اعتراف

رومینا جان امروز با اصرار زیاد میخواست ازم اعتراف بگیره و پشت سر هم ازم خواهش میکرد که یکی از رازهام رو بهش بگم .

منم قضیه دکتر بازی بچگیهام  رو که یه دفعه خیلی هم باعث خجالتم شد رو براش گفتم .

بابا وقتی کوچک بود و شیطون بود.

نمایی از درب اتاق رومینا جون

رومینا جون این روزها به شدت به تبلیغات و معرفی خود توجه داره و هر روز یه چیز جدیدی به درب اتاق خودش یا

درب اتاق ما میچسبونه.

از اعلامیه ایجاد مطب تا نرخ اقلام فروشگاه فرضی خودش.

عکساشو ببینین.


darb otagh romi 2.jpg - 1.9 MB" />

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروز  رفتم کلاس ز با ن وبعدش مشق نوشتم ودارم اللان وبلاگ می  نویسم

امروز

امروزماما ن نازنین ساعت ۸ رفت سر کار من بابا و ماما ن طاطا بابا رفتش من ومامان طاطا و کارگر بودیم  مامان امد. من رفتم مجتم ما ا لا ن می ریم بیرون                                                                

امروز

امروزمن رفتم  کلاس زبا ن بعدامد م ودوباره رفتم خونه ی خاله سکین وبعدرفتم بازار و امدم خونه خودمون . با بابایی کگلی حال کردیم و موسیقی تمرین کریدم و گفتیم و خندیدیم.

الان هم داریم آماده میشیم برین بیرون و از عصر پنج شنبه مون استفاده کنیم.

خدا کنه خوش بگذرعه.

 

خاتر

ارر

رومينا و تعطيلات

رومينا خانوم گل ما اين روزا كه در حقيقت ايام تعطيلات تابستوني هست داره حسابي كيف ميكنه و از بيكاري و تنبلي حسابي لذت ميبره.

البته كلاس موسيقي و زبانش كما في سابق پابرخاست.

نوشتن كتاب با عنوان آموزش نقاشي و آموزش بازيهاي كودكانه مهمترين مشغله اين روزاست، خدا رو شكر ايجاد فروشگاه و موارد قبلي فعلا فراموش شده و الان فقط نوشتن ، اوقات فراغت دخترمون رو پر ميكنه.

من و مینا

عضو جدید خانه ما

امروز به عنوان جایزه رومینا خانوم گل که همه درساشو با نمره خوب گذرونده بابا جسین براش یه مرغ مینای خوشگل خریده . یه مرغ مینای باهوش که قراره با آموزشهایی که رومینا جون بهش میده خیلی زود به حرف بیا.

مرغ مینای ما  یه جوجه شش ماهه است اما از لحاظ جسمی ماشاالله خیلی خوبه .

رو مینا جون برای این عضو جدید خانواده واقعا مادری میکنه . از غذا و آب دادن گرفته تا قربون صدقه رفتن در حد تیم ملی.

این روزا تمام فکر و ذکر رومینا خانوم مرغ میناش هست که اسمشو هپی(happy)گذاشته.

هپی خیلی ورجه وورجه میکنه و خیلی هم غذا میخوره و البته خیلی هم پی پی .

 

مسافرت تهران 09/03/91 رومینا با مامان طاطا

امروز ۰۹/۰ا۳/۹۱ ومینا جون به اتفاق مامان طاطا برای یک مسافرت یک هفته ای راهی سفر به تهران شدند.

جالبترین بخش راهی شدن رومینا     خداحافظی سوزناک اون با بابایی در ایستگاه راه آهن بود .

توی راه آهن     هنگام خداحافطی با بابایی    بغض دو روزه گذشته رومینا ترکید و از چشمای قشنگش     مثل ابر بهار اشک میومد اما بی صدا.

ضمنا از زمان ورود به قطار تا پاسی از شب اس ام اس های زیبا و جالب انگیز رومینا ما رو سرگرم کرد . آخه این نیم وجبی همین روزا اس ام اس فرستادن رو یاد گرفته.

خدای بزرگ حافظ تمام مسافر ها و دختر کوچولوی ما و مامان طاطا باشه.

 

آ «V

 

 

 

 

 

 

آ «V

 

 

 

 

 

 

’’’’’’’’

’’’’’’’’

÷

ر و  

خا  

خا  

خا  

رومينا و امتحانات

اين روزا رومينا جون به شدت دچار امتحاناته، يعني هر روز رو با استرس شروع ميكنه و شبا هم تا دير وقت مامان نازنين باهاش سرو كله ميزنه.

امروز صبح كه رومينا بيدار شده بود در حالي كه داشت چشماشو ميماليد نق مي زد و ميگفت (كوفت بزنه اين درسا رو ، آخه من يه بچه كوچك تا كي بايد برم مدرسه).


خا طرات

امروز من با مامان طاطا به بانک رفتیم.

وظهر تخته با زی کر دیم.

و من یعنی رو مینابا کو کو به کلا س زبان رفتیم.

 

كلمات جالب

كلمات جالب توجه اين روزا:

اين روزا رومينا كلمات جالب توجهي ميگه كه هر كدوم در نوع خودش پديده اي است در زبان شيرين فارسي:

1- شما ها خيلي آدماي لجباز و دنده يك هستين.

2- واي رياضيم مونده بايد كلي محود  مختصات حل كنم .