God
آرامشم را ميان
پيچ و خم زندگي ای ڪہ
خودم رقم زدم
گم ڪردہ ام...💫💙
یاریم ڪن،آرامم ڪن،راهنمايم باش و ايمانم را قوی ڪن...💫
پيچ و خم زندگي ای ڪہ
خودم رقم زدم
گم ڪردہ ام...💫💙
یاریم ڪن،آرامم ڪن،راهنمايم باش و ايمانم را قوی ڪن...💫
از بنده هایت دلگیرم ...
می بینند قلبی می شکند ولی...
’’ بی محابا سکوت می کنند“
می بینند چشمی می گرید ولی ...
”بی تفاوت عبور می کنند“
می بینند غروری له می شود ولی...
”بی اختیار می خندند“
خدایااا...
راستی به وقت خلقتت به
بنده هایت ”وجدان“ هم داده ای ؟؟؟
دلت که گرفته باشد
شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند...
شلوغ ترین مکانها٬ تنهاببت را به رخت میکشند
و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست
دلت که گرفته باشد ٬ نغض میشود همه قانون ها...



گاهی چه دلگیر میشوی از خدا و
گاهی چه بی اندازه دلت برایش تنگ میشود ؛
گاهی از حکمتش شاکی و
گاهی راضی ؛
گاهی مشکوک و
گاهی مجذوب عدالتش میشوی ؛
گاهی قدرتش در لبخند تو جاری میشود
و گاهی در گریه ات
خدا همان خداست ،
فقط کاش اینقدر ما گاهی به گاهی نمیشدیم!



انسان هايی هستند
که ديوار بلندت را مي بينند
ولی به دنبال همان يک آجر لق ميان ديوارت هستند که ،
تو را فرو بريزند ...!
تا تو را انکار کنند ...!
تا از رويت رد شوند ...!
مراقب باش !
دست روزگار هلت ميدهد ؛ولی قرار نيست تو بيفتی ،
اگر بي تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی ،
اوج مي گيری ...
به همين سادگی ... تو خوب باش ،
حتی اگر آدم های اطرافت خوب نيستند ،
تو خوب باش ،
حتی اگر همه از خوبي هايت سو استفاده کردند
تو خوب باش ،
حتي اگر جواب خوبي هايت را با بدی دادند ،
تو خوب باش ،
همين خوب ها هستند که زمين را برای زندگی زيبا می کنند
زندگی رقص واژگان است ؛
يکی به جرم تفاوت ، تنهاست ... يکی به جرم تنهايی ، متفاوت ...
تو خوب باش ...
خدایا . . .
همه از تو می خواهند "بدهی" !
اما من از تو می خواهم "بگیری"
خستگی،دلتنگی و غصه ها را
از لحظه لحظه روزگار همه آنهایی که دوستشان دارم .
آمین
گاهیـــــ آنقدر دلم از زندگی سیر میشود
که میخواهم روی سقف آســـمان دراز بکشم
آرام وآسودهــــ
مثل ماهیـــ حوضمانــــ
که چند روزی است روی آبــــــ است
گفتم خدایا
سوالی دارم ، چرا هر موقع من شادم همه با من می خندند ، ولی وقتی غمگینم کسی با من
نمی گرید ؟ گفت : خنده را برای جمع آوری دوست و غم را برای انتخاب بهترین دوست آفریدم ...
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد که به مقصد برسیم.
بشناسیم خدا را و بفهمیم که
یک عمر چه غافل بودیم .
التماس دعا

چون به لب نام تو آرم سخنم ، می لرزد
یادم از بار گنه آید و سر منزل مرگ
وز غم این ره بی توشه تنم می لرزد
هرگز به انتظار باز شدن قلبی در مزن !
بعضی از قلبها آنقدر مغرورند که صدای خرد شدنشان را فرو می برند
هیچگاه به انتظار تپیدن قلبی چشمهایت را خسته و بی تاب مکن !
بعضی از قلبها آنقدر سخت اند که با تپیدن خرد می شوند
بعضی از قلبها کاروانسرایی پر از مسافرند که دیگر جایی برایت باقی نمی گذارند .
بعضی از قلبها آنقدر خالی اند که با کلید احساس هم باز نمی شوند
هیچگاه انتظار نداشته باش بر سکوی قلبی حکومت کنی !
بعضی از قلبها آنقدر سست اند که فرو می ریزند
هیچگاه انتظار نداشته باش در قلبی بمانی !
هرگاه قلبی را شکستی به انتظار شنیدن صدای شکستن منشین !
خداوندا ...
خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای
حتی ...
به سیم آخر . . .
ساز می زنم امشب
به کوری چشم دنیا
که ساز مخالف می زند
با من !
خدایا ... !
گاهی تو را بزرگ می بینم و گاهی کوچک
این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچک
این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور ... !
آدمهایی که بارها و بارها شما را می آزارند مانند کاغذ سمباده هستند
آنها شما را می خراشند و آزار می دهند
اما در نهایت شما صیقلی و براق خواهید شد و آنها مستهلک و فرسوده . . .
گارسون آمد . . . پرسیدم : تلخ ترین قهوه ای که دارید چیست ؟ آهی کشید و جواب داد: زندگی ، پرسیدم : با چه شیرین می شود ؟ جوابی نداد . . . خواستم دوباره بپرسم که سر انجام با یک پوزخند جواب داد : شیرین شدنی نیست تا وقتی که ما انسان ها گناهکاریم !
بزرگ که می شوی . . .
غصه هایت زودتر از خودت ، قد می کشند ،
درد هایت نیز !
غافل از آنکه لبخند هایت را ،
در آلبوم کودکی ات جا گذاشتی . . .
شاید بزرگ شدن اتفاق خوبی نباشد . . .
خدایا !
آخرش نفهمیدم !
اینجایی که هستم !
تقدیر من است یا تقصیر من ؟!!!؟
آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد . چیزی بگو که کفّه ی
سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود
حضرت علی ( ع )
در عجبم از
سیب خوردن مان
که
از آن فقط "چوبش" باقی می ماند .
مگر این همه چوب که خوردیم
از یک سیب . . . شروع نشد ؟!