http://Tajvidipix.wordpress.com
http://Tajvidipix.wordpress.com
یکی بگه عکسامون رو کجا آپلود کنیم

نشست خبری شهرداد روحانی در تالار وحدت-عکاس علیرضا تجویدی
باز هم زیر عکس به جای "علیرضا" نوشتند "علی"
اسم من علیرضا است.
پ ن:از مسئولین تالار وحدت خواهش میکنم یه فکری به حال نور این سالنی که نشستاش برگزار میشه بکنن
همایش تخصصی انرژی هسته ای ایران-عکاس علیرضا تجویدی
فقط توضیح عکس داریم
نمیدونم عکسا رو باید کجا آپلود کنم
دیگه مسخره شده هر روز که این آپلود سنترا رو ف.ی.ل.ت.ر میکنن
بعضی وقتا هم خود بلاگفا اینجوری میشه
یه ۴تا عکس آپلود میکردیم که کم کم باید بیخیالش بشیم
شاید این عکسا تو سایت خود خبرگزاری هم کار شه اما من دوست ندارم

عکس صنعتی-نور پردازی با یک منبع نوری-عکاس علیرضا تجویدی
بعد از یه مدت باز اوومدم اینجا
نمیدونم چرا جدیدا حس آپلود عکس ندارم
حالا میخوام سعی کنم باز اینجا رو به روز کنم
عکس بالا هم میشه گفت عکس صنعتیه که با کمک نیما گرفتم.همین نیما باعث شد یدونه از این کنسول های xbox 360 بگیرم از کارو زندگی بیافتم.عکس بالا هم از دسته ی همین کنسول های بازیه
اگه علاقه به بازی های کامپیوتری دارید پیشنهاد میکنم یکی از اینها داشته باشید
چون از نظر کیفیت و قیمت خود دستگاه تقریبا مناسبه و از نظر قیمت بازی ها میشه به ps3 ترجیحش داد.
بعد از مدتی خودم به این نتیجه رسیدم که همون جایی که از اول عکسامو آپلود میکردم خیلی بهتر از جاهای دیگست.(حداقل برای من)
پول هم نداریم یه هاست و دامین بگیریم
بعد از ۲ماه و چند روز اومدم اینجا رو با راه بندازم
درسته از این وبلاگ هیچیش نمونده چون همه ی عکساش پریده ولی دوباره میسازمش ![]()
این عکس هم از چند تا شاتیه که در ایام عید زدم (کلا رو هم ۴ یا ۵ تا عکس هم ننداختم)
این پست باشه تا بعد

خوب فکر میکنم این آخرین پستم در این وبلاگ باشه!
از وقتی عکسهاش پریده خودمم دوست ندارم بیام اینجا
پ ن ها:
از دوستایی که میان عکس ها رو میبینن ممنون.اونایی هم که دوست ندارن عکسام رو ببینن برای چی میان اینجا!؟ خودت میدونی با کیم ![]()
دوستایی هم هستن که عکسهای قسمت portrait وبلاگ رو میبین و حال نمیکنن.خوب نگاه نکیند.
عجب گیری کردیما
.باید بگم همون عکس ها رو هم بنده توی انباری گرفتم اگر بده شرمنده دیگه.
خیلی چیزا میخوام بنویسم...کلی خستم.حسش نیست اصلا
عکس بالا هم دیروز از بالکن دفتر وزیر کشور در ساختمان وزارت کشور گرفتم.

بعد از چند وقتی خودم سر زدم به اینجا
دیدم از عکس خبری نیست.مثل اینکه سایتی که بنده برای آپلود عکس انتخاب کرده بودم فیلتر شده.
فکر کنم این سایتی که فیلتر شد سومین سایتی بود که من استفاه میکردم ازش.
پس الان یک وبلاگ داریم و یک عکس که در بالا میبینید.
پ ن:فکر میکنم به فکر یک سایت باشم بهتره.چون با این وضعیت اعصاب برای آدم نمیمونه
چه روزی بود
با نیما رفتیم طرف بازار برای عکاسی که دیدیم چیزی نمیشه گرفت در آن شلوغی
تصمیم گرفتیم یک سر به غرب تهران بزنیم
رفتیم سرسبیل,بد نبود,اما من که نتونستم عکس بگیرم
مسائلی هم که آنجا پیش آمد باعث شد کارمان را زودتر تمام کنیم (چون به دردسرش نمیارزید)
.jpg)
پ ن۱:یا محرم یه فرقی کرده تو این چند سال اخیر یا اعتقادات من!!
پ ن۲:امسال یه چیز جالب اطراف خونمون دیدم,بلوتوث صلواتی!!حالا منظورشون چیه نمیدونم!؟
پ ن۳:با تاخیر عکس آپلود کردم چون سرعت اینترنت این چند روز واقعا چرت شده
پ ن ۴:یه عکس دیگه هم تو ادامه ی مطلب گذاشتم
این عکس هم همان روزی گرفتم که عکس پست پایین را گرفتم.

پ ن:من موندم چرا بعد از چند ماه سروری که عکسا رو توش آپلود میکنیم عکسارو حذف میکنه!؟
مثلا چند تا از عکسای یکی از قسمتای وبلاگم portrait

خوب یه چند پستی هست که چیزی ننوشتم,گفتم برای این پست یه چیزی بنویسم.
خوب از عکس بالا بگم.
فکر میکنم ۲هفته ی پیش این عکس را گرفتم وقتی از دانشگاه می آمدیم.
مکانش که یکی از پمپ بنزین های جاده ساوه است.
از این تایرهای کامیون هم تا دلتان بخواهد اطراف جاده دیده میشود.
همان روز هم باران باریده بود و عکس آسمان در زمین افتاده بود خوشم آمد و عکس گرفتم.
همین شد که پمپ بنزین سبب شد یک عکس هم بگیرم.
پ ن:اول بگم که من فکر نمی کردم محسن افشانی دیگه انقدر طرف دار داشته باشه
پ ن: یه تشکرم از آقای خالد مشعل کنم که با تاخیری که داشتن باعث شدن به کارم نرسم و یسری مشکل درست شه برام
.jpg)
چند عکس به این پست اضافه شد
برای مشاهده به ادامه ی مطلب بروید
.jpg)
رسول نامی کامنت گذاشته بود جوابش رو دادم.اگر ایملی داره بذاره لطفا
.jpg)
تقریبا میشه گفت هر عکاسی از برج میلاد عکس داره,خود منم زیاد عکس دارم ازش اما یهو دوست داشتم این عکس رو بذارم اینجا


از سر گرسنگی و اتفاقی سر از کافی شاپ سپید و سیاه در آوردیم (خ انقلاب)
از چیزهایی که جلب توجه میکنه وجود تیکه کاغذهایی است که زیر میزها وجود داره
هر کسی هر چیزی که خواسته نوشته گذاشته زیر شیشه ها
اگر خیلی بیکارید و علاقه به خواندن چرت و پرت دارید رفتن به این کافی شاپ را بهتون پیشنهاد میکنم
باید اشاره کنم اصلا جای با کلاسی نیست
عکس بالا هم نمونه ای از این کاغذهاست که از زیر میز درآوردیم
.jpg )
اصلا حواسم به تاریخ وبلاگ و پستهای قبلیش نبود
انگار عمر این وبلاگ از یک سال هم گذشته و ما خبر نداشتیم
و همچنین از خرید اولین دوربین SLR ام
تا قبل از خرید دوربین یه دوربین کامپکت کانن داشتم (الانم دارمش) که باهاش بیشتر تو مسافرت و گردش عکس میگرفتم و بعدا یه دوربین خریدم که از قبلی بهتر باشه و کم کم علاقم بیشتر شد و...
پس الان یک سال و ۲,۳ ماهی هست که عکاسی رو بیشتر از قبل دوست دارم
سعی کردم یه چیزایی هم یاد بگیرم تو این مدت
اما من و کجا و دنیای عکاسی کجا...
عکس بالا رو هم با همان دوربین کامپکت گرفتم (فکر کنم ۲ سال پیش)
پ ن۱:نمایشگاه مطبوعات هم امروز تموم شد یه سر رفتم اما به نظرم پارسال خیلی بهتر بود
پ ن۲:وقت کردید یه سر به وبلاگ محمد خیرخواه بزنید
پ ن۳:چند هفتس همش دارم کامپیوترم رو به خاطر این ویروسا ریکاوری میکنم
پیشنهاد میکنم آنتی ویروستون رو بگذارید رو آپدیته اتوماتیک
پ ن۴:الانم حال خوشی ندارم (همین جوری جهت اطلاع گفتم
)
اینم یکی از پوسترهای دوسالانه ی پوستر تهران

افتتاح جشنواره تئاتر رضوی در تهران
دهمین دوسالانه بین المللی پوستر تهران (دیدن پوسترا رو بهتون پیشنهاد میکنم پس یه سر برید نمایشگاهش)
تشيع پيكر شهداي حادثه تروريستي 1 و 2
به قیافه ی این بچه ها نگاه کنید

شاید هر کدام از ما نسبت بهشون یه طرز فکری داشته باشیم و به یه نحوی از کنارشون رد بشیم
بهشون محل ندیم یا حتی نگاهشونم نکنیم , یا اگر خیلی لطف کنیم ازشون ۱ آدامس بخریم و بعدشم بندازیمش دور (که یه وقت مریض نشیم) و...
این بچه ها که شما بعضی وقتا ازشون فرار میکنید به طرز عجیبی از دوربین میترسند
هی سعی میکردند فرار کنند که ازشون عکسی نگیرم
البته ترس اوونا بیشتر از شهرداری بود (میترسیدند یه وقت عکسها براشون مشکل درست کنه)
اما همین چند دقیقه ای که پیش این بچه ها بودم خیلی باحال بود
خوبیش این بود که دست خالی برنگشتم هم من از اوونا عکس گرفتن و هم بچه ها با دوربینم از خودم عکس گرفتند...
عکسا برام یادگاری موندش![]()
عکسهای بیشتر اینجا
پ ن۱:من نمیدونم چرا زیر این عکسا فامیلیم رو اینجوری نوشتن!؟![]()
پ ن۲:عکسهای بیشتر از آتش سوزی بازار اینجا (البته عکسها برای روز بعد از آتش سوزیه)

دیشب بهم زنگ زدند که بازار تهران آتش گرفته و برم عکاسی کنم.
تا بازار رفتم اما از اوونجایی که به من یه خورده دیر اطلاع دادن و یه خورده هم تو ترافیک موندم نیروی انتظامی نگذاشت برم داخل.حالا مگه هر چی بهشون میگفتم زیر بار میرفتند!؟
بالاخره چند تایی عکس گرفتم اما نه از خود آتش...(عکاسای دیگه زودتر رسیده بودند رفته بودند داخل)
امروز هم اتفاقی سر از بازار در آوردم گفتم یه سری به جایی که آتش گرفته بود بزنم.ایندفعه دیگه اجازه دادند.هم خودم رفتم تو هم دوستم را بردم داخل.
هر کدام از مغازه دارها لابه لای وسایل سوخته میگشتند تا حداقل ۴تا از وسایلشون رو سالم پیدا کنند.
بعد از چند ساعت هنوز بعضی از وسایل آتش داشتند!!
از طرفی قسمت آخر این راهرو را داشتند خراب میکردند!!
پ ن:اگر حسش بود عکسای بیشتر آپ میکنم.
قلعه رودخان یا قلعه حسام نام قلعهای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانستهاند. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شدهاست.


پنجشنبه هفته ی گذشته با بچه های دوربین دات نت رفتیم قلعه رودخان
جای قشنگی بود.کلی هم خوش گذشت.
چندتایی هم عکس گرفتم که میتونید ببینید.

بعد از چند روز بی اینترنتی اوومدم
کلی سایت و عکس دیدم
پیشنهاد میکنم به وبلاگ ۲ تا محمدا سر بزنید
منظورم محمد تاجیک و محمد خیرخواه است.
انشالله از هفته ی دیگه اوضاع عکس های اینجا یه خورده بهتر میشه (امیدوارم)
هدف از آپلود این عکس بالا هم نمیدونم چی بود!؟
ساعاتی با نویسنده و کارگردان فیلم بی پولی

پ ن۱:فیلم بی پولی ۲,۳ روزه که اکران شده
پ ن۲: پوستر فیلم بی پولی
اطلاعات بیشتر در باره ی فیلم اینجا
پ ن۳:چند عکس دیگر هم در ادامه ی مطلب است.