هر وقت قرار شد من زود بیام و آپ کنم مشکلی پیش اومد که من نتونم سر قولم باشم و وبلاگ رو زود آپ کنم .
بعد از پست اخر که قرار شد فرداش بیام و بقیه خاطرات سفرمون رو بنویسم لپ تاپم خراب شد و کاملا قات زد .بعدش هم چند روزی باهاش ور رفتم که درست نشد و دادم همسری برد داد تا درستش کنن .چند وقتی هم اونجا بود تا درست شد .
و این شد که ما بازم نتونستیم سر قولمون باشیم .خلاصه شرمنده روی ماهتون هستم .
هفته قبل همسر جون چند روزی رفت مشهد و من و دخملیم خونه تنها بودیم که خیلی برامون سخت گذشت .چون این اولین بار بود که من دبی تنها بودم و هیچ وقت همسری تنها نمیرفت مسافرت .برادر همسر جون و خانمش رفته بودن مکه و برای اومدن اونا همسری رفت مشهد که اونم اونجا باشه .ولی من به دلیل مدرسه یاسمن خانمی و هم اینکه اصلا حوصله مسافرت رفتن رو نداشتم نرفتم و موندم .همسری هم قرار بود ۴ یا ۵ روزه بره که اونجا بهش زیادی خوش گذشته بود و ۱۲ روز موند که من خیلی عصبانی شدم چون اینجا خیلی تنها بودم و دلم گرفته بود .
خلاصه همسری با کلی سوغاتی برگشت و ما از تنهایی در اومدیم .جاری جون هم برامون سوغاتی فرستاده بود که از همین جا ازش تشکر میکنم .هر چند میدونم که اون اینجا رو نمیخونه .
یاسی خانمی هم مشغول مدرسه رفتن هست و هر روز یک چیز جدید یاد میگیره .و خیلی خیلی مدرسه شو و همنین مربی هاشو دوست داره .مخصوصا میس لیدا (مربی اصلی و همچنین مربی زبان )رو خیلی دوست داره . میاد میگه من هر روز میس لیدا رو تو بغلم میگیرم و اونم منو بغل میکنه .
و همچنین خاله زهرا رو که مربی فارسی و همچنین مربی قرآنشون هست رو خیلی دوست داره .
اخر هر هفته هم دفتر home work رو میاره و کلمه هایی که تو اون هفته یاد گرفتن رو مینویسه و تمرین میکنه .
حرف هایی که تا الان یاد گرفتن (Mm, Ss, Tt, Pp, Aa, Cc, Ii, Bb, Nn, Rr ) اینا هست که هم نوشتن و خوندن و هم صداهاشون رو یاد گرفتن .
و عددها رو هم تا ۱۰ نوشتن و شمردنشون رو یاد گرفتن .
اشکال هندسی رو همه رو میشناسه و اسماشونو میدونه .مثل:circle,square ,rectangle ,triangle ,oval ,crescent ,diamond ,heart ,star
رنگ ها (red ,blue , pink , green ,yellow , purple ,orange ,black ,white )
و مفهوم کلماتی مثل :one ,to ,a ,little ,am ,two ,have ,is ,three ,the ,four ,we ,my like ,five ,six ,he ,for ,seven ,she ,with ,me ,eight
همچنین خواندن و نوشتن کلماتی مانند :mat ,pat ,cat ,sat ,tap ,cap ,map
شناختن اعضای بدن و استفادشون :
I can see with my eyes
I can hear with my ears
I can taste with my tongue
I can touch with my hands
I can smell with my nose
و تا الان ۱۲ تا شعر رو به زبان انگلیسی یاد گرفتن .
و سوره های کوچیک قران رو با معنی انگلیسی بهشون یاد میدن که تا حالا سوره اخلاص و سوره ناس رو عربی و معنی انگلیسیش رو یاد گرفتن .
خوب اینم از کارای یاسی جونم که تو این ۳ ماه یاد گرفته .
این چند روز هم تاسوعا و عاشورا رو مثل سالهای قبل رفتیم مسجد امام حسین (ع) که امسال یاسی جونم همش دوستای مدرسشو اونجا پیدا میکرد و با هم مشغول نقاشی کشیدن با مداد هایی که از خونه با خودش میبرد میشدن .
شام غریبان هم طبق روال هر سال باشگاه ایرانیان مراسم شام غریبان داشت که رفتیم و بعدش که اومدیم خونه یاسی جونم تب کرد و سرما خورد که روز دو شنبه هم نتونست بره مدرسه و خونه موند و همش ناراحت بود که الان همه دوستام رفتن مدرسه و من تو خونه موندم .خدا رو شکر امروز کمی بهتر بود و رفت مدرسه ولی اشتهاش خیلی بد شده و اصلا میل به غذا خوردن نداره و همش میگه دهنم تلخه .
انشالله که هیچ بچه ای هیچ وقت مریض نشه که خیلی سخته .
ادامه سفر رو میخواستم بنویسم که دیدم این پست زیاد شد و ممکنه خسته بشین .پس فعلا این پست رو داشته باشین تا بعد بیام و ادامه ماجرا رو بنویسم ولی این دفعه نمیگم کی که باز بد قول نشم .