! يعني ديگر اسلامخواهان و آزاديخواهان در هيچ نقطه‏ي دنيا حق نداشته باشند نفس بكشند؟! يعني مسأله‏ي فلسطين بايد به قيمت فروختن فلسطين و فروختن فلسطينيان تمام بشود؟! معناي نظم نوين جهاني اين است؟! امريكا اين را مي‏خواهد. ملت اسلام به خاطر بيداري‏يي كه بر اثر انقلاب و ايستادگي شما در جنگ به دست آورده است، تسليم اين خواست امريكا و استكبار نخواهد شد.
 مسأله‏ي بسيار تلخ اين روزهاي ما، مسأله‏ي فلسطين است. قصد دارند فلسطين را معامله كنند و بفروشند. اين كنفرانس به اصطلاح بين‏المللي ، درحقيقت كنفرانسي در جهت خواست صهيونيستهاست؛ منتها مسلمانان و بخصوص بعضي از سران فلسطيني از بس ضعف نشان دادند، حالا صهيونيستها هم ناز مي‏كنند! آنها مي‏گويند ما در اين كنفرانس، به فلان شرط و فلان شرط شركت مي‏كنيم. شرط كدام است؟! مسلمان غيور نمي‏تواند در آن كنفرانسي كه بناست ملت فلسطين و كشور فلسطين را به دشمن بفروشند، شركت كند؛ بلكه مسلمان غيور نمي‏تواند ساكت بنشيند.

سران عرب و اسرائیل

 من اين مطلب را در پيامي كه براي برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان به زبان عربي آماده كرده‏ام، مي‏خوانم.
السّلام علي أبناء أمّتنا الاسلامية رجالا و نساء في كل مكان. القضية الفلسطينية كانت منذ نصف قرن حتي الآن تمثّل مأساة للمسلمين و ذروة آلامهم وأمرّ حادثة في تاريخهم الحديث، غير أنّه بعد وعد بلفور المشؤوم الذي شكّل الخطوة الاولي في تشريد الفلسطينيين لم‏تتعرّض فلسطين المحتلّة و لم‏يتعرّض شعبها لأخطر من هذه المؤامراة التي تحيك خيوطها اليوم أمريكا تساندها بعض الدّول الاخري و يدعمها سكوت و تعاون بعض بلدان المنطقة العربية.
 الخطة المعدّة لفلسطين الآن هي تصفية القضية و بيع كلّ الارض الاسلامية الفلسطينية الي الجناة الغاصبين الصهاينة، و هذا خطر فادح يتهدّد المسلمين و مأساة ماحقة شاملة تحلّ بهم، لوقّدر للخطة أن تتحقّق لاسمح الله.
 كلّ قبول و رضوخ لهذا الّذي يراد له أن يتحقّق من خلال المؤتمر المدبّر لقضية فلسطين هو في رأي الاسلام، حرام و معارض لاحكام الشّريعة المقدسة.
 و هذه الحادثة من النّاحية السياسية تشكّل أكبر إهانة للشعوب المسلمة والحكومات المسلمة و أوسع باب للتوغّل في البلدان الاسلامية و للعبث بمقدّراتها و أفظع استهانة بكرامة كلّ دعاة الحق و التحرّر و أبشع مقدمة لقمع كلّ مظاهر الصّحوة واليقظة في منطقة الشرق الاوسط و في جميع أرجاء العالم الاسلامي، و هي بالتالي تمهيد لتحقّق نوايا الاحتلال الصّهيوني في‏التوسع من النيل إلي الفرات. إنّها من الناحية الانسانية والاخلاقية استهزاء بكل الشّهداء والمجاهدين الّذين بذلوا النفس والنفيس علي طريق فلسطين خلال نصف القرن الماضي و ظلم بكل العوائل المشرّدة الّتي عاني جيلان منها حياة المخيّمات و آلام اغتصاب البيت و التراب. إنها حكم بذبح آلاف الشّباب الفلسطينيين المقاومين و بهتك حرمة آلاف النّساء الفلسطينيّات الصّابرات في المستقبل، إنّها تعني استمرار ما يعانيه شعب من فقر و فاقة و سقم و تشريد. مع كل هذا، أيّ مسلم غيور من الحكّام و من سائر أبناء هذه الامة يجيز لنفسه أن يؤيّد المؤتمر الامريكي المرتبط بفلسطين أو يشترك فيه أو يرضخ لنتائجه، إنها خيانة بالشّعب الفلسطيني و خيانة بالقضية الفلسطينية و خيانة بالاسلام. السكوت عنه مأساة والاشتراك فيه جريمة كبري. لو أن أمريكا ظنّت أنّ مثل هذه المؤتمرات قادرة علي إخماد اللّهب الاسلامي المقدّس المتصاعد في فلسطين فهي خاطئة تماما، ولو أنّ فئة من ساسة العرب فلسطينيين كانوا أم غير فلسطينيين، يتصوّرون أن الشّعب الفلسطيني و شعوبهم سوف تغفر لهم اشتراكهم في هذه المؤامرة، فهم مخطئون جدّا.
فلسطين، ملك للشعب الفلسطيني و جزء من الارض الاسلامية. الكيان الغاصب لابدّ أن يضمحل، و هذا هو قدر فلسطين الّذي سيتحقّق عاجلا أم آجلا، والله غالب علي أمره و لكن أكثر الناس لايعلمون. و لايفوتني أيّها الاخوة و الاخوات أن اُبارك للأمّة الاسلامية جمعاء ذكري مولد المصطفي(عليه‏أفضل الصّلاةوالسّلام) و ذكري مولد حفيدة الامام جعفربن‏محمّدالصّادق (عليه‏السّلام) سائلا الله تعالي أن يجعل هذه الذّكري العطرة مصدر إلهام يزيد المسلمين عزما علي تحقيق وحدتهم و عزّتهم و كرامتهم. 

رهبری و فلسطین39

سخنراني در ديدار با گروه كثيري از آزادگان 28/5/1370
درس دوم در اين حادثه(حمله صدام به کويت و حواشي بعد از آن) اين است كه ملت ما بفهمد و يكايك جوانان ما و نفوس بيدار و وجدانهاي زنده‏ي شما درست توجه‏كند كه چگونه توطئه‏هايي عليه امت اسلام هست. ببينيد امروز درباره‏ي فلسطين چه مي‏كنند و چه خوابي براي اين ملت، و در حقيقت براي منطقه ديده‏اند. اين هم تا حدود زيادي ناشي از همان حوادث يك سال اخير است. امريكا همين كه توانست در اين منطقه با تانك و توپ و ناو جنگي و بمباران و اين‏گونه وسايل، يك قدرت عربده‏جويانه براي خود دست‏وپا كند، فوراً سراغ قضيه‏ي اصلي منطقه - يعني قضيه‏ي فلسطين - رفت و به طمع افتاد و چنين تصور كرد كه چون دولتهاي ضعيف‏النفس منطقه، خودشان را مديون و زير بار منت او مي‏دانند - زيرا خطر رژيم عراق را از آنها دفع كرده است - وقت آن است كه در اين ميان استفاده كند و آرزوي هميشگي استكبار در اين سالهاي اخير را تحقق ببخشد. آن آرزو چيست؟ آن آرزو اين است كه آرمان فلسطين را پيش پاي صهيونيستهاي غدار قرباني كند و سر ببُرد. اين كار را مي‏خواهد بكند و دارد مي‏كند؛ كه اميدواريم با غيرت امت اسلام و جوانان مسلمان فلسطين، به اين خيانت بزرگ موفق نشود.
 ببينيد چه‏طور استكبار با چنگ و دندان و با حالت خونخوارانه و بدون اندكي انسانيت و رحم ايستاده است، تا اگر بتواند، براي خواستهاي استكباري خود، ملتهاي اسلامي و آرزوهاي آنها را لگدمال كند. امروز اين قضيه‏ي فلسطين، يكي از بزرگترين مسايل و مصايب دنياي اسلام است و در آينده نيز خواهد بود. مگر شوخي  است كه ملتي را از خانه و زندگي و كشور و سرزمين خود آواره كنند، غاصب مزدور خبيثي را آن‏جا بنشانند، همه‏گونه به او كمك كنند، همه‏ي جنايات او را صحه بگذارند، دستشان تا مرفق در خون مردم منطقه فرو برود، به اينها هم قانع نباشند، بخواهند از مسلمانان و از صاحبان خانه امضاء بگيرند كه اين خانه متعلق به آن غاصب است و صاحب‏خانه در آن حقي ندارد؟! مي‏خواهند اين كار را بكنند. آيا جوانان غيور فلسطيني مرده‏اند؟ آيا جوانان كشورهاي اسلامي همجوار فلسطين و ديگر كشورهاي اسلامي مرده‏اند كه دشمنان بخواهند بزرگترين مسايل جهان اسلام را اين‏طور راحت به سود خودشان و به زيان امت اسلامي حل كنند؟ اين  چه سكوتي است كه امروز در دنياي اسلام هست؟ تا چند سال قبل از اين، مگر كسي در دنياي اسلام جرأت مي‏كرد سخن از گفتگو با دولت غاصب اسرائيل بر زبان بياورد؟ يك نفر خائن - آن طاغوت مصري جرأت كرد و اقدام نمود و بعد از اندكي سزاي عمل خودش را هم ديد.

صحنه مجازات انور سادات


امروز قضيه را به‏صورت يك قضيه‏ي ساده مطرح مي‏كنند. آن طرف قضيه امريكاست كه مي‏گويد بياييد با صهيونيستها، با اين دزدها، با اين قاتلها، با اين كساني‏كه چهل سال است ملت فلسطين را شكنجه مي‏دهند و نسبت به همه‏ي دنياي اسلام سمپاشي و خيانت مي‏كنند و از پشت خنجر مي‏زنند و همه يا بيشتر مشكلات دنياي اسلام ناشي از اينهاست، بنشينيد مذاكره كنيد و امضاء نماييد كه بيت‏المقدس و سرزمين فلسطين و جولان متعلق به صهيونيستها باشد! امريكا در اين قضيه چكاره است؟ دولت امريكا به چه مناسبت به خود حق  مي‏دهد در قضيه‏يي كه متعلق به اين ملت و اين منطقه است، به صورت يك متولي، يك صاحب اختيار و يك قلدر وارد بشود و به اين و آن ديكته بكند كه چه كار بايد بكنيد؟! به شما چه؟ شما در قاره‏ي امريكا دست‏اندازي و تجاوز كرديد، بي‏اجازه وارد شديد و آدم كشتيد؛ آيا بَستان نيست؟! در اين منطقه‏ي خاورميانه، دل يكايك آحاد مردم هوشيار و آگاه اين ملتها، پُر از بغض و عداوت نسبت به شماست؛ باز نزديك بياييد و به گمان خودتان بخواهيد مسأله‏ي فلسطين را حل كنيد! آيا راه‏حل اين است؟! حل مسأله‏ي فلسطين به اين است كه دولت غاصب متلاشي بشود و از  بين برود؛ صاحبان سرزمين بيايند و در آن‏جا حكومت تشكيل بدهند؛ و مسلمان و مسيحي و يهودي و هرچه هستند، با هم زندگي كنند.
 نظر ما نسبت به مسايل فلسطين روشن و واضح است. ما راه‏حل فلسطين را نابودي رژيم اسرائيل مي‏دانيم. نگويند نمي‏شود؛ نمي‏شود در دنيا نيست. همه چيز شدني است. همه‏ي كوههاي عظيمي كه مانع راه حركت انسانها باشد، برداشتني است. چهل سال گذشته است؛ اگر چهل سال ديگر هم بگذرد، عاقبت دولت اسرائيل نابودشدني است و بايد نابود بشود.

شمارش معکوس برای پایان اسرائیل مدت هاست که شروع شده

 تا چند صباح قبل از اين، هيچ‏كس فكر نمي‏كرد كه ابرقدرت شرق اين‏گونه متلاشي بشود. اگر دو سال قبل كسي مي‏گفت كه ابرقدرت شرق از بين خواهد رفت، عده‏يي فيلسوفانه ريش مي‏جنباندند كه بله، شما ساده هستيد! آن روزي كه امام در نامه به گورباچف نوشتند كه بعد از اين ماركسيسم را بايد در موزه‏ها پيدا كرد، عده‏يي پوزخند زدند! دو سال يا سه سال نگذشته بود كه آن پيشگويي تحقق پيدا كرد. بعد از درگذشت امام، به يك سال نرسيد كه همه چيز دگرگون شد؛ چه‏طور نمي‏شود؟
 قدرت استكباري امريكا هم از بين خواهد رفت، او هم متلاشي خواهد شد، اين قدرت جهنمي ماندني نيست، اسرائيل هم ماندني نيست. اين، حرف دولت و ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي است، و همين خواهد شد. اين، در سايه‏ي هوشياري شما ملت و هوشياري ملتهاي مسلمان عملي خواهد شد. ما بايد تلاش كنيم. وظيفه‏ي ما تلاش كردن است.

رهبری و فلسطین38

و باز قطعاتی از چند سخنرانی دیگر از زمان ریاست جمهوری

جهادگران فلسطین۲۳-۲- 68قسمت اول        دریافت فایل صوتی

جهادگران فلسطین  ۲۳-۲-۶۸ قسمت دوم     دریافت فایل صوتی

 عرفات و سازش با اسرائیل  ۸-۲-۶۸               دریافت فایل صوتی

رهبری و فلسطین37

سخنراني در ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران 9/5/1370

چرا امروز رژيم غاصب صهيونيستي، به پشتيباني امريكا و پول صهيونيستهاي عالم، مي‏تواند به ملتهاي عربي اين‏طور واضح زور بگويد؟ چرا بعد از گذشت دهها سال كه مسلمانان و توده‏هاي عرب، مذاكره‏ي با اسرائيل را - كه يك رژيم جعلي و بي‏ريشه و تحميلي و غاصب در منطقه است - تحريم مي‏كردند و آن را زشت مي‏شمردند، امروز متأسفانه فكر مذاكره در ميان عناصر سياسي و بسياري از دولتهاي عرب، تلقي به قبول مي‏شود؟ چون مردم حضور ندارند، چون دست مردم با دستهاي فعال آن كشورها همراه نيست، چون رژيمها به راهي مي‏روند و ملتها به  راهي ديگر؛ نتيجه ضعف است. والّا اگر رژيمهاي عربي كه امروز مذاكره‏ي با اسرائيل را قبول مي‏كنند، به ملتهاي خود متكي بودند، چرا احساس كنند كه ناچار و مجبورند با دشمن خانگي و غاصب سرزمين خود بنشينند و درمورد سرزمين مغصوب حرف بزنند؟ اگر ملتها را در صحنه راه مي‏دادند، اگر به عواطف و فكر و اراده و نيروي ملتها احترام مي‏گذاشتند، ملتها نمي‏گذاشتند كشورها و رژيمهاي عربي اين‏طور دچار ضعف بشوند.

 مگر مسأله‏ي فلسطين و غصب اين سرزمين اسلامي از نيم قرن پيش تا امروز عوض شده است؟ مگر حقايق تاريخي و جغرافيايي قابل عوض شدن است؟ فلسطين، فلسطين است؛ سرزميني است اسلامي، متعلق به ملت و مردم خود. دشمني بيايد خانه‏ي شما را غاصبانه تصرف بكند، بعد زورگويانه از شما بخواهد كه اين تصرف را امضاء كنيد! كدام ذلت از اين بالاتر؟!

 موضع ما در مقابل اسرائيل، همان موضع هميشگي است. اسرائيل در منطقه، يك غده‏ي بدخيم سرطاني است كه بايد قطع شود و ريشه‏كن گردد. برخلاف تصور ظاهربينان كه به پشتيباني ابرقدرت امريكا از اسرائيل نگاه مي‏كنند و اين كار را محال مي‏دانند، اين كار محال نيست؛ اين شدني است و خواهد شد. ابرقدرتها جاودانه نيستند. قدرتهاي مادّي، يك روز هستند و يك روز نيستند. ديروز قدرتي به نام اتحاد جماهير شوروي در دنيا به‏عنوان ابرقدرت بود؛ اما امروز نيست. اين صحنه‏ي تجربه‏ي تاريخ، پيش چشم ماست. من گمان نمي‏كنم كه برخي از دولتهاي غيور عربي حاضر باشند اين ذلت را تحمل كنند؛ و نبايد بكنند، و ملتها به هيچ‏وجه تحمل نخواهند كرد. امريكاييها اگر خيال مي‏كنند كه مسأله‏ي خاورميانه را به اين شكل حل خواهند كرد، اشتباه مي‏كنند. آنها بايد بدانند هر رژيمي كه پشت ميز مذاكره با رژيم غاصب صهيونيست بنشيند، موقعيتش در ميان ملتش متزلزل خواهد شد و بي‏ثباتي در منطقه روزبه‏روز بيشتر خواهد گرديد. ملتها راه خود را مي‏روند. رژيمهاي متضاد با ملتها، همان سرنوشتي را خواهند داشت كه ديروز در مذاكره‏كنندگان «كمپ‏ديويد» ديديم. حضور ملت پشت سر دولت، پشت سر ارتش و پشت سر دستها و بازوهاي كارآمد، اين خاصيت بزرگ را دارد كه ارتش و نيروي مسلح احساس قدرت مي‏كند؛ احساس غربت نمي‏كند. شما از اين امتياز برخورداريد؛ آن را حفظ كنيد.

رهبری و فلسطین36

پيام به حجاج بيت‏الله‏الحرام 26/3/1370
دومين مساله‏يي كه شايسته است بخصوص در اين زمان و مكان به آن انديشيده شود، مسأله‏ي پيوند امت اسلامي است با تاريخ خود و نيز با سرنوشتي كه بايد براي خود رقم زند. گذشته‏ي امت اسلامي چيزي است كه استعمار از هنگام ورود به آسيا و آفريقا، همت بر مخدوش ساختن و به فراموشي سپردن آن داشته است. تسلط بر ذخاير مادّي و انساني در كشورهاي اسلامي و به دست گرفتن سرنوشت ملتهاي مسلمان - كه هدف استعمارگران، مستقيم و غيرمستقيم، از اواخر قرن هجدهم ميلادي به اين‏طرف بوده - به طور طبيعي ايجاب مي‏كرد كه احساس غرور و شخصيت ملل مسلمان شكسته شود و آنها از گذشته‏ي پُرشكوه كاملاً منقطع شوند و بدين‏گونه فرهنگ و اخلاق خود را رها كرده، آماده‏ي پذيرش فرهنگ غرب و تعاليم استعماري شوند. و اين حيله، در زمينه‏ي كاملاً مساعدي كه تسلط حكومتهاي فاسد و مستبد در كشورهاي اسلامي فراهم آورده بود، كارگر افتاد و سيل فرهنگ مهاجم غربي و همه‏ي مفاهيمي كه استعمار رواج آن را در ميان ملل مسلمان براي تأمين سلطه‏ي سياسي و اقتصادي خود بر آن ملتها ضروري مي‏شمرد، به راه افتاد و نتيجه آن شد كه در طول دويست سال، كشورهاي اسلامي يكسره به سفره‏ي گسترده و بي‏مانع و رادعي براي غارتگران غربي تبديل شد و آنان از حاكميت مستقيم گرفته، تا مالكيت ثروتهاي زيرزميني و تغيير خط يا زبان و حتّي تصرف كامل يك كشور اسلامي مانند فلسطين و تحقير مقدسات اسلامي و غيره، در اين كشورها پيش رفتند و مسلمين را از همه‏ي بركات استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي - كه از جمله‏ي آن، رشد علمي و فرهنگي است - باز داشتند.
 يك نگاه به وضعيت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و نظامي كشورهاي مسلمان امروز و مشاهده‏ي ضعف روحي و مادّي آن و مداقه در نظامهاي سياسي و وضع دولتهاي اغلب اين كشورها كه در آن همه چيز حاكي از احساس حقارت و ناتواني است، روشن مي‏سازد كه از مهمترين علتهاي اين وضع، بيگانگي و بريدگي اين كشورها و ملتها از گذشته‏هاي تاريخي خود و مجد و عظمتي است كه از وراي قرنها مي‏تواند هر انسان ضعيف و نوميد را به حركت و تلاش اميدوارانه سوق دهد. آن مجد و شكوه تاريخي، در آغاز با قيام لله و جهاد مخلصانه براي خدا و عمل به احكام آزاديبخش و زندگيساز اسلام و به بركت حركت مسلمين در صدر اسلام و در غربت روزهاي مكه و جهاد دوران مدينه، پايه‏گذاري شد. مولود مباركي كه «جامعه‏ي اسلامي» ناميده مي‏شود، به بركت جهاد و مبارزه‏ي حجاز توانست به  جواني نيرومند و هوشمند بدل شود و سپس در طول قرنها توانست مشعل علم و معرفت و درفش قدرت و سياست را بر سر جهانيان بگسترداند. آن عظمت، از عظمت مبارزه‏ي مكه و مدينه سرچشمه گرفت.
 مهمترين مسأله‏ي امروز، مسأله‏ي فلسطين است كه در نيم‏قرن اخير همواره مهمترين مسأله‏ي جهان اسلام و شايد مهمترين مسأله‏ي بشريت بوده است. اين‏جا سخن از محنت و آوارگي و مظلوميت يك ملت است؛ سخن از غصب يك  كشور است؛ سخن از ايجاد غده‏يي سرطاني در قلب كشورهاي اسلامي و در نقطه‏ي التقاي شرق و غرب جهان اسلام به يكديگر است؛ اين‏جا سخن از ظلم مستمري است كه اكنون دو نسل پي‏درپي از ملت مسلمان فلسطين را فرا گرفته است.

نمونه ای از مهاجرت آوارگان فلسطینی

 امروزه كه قيام خونين اسلامي متكي به توده‏هاي مردم در سرزمين فلسطين، خطر واقعي و جدي را به اشغالگران بي‏وجدان و بيگانه از انسانيت و بي‏محابا از جنايت گوشزد مي‏كند، شيوه‏هاي دشمن از هميشه پيچيده‏تر و هشداردهنده‏تر است و مسلمين در سراسر جهان بايد مسأله را از هميشه جديتر بگيرند و براي آن فكري و كاري بكنند. ... و اين است خبر تازه‏ي امروز.
 اكنون اوضاع آشفته‏ي جهان اسلام و وابستگي روزافزون كشورهاي منطقه به  قدرت بي‏مهار امريكا، زمينه‏ي مساعدي براي تهاجم كينه‏ورزانه‏ي دولت غاصب فراهم ساخته، كه با پشتگرمي به حمايت شيطان بزرگ - كه حقاً خطرناكترين دشمن اسلام و مسلمين است - آشكارا مقاصدي را كه هرگز هم تلاش زيادي براي پنهان ساختن آن نمي‏كرده است، دنبال كند: انتقال يهوديان شوروي كه بخشي از بهاي كمكهاي غرب به آن ابرقدرت سابق است؛ انتقال فلاشه‏هاي اتيوپي كه قرار است خدمت به صهيونيستهاي امريكايي و اروپايي غاصب فلسطين را بكنند و اخيراً يهوديان هند؛ شهرك‏سازي در بخشهاي غصب‏شده‏ي اخير فلسطين و حتّي احتمالاً در بخش اشغال‏شده‏ي لبنان؛ افزايش تجهيزات نظامي و سلاحهاي كشتار جمعي در  همان حال كه امريكا جنجال تحريم صدور چنين سلاحهايي را به خاورميانه بلند كرده است؛ حملات هوايي روزمره و متناوب به جنوب لبنان و بمباران غيرنظاميان فلسطيني و لبناني؛ سختگيري روزافزون نسبت به شهروندان عرب فلسطيني - يعني صاحبان آن سرزمين - و انجام جنايتبارترين و وحشيانه‏ترين برخوردهاي پليسي با  مردم، و در همان حال در صحنه‏ي سياسي، در برابر عقب‏نشيني روزبه‏روز دولتهاي عربي و ساف و ضعف نشان‏دادن زبونانه‏ي برخي از سياستمداران عرب، چهره‏ي مهاجم به خود گرفتن و حتّي فكر تشكيل كنفرانس بين‏المللي و يا منطقه‏يي، هر يك را به نوعي رد كردن، و بالاخره پيشنهاد تشكيل دولت فلسطين در گوشه‏يي از سرزمين فلسطين را كه محصول عقب‏نشيني و ذلت‏پذيري طرفهاي فلسطيني بود، به  صراحت و قاطعيت ردكردن. اينها مجموعه‏يي از سياستها و اعمال آشكار آدمي‏ستيزان صهيونيست است و يقيناً در كنار اينها چندين برابر، فعاليت پنهان در  جهت توطئه و ترور و آدم‏ربايي و جنگ رواني و تبليغات مسموم و جنايتهاي شناخته و ناشناخته‏يي است كه فقط از صهيونيستها و همكاران آنها ساخته و متصور است.
 استكبار جهاني و دولتهاي استعمارگر، از آغاز تا امروز، رژيم غاصب اسرائيل را به عنوان اهرم فشاري بر روي دولتهاي عربي و سپس اسلامي منطقه پديد آورده و ذخيره كرده‏اند و برآنند كه اين خنجر مسموم را همواره در پهلوي جهان اسلام نگاهدارند؛ و امروز شيطان بزرگ، سررشته‏ي اين سگ دست‏آموز را در دست دارد.

پس، تعجبي نيست كه نقض مكرر قوانين بين‏المللي، نقض مداوم حقوق بشر - آن هم به فجيعترين شكل - تجاوز مكرر به كشورهاي همسايه، عمليات تروريستي و آدم‏ربايي به گونه‏ي آشكار، تهيه‏ي روزافزون سلاحهاي اتمي و امثال آنها - كه هريك در هريك از كشورهاي جهان كه با امريكا و ديگر دولتهاي بزرگ رابطه‏ي ارباب رعيتي نداشته باشد، حادثه‏يي عظيم تلقي مي‏شود - از صهيونيستها قابل قبول باشد و هيچ اعتراض جدي را از سوي شبكه‏ي استكباري جهان، مخصوصاً شيطان بزرگ برنينگيزد.
 بدين‏ترتيب، امروز دولت غاصب صهيونيست، بزرگترين خطر براي حال و آينده‏ي جهان اسلام است و بر مسلمين است كه براي علاج اين خطر و رفع ظلمي به اين عظمت، درصدد علاج و چاره باشند. متأسفانه رفتار و گفتار اغلب سران كشورهاي اسلامي، هيچ اشاره‏يي را به عزم آنان بر علاج اين خطر بزرگ - كه چيزي جز محو رژيم صهيونيست نژادپرست نيست - نشان نمي‏دهد؛ بلكه بعكس، نشانه‏هايي از گسترش كمپ‏ديويد و تكميل خيانت «سادات» نيز در برخي از دولتهاي عربي به چشم مي‏خورد؛ و من نمي‏دانم آيا اين دولتها با اين رفتار ذلت‏بار و تسليم ننگ‏آور در برابر دشمن عنود مسلمين و اعراب، چه پاسخي براي ملتهاي خود و نيز در پيشگاه خداوند آماده كرده‏اند؟
 علاج واقعي اين خطر به دست مسلمين است. آنان مي‏توانند با كمكهاي حقيقي به مبارزين مسلمان، قيام داخل كشور فلسطين را قويتر و كوبنده‏تر سازند، و نيز مي‏توانند به طرق گوناگون نگذارند كه دولتهاي منطقه به پيروي از خواست و تحميل امريكا، تن به سازش با اسرائيل دهند.

سرانجام مذاکرات

 اقدامهاي فداكارانه و جوانمردانه‏ي مسلمانان سربلند لبنان، كه بارها صهيونيستهاي قلدر و حاميانشان را در موضع ضعف و انفعال قرارداده، گواه صادقي است بر اين‏كه ملتها و جوانان مؤمن قادرند بسياري از كارهاي بزرگ را انجام دهند.