اعتراف
منم قضیه دکتر بازی بچگیهام رو که یه دفعه خیلی هم باعث خجالتم شد رو براش گفتم .
بابا وقتی کوچک بود و شیطون بود.
منم قضیه دکتر بازی بچگیهام رو که یه دفعه خیلی هم باعث خجالتم شد رو براش گفتم .
بابا وقتی کوچک بود و شیطون بود.
درب اتاق ما میچسبونه.
از اعلامیه ایجاد مطب تا نرخ اقلام فروشگاه فرضی خودش.
عکساشو ببینین.
darb otagh romi 2.jpg - 1.9 MB" />
الان هم داریم آماده میشیم برین بیرون و از عصر پنج شنبه مون استفاده کنیم.
خدا کنه خوش بگذرعه.
البته كلاس موسيقي و زبانش كما في سابق پابرخاست.
نوشتن كتاب با عنوان آموزش نقاشي و آموزش بازيهاي كودكانه مهمترين مشغله اين روزاست، خدا رو شكر ايجاد فروشگاه و موارد قبلي فعلا فراموش شده و الان فقط نوشتن ، اوقات فراغت دخترمون رو پر ميكنه.
مرغ مینای ما یه جوجه شش ماهه است اما از لحاظ جسمی ماشاالله خیلی خوبه .
رو مینا جون برای این عضو جدید خانواده واقعا مادری میکنه . از غذا و آب دادن گرفته تا قربون صدقه رفتن در حد تیم ملی.
این روزا تمام فکر و ذکر رومینا خانوم مرغ میناش هست که اسمشو هپی(happy)گذاشته.
هپی خیلی ورجه وورجه میکنه و خیلی هم غذا میخوره و البته خیلی هم پی پی .
جالبترین بخش راهی شدن رومینا خداحافظی سوزناک اون با بابایی در ایستگاه راه آهن بود .
توی راه آهن هنگام خداحافطی با بابایی بغض دو روزه گذشته رومینا ترکید و از چشمای قشنگش مثل ابر بهار اشک میومد اما بی صدا.
ضمنا از زمان ورود به قطار تا پاسی از شب اس ام اس های زیبا و جالب انگیز رومینا ما رو سرگرم کرد . آخه این نیم وجبی همین روزا اس ام اس فرستادن رو یاد گرفته.
خدای بزرگ حافظ تمام مسافر ها و دختر کوچولوی ما و مامان طاطا باشه.
امروز صبح كه رومينا بيدار شده بود در حالي كه داشت چشماشو ميماليد نق مي زد و ميگفت (كوفت بزنه اين درسا رو ، آخه من يه بچه كوچك تا كي بايد برم مدرسه).
وظهر تخته با زی کر دیم.
و من یعنی رو مینابا کو کو به کلا س زبان رفتیم.
اين روزا رومينا كلمات جالب توجهي ميگه كه هر كدوم در نوع خودش پديده اي است در زبان شيرين فارسي:
1- شما ها خيلي آدماي لجباز و دنده يك هستين.
2- واي رياضيم مونده بايد كلي محود مختصات حل كنم .